تیوال نمایش بوف کور
S2 : 21:45:07
امکان خرید پایان یافته
  ۱۵ فروردین تا ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: ناصر حسینی مهر
: بابک قهرمانی، محبوبه تفضلی، نیره سادات میرزایی، شاهو رستمی، عزالدین توفیق، میثم دامن زه، مهشید کاظمی، وحید فریدی، رضا شهرآ، اسماعیل خزایی، مرتضی مظلومی

: مهدی فتاحی
: ناصر حسینی‌مهر
: زینب ایوبی
: سمانه داوودی پارسا
: زینب مقانی
: هادی پناهی

روایتی آزاد از «بوف کور» و «سه قطره خون»

یادداشت کارگردان:
در بین آثار ادبی ایران اثری که مانند «بوف کور» بتواند منشا الهام تاز‌گی در تیاتر ایران باشد کمتر دیده می‌شود و متأسفانه آن‌گونه که بایسته است از گنجینه‌های ادبی خود در تیاتر کمتر بهره برده ایم و همواره در چنبره ای از قواعد قدیم نمایشنامه نویسی دست و پا زده ایم با همان ساختارها و دیالوگ‌پردازیهای پر تصنع و با همان مضامین تکراری. اما در داستان «بوف کور» با ساختاری زیبا و رمزگونه روبرو هستیم آن هم با زبانی ساده که تنهایی انسان را در دنیای امروز بیان می‌کند. نمایش ما اقتباسی آزاد است از این داستان و نیز «سه قطره خون» که بیشتر به فضاهای خیال‌گونه یا آبستره آن دو می‌پردازد و سعی «گروه تیاتر6» این بوده تا بر صحنه عناصر بصری هر دو داستان هدایت انعکاس داده شود و نه تکرار واژه به واژه آنها.

* ورود کودکان زیر ۱۰ سال ممنوع است *

گزارش تصویری تیوال از نمایش بوف کور / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تنهایی انسان در دنیای امروز

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امیدوارم تمدید شه
ذوق زده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مگر می شود اسم استاد حسینی مهر پای کار باشد و نمایش خوب نباشد.. بسیار لذت بردم . درود بر جناب حسینی مهر و تیم اجرایی ایشان
فرزام قدیری نیا و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بوف کور اثری ست جاندار و تازه و البته با پیچ و خم های بسیار، چه در کتابش و چه در نمایش جناب حسینی مهر
این نمایش به خوبی توانسته از متن ثقیل و ارزشمند صادق هدایت برآید.
بازی بی نظیر بابک قهرمانی همیشه در ذهن من باقی خواهد ماند، به راستی بروی صحنه شگفتی می آفریند.
صحنه ی نمایش مینیمال و بسیار درست طراحی شده است.
از دیدن این اثر بسیار خرسندم و دیدنش پیشنهاد میشود.

در واقع "بوف کور" را باید چندین بار دید.
البته این طراحی صحنه را با این حجم خاک و وسعت و عمق صحنه نمی توان مینیمال نامید.
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
درود بر شما جناب عمرانی عزیز

بطور مشخص در اپیزود اول، طراحی صحنه با وجود این حجم خاک به نظر من مینیمال رسید. چرا که فقط عناصر اصلی تشکیل دهنده رو میبینیم و از باقی اجزای غیرضروری هیچ استفاده ای نشده است.

