آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش جوادیه (بیست متری)
S3 : 05:14:48 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۶ مرداد تا ۰۶ شهریور
۱۸:۰۰ و ۱۹:۴۵
۵۵ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان
قصه چهار نفر از بچه محله های جوادیه تهران است که در دهه شصت هر کدام زندگی خود را داشته اند و در حال حاضر که انها مرده اند به محله خود می ایند و روایت خاطرات محله و‌زندگی خود را در گذشته میکنند...

اخبار

›› نمایش «جوادیه» طی دو نوبت به صحنه می رود

›› نمایش «جوادیه» دو اجرایی شد

›› نمایش «جوادیه (بیست متری)» دو اجرایی شد

›› نمایش «جوادیه(بیست متری)» در تالار قشقایی تئاتر شهر به صحنه می رود

ویدیوها

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دل من دیگه خطا نکن , با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من , مردم رو شناختی دل من
...
رضا بهرامی
سپاس
سپاس از شما که میون این روزهای سخت ،حال خوبی واسمون ساختین.
۰۵ شهریور
bahar
سپاس از شما که میون این روزهای سخت ،حال خوبی واسمون ساختین.
🙏
۰۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تا اومدیم سینما رو رنگی ببینیم،دنیامون سیاه سفید شد ...
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
تبریک به شما بخاطر قلم زیبا و ناب تون خیلی عالی بود نمایشنامه ی بیست متری جوادیه،کلی حس و حال گذشته رو برامون زنده کرد،من بچه ی جوادیه نبودم ولی نمایشنامه تون خیلی شبیه زندگی هم نسل های ما تو اون ده ست مثلا خوب یادمه اجازه نداشتیم مدرسه جوراب یا کفش رنگی بپوشیم،ویا اینکه یه بار من عکس فوتبالیست هارو مثل علی دایی،عابدزاده،جواد رزینچه و... از روزنامه قیچی کرده بودم وتو یه دفتر چسبنده بودم بردم مدرسه به دوستام نشون بدم مدیر مدرسه متوجه شد ویه هفته از مدرسه اخراجم کرد،بنده حتی تو خانواده اجازه نداشتم از اون کیلیپسی بازیگر نمایش تون می گفت استفاده کنم وگرنه تنبیه شدید بدنی می شدم ویا کلا موهامو ازته می زدن مدل پسرونه،بیست متری جوادیه کلی خاطره رو برام زنده کرد، ممنونم
۰۴ شهریور
Sara Asghari
تبریک به شما بخاطر قلم زیبا و ناب تون خیلی عالی بود نمایشنامه ی بیست متری جوادیه،کلی حس و حال گذشته رو برامون زنده کرد،من بچه ی جوادیه نبودم ولی نمایشنامه تون خیلی شبیه زندگی هم نسل های ما تو ...
ممنون از لطفتون🙏
۰۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سیامک :تا اومدیم سینما و رنگی ببینیم ..........زندگیمون سیاه و سفید شد

یه اجرای عالی با بازی بی نقص هومن بنایی و امیر عدل پرور عزیز
کهبد تاراج و رضابهرامی عزیز امیدوارم همیشه خوش بدرخشید...
مردم دیگه فقط تو تاکسی ها اعتراض میکنند..
میگن الان خانم ها مانتو جلوباز میپوشن..!
جوادیه دیگه سینما نداره....
حرومزاده چه حلال گفت که حروم خوری حلال شده و حلال خوری حروم..
.
.
ما اومدیم پایین چون باید یه چیزایی رو میگفتیم.
خوبیِ مرگ اینه که یه جا نگهت میداره
دیگه نه بزرگ میشی نه کوچیک
این روزا همه چی عوض شده .حلال خوری حروم شده حروم خوری حلال
سال عجیبی بود، آدما یکی یکی غیب می شدند.
اگر کمی اشتباه گفتم ببخشید!
محسن مالمیر
درباره نمایش بیست متری (جوادیه) (برگه وابسته) i
سیف الله: ... حلال خوری حروم شده و حروم خوری حلال.
حلال می گفت حرومزاده...!
مریم رودبارانی
درباره نمایش بیست متری (جوادیه) (برگه وابسته) i
مرجان : ما نتونستیم مثل شما زندگی کنیم ،

مرگ اومد سراغمون مرگ یهویی ، مرگ اتفاق خوبیه
مریم رودبارانی
درباره نمایش بیست متری (جوادیه) (برگه وابسته) i
کمتر دختری رو میتونین پیدا کنین تو بیست متری که هم شاملو بشناسه و

هم سهراب و هم ثالث و هم گلستان رو از حفظ باشه .

ابرام گلستان رو میگم با اون داستان کوتاهاش نه سعدی گلستان .
مریم رودبارانی
درباره نمایش بیست متری (جوادیه) (برگه وابسته) i
قلی پشگل یه چسه مغز داشت ولی یه جمله داشت که باید با طلای ناب قاب کرد زد به دیوار یه ابسرد کن هم زد زیرش که هرکی خوند صلوات بفرسته به روحش.
می گفت چندسال بعد یعنی زمان شما یه کسی که حلال درمیاره نمیگن حلال خور
هرچی فکر میکنم میبنم حلال گفته حرومزاده...
30MaH
درباره نمایش جوادیه (برگه وابسته) i
اشک رازی است
لبخند رازی است
عشق رازی است

اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که بینی
یا چیزی چنان که بدانی...

من درد مشترکم
مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن می ... دیدن ادامه ›› گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم

نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده،
من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام
و دست هایت با دستان من آشناست.

در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان،
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بودند.

دستت را به من بده
دستهای تو با من آشناست
ای دیر یافته! با تو سخن می گویم
بسان ابر که با طوفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن می گوید

زیرا که من
ریشه های تو را دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست


"احمد شاملو"


سپاس از دوستان برای همراهی و محبت شان .
۰۸ آذر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فائقه معتمدی
درباره نمایش جوادیه (برگه وابسته) i
شهرام تاکسی : میدونی قد خیلی مهمه ....خیلیا قد عاشقی نیستن ....


شهرام تاکسی:الان میگم چرا دوسش داشتم.....دوسش داشتم ولی پول نداشتم


شهرام تاکسی:اینجا کسی با صدای راه آهن بیدار نمیشه ،با صدای اذون بیدار میشه!!!!!

از تمامی دوستان و سروان گرامی که ما را مورد حمایت خود قرار دادن و

ما را همراهی کردن سپاسگزاریم .

۲۸ آبان ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فائقه معتمدی
درباره نمایش جوادیه (برگه وابسته) i

سیامک :تا اومدیم سینما و رنگی ببینیم ..........زندگیمون سیاه و سفید شد
گروه تئاتر نزدیک (دست خالی)  
درباره نمایش جوادیه (برگه وابسته) i

مرجان : ما نتونستیم مثل شما زندگی کنیم ،

مرگ اومد سراغمون مرگ یهویی ، مرگ اتفاق خوبیه


دیالوگی از نمایش جوادیه
گروه تئاتر نزدیک (دست خالی)  
درباره نمایش جوادیه (برگه وابسته) i

شهرام تاکسی:

ما کاسه دخلمون پر شه انگار زمین و آسمون واسمون ملق میزنه. ما دلمون به پدال و فرمون و دنده و این ضبط ه که به خاطرش ترانزیت کلانتری هفده جوادیه هم خوشه خوووش ...

مجتبی مهدی زاده این را خواند
فائقه معتمدی و فهیمه تردست این را دوست دارند

از تمامی دوستان و سروان گرامی که ما را مورد حمایت خود قرار دادن و

ما را همراهی کردن سپاسگزاریم .

۲۸ آبان ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید