آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش جوادیه (بیست متری)
S3 : 11:08:48 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۶ مرداد تا ۰۶ شهریور
۱۸:۰۰ و ۱۹:۴۵
۵۵ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان
قصه چهار نفر از بچه محله های جوادیه تهران است که در دهه شصت هر کدام زندگی خود را داشته اند و در حال حاضر که انها مرده اند به محله خود می ایند و روایت خاطرات محله و‌زندگی خود را در گذشته میکنند...

اخبار

›› نمایش «جوادیه» طی دو نوبت به صحنه می رود

›› نمایش «جوادیه» دو اجرایی شد

›› نمایش «جوادیه (بیست متری)» دو اجرایی شد

›› نمایش «جوادیه(بیست متری)» در تالار قشقایی تئاتر شهر به صحنه می رود

ویدیوها

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سلام و خداقوت. خسته نباشید . اصولاً اساسی ترین رکن تئاتر و غالباً هنرهای نمایشی ، نمایشنامه است . نمایشنامه نه مکالمه است نه خاطره گویی نه گزارش دهی نه حدیث نفس و نه درد و دل . شور بختانه ضعف در مقوله نمایشنامه نویسی /درام نویسی/ کلیت تئاتر کشور را دربرگرفته وتهدید می کند.
‌در خلاصه نمایش جوادیه آمده : قصه چهار نفر از بچه محله های جوادیه تهران است که در دهه شصت هر کدام زندگی خود را داشته اند و در حال حاضر که انها مرده اند به محله خود می ایند و روایت خاطرات محله وزندگی خود را در گذشته میکنند...
اما این روایت نه تنها خلاصه قصه نیست بلکه ذاتن نمیتونه تعریفی از قصه باشه و بهتره بگیم خلاصه اجراست چون معتقدم اصلا قصه یی در کار نیست و خلاصه قصه همهٔ ان چیزیست که به اجرا در میآید . چهار نفر می آیند و خاطراتشان را روایت می کنند . جایی خواندم که بدترین نوع شخصیت پردازی در نگارش نمایشنامه ، مستقیم گویی یا رو گویی یا/شرح حال کاراکتر از زبان خویش/ است . یعنی کاراکترها خودشان را معرفی می کنند و خاطره شان را میگویند و تمام . یعنی در نمایشنامه جوادیه مسئله قصه ، پرداخت، تقابل،گره افکنی، کشمکش، ایجاز، هدف، تعلیق و.... به کل فراموش شده است . حتی روایات هم ساده انگارانه اند و به محض شروع روایت دوم روایت اول فراموشمان میشود و بی آنکه حظ ببریم و بخاطر بسپاریم ، فراموش میکنیم زیرا در اجرا فقط بسیار می شنویم بی آنکه لحظه یی درگیر ماجرا بشویم و تعملی کنیم . اگر از بازیگران یک نفر را حذف کنیم اتفاق خاصی نخواهد افتاد و اگر چند کاراکتر دیگر را هم بیافزاییم فرقی به حال اجرا نمی‌کند و این نشان از ضعف در قصه و پرداخت و شخصیت پردازی است . به امید روزهای درخشان و آرزوی سلامتی تک تک عوامل این اجرا
میم، امین حق شناس و آقامیلاد طیبی این را خواندند
محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارد
به صورت کلاسیک مطالب شما درسته..
ولی الزاما هما این اتفاق ها نباید بیافته..
تو کارهایی شبیه این مد نظر فضاسازی در مورد آدمهای
یک جای خاص هست، تیپ سازی ( نه شخصیت پردازی)
صورت می گیرد و زندگی چند نفر که نماد آدمهای زیادی
روایت می شود و در انتها ضربه زده می شود..
ضربه در اپیزود آخر خوب و درست می ... دیدن ادامه ›› خورد، اما فضاسازی
درستی صورت نمی گیرد... حتی به دوره های دیگر هم قابل
تعمیم نیست..
مثلا شهرام تاکسی دهه ۶۰ نمی تواند به اصغر تاکسی دهه ۹۰
تعمیم یابد‌..
۱۴ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// آخرین سامورایی//
بعد از مدتها یعنی ۲۵ بهمن ۹۸، اولین تئاتری بود که دیدم...
آخرین سامورایی راجع به امروز بچه دهه های ۶۰ بود و
آرزوهاشون و در آخر نرسیدن به آرزوهاشون...

و بیست متری جوادیه راجع به بچه های دهه ۶۰ محله جوادیه
و هر دو رویکردی معترض و هر دو با انتخاب کمدی به عنوان
ژانر و ساختار نمایش..

بهرحال متن طنزگونه و ساختار کمدی ابزار مناسبی برای بیان
انتقادها و مطالب ناراحت کننده است و من همچنان یکی از
مدافعانش هستم... ... دیدن ادامه ›› اما به نظرم لحظات کمیکش بر تیپ
سازی ( چون قطعا منظور نویسنده اش شخصیت پردازی
نبوده) می چربید.. به عبارت ساده تر، مونولوگ ها به خصوص
شهرام تاکسی یادآور دهه ۶۰ نیست...
نکته دیگر در مورد دهه ۶۰، دهه جنگ و موشک بارون تهرون
و صفوف کوپن و فیلم عقابها در سینماست که ردپایی در
این متن دیده نمی شود...
بطور کلی به جز مرجان تنها مانتویی جوادیه دهه ۶۰، که
در متن فضا سازی شده، در مورد بقیه کاراکترها در متن
اثری دیده نمی شود....
صرفِ بیان توسط بازیگران که در مونولوگ شان گنجانده
شده نمی تواند تصویر درستی به تماشاچی ( به جز متولدین
دهه ۵۰ به ماقبل) بدهد..

یکی از ایرادات بزرگ این اثر متن کار است، که پرداخت
بسیار خوب و منسجمی دارد و در مونولوگ آخر به جمع
بندی می رسد ولی عدم فضاسازی باعث شده که اثر به
نمایشنامه خوانی شبیه شود..

رضا بهرامی بعد از کارگردانی موفق کریمولوژی، ایده اذان و
نورپردازی را مجددا تکرار کرد..
ولی برخلاف کریمولوژی، کارگردانی اش در جهت بهبود متن
حرکت نکرد.. البته درست است که توانایی بازیگر در این
امر بسیار موثر است ولی بهرحال بهرامی باید خلاقیت
بیشتری به خرج می داد...

خانم بازیگر کمی ضعیف در بیان جملات نسبت به دیگران
ظاهر شد.. و فلاحت پیشه هم در لحظاتی بسیار خوب
در بیان و در لحظاتی بیانش نامفهوم بود..
در سالن امیر نوروزی را دیدم و جای خالی اش در این تئاتر
حس می شد!

در کل اثر متوسط رو به خوبی بود و حیف که ماندگار نشد..
ولی برای دیدن گروهی و لذت بردن از یک اثر کمدی و
غیر مبتذل به شدت پیشنهاد می شود..

اگر تمدید شود قطعا دوستان و خانواده را برای دیدن اثر
دعوت می کنم..

بیست متری جوادیه را دیدم و لحظاتی از ته دل با سیامک و دنیای فیلم های کیمیایی خندیدم... همه چیز نمایش مانند شخصیت هایش ساده بود، کارگردانی، صحنه... اما به دل می نشست... میزان عوام و سطحی بودن شخصیت زن را با توجه به قسم هایی که میخورد خیلی به نظرم جالب نیامد... بع نظرم همه فیلم ها و کتاب های اسم برده شده در نمایش دلبستگی‌های شخصی نویسنده بودند ودیگر هیچ، کاش ارتباط عمیق تری بین شخصیت ها وجود داشت و فقط به اسم جوادیه ختم نمی شد. در کل خسته نباشید.
نمایشی به شدت درست /به شدت خوش ریتم / وبه شدت حرف داره
یه خدا قوت به همه ی تیم نمایش جوادیه میگم و امیدوارم بازم تمدید بشه
چه خوبه که همه از این نمایش راضی بودن. انگار فقط من خوشم نیومده 😬
۰۶ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی
یک خرده توضیح بده.. چی چی هست؟
آنی هال رو خیلی وقت پیش دیدم اما تا جایی که یادمه آنهدونیا یعنی لذت نبردن که از چیزهایی که به خودی خود لذت بخشن. البته در مورد تئاتر نمیشه گفت مصداق صد در صدی داره اما میم عزیز گفتند که از بیشتر تئاترها لذت نمی برند ممکنه دور از جونشون مبتلا شده باشند. شخصا امیدوارم این طور نباشه و نپسندیدن ایشون به دلیل مشکل پسند بودنشون باشه.
۰۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام این نمایش رو امشب دیدم نمایشنامه ش رو خیلی دوست داشتم با اینکه قصه ی بیست متری جوادیه ده شصت رو نمایش می داد اما فی الواقع قصه ی بیشتر محله های پایین تهران ده ی شصت رو برامون تدایی می کرد و انگار آسمان اون دهه همه جا یه رنگ بود، امشب یه نمایش با احساس و نوستالوژیک دیدم و کلی خاطرات تلخ وشیرین برام زنده شده و با خودم فکر کردم که چی بودیم و چی شدیم،و هنوزم می گم ما ده پنجاه و شصت نسل سوخته ایم. اونقدر نمایشنامه وبازی بازیگران والبته کارگردان کار درسته بود که این همه حس من تماشاگر رو برانگیخت.تبریک به همه ی عوامل این نمایش
سارا اصغری تکدام
پیش اومده بود که یه کار رو 2 بار ببینم، ولی 3 بااار نه.
من جوادیه رو 3 بار دیدم.
واقعا ارزش دیدن داشت و هر بار لایه های تازه ای کشف کردم ازش که تبحر کارگردان رو نشون میده به نظرم. به قول خودش،عاشقی میکردن رو صحنه.
رفتم و سرمست شدم،وز طرب آکنده شدم...
بیشتر از قبل،تاتر رو حمایت کنیم.
پس باید کریمولوژی را ۱۰ بار ببینید...
۰۶ شهریور
بسیار ناراحتم که این کار رو ندیدم." جوادیه " باعث شد دیگه هیچ اجرایی از آقای بهرامی رو از دست ندم!!!
۱۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای خوبی بود من دوست داشتم، نویسنده موفق شده بود با استفاده از مولفه های بومی زندگی شهری در تهران دهه شصت توجه مخاطب را جلب کند و این موضوع به همراه بازی های خوب هنرمندان محترم ایرادات درام نمایشنامه را پوشش داده بود. به جرات می گویم اگر بازی خوب هنرمندان نبود، مونولوگ های طولانی مدت و گاها بی ارتباط با خط درام نمایش باعث ایجاد دلسردی در مخاطب می شد. البته دور از نظر ندارم که به سبب سیر نمایش در جهان مردگان بخشی از گفتمان نمایشنامه در فضای ملانکولی می گذشت اما با این حال مخاطب (یا حداقل بنده) انتظار یک زنجیره وقایع هر چند باریک را در این گفتمان ملانکولی داشت که البته محقق نشد. نور و صدای صحنه عالی بود و همه چیز بجا انجام شد، و انصافا هنرمندهای محترم بازی چهره، صدا و بدن خوبی داشتند که به نظرم این نمایش را برای دیدن ارزشمند می کند. من دیدن این نمایش خوب را به همه پیشنهاد می کنم و مثل همیشه خواهش دارم که هنر اصیل و شگفت انگیز تئاتر را فراموش نکنید. به تمام عوامل اجرای این نمایش خسته نباشید می گویم.
بازی ها خیلی خوب بود اما متن قوی نبود.
پویا فلاح این را خواند
کهبد تاراج، هومن بنائی و محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارند
ارادت
ممنون که به تماشای ما نشستید🙏
۰۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من 2 بار این نمایش رو دیدم و قصد دارم فردا هم برای سومین بار برم و تماشا کنم. چون نمایش لایه لایه س و با یک بار تماشا، نمیتونی به عمقش برسی.بار اول نهایت از متن و بازی ها لذت میبری.انقدر قویه که کاملا درگیرت میکنه و ممکنه از بقیه ارکان نمایش غفلت کنی. ولی وقتی بار دوم تماشا میکنی، به قدرت کارگردان و هنرش پی میبری و لذت فراتری میبیری. من عشق کردم و لذت بردم.
رفتم و سرمست شدم، وز طرب آکنده شدم ...
حتما برای دیدن این کار وقت بگذارید.
هفته ی پایانیه.
دست مریزاد به کل گروه به خصوص کارگردان.
دیالوگ ماندگار : قد خیلی مهمه، بعضی از آدم ها قد عاشق شدن نیستن ... (قریب به مضمون)
نمایش جوادیه (بیست متری)، نوار فروش هایی که آدم فروش شدند

جوادیه (بیست متری)در کل نمایش خوبی بود. مروری بر فضای دهه شصت محله جوادیه در مونولوگ چهار کاراکتر.
اشاره ای هم در لفافه و خیلی هوشمندانه به قتل‌های زنجیره‌ای داشت. آن بخشی که مربوط به گم شدن برخی شهروندان جوادیه و نازی آباد در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد
اندکی سانسورش کرده بودند اما کارگردان با هوشمندی تیکه هایی گذاشته بود توش برای اهل تفکر و کسانی که قتل های زنجیره ای اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد را می دانستند. در واقع قتل های زنجیره ای از کشتن برخی از شهروندان ساکن جوادیه و نازی آباد شروع شد. کسانی که پلیس اسم اراذل و اوباش گنده لات یا خانم های ویژه روشون گذاشته بود.
روایت کسانی که در قتل های زنجیره ای کشته شده بودند و اکنون بازگشته بودند و روایت زندگی خود را بیان می کردند. البته احتمالا برای کسانی که با تاریخ محله جوادیه آشنا نباشند اشاره های این نمایش قابل فهم نیست. داستان ژاپن رفتن های بچه های جوادیه و کشته شدن برخی از ساکنان این محله که در واقع پیش زمینه قتل های معروف زنجیره ای بود که در نهایت به روشنفکران و فعالان ... دیدن ادامه ›› سیاسی رسید.
نمایش متکی بر مونولوگ های کاراکترها بود. به نسبت هم خوب در آمده بود خصوصا مونولو کاراکتر شهرام تاکسی! انتخاب موزیک های متن نمایش هم عالی بود. خصوصا در زمانی که شهرام تاکسی روایت کشته شدن خودش را گفت ناگهان صدای داریوش در سالن پخش شد که می خواند زندگی را باختی دل من مردم را شناختی دل من
بازی دختر نمایش هم قابل قبول بود اما چیز ویژه ای نداشت. اما کاراکتر سیامک عشق فیلم به نظرم چندان سنخیتی با تیپ بچه های جوادیه نداشت البته خودش هم تاکید داشت بچه جوادیه نبوده. البته خیلی هم شباهتی با کاراکتر های عشق فیلمی که در سینما و ادبیات ما مرسوم است نداشت. خوب هم در نیامده بود.
روایت سیف الله که کاراکتر آخری دقیقا سرنوشت تمام نوارفروش هایی بود که آدم فروش ضشدند و اخرش هخودشان هم قربانی. اتفاقا کارردان خیلی هوشمندانه این کاراتر را درست کرده بود. تیپی آشنا!
خوب بود. تئاتر ایرانی اصیل درست کرده بودن. ازین نظر خیلی خاص بود. درست کردن تئاتر ایرانی خیلی سخته. توصیه میکنم دیدنشو
سلام ؛
نمایش فوق العاده پر قدرت و خوبی بود بازیگرها معنی واقعی تباهی افکار و به تصویر کشیدن ؛ تباهی زندگی
خاطره های زیادی زنده شد و از افراد شاهکاری نام برده شد که این یجور امتیاز مثبت میشه برای ی نمایش
دیالوگ ها فوق العاده محشر و شاهکار بودن مثل :
+خوبی مرگ اینه که یه جا نگهت میداره دیگه نه بزرگ میشی نه کوچیک
ممنون از اجرای خوب و تاثیر گذارتون
ممنون از پرسنل خوب و زحتمکش تاتر شهر *-*
دیدن این کار رو به خصوص برای مخاطبان غیر سخت گیر تیارت توصیه میکنم. بیست متری جوادیه، سعی می کند در یک فضای نوستالژیک دهه شصتی، یک طنز تلخ اجتماعی پیش روی مخاطب قرار دهد و در زمینه خنده گرفتن از تماشاچی و همراه کردن مخاطب تا پایان کار، بدون ورود به هجو، بسیار موفق عمل می کند. از جمله نکات مثبت کار می توان به بازی های خوب و یک دست بازیگران به خصوص در حوزه بدن، طراحی صحنه مناسب با توجه به فضای حسی مورد نظر کارگردان، انتخاب هوشمندانه متن (4 منولوگ پی در پی) با توجه به دشوار بودن تمرینات گروه در شرایط کرونا و داستان گویی روان کار اشاره نمود. به نظر می رسد اصلی ترین دغدغه گروه، تلاش در جهت آشتی دوباره مخاطبان با تیارت با توجه به دشواری های شرایط کرونا بوده است که در این زمینه بسیار موفق عمل می کند.
از جمله نکات مثبت می توان به موارد زیر اشاره نمود
1. بازی ها خوب و یکدست هستند. تایپ بازیگری که انتخاب شده، بازی های بیرونی و قلو شده، با توجه به مشخصات متن، هوشمندانه و مناسب است
2. در حوزه صدای بازیگران، مونوتن صدا، فکر شده و دقیق است
3. طراحی صحنه مینیمالیست کار، با فضایی که کارگردان میخواسته القا کند همسو است
4. طراحی نور، مینیمالیست و با فضازی کلی کار همسو است
5. در حوزه متن، نمایشنامه در زمینه داستان گویی موفق است و دست کارگردان و بازیگران را برای همراه کردن ... دیدن ادامه ›› مخاطب، بخوبی باز می گذارد. همچنین کارگردان و بازیگران در کار کشیدن از ظرفیت های متن ، همراه کردن مخاطب و اخذ خنده و همچنین برانگیختن همزات پنداری مخاطب با شخصیت ها، موفق عمل می کنند
6. انتخاب این متن در این شرایط کرونایی، که شامل 4 مونولوگ پی در پی است، هوشمندانه است و موجب شده دشواری های تمرین گروه کمتر شود. لذا کار از لحاظ پختگی در مجموع خوب است.




همچنین برای عوامل این کار ضمن خسته نباشید چند پیشنهاد جزیی دارم. قبل از هر چیز این رو اعلام کنم که فقط یکبار کار رو دیدم و این امکان هست که برخی نکاتی که عرض می کنم بخاطر این باشه.
1. بر اساس یکی از دیالوگ ها، فضای زمانی کاراکتر های کار، حدود سال 1362،63 هست. در حالی که برخی فضا سازی ها و شخصیت ها، بیشتر به اواخر دهه شصت و حتی اوایل دهه 70 نزدیک است تا اوایل دهه شصت.. به نظر می رسد دلیلش این باشد که نویسنده و کارگردان در آن سالها در دوران کودکی بوده اند و فضای اجتماعی آن روزها را از نزدیک درک نکرده اند.
2. طراحی لباس بازیگران به فضای اوایل دهه شصت نزدیک نیست و جای نگاه دوباره دارد.
3. طرح کلی کار، طرح خوبی است و ظرفیت های خوبی برای حرف های جدی تر دارد. در حالیکه نویسنده و کارگردان، تنها به جمع بندی و بازنمایی آنچیزی که شاید قبل از دیدن کار در ذهن اکثر تماشاچی ها بوده است، بسنده می کنند. به عبارت دیگر، حرفهایی که در کار زده می شود، اولن محدود به چند دیالوگ پراکنده در کار گنجانده شده که میتوانست بهتر از این عمل شود، ثانیا شاید قبل از دیدن این کار اکثر تماشاچیان همین حرفها را با جزییات متفاوتی در ذهن داشتند. لذا در مجموع کار، چیزی به تماشاچی اضافه نمی کند. به نظر می رسد دغدغه نویسنده و کارگردان بیشتر از اینکه حرفهای مهم زده شود، آشتی دوباره مخاطبان با تیارت بوده است که از طریق تلفیق بر انگیختن حس نوستالژی و خنداندن مخاطب صورت میگیرد که در این صورت، میتوان تصور کرد اصولن حرف جدی تر زدن جزو اهداف کار نبوده است.
4. صدای بازیگران از جهت مونوتون، کار شده و دقیق است ولی از جهت تمپو، صدای هر 4 بازیگر ایراد فنی دارد. حتی در برخی از صحنه ها، مشخصا بازیگر فریاد می زند. با اینکه ممکن است کارگردان در آن برش های خاص، تعمدا میخواسته فریاد به گوش مخاطب برسد، عدم تمپوی مناسب در سرتاسر کار، مشخص است

د ر پایان مجددا به همه عوامل خسته نباشید میگم. کارتان در زمینه آشتی دوباره تماشاچی با فضای تیارت بسیار ستودنی و قابل تقدیر است.
سید حسین افجه
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی عوامل اجرایی تئاتر جوادیه و پرسنل خوب و زحمتکش تئاتر شهر کارایی که آقای کهبد تاراج داخلش حضور دارن بینظیر هستن این کار هم بی نظیر بود مخصوصا مونولوگ های ...
ارادت جناب افجه عزیز
لطفتون پاینده🙏
۳۰ مرداد
تقریبا با شما موافقم...
۰۶ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی خیلی جالب بود. ممنون از عوامل اجرایی که تواین روزا حالمونو خوب کردن
۲۰ متری جوادیه
فردای نداشته را نمی توان دید؟!
اما گذشته را تجربه و به هر جهت زندگی کرده ایم و امروز؟!
نمایش خودمانی و دوست داشتنی برای نسلی که با این وقایع بزرگ شدند و قد کشیدند ولی آیا به بلوغ فکری و عقلی؟!
ولی تجدید خاطره ای مملو از تلخی و شیرینی در ذهن ما تصویر کرد.
شیرین به این دلیل که نمایش روایت روز های سپری شده ای را به یاد آورد با آمال آرزو هایی که
می خواستیم ، و باور کرده بودیم،با چه شور و هیجانی به دنبال خلاء های درونی و بیرونی مان روان و سرگردان شدیم.
قصه ایرانی ،بومی ، ملموس و با مشاهدات عینی و تجربیات شخصی و فردی اتفاق مبارکی افتاده است.
نمایش وطنی که در غیاب استادان پیشکسوت مغفول مانده بود با شجاعت ... دیدن ادامه ›› و جسارت قابل تحسین مسیر را هموار نموده است تا تشویق و ترغیبی برای کار های مهم تر نویسنده و دیگر همراهان باشد و انتخاب بجای بازیگران با تیپ ولباس و استعاره ها و آگاهی از نقش و زمان خود با زبان بدن و ادای درست واگویه ها مضمون قصه ی نویسنده و زحمت کارگردان را به رخ کشیده اند.
طنزی که حکایت از ناکامی ها و سرخوردگی های نشات گرفته از ؟!
اما تلخی،روزگاریست که درجا میزنیم ، چون دچار مسخ روحی و محو فکری با بیماری های روانی اجتماعی که سبب کشمکش درونی خودساخته و تحمیلی با تعصبات هوچی گرانه به زندگی بی مرگی عادت کرده ایم.

چنین شد .،.گذشته ،.رویای آینده؟؟!!!
برای آرامش کسانی که زنده هستند ولی در قید حیات نیستند :
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
به امید روزی که آیندگان حسرت گذشته را نخورد
میان خنده و گریه راهی نیست
اجرای دوباره «۲۰ متری جوادیه» ، اجرای دلچسب و دل انگیزی بود بعد از کریملوژی و درخشش مجید رحمتی با منولوگی تأثیرگذار و مسلط ؛ اینبار با تعییراتی نسبت به اجرای قبل؛ بهرامی جوادیه را با متنی هوشمند و موثر از کهبد تاراج به اجرا گذاشت، بازهم منولوگ و اینبار با چند اجرا توسط چند بازیگر؛ سوای متن و حال و هوای نمایشنامه و اینکه چقدر به واقعیت نمایی یا شعارزدگی دچار شده ... آنچه نمی توان در این نمایش نادیده گرفت؛ درخشش بازیگران آن است.
آرش فلاحت پیشه که این روزها با کار قابل تحسین «پنهان خانه پنج در» به عنوان کارگردان در تالار مولوی؛ نظرها را به سمت خود کشانده؛ با درخشش در نقش شهرام تاکسی، بار دیگر توانایی هایش به عنوان بازیگر را به رخ می کشد، بیان مسلط، بدن آماده؛ انتخاب لحن درست و تنیدن لحظات غم و شادی در یک دیگر، بازی او را در خاطره ماندگار می سازد. آیه کیانپور که بعد از اجرای عامدانه عاشقانه قاتلانه ، جزو بازیگران محبوب من در تئاتر شد، مرجانی باورپذیر و عینی برای من دهه شصتی در معرض دید گذاشت، و بعد از بازی احساسیش در تالاب هشیلان در سال گذشته، اینبار شکل متفاوتی از زن آسیب دیده اجتماع مردسالار دوران معاصر را بر صحنه زندگی کرد.امیر عدل پرور در همکاری دیگری با بهرامی ، چنان سیامک را باورپذیر اجرا می کنم که وقتی در میان فریاد های واپسین منولوگش از صحنه خارج می شود اشک میریزی، از یاد برده ای که همین چند لحظه پیش تو را به خنده قاه قاه واداشته بود.و هومن بنایی که اولین بار او را بر صحنه به نظاره نشسته بودم؛ بسیار مسلط و همسنگ بازیگران دیگر درخشید تا صحنه به طور یکنواخت بالندگی بازیگرانش را نشانمان دهد.
رضا بهرامی در دوران پرتلاطم این روزها درامی نوستالژیک هدف مند و مورد وثوق عام بر صحنه می برد و همین جسارت در روشن نگه داشتن چراغ تئاتر ، بر هر نقد و نظر دیگری، ارجح و مشمول قدردانی است.
کار زیبا و دلنشینی بود، برای ما دهه شصتی ها که بیشتر در گذشته زندگی میکنیم تا آینده، برای ما که در عالم رویایی کتاب و فیلم ها و قصه ها زندگی میکنیم دلپسند بود و یاداور خاطرات تلخ و شیرین گذشته ای که می دونیم دیگه تکرار نمیشه. گذشته ای که هرچی بود قشنگتر از امروز بود. متن نمایشنامه زیبا و ایرانی و ملموس بود. بازی بازیگران هم عالی بود مخصوصا بازی زیبای آرش فلاحت پیشه. همگی خسته نباشد
توی این روزا و سکوت تاتر‌ همین که راهروهای قشقایی پر میشه از جمعیتی که راضی از سالن بیرون میان خودش گواه اینه که یه تیم خوب یه اجرای خوب روی صحنه دارن..توی اینروزای سخت، تاتریهای اصیل با کمک عوامل تاتر شهر فضایی رو ایجاد کردن که خیلی لذت بخش هستش.. نمایش جوادیه حرف زیاد برای گفتن داره..ممنون از همه بچه ها و تیم اجرا
بهترین ویژگی این اجرا این بود که مخاطب اصلا خسته نمیشد و با شخصیت های داستان همراه میشد
متن عالی از آقا کهبدتاراج
کارگردانی خوب و بی نقص آقا رضا بهرامی
و بازی های روان و دلنشین بازیگرا
خداقوت🙌
از شروع نمایش تا پایان آن مخاطب همراه میشود..
حس و حال بیست متری جوادیه و آدم هایش هرکسی را غرق خود می کند...جذابیت های متن و بازی های باور پذیر و روان بازیگران در تمام لحظات به مخاطب حالی خوب هدیه می دهد و به نوعی مخاطب خودش را جزئی از آن آدم ها میبیند...
نورپردازی فوق العاده که خود نیز نقش عظیمی را اجرا می کند و در این فضا سازی ها نقش بخصوصی دارد...
لحظه ای خسته نشدم
و‌ در تک‌ تک لحظه ها حضور داشتم
خسته نباشید به جناب بهرامی و گروه خوبشون🙏🌺