سپاس از همراهی تان
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز برای فردا 30 فروردین 2 تا بلیط دارم که متاسفانه نمیرسم برم . اگر کسی خواست لطفا
اطلاع بده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب حالم خوبه...
دوستان نزدیکم مدام به طعنه بهم میگن تو که خودت تئاترى هستى چرا اینجا انقدر کم تئاتر میرى؟ راستش از ته دلم خبرندارن که تئاتر انقدر برام عزیزه که وقتى کارى نیمه جون رو روى صحنه مى بینم تا روزها حالم بد هست. نه اینکه بخوام اداى منتقدان و همه چیزدان ها رو دربیارم، نه. چیزى که عذابم میده تئاتر رو به شوخى گرفتن هست، یکجورى بى حرمتى به این هنر هست که عاصیم مى کنه. مى گم آخه چرا؟ این همه شغل و تفریح و کارهاى جور و واجور هست که میشه هم پول بیشترى درآورد هم تفریح بیشترى کرد. چرا تئاتر؟ هیچ کجا ندیدم که آدم هاى تئاترى بى غیرت باشند، بى استعداد چرا، سطحى چرا ولى بى غیرت نه.
اینه که دلم میلرزه برم تئاتر. میگم بشینم کار خودم رو بکنم، سرم به کارم باشه و به این چیزا فکر نکنم. حال خودم رو خوب نگه دارم براى کار.
اصلا هم صحبتم سر سلیقه و خوش اومدن از این ... دیدن ادامه » کار و اون کار نیست. انقدر عقلم میرسه که هرکارى خوبى هاى خودش رو به هرحال داره و بدى هاش هم سر جاش و این نظر شخصیه.
بى حرمتى یک بحث دیگه ست. وقتى نمایشى دیر شروع مى شه حالت جنون بهم دست میده، میخوام برم کارگردانش رو پیدا کنم و ماست خورش رو بچسبم و بگم آخه انتر تو که شعورش رو ندارى چرا مردم رو معطل خودت مى کنى؟ یا اینکه مى بینى طرف دو ساعت تو رو توى سالن نشونده یک مشت مزخرفات تحویلت داده آخر سر با دبدبه و کبکبه میاد روى صحنه انگار فتح الفتوح کرده بنا میکنه به نطق بلند و بالا و کثافتش رو به خره و سگه با بادى به غبغب تقدیم مى کنه. اسمش رو هم میذارن احترام و عرف تئاترى! حالم بد مى شه. همه چى مثل واریته مى مونه براى خودنمایى. مى دونم من آدم ناجوریم. حالم خوب نیست. آخرش اینه که میگن از فرنگ اومده حرف مفت میزنه. باشه. شما راست میگین.
اما امشب حالم خوبه. حالم خوبه که... خیلى خوبم. انقدر خوبم که مى خوام به همه بگم چقدر خوبم. چرا؟ چون بعد از چهار سال توى این مملکت زندگى کردن براى اولین بار رفتم تئاتر و همه چیزش سر جاش بود. اونم کجا؟ سالن چهارسو، تئاتر شهر. اصلا این تئاتر شهر من رو اینجورى کرد. اول که اومده بودم فکر مى کردم تئاتر شهر مرکز هنر تئاتر این کشور هست و هرچى رفتم دیدم کارهاى درپیت بود. بگذریم. حالم خوبه.
امشب بوف کور صادق هدایت رو دیدم. باز قبلش ته دلم آشوب بود. آخه خوندم که برداشتى است آزاد از بوف کور و سه قطره خون. هى با خودم فکر کردم آخه خود بوف کور رو نمایشى کردن یک چیزه بعد با سه قطره خون قاطى کردنش یک چیز دیگه ست.
از اونطرف به خودم دلدارى مى دادم که بابا ناصر حسینى مهر که از این نخاله هاى بچه موش تئاترى نیست که پرت و پلا بگه. رفتم.
جلوى در بروشور نمایش رو خریدم، تا باز کردم روحم پر کشید. داخلش سه صفحه اول به چهار زبان فارسى، آلمانى، انگلیسى، فرانسه توضیح مختصرى درباره نمایش. بعد درباره بوف کور یادداشت هاى کوتاه از ناتل خانلرى، کاتوزیان، دوستخواه، صنعتى و...تا خود حسینى مهر تا یک نگاه به اینها بندازم ساعت شد هشت و رأس ساعت در باز شد و نشستیم. از نمایش چیزى نمى گم چون هنوز سرم گیجه. اما این رو میتونم بگم که همه چیز، تکرار مى کنم همه چیز سر جاى خودش بود. حتى یک کلمه حرف بى ربط، حرکت بى ربط، اداى بى خود نبود که نبود. مرض دیگه اى که دارم این هست که با اولین اشتباه که از روى کم کارى و بى سوادى روى صحنه پیش بیاد حواسم پرت میشه و دیگه از کار لذت نمى برم و همش به مزخرفات تکنیکى فکر مى کنم. اما نه، انقدر حواسم جمع بود که تا آخر نمایش مثل بچه آدم دستم رو دادم به دست کارگردان و من رو با خودش برد تا اونجا که اسمش رو هنر میذارن.
یک نفر از بازیگرا ساز خودش رو نمیزد، همه با هم دست در دست غوغا کردند. چه زیبا. دلم رفت.
دلم براى تئاتر رفت و دوباره عاشق شدم.
نمایش تمام شد. رورانس نداشت. کسى نیامد. من بودم و تئاترم و شعبده حسینى مهر. خواستم خودم رو زودتر از سالن به بیرون برسونم تا صداى مردم از چیزى که دیده بودم خارجم نکنه، خواستم نگهش دارم. یک کم بیشتر. حرمت تئاتر رو براى اولین بار در این مملکت هم حس کردم و چقدر حالم خوبه....
درود جناب خامته ای گرامی ... چه خوب نظر شمارا درباره ی اجراها میخوانیم ..سپاس
۲۳ فروردین ۱۳۹۶
سلام از ماست
واقعن این نمایش همه ی ویژگی هایی که همیشه صحبتش رو میکردید رو داشت و این خیلی برام جالب بود و خلاصه یادآورتون بود واقعن برام. دوست دارم اینجا باز ازتون تشکر کنم بابت مطالبی که از گروهتون آموختم. موفق باشید
۰۱ خرداد ۱۳۹۶
خواهش مى کنم.
ممنون از شما
۰۱ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید