۰۳ شهریور ساعت ۰۸:۵۴
یه تراژدی دم دستی و بسیار شعار زده
با بازی های نه چندان دلچسب
متن تکه های قوی داشت اما انگار نویسنده یه کتاب جملات قصار کنار دستش گذاشته و هر جا تونسته یه جمله خفن هم آورده ....
فقط چند دقیقه آخر واقعا تئاتر بود باقی شبیه نمایشنامه خوانی در حال قدم زدن بود
۲۸ مرداد ساعت ۰۸:۰۸
یک اثر انتزاعی با دیالوگ هایی جذاب و دوست داشتنی
اما چند تا نکته ذهنم رو درگیر کرده که با شما هم به اشتراک میگذارم:
-هرکدون از آدم های رو صحنه از جایی از جهان و حتی تاریخ کنار هم جمع شده بودند حق بود به طراحی لباس و اکسسوری صحنه بیشتر توجه بشه
-موسیقی کار انتخاب های عالی بود اما گاهی تداخل با دیالوگ ها باعث شنیده نشدن دیالوگ ها میشد
-بعضی دیالوگ های طنز کار بسیار سخیف بودند که در شان این کار نبود مثل جایی که بازیگر گفت من یه تیرم و بازگیر مقابلش گفت خب به ....
-بازی های خانم مهرناز بختیاری، مرتضی علی داد و افق ایرجی خیلی قابل توجه بود ولی بعضی بازی ها بسیار خشک و ...
-یک صحنه ای توی کار بود مواجه صاحب خانه و فروید واقعا نه اتصالی به کار داشت و نه جذابیتی بجز بعضی شوخی های دم دستی و ... حتی اتصالش به خود اثر هم با دو تا تاریکی صحنه و تغییر دکور اتفاق افتاد که بنظرم این تکه رو اضافه تر هم کرد
۱۷ مرداد ساعت ۱۵:۳۸
یه کمدی زیبا
بازی ها فوق العاده
گاهی شوخی ها سطحی میشه اما کار زیباست
این قشنگ بود که بعد از دیدن کار شما ساعت ها به نمایش فکر می کنید و به سیب هایی که خودمون گاز زدیم فکر می کنیم
۱۷ مرداد ساعت ۱۵:۳۲
یه نمایش فوق العاده
از نظر نور، موسیقی و داستان
خیلی عالی
بسیار از دیدن این کار لذت می برید
طنز بسیار قوی هم در بازی و هم در نمایشنامه