تیوال نمایش صدای آهسته‌ی برف
S2 : 01:21:01
کاری از گروه تئاتر «سوراخ تو دیوار»
خرید بلیت
۵۰,۰۰۰ تومان
٪۲۰ تخفیف
٪۴۰ تخفیف
  ۰۸ آبان تا ۱۵ آذر
  ۲۱:۱۵
  ۱ ساعت
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: پیام سعیدی، جابر رمضانی
: محمد چرم‌شیر
: جابر رمضانی
: (به ترتیب حروف الفبا) بهناز جعفری (سایراش)، مسیح کاظمی (سایراش)، کمال کلانتر (تالاز)، محمد صادق ملک (ایل‌آرخا)، مریم نورمحمدی (یاشار)

: شیما میرحمیدی
: بامداد افشار
: آرش والی
: پویا پورامین
: احسان نقابت
: رها شیرازی
: میلاد محمدی عمادی
: مریم برادران
: عمران هاشمی
: امیر قالیچی
: سید مصطفا طباطبایی

- خانم‌ها بهناز جعفری و معصومه کاظمی در یک نقش حاضر خواهند شد و خانم بهناز جعفری فقط ۲۰ شب نخست اجرا در نمایش حضور خواهند داشت.

- برنده‌ی جایزه بزرگ جشنواره بین‌المللی ایت‌سلف ورشو ( لهستان ) - ۲۰۱۵
- برترین تئاتر سال ۱۳۹۳ به انتخاب کانون نویسندگان و منتقدان تئاتر - بهار ۱۳۹۴
- برترین تئاتر سال ۱۳۹۳ در انتخاب سالانه منتقدان مجله تجربه – اسفند - ۱۳۹۳
- کاندید بهترین طراحی صحنه از سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر - بهمن ۱۳۹۳

 اجراهای پیشین نمایش :
-اجرای عمومی در سالن استاد سمندریان مجموعه تماشاخانه ایرانشهر –مهر و آبان ۱۳۹۳- تهران، ایران
-اجرا در سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر – بهمن ۱۳۹۳– تهران، ایران
- اجرا در جشنواره Aguste 2015 - Georg Town Art Festival کشور مالزی Pinang
- اجرا در جشنواره  June 2015 -   ITSELF International Theater  کشور لهستان Warsaw
- اجرا در جشنواره July 2015 -  Venice Open Stage کشور ایتالیا Venice

توجه: تماشای این نمایش برای زنان باردار و بیماران قلبی توصیه نمی‌شود.

 

کلبه‌ای در کوهستان؛ برف آنقدر سنگین باریده است که کوچک‌ترین صدایی بهمن را هوار می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش صدای آهسته‌ی برف / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
انتظار داشتم نمایش ادامه داشته باشه، منتظر بقبه نمایش بودم که با صدای دست زدن چند تماشاگر دیگه متوجه شدم بله . . . . تموم شد. . . . داستان خیلی خوب شروع میشه و تماشاگر رو با خودش همراه میکنه اما هنوز شروع نشده به پایان میرسه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریتم!تمپو!ریتم!
من به شخصه علاقه مند به کارهایی با تمپوی بالا هستم.چه برای انتخاب در اجرا و چه برای تماشا، لیکن تجربه حسی ASMRنگرشی بسیار متفاوت را در زمینه ریتم و تمپو در مقابل ما می گشاید، که به نوبه خود، اگر در چارچوبی درست و در خدمت متن باشد می تواند چشم نواز به نظر برسد.
"صدای آهسته برف" یک سری تابلوی نقاشی را در مقابل چشمان ما به نمایش می گذارد ، که اسلایدوار از پی هم می گذرند.و در نهایت هم انگار به پایان نرسیده است.
بازی ها بسیار خوب بود و حرکات همه هماهنگی بسیار خوبی داشت.
در شبی که من به اجرای نمایش نشستم بهناز جعفری در نقش سایریش بسیار درخشید و باز هم برای من بازیگر کلاسی آموزشی از درخشش وی بر صحنه بود.سایر بازیگران نیز بسیار درخشان بر صحنه حضور داشتند بویژه مریم نورمحمدی که در مقابل بازیگران حرفه ای تر بسیار با اعتماد بنفس و بجا ظاهر ... دیدن ادامه » شد.
دکور کار اوج هنرنمایی آن بود که به تنهایی وسوسه تماشای کار را بر می انگیزد.
لیکن استفاده از هاشف خیلی جذاب نبود
کاش با تمحیدی دکور کار جلوتر بسته میشد تا صدای بازیگران واضحتر بدون استفده از هاشف به گوشمی رسید..
و در پایان
خسته نباشید به همه عوامل کار.
امیدوارم دوباره در هنگام بازی مسیح جان کاظمی هم به تماشای کار بنشینم و لذت ببرم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و ارادت به تمام مخاطبین محترم و فرهیخته‌ی سایت تیوال و دنبال کنندگان تئاتر
با توجه به شرایط پیش آمده در کشور و قطع شدن اینترنت که ما متاسفانه هیچ راهی برای تبلیغات نداریم، ما (تیم اجرایی نمایش«کد۱۳») از شما عزیزان و همراهان تئاتر -که فقط شما تئاتر را سرپا نگه‌ داشتید- درخواست می‌کنیم برای تمام کار‌های روی صحنه به هر شکلی که خودتون می‌دونید تبلیغ کنید که در این چند روز لااقل تئاتر به کار خودش ادامه بده.
با تشکر.
به عنوان فعال در زمینه تئاتر اولین چیزی که تو ذوقم زد استفاده از میکروفن برای پخش صدای بازیگران بود، انگار داشتم فیلم میدیدم!! من برای دیدن فیلم اونجا نبودم، در عین حال بیان بازیگران تعریفی نداشت.
جلوه های صوتی به شدت جذاب بود ولی با این حال فضا رو به فیلم نزدیک تر می کرد تا تئاتر.
ریتم به شدت عذاب اوری کند بود، که به فضای کار و درک بهتر ان کمک می کرد ولی برای من غیر قابل تحمل بود.
طراحی صحنه بی نظیر به معنای واقعی کلمه و بازی های بدن بسیار باورپذیر و عالی بود
عنصر هیجان به خوبی به کار گرفته شده بود
ولی در نهایت فقط از ٥ دقیقه اول لذت بردم، همین و بس
من البته دربارهٔ میکروفن‌ها با شما هم‌داستان نیستم!! واقعاً بدون اونها چه‌جوری میشد این دیالوگ‌ها رو با اون صدای آهسته شنید؟!؟ و اینکه من به قدری اتمسفر اولیهٔ کار رو دوست داشتم که اگه تا آخرش همون‌جوری ادامه پیدا می‌کرد و اون ماجرای سورئالی که به ... دیدن ادامه » سبب کمبود امکانات تبدیل به کمدی شد اتفاق نمیفتاد همچنان به لذت بردن ادامه می‌دادم!!! گرگِ کار رو خراب کرد!!!
۳ روز پیش، سه‌شنبه
گرگ کت شلواری :))
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاجعه!!
و دیگر هیچ
واقعاً نه انقدر بده که شما میگی، نه انقدر خوب که بعضیا تعریف می‌کنن...
۳ روز پیش، سه‌شنبه
با توجه به تعریف هایی که شنیده بودم توقعم خیلی بیشتر بود
ولی هیچ رضایتی نداشتم از دیدنش
۳ روز پیش، سه‌شنبه
تمرین خوبی بود برای صبوری کردن و انتظار کشیدن
که شاید یه اتفاقی بیفته، نمیدونم چرا ولی مطمئن بودم قرار نیست بخاطر این کار ما رو کشونده باشن اونجا و یه جایی یه نقطه عطفی باید باشه
که نبود
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اعتبار اسامی، جوایز متعدد، خیلِ نظرات مثبت، پُر شدن سالن و سومین دوره‌ی اجرای این نمایش بلیط خریدیم و با علاقه و هیجان اجرا رو تا انتها(یی که نداشت) تماشا کردیم. و به همین اعتبار لازم دونستم که نظرم رو لابلای این همه کامنت مثبت اضافه کنم:
به جرأت می‌تونم بگم یکی از ضعیف‌ترین اجراهایی بود که تاحالا دیدم! واقعا باورم نمی‌شد با نمایشی تا این قدر مشکل‌دار روبرو بشم:

صــــدا:
افتضاح! کیفیت میکروفون‌ها خیلی کمه جوری که دیالوگ بازیگرها اصلا شنیده نمی‌شه. حتی یک کلمه! وجود این نقص فنی بزرگ برای نمایشی که برای دوره‌ی سوم داره روی صحنه می‌ره خیلی عجیبه. اغلب زمان نمایش در سکوت مطلق می‌گذره به همراه چند افکت صوتی و زمزمه‌ی گنگ. ولی اگه ریتم بسیار کند و حرکات پوچ و سکوت طولانی به اندازه‌ی کافی اعصاب تماشاگر رو خورد نمی‌کنه دوستان سورپرایز در چنته قایم کردن: صدای بسیار بلند و ناگهانی!! که مطلقا هیچ بار دراماتیک نداره و چیزی به نمایش اضافه نمی‌کنه غیر از وارد کردن شوک به تماشاگری که با حوصله و در سکوت در حال تحمل این نمایش بوده. و جالب‌تر این که این شوخی بچه‌گانه برای بار دوم هم تکرار می‌شه!

دکـــور:
همون‌جوری که توی تصاویر می‌بینید طراحی کج کلبه و فضای زیرش ایده‌ی جالبیه. و این به نظرم تنها ایده‌ی جالب این نمایشه! ولی این کلبه‌ی چندمتری که بیشتر بازی‌ها توی اون انجام می‌شه کاملا در عقب و در سمت چپ فضای صحنه کاشته شده و این باعث می‌شه ارتباط مستقیم بازیگرها با تماشاگرها از بین بره و مجبور بشن برای رسیدن صدا از HF استفاده کنن... علاوه بر اون باعث شده حتی ردیف اول تماشاگر‌های راست سالن هم دید خوبی نداشته باشن چه برسه به ردیف‌های عقب‌تر! و تنها اتفاقی که در سمت راست صحنه و در انتهای نمایش می‌افته ثابت ایستادن یکی از بازیگرها زیر برف مصنوعیه! (البته کمی عقب و جلو می‌ره تا دقیقا زیرش قرار بگیره!!) این در حالیه که همه‌ی فضای باقیمانده‌ی این صحنه‌ی نسبتا بزرگ رو با بی‌سلیقگی با فوم سفید (به نشانه‌ی برف) فرش کردند. به نظرم صندلی‌های سمت راست سالن رو رایگان هم بدن بازم ظلمه!

بازی‌هـــا:
بازیگرها در بیشتر زمان نمایش در حال پاورچین، پچ‌پچ و ور رفتن با وسایل توی کلبه با حرکات اسلوموشن هستن. تنها جایی که این اتفاق نمی‌افته موقع اجرای عملیات زایمان هستش که با نور و صدا و کش دادن حرکات سعی شده اون صحنه خیلی نمایشی جلوه داده بشه... نمایش عملا فضای دراماتیک برای بازی نداره. می تونید مطمئن باشید شاهد هیچ اتفاق چشم‌گیری در زمینه‌ی بازیگری نخواهید بود!

محـــتوی:
شاید ایده‌ی ایجاد فضای سکوت و خفقان و ترس از بهمنی که ممکنه از صدای ساکنان روی کلبه بریزه جالب باشه. ولی اجرای ناقص و بد باعث شده این کار به یه اجرای گنگ و مبهم و کلیشه‌ای تبدیل بشه. البته این در صورتیه که دیالوگ‌ها کامل شنیده بشه! وگرنه تماشاگر هیچ چیز مشخصی از داستان نمی‌فهمه.

تماشـــاگران:
صبور ... دیدن ادامه » و باشعور! این اولین نمایشی بود که دیدم تماشاگران (با رعایت سکوت و تحمل این همه اشتباه و انتخاب بد) نمایش ستودنی‌تری داشتن تا بازیگران روی صحنه!

در مجموع من پیشنهاد می‌کنم به جای خریدن بلیط به تماشای عکس‌های این نمایش و دو دوره‌ی قبلی اکتفا کنید. چیز بیشتری در سالن منتظر شما نیست غیر از یک آزمون صبر ۹۰ دقیقه‌ای!
درست به همون اندازه که اجرای این کار تمرکز خیلی بالایی می خواست تماشای این کار هم تمرکز می خواست . واقعن کاری نیست که به هر کسی پیشنهادش کنی ولی اگه کسی صبر و حوصله به خرج بده و دقت کنه به نظر من از دیدن این نمایش بسیار لذت می بره . فراز و فرود های نمایش خیلی پر سر و صدا نیست اما بسیار عمیقه . شوکه کننده است . برای فهموندن مطلبی به تماشاگر فریاد نمی زنه فقط نگاه می کنه . و خوب طبیعیه که تماشاگری که این مدل حرف زدن باب طبعش نیست از این کار خوشش نیاد . طراحی صحنه رو خیلی دوست داشتم . از این که هنوز هستن که از پتانسیل تئاتر استفاده می کنن و زیبایی می آفرینند خوشحالم . بازی ها همه به قاعده و درست . شخصن بازی مرد جوان رو بیشتر دوست داشتم . منتظر دیدن کارهای بعدی این کارگردان هستم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط با توجه به نظراتی که از دوستان خوندم , مخصوصا نظرات منفی , میخواستم این نکته رو اضافه کنم , اگر بدنبال نمایش سرگرم کننده با میزانسن های رنگارنگ و سلبریتی های مختلف هستید ( که معمولا از دو ساعت بیشتر هستند ! ) ...اصلا این نمایش رو توصیه نمیکنم.
این نمایش کوتاه, کند ,عمیق و با توجه به موضوع با حداقل دیالوگ , با دکور ثابت و بدون موسیقی هست
اگر مثل من , تماشاگر حرفه ای تئاتر نیستید , قبل از نماش حتما نقد های مربوط به نمایش روبخونید و الا نمایش برای شما خیلی گنگ و نامفهوم بنظر میرسه
درود
به نظرم به طور کلی نمایشی که نیاز داشته یکی از بیرون اثر اون رو تشریح بکنه و درغیر این صورت گنگ باشه، ابداً نمایش قابل دیدنی نیست و ارزش پیگیری رو نداره.
مضاف براینکه این نمایش بلکل فاقد عناصر تشکیل دهنده یک نمایشه و جز ادا واصول چیز دیگه‌ای نیست ... دیدن ادامه » و فقط مشروط به توسل به "نماد" و "نمادگرایی" خارج اثره که دوستدارانش می‌تونن تشریح‌اش کنن.
۶ روز پیش، شنبه
دوتا سوال دارم دوست عزیز...یکی اینکه شما نمایش رو دیدی اصلا؟
دو..میشه عناصر تشکیل دهنده نمایش رو توضیح بدی؟
۶ روز پیش، شنبه
دوست عزیز جواب
1: بله دیدم (توی پروفایلم مشخصه)
2: ایده، نمایشنامه، بازی، میزانسن، طراحی صحنه، طراحی لباس، فرم، منطق روایی و... به نظرم از خورشید روشن‌تر جواب سوال‌تون.
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی صدای اهسته برف نمایشی سمبلیک از جامعه ای منفعل که در سکوت و بی تفتوتی خودش فرو رفته و ناخوداگاه برده سکوتی شده که زندگی رو از اون گرفته و فقط زنده میمونه . تنها فعالیت این مردگان متحرک گذر زمان در انتظار رسیدن بهار(معجزه ای که همه چیز رو تغییر بده و سکوت رو بشکنه ) و خوردن و خوابیدن ! و این انفعال تا ابد ادامه داره (نمایش نقطه ی پایانی نداره). خانه ای که در اون ساز واواز(هنر و شادی ) ممنوعه و خطرناک ! در این خانه حتی سکوت هم وجود نداره بلکه صدای ممتد چراغ زنبوری خانه چنان مستمر بوده که همه بهش عادت کردن و در واقع اصلا اون رو نمیفهمن و نمیشنوند. این خانه در حال زایش نسل جدیدی هست اما متاسفانه نسل جدید (اینده) در قبر بدنیا میاد! ( قبل از اونکه بدنیا بیاد مرده ) نسل جوان خانه هم که در بند تحکم نسل قدیمه که خودش ناخوداگاه ابزار تسلط همان سکوته . نسلی که ... دیدن ادامه » به لاشه خوری رو اورده و و صدای گریه و زاری نسل اینده رو نمیشنوه وبرای نشیدن , خودش رو مشغول به خنده های بلند و سرگرم جک های رکیک خودش میکنه. سرانجام همچین خانه ای(جامعه ای) اینه که نسل اینده (امید) در دستان گرگی ست که سالها ست با این خانه اشناست!
نمایش صدای اهسته برف تنها یک ساعته اما تا ساعتها ذهن شما رو درگیر خودش میکنه
ممنون از جابر رمضانی که باز با یک کار خوب ما رو به تفکر و تعمق در مورد محیط پیرامون خودمون دعوت میکنه...
اجرایی سخت که دیدن کارو برای تماشاچی هم سخت میکردواین سعی کارگردان بود تا تماشاچی هم اون کلافگی و تنگنارو احساس کنه که بواسطه ریتم کندی که به داستان داد این اتفاق افتادنی شد، اونها مجبور بودن تا رسیدن بهار صبر کنن و تماشاچی تا پایان نمایش ولی فاصله بازیگران و دوریشون از تماشاچی اون ارتباط لازم رو میتونه برقرار نکنه یعنی من ترجیحم این بود که طراحی دکور که به خوبی اجرا شد در جا نمایی هم دقت به عمل میاورد و اونقد بازیگران رو دست نیافتنی و دور مستقر نمیکرد که این عمق صحنه باعث میشد بواسطه ریتم کند دقیقا هر لحظه حس کنی که نمایش میبینی و پخش صدا از باندهای سالن هم مزید بر علت بود در حالی که نزدی بود ن شاید کار خوب رو دلچسپ تر هم میکرد .
طراحی صحنه و لباس در جای خودش خوب بود اما ترجیح میدادم با توجه به هزینه ای که برای دکور شد اون قالب یونیلیتی و توی کار ... دیدن ادامه » نمیدیدم و نکته بعد جدا از بازی بسیار خوب تک تک بازیگران و خانم جعفری فقط این بی توجهی برام زیاد خوشایند نبود که مادر بزرگ فقط اگه اشتباه نکرده باشم با یه چاقو واسه وضع حمل میره ولی با کلی وسایل بعد وضع حمل برمیگرده در پایان باید بگم خسته نباشید .
چرا باید دوباره اجرا میشد؟ دوباره دیدنش، خاطره خوب اجرای ایرانشهر رو از ذهنم پاک کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با عذر خواهی از دوستانی که نظر مثبت داده بودند و همین نظر ها باعث شد که تصمیم به دیدن این نمایش بگیرم. راستش نمایشی به این کسل کنندگی تا حالا ندیده بودم. منظور و پیام این نمایش رو واقعا نفهمیدم. احساس توهین به شعور خودم داشتم در حین نمایش و بعد از اتمامش. به امید کارهای بهتر از شما در آینده.
مشکلِ اغلبِ نظر دادنهای چه مثبت چه منفیِ اینجا همینه که گفته نمیشه چرا ؟ خوشم اومد یا خوشم نیومد . و برای رسیدن به جوابِ این "چرا " ؛ " چگونگی"ِ نمایش رو بررسی نمیکنن .
مثلن وقتی کسی از بدیهای یک کار مثل قصه نداشتن ، تکیه ی مطلق بر فرم ، بی معنی ... دیدن ادامه » بودن ، گنگ بودن ، نداشتن پیامِ خاصی و ... میگه متوجه میشم این کار دقیقن چیزیه که من باید ببینم و قطعن لذت خواهم برد . ( و همیشه هم برام همینطور بوده )
و وقتی از قصه ی خوب و قوی و پیامهای انسانی و مسائل اجتماعیِ روز و ... بعنوانِ حسن نمایش و نقاط قوتش صحبت میکنه دستگیرم میشه که باید دور دیدنش رو خط بکشم . چون با سلیقه م جور نیست .
این توضیحات کمک میکنه با توجه به شناختی که از خودمون داریم بهتر بتونیم کاری رو برای دیدن انتخاب کنیم .

در غیر اینصورت فقط با یک سری گزاره ی شخصیِ ناکارامد طرفیم که این نمایش یا فیلم یا کتاب و ... خوب بود یا بد بود . خب وقتی من شناختی از شخصی که داره اینو میگه ندارم و آشنا به علایق و خط فکریش نیستم ، نظرش مبنی بر خوب بودن یا بد بودنِ کار طبیعتن برایِ منِ نوعی بی ارزش خواهد بود و نباید کار رو بر اون اساس و امتیازها و ... انتخاب کنم .
۲۱ آبان
متشکرم از توضیحات شما.
۲۲ آبان
ارادتمندم قربان
۲۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختانه نمایش رو دیدم. متن و داستان رو بسیار پسندیدم. اجرا با فرمی متفاوت و خاصّ، طراحی صحنه و لباس به نسبت هزینه ای که شده بود عالی، طراحی نور و صدا دقیق و حساب شده. بازی های بسیار خوب هر چهار بازیگر از نکات مثبت این نمایش بود.

به همه گروه خسته نباشید میگم و امیدوارم درآینده هم شاهد کارهای زیبایشان باشم.
خب؟؟؟ خب؟ یک ایده و تمام؟!تاتر ساخته شد؟؟ شوخی میکنید؟؟تروخدا نیاید بگید به فلسفه نهفته در اعماقش اصن پی نبردم، شما خود اون عمقو بیا نشون بده... کاش با این مینیمالیسم فیک آموزش غلطی به تازه تاتر بین ها ندیم و از ندونستنشون چندباره سود نبریم.
پ ن : حلا منم و حسرت اونهمه حسرتی بعد از هر دوره اجرای این نمایش خورده بودم...
پ ن : یه جاهایی شیطونه میگفت یه تیر در کنم بهمن بیاد و هممون خلاص...
به نظرم شما و خانم نوری میتونین گَنگِ خوبی تشکیل بدین :))
۱۹ آبان
تکلیف افرادی که تازه‌تئاتربین نیستند اما به‌شدت عاشق این کار هستند چیست؟
به این که شما به عمق ماجرا پی بردید یا نبردید اصلاً کاری ندارم ولی فراموش نکنید اگر شما تا صبح هم تیر در می‌کردید بهمن نمی‌آمد!!
۱۹ آبان
آقا محمدجواد :))))))))))
۲۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم. تلاش و زحمتتون قابل ستایش بود ولی در کل کار جذابی برای من نبود و ایرادات فاحش فنی هم داشت.
اول نمایش طبق عرف معمول عنوان میشه که تلفن های همراه را خاموش کنید و به عوامل اجرایی و دیگر تماشاگران احترام بگذارید. به نظر من احترام دو طرفه هست وقتی توی نمایشی که صدا شدیدا پایین هست ناگهان با دو بار افکت صدای مهیب سعی در تحت تاثیر دادن مخاطب به بدترین شکل ممکن (به نظر من) دارید پس این اجازه رو به ما هم بدین که طی نمایش با تلفنمون صحبت کنیم!
با احترام و خسته نباشید به کل عوامل اجرایی من این کار رو نپسندیدم.
من چهارشنبه 15 آبان این اجرا رو دیدم واقعا عالی بود. صداش یک کم قطع و وصل میشد که میشه ربطش داد به این که تازه شروع شده بود...
اما اونشب اتفاق وحشتناکی در این سالن افتاد و اون این بود که به خاطر عدم نظارت بر ساخت اینجور سالن ها، دختری که اخرین ردیف در سمت راست نشسته بود وقتی بلند شد که آخر اجرا بره به سمت پله ها، پاش لیز خورد و از سمت راست که فقط یک میله باریک تا قوزک پا داره 4 متر پرت شد پایین ، سرش به جایی خورد، جیغ میزد تا آمبولانس اومد ، هممون منقلب بودیم....
خواهش می کنم اگر میخواین برین این تیاتر رو ببینین حواستون به پله های غیر استاندارد و آخر ردیف های صندلی ها باشه چون فقط یک پرده سیاه زدن حتی حفاظ نداره و اگر هم میتونین وقتی رسیدین اونجا یک پیگیری برای برقاری امنیت سالن بکنین... امیدوارم که درستش کنن...
من تا خونه صدای اون خانم تو گوشم بود ولی همش فکر میکنم اونم جزیی از نمایششون بود. کلا به نظر من جنس هنر این نیست که فقط به مخاطب استرس وارد کنی.
۱۸ آبان
من هم زمانی که تازه داشتم وارد میشدم که روی صندلیم بشینم پام به پله گیر کرد و واقعا شانس آوردم که سریع خودمو کنترل کردم وگرنه حتما با صورت میخوردم زمین!!!! واقعا ارتفاع پله ها چرا انقدر بلند بود!!!!! کلا همه چیز سالن وحشتناک بود اون از ورودی اصلی که کلی آدم ... دیدن ادامه » در حال سیگار کشیدن بودن نمیشد بیرون وایستاد داخل هم که کلا نه جا و نه اکسیژنی بود!!!!!!
۱۸ آبان
اضافه کنید بوی بد سرویس بهداشتی در سالن انتظار
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی تئاتر مسخره ای بود! حیف پول و وقت... نصف تایم غذا خوردن ۴ نفرو میدیدی!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب تئاتر را دیدیم با وجود قوی بودن کار دارای یک سری نکات بود که بهتر بود توجه بیشتری بهش می شد از جمله در صحنه ای که مادربزرگ برای زایمان به داخل قبر رفت فقط چاقو با خودش برد ولی در زمان برگشت کاسه ای حاوی آب و خون همراه داشت و در صحنه ای دیگر که گرگ با داشتن بچه بر روی صحنه می آید بچه همچنان در داخل قبر دیده می شود و ...
به صورت کلی یکی از بهترین تئاترهایی بود که تا به امروز دیدم ولی متاسفانه به دلیل عدم رعایت اصول ایمنی در سالن برای یکی از حضار سانحه‌ای رخ داد امیدوارم حال این بانو خوب باشد و خطر رفع شده باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موندم اینایی که تعریف میکنن و میگن محسور شدن محسور چی شدن؟ مثلا کسی که با کارهای محمد مساوات محسور میشه چطوری میتونه با این اثر محسور بشه یا حتی تحملش کنه. همینکه چندتا نماد داشت براتون کافی بود؟ دیالوگ بهتری نمیتونست داشته باشه؟ تنها دیالوگ طولانیش در مورد خاطه ختنه شدنشون بود! اون بچه و صدا و مردنش اینقد مصنوعی بود که مردم به جای تحت تأثیر قرار گرفتن داشتن میخندیدن. بعدم که اکثرا پاشدن رفتن. توی نظر دادن دقت کنین که وقت و حوصله ی مردم الکی تلف نشه
اونایی که مث من از کار خوششون اومده،نمیدونستن باید به شما جواب پس بدن اخه!! ببخشید که وقت و حوصلتون تلف شد!!

میگم ولی شاید بد نباشه مسیولیت یه بلیط خریدنتون رو دیگه خودتون برعهده بگیرید،هان؟؟
این میزان طلبکاری از زمین و زمان اول از همه خودتون رو اذیت ... دیدن ادامه » خواهد کرد..
۱۴ آبان
چشم از این به بعد در نظرهایمان بیشتر دقت می‌کنیم!
.
.
.
البته در مورد این کار ما خیلی دقت کردیم و دوباره به این نتیجه رسیدیم که ساختار «صدای آهسته‌‌‌ی برف» بسیار حساب‌شده، دقیق و درخشان بود.
حالا اگر ناراحت نمی‌شوید شما هم کمی روی پرورش سلیقه‌تان ... دیدن ادامه » یا دست کم، احترام به سلایق دیگران کار کنید.
۱۸ آبان
خیلی ممنون که در مورد سلیقه‌ی من نظر دادین. خوبه که مثال محمد مساواتو آوردم که بگم از چه نوع کاری خوشم میاد. ما که خوشمون نیومد دنبال کارای چیپ و کمدی و موزیکال هستیم و شماهایی که خوشتون اومد دنبال فهمیدن اثر.
تئاتر خوب و بد زیاد دیدم ولی این بدون شک بدترینش ... دیدن ادامه » بود و اولینبار بود که دیدم خیلیها سریع سالن رو ترک کردن و بیرون سالن داشتن از بدی نمایش میگفتن. نمیدونم شاید به خاطر کیفیت صدا بوده.
۲۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید