تیوال نمایش سقراط
S3 : 06:03:43
  ۲۱ آذر تا ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
  ۱۹:۰۰
  ۲ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا نعیمی
: فرهاد آییش، لادن مستوفی، بهناز نازی، نقی سیف جمالی، کتانه افشاری نژاد، یعقوب صباحی، ایوب آقاخانی، سیاوش چراغی پور، بهاره نوحیان، بهمن عباسپور، رضا جهانی، بهنام شرفی، پرهام دلدار، مجید نوروزی، مهرداد خانی، یاسمن کاکایی، راشین دیدنده، روژین رحیمی، مجید قادری، بهمن ناصری، محمد نژاد، علی حبیب پور

: رضا مهدی زاده
: ادناز زینلیان
: مقدی شامیریان، مژگان عیوضی
: رضا حیدری
: ماریا حاجیها
: محسن گودرزی
: منصوره قره داغی
: سیاوش لطفی گروه کر:: علی زارعی
: پریسا گودرزی
: هلیا کریمی
: محبوبه صادقی
: محمد نژاد، علی حبیب پور، پوریا اخوان
: مهدی یوسفی کیا
: مریم نراقی
: مریم ادیبی
: امیر قالیچی
: امیر خدامی
: مرتضی محمدی
: سعید وثیق نیا، ساناز فلاح فرد کاری از گروه تیاتر شایا

 

بهای بلیت این نمایش به شیوه زیر است:
همکف: 25.000 تومان
بالکن یک:   20.000 تومان
بالکن سه: 15.000 تومان

- این نمایش پس از استقبال چشمگیر در دوره نخست اجرا از فروردین ماه دوباره اجرا خواهد شد.
- نمایش سقراط روزهای شنبه نیز اجرا خواهد رفت. 
- با تصمیم مدیریت کلان تالار وحدت، بهای نمایش ها در این سالن در سال نود و سه برای همکف 25.000 تومان است.

 

حمیدرضا نعیمی: در جریان نمایشنامه، ما به مباحث تاریخی ۲۴۰۰ سال پیش یعنی اواخر عمر سقراط اشاره های مفصلی داریم. از آنجا که این نمایش یک اثر شخصیت محور است، شخصیت سقراط را به طور دقیق مورد بررسی قرار داده ام. ما در این نمایش به تعریف افلاطون و کسنوفون (شاگرد سقراط) از سقراط و روایت زندگی اجتماعی، تاریخی و خانوادگی او پرداخته ایم که از این نظر نمایش برای تماشاگر بسیار جذاب خواهد بود.

یادداشت کارگردان :
بهار را دوست دارم ؛ چرا که بهار ردی از جای پای خداست و من که خدا را عاشقم، او را سوگند می‌دهم به مقام آدمی تا سال جدید بر احوال همه ایرانیان به خجستگی محول گردد. بهار 1393 را بیشتر دوست دارم؛ چرا که هفتم فروردین شروع دوباره‌ی اجرای نمایش "سقراط" است در تالار وحدت.
نمایش "سقراط" پس از استقبال کم‌نظیر تماشاگران تهرانی، غیرتهرانی و نیز تماشاگران خارجی و تأیید اساتید و بزرگان تیاتر و سینما و نیز بنا بر درخواست جمع کثیری از نویسندگان،‌ مترجمان، محققان و اساتید دانشگاهی،‌از وزارت ارشاد مبنی بر اجرای دوباره این اثر، این بار با تغییراتی دراجرا، نورٰ ،طراحی حرکات ومیزانسن کلی نمایشی، کاملتر و جذاب‌تر به روی صحنه خواهدرفت.
نمایشنامه "سقراط" به صورت کتاب توسط انتشارات ارزنده ایرانی فرهنگسرای میردشتی و نیز موسیقی اثر به صورت لوح فشرده برای نخستین