تیوال نمایش وقتی کبوترها ناپدید شدند
S3 : 18:31:23
امکان خرید پایان یافته
  ۲۲ شهریور تا ۰۳ آبان
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: سُفی اکسانن
: محسن ابوالحسنی
: هستی حسینی
: (به ترتیب حروف الفبا) الهه افشاری، عباس خداقلی زاده، امیررضا دلاوری، شهروز دل افکار، سارا زینلی، مهدی کوشکی، رویا میرعلمی، مجید نوروزی
: تئاتر مستقل تهران

: حسن جودکی
: مصطفا کوشکی
: هستی حسینی
: سارا اسکندری
: علی کوزه گر
: کسرا پاشایی
: بهرام رامه
: مهدی دوایی
: ریحانه رنجبر
: هدیه بختیاری
: بابک احمدی
: ساینا قادری، تانیا یزدانی
: شادی آزموده
: ایمان عبدی، عباس خدا‌قلی‌زاده، حمید عاشوری
: ملیکا گنجی
: امیرحسین سیر، رضا رضایی، هدا حسینی، حسن محمدی
من یک فیلمساز وابسته‌ام.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش وقتی کبوترها ناپدید شدند / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «وقتی کبوترها ناپدید شدند» چند روز اجرا نمی‌شود/ آسیب دیدگی بازیگر

» چالش دامنه‌دارِ فرایند تبدیل نمایشنامه به اجرا

» آغاز پیش فروش بلیت‌های نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند»

» معرفی ۲ بازیگر جدید نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند»

» معرفی دو بازیگر جدید نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند»

» نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» به کارگردانی هستی حسینی از ۲۱ شهریورماه بار دیگر به صحنه بازمی‌گردد.

ویدیوهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تاتر خوب و قابل توجه هی بود، طراحی صحنه خوب، هنوز بر این عقیده هستم که اجرای آقای کوشکی از کارگردانیش بهتره...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت همه‌ی هنرمندان و هنردوستان عزیز
فقط در یک جمله میتونم بگم
به هیچ وجه این نمایش خوب رو از دست ندین
من دو بار این اجرا رو دیدم و در پی اینم ک وقتمو جوری هماهنگ کنم ک برای بار سومم ببینم
ممنون از کارگردان کاربلد سرکار خانم حسینی عزیز بابت این نمایش عالی
سپاااااس فراوان از کلیه عوامل این اجرا بالاخص برادران کوشکی
سعیده شریفی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند نکته درباره نمایش وقتی کبوترها ناپدید شدند:

۱) در برخی نمایش‌ها، ممکن است کارگردان بنا به دلایلی تصمیم بگیرد از یکی از بازیگران به عنوان راوی داستان استفاده کند. نمونه این شیوه روایی را در نمایش ماه روی آب نوشته محمد یعقوبی به کارگردانی سید علی هاشمی که سال پیش در تئاتر شهر به نمایش درآمد دیده بودم. منتهی در آن نمایش، بازیگر راوی در طول داستان نمایش، نقش اصلی را به عهده نداشت. به نظرم رسید استفاده از بازیگر نقش اول نمایش به عنوان راوی در نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» به انتقال بار عاطفی داستان لطمه زده است. برای خودِ من چندان قابل‌هضم نبود که فردی را که تا چند لحظه پیش در حال گفت‌وگوی طنازانه با تماشاگران و مرزشکنی بود، در جایگاه بدمن داستان ببینم. به بیان دیگر، شوخی کردن‌های ادگار با تماشاگران و مأمور نازی و مأمور کا گ ب با برخورد ... دیدن ادامه » تهاجمی و خشن‌اش با زنان قصه و با پسرخاله‌اش رولاند برای من جمع‌پذیر نبود و نتوانستم این کاراکتر را باور کنم. شاید بیشتر می‌پسندیدم که جزئیات مربوط به صحنه‌ها به صورت نریشن گفته می‌شد و فاصله منِ تماشاگر با قهرمان داستان حفظ می‌شد تا بتوانم راحت‌تر کنش‌ها و حرف‌های او را باور کنم.

۲) یکی از نمایش‌های خیلی خوبی که قبلاً با موضوع جنگ جهانی دوم دیدم، «حادثه در ویشی» به کارگردانی منیژه محامدی در تالار ایرانشهر است. وقتی این دو نمایش را با هم مقایسه می‌کنم اصلاً احساس نمیکنم فضای نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» فضای پررعب و وحشت دوران جنگ جهانی دوم در کشورهای اشغال‌شده است که هر آن بیم قتل و کشتار مردم می‌رفت. در نمایش حادثه در ویشی، کارگردان با استفاده از چند ترفند ساده، بار هیجانی را از همان ابتدا به تماشاگر منتقل می‌کرد. مثل اینکه زمانی که در سالن انتظار ایستاده بودیم یکی از بازیگران نمایش که لباس فرم پلیس فرانسه ویشی به تن داشت می‌آمد و روی دستمان مُهر فرانسه ویشی را می‌زد یا وقتی وارد سالن شدیم صدای سخنرانی رعب‌انگیز آدولف هیتلر از بلندگوها پخش می‌شد و باز در طول نمایش از طریق موزیک، افکت‌های صوتی، بازی با نور، اکت بازیگران این تنش به تماشاچی هم منتقل می‌شد. اما در نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» کمتر چنین تنشی را تجربه کردم و حتی اینطور به نظرم رسید که دوران جنگ خیلی هم به مردم استونی بد نگذشته است در حالی که طبق شواهد تاریخی می‌دانیم چنین نبوده و در آنجا نسل‌کشی اتفاق افتاده است. شاید هم متن نمایش به این صورت اقتضا می‌کرد و از این نظر دست کارگردان بسته بود.

۳) زمان نمایش کوتاه که نیست، بلند هم هست (۹۰ دقیقه) منتهی باز هم به نظرم ریتم نمایش بیش از حد تند است. در طول نمایش بازیگران گاهی داخل دیالوگ‌های هم می‌دویدند یا وسط دیالوگ‌های هم دیالوگ می‌گفتند و انگار عجله‌ای بود که هر چه سریعتر دیالوگ‌ها گفته شود. باز هم نمی‌دانم این اقتضای متن اصلی بود یا کارگردان عمداً چنین شیوه‌ای را انتخاب کرده بود یا چه ولی این شیوه باعث می‌شود تماشاچی فرصت نداشته باشد، با فضای هیجانی آن صحنه درگیر شود و صرفاً منتظر باشد تا پرده بعدی برسد. چنین ضعفی را در نمایش خون به پا می‌شود به کارگردانی مسعود طیبی که امسال در تالار ایرانشهر به نمایش درآمده بود هم شاهد بودم. به نظرم خوب است دراماتورژ و کارگردان اثر به این نکته هم دقت کند که گاهی باید به تماشاگر فرصت بیشتری داد تا بتواند سیر اتفاقات را هضم کند ولو به قیمت اینکه چند صحنه فرعی‌تر حذف شود یا دیالوگها تغییر کنند.

۴) در مورد بازی‌ها انصافاً باید هم به کارگردان و هم به گروه بازیگران تبریک و خسته نباشید گفت. بی‌شک ستارهٔ نمایش، خانم میرعلمی هستند که به خوبی از عهده ایفای نقششان برآمده‌اند. شهروز دل افکار باز هم نقش عاشق دلخسته را به عهده دارد که مشابه این نقش را در نمایش «رؤیای نیمه شب تابستان» و یکی از سریال‌های تلویزیونی اخیرش هم ایفا کرده بود و به نظرم این تیپ خیلی خوب رویش نشسته و بلد است آن را دربیاورد، منتهی بهتر است مراقب باشد در این تیپ باقی نماند. بازی سایر بازیگران هم صیقل خورده و بدون اکت اضافه بود.

۵) از حیث محتوایی، نمایش در درجه اول به این موضوع می‌پردازد که در جنگ جهانی دوم جنایات شوروی سابق دست کمی از جنایات آلمان نازی نداشت. اما از آنجایی که تاریخ را فاتحان می‌نویسند، این موضوع تا حد زیادی از افکار عمومی پنهان ماند. نمایش همچنین نقد بسیار آشکار و به‌جایی به ارزش‌های جامعه پدرسالار دارد که به زن به عنوان دارایی مردان، ابژهٔ جنسی و انسان درجه دوم می‌نگرد. در طول نمایش می‌بینیم زنی به قتل می‌رسد اما دغدغهٔ اصلی مردان داستان این نیست که او مرده بلکه این است که آیا او قبل از مرگش با مرد غریبه‌ای خوابیده بود یا نه. در مورد یودیت می‌بینیم که او به معنای واقعی کلمه قربانی و بازیچهٔ دست مردان نمایش (ادگار، رولاند، هلموت و پروکوف)‌ است. یودیت از دید مردان داستان تا زمانی زن خوبی است که بدنش در تملک آنها باشد و فقط به آنها خدمت کند، اما اینکه این زن نه به عنوان زن بلکه به عنوان انسان چه احساساتی را تجربه می‌کند و چه نیازهایی دارد، کوچکترین اهمیتی برای آن مردان ندارد. البته نمایش نکات دیگری هم داشت که برای من این دو مورد جذاب‌تر به نظر می‌رسید.

در پایان خسته نباشید می‌گویم به گروه نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» و امیدوارم به زودی از این گروه نمایشی کارهای‌ قوی‌تر و جذاب‌تری را شاهد باشیم.
امیر مسعود این را خواند
امیرمسعود فدائی، کاملیا عبدالصمد و مریم اسدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن خوب ولی متاسفانه بازیگرا فراموش میکردند که این یک متن ایرانی نیست و با شوخی های دم دستی ما رو از فضای اصلی پرت میکردند بیرون.......
خانم میر علمی مناسب این کاراکتر نبودند با تمام احترامی که براشون قائلم....در کل خسته نباشید میگم به تمامی اعضای گروه...
سید ساجد متولیان این را خواند
NetHunter، Ar.jou و ساناز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی فهمم این همه خشونت عریان و آزاردهنده علیه بازیگرهای زن چه لزومی داشت؟ واقعا هیچ راه دیگری برای دراماتیک کردن بازی و اجرا بلد نیستید؟
سید ساجد متولیان این را خواند
NetHunter، Bafrin Ninja و Ar.jou این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش و بازی ها آنطور که باید جذاب نبود و نمایشنامه در سطح نازل تری تجربه میشد. با این حال دیدن نمایش خالی از لطف نیست.
Bafrin Ninja و سید ساجد متولیان این را خواندند
Ar.jou این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در نمایش راوی اول شخص حضور دارد که زندگی خودش که همزمان با جنگ جهانی دوم است را روایت میکند به همراه قسمتی از تاریخ این جنگ. نمایش دارای مضمون تاریخی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، جنگ، جغرافیا همراه با تم عاشقانه است که کمی با مسائل روانشناختی و فلسفی نیز در هم تنیده شده است و در عین حال فاشیسم آلمان و کمونیسم شوروی سابق را نیز به تصویر میکشد و تصویری از کشور استونی و توجه به منابع نفتی آن هم به نمایش گذاشته میشود.
اجرای تمامی بازیگران خوب بود بالأخص اقای مجید نوروزی در درجه اول و سپس آقایان شهروز دل افکار و مهدی کوشکی بسیار خوب بودند.
دیالوگ گویی و لحن خانم میرعلمی را در این نمایش من اصلا دوست نداشتم و تا اخر نمایش هم نتوانستم با لحن صدای ایشون ارتباط برقرار کنم.
نور، صدا، موسیقی، دکور خوب بود. طراحی لباس ها می توانست بهتر باشد، بازی ها هم در مجموع ... دیدن ادامه » خوب بودند. اشاراتی مربوط به ٢٨ مرداد و واژه های سینمائی که در دیالوگ های اقای کوشکی بود اصلا نپسندیدم به نظرم هیچ سیاقی با فضای کار نداشت. ممنون از کلیه عوامل
مینا سروش، آناهیتا شمسی نیا و سید ساجد متولیان این را خواندند
Bafrin Ninja و NetHunter این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی نبود،نتیجه ای نداشت،تامل برانگیز نبود،داستانی هم نداشت،چیزی برای روایت هم نداشت،مسلما میشه از یک نمایش انتظار نتیجه گیری و تفکر را نداشت و فقط اون نمایش رو دنبال کرد و لذت برد،اما این اجرا چیزی برای دنبال کردن و مخصوصا لذت بردن چه از متن داستان یا دیالوگها و نحوه بازیها متاسفانه نداشت،طنز اجتماعی بجایی هم نبود،اما انتخاب دکور جالب و در خور بود،تمام عزیزانی که در طراحی دکور زحمت کشیدید،موفق باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای خیلی خوبی بود . نمایشنامه بسیار جذاب بود و نگاه جالب و متفاوتی به وقایع جنگ جهانی داشت.
بازی بازیگران به خصوص بازی مهدی کوشکی بسیار عالی بود . دکور، موسیقی و نورپردازی کاملا مناسب با فضای نمایش بود.
در کل کار خوبی بود و در طول اجرا من رو کاملا با خودش همراه کرد .
حمیدرضا مرادی و میترا این را خواندند
زهره مقدم و آناهیتا شمسی نیا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اجرای قبلی این کار رو دیده بودم
توی همین سالن اردیبهشت امسال
کمی کادرش تغییر کرده
کار متن داره و کشش و ارتباطش رو تا انتها با مخاطب حفظ میکنه
دکور و نورپردازی و طراحی صدا همگی خوب تونسته بودند در خدمت اجرا باشند و فضاسازی کنند
برای من یه اجرای متوسط رو به خوبی بود که ارزش دیدن داشت.
یک نمایش خوب و دلچسب رو دیدیم ممنونم از عوامل اینکار که بسیار زحمت کشیدن که ما از اینکار لذت ببریم دمتون گرم و خسته نباشید
محمد مهدی رودگر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و خسته نباشید میگم به کارگردان و بازیگران و عوامل اجرا
من این اجرا رو بسیار دوست داشتم
بازیهای روان بازیگران
کارگردانی دقیق و درست خانم حسینی
طراحی صحنه بینظیر
امیدوارم برید ببینید و این کار درخشان رو از دست ندید
میترا این را خواند
آناهیتا شمسی نیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فضای کار بینظیره همه عناصر (طراحی صحنه،نور،طراحی لباس بازی بازیگرا ....) همه دست به دست دادن تا فضای یک کشور بهم ریخته و اشفته به ما القا کنند ...
واقعا خسته نباشید میگم به کارگردان و بازیگرا و طراح ها
میترا این را خواند
حسین رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه تئاتر روون و داستانگو که برخلاف بسیاری از نمایش های مشابه در ژانر سیاسی-تاریخی،مخاطب رو دچار سردرگمی نسبت به وقایع نمی کنه.فارغ از ماهیت مکانی نمایشنامه، موقعیت های مشابه زیادی به طبع در ذهن تماشاچی ایرانی بر اساس روابط بین کارکترها و شرایط حاکم در داستان تداعی می شه.
ممنون از همه عوامل اجرا
میترا این را خواند
حسین رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کبوتر ها نمایشیست که نشان میدهد که اخلاق انسانی نه فقط هنرمند تا چه حد می تواند نزول کند و به همه چیز حتی کشورش به خاطر منافع شخصی پشت پا بزند.
امیر حسین زاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش خیلی خوبه،من دوره ی قبلی اجرا رو رفتم و دیدم و واقعا حالو هوای کار رو دوست داشتم و به نظرم به موضوع جالبی پرداخته بود ،طراحی صحنه ی کار هم خیلی جالب و متناسب با روح قصه بود،اجرای دوره ی جدید رو هم دوسدارم ببینم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار بسیار جذابی بود
یه داستان جالب در خلال جنگ جهانی که هم جنبه عاطفی و هم سیاسی داشت
واسم جالب بود که با رفتار های یه آدم وطن فروش آشنا بشم و کارایی که حاضره برای رسیدن به هدفش انجام بده و چیزایی که حاضره ازشون بگذره
بازی مهدی کوشکی و مجید نوروزی حرف نداشت و کارگردانی عالی بود
حتما توصیه میکنم
امیر حسین زاده این را خواند
آناهیتا شمسی نیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای جدید رو به دعوت گروه محترم اجرایی دوباره تماشا کردم.
باید بگم که بر خلاف انتظارم با تغییر سه نفر از بازیگران اتفاق جدیدی برای اجرا نیفتاده بود... بازی خانم ها در همون حد و اندازه ی اجرای قبلی بود و بازی آقای دلاوری هم اصلاً با آقای پاکدل تفاوتی نداشت.
اتفاق بسیار خوبی که افتاده بود حذف اون کف پوشِ شطرنجیِ آزارنده بود که واقعاً خوشحالم کرد، ولی نقطه ضعف اصلی کار که همانا تپق های بی شمار مهدی کوشکی نازنین هست کوچک ترین تفاوتی نکرده بود... نمی دونم این انسانِ بسیار خلاق در امر کارگردانی، چه اصراری داره وقتی حال و حوصله حفظ کردن دیالوگ و حس گرفتن رو نداره، این طور سرسری ایفای نقش کنه.
دکور ضعیف (تنها شامل یک تخت) هیچ تفاوتی با قبل نکرده بود. البته قطعاً دکور عامدانه تا این حد مینی مال در نظر گرفته شده ولی از نگاه من این کار بهتره زمانی انجام بشه ... دیدن ادامه » که اکت ها و دیالوگ ها و رخ داد ها فوق العاده درخور توجه باشند، نه در یک روایت خطی ساده.
در نهایت بازهم از تماشای آقای نوروزی عزیز با اون بیان خوبش لذت بردم و باز هم افسوس خوردم که قصه به این خوبی رو چرا بهتر به تصویر نکشیدند دوستان.
دیشب به تماشای وقتی کبوترها ناپدید شدند نشستم و با توجه به متن قوی نمایشنامه اصلی انتظارات خیلی بالایی داشتم اما متاسفانه انتظاراتم برآورده نشد.
از ابتدا تا انتهای نمایش یه جور شتابزدگی دیده میشد. شاید اگر گروه بازیگران کاملا مبتدی بودند میشد این شتابزدگی رو نادیده گرفت، اما با توجه به لیست فعلی بازیگران این روند ناامیدکننده بود.
یکی از بزرگترین ضربه ها رو لوکالیزیشن به نمایش وارد کرده بود. وقتی ما داریم روایت سیاهی از استونی و آلمان میبینیم توقع نداریم شاهد تیکه پرانی به وضعیت سیاسی فعلی خودمون باشیم.
از نظر موسیقی هم متاسفانه اجرا اصلا راضی کننده نبود.
شخصا وجود راوی رو در نمایش دوست داشتم. واسه کسانی که نمایشنامه رو نخواندن ذهنیت درستی از مکان و زمان به وجود میاورد.
طراحی صحنه رو دوست داشتم. اون حس سرما و بی روحی ای که حاکم بوده رو بهمون ... دیدن ادامه » منتقل میکرد.
بازی مهدی کوشکی به بدی که دوستان در اجراهای اول گفته بودند نبود و دیشب به نظرم بی اشتباه بازی کرد.
در کل به نسبت توقعی که از نمایش داشتم، ناامید سالن رو ترک کردم.

در نهایت از همه ی عوامل گروه اجرایی بابت زحماتی که کشیدند ممنونم. موفق باشید.
خیلی محبت کردن که ما رو مهمون کردن..تشکر میکنیم..
ولی کاش کمی بیشتر مایه میذاشتن.. دکور واقعاً توو ذوق میزد، یه جورایی به شکل بی سلیقه ای مینیمال بود..
جناب کوشکی هم انگار داشتن توو کلاس درس،واسه استاد، پروژه ارائه میدادن..
بازیگران هم که همه خسته و بی ... دیدن ادامه » انرژی بودن،انگار تازه داشتن اتود میزدن.. انگار نه انگار یه اجرای حرفه ای قرار بود ببینیم..
۰۲ مهر
موافقم. انگار همه ی بازیگرها کار داشتند و میخواستن زودتر برن. همون حث شتابزدگی در اجرا.
۰۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبی بود بازی نوروزی و کوشکی رو دوست داشتم چون اضافه عادت های رفتاری نوع ایستادن و حرف زدن هاشون که برای کاراکتر خلق کرده بودند جالب بود و دوست داشتم ریزه کاری هایی که به نقش افزوده بودند باور پذیر بود یه جاایی از قالب در میامدند اما دوست داشتنی بود با اینکه کار طولانی بود خسته کننده نبود نوشته ها متن و فیلمهایی که بین کار پخش میشد جالب بود و دغدغه مند بود و مشخص بود برای کار فکر شده بود به طور کل کار خوبی بود و دوست داشتم
میترا و مسیح راستی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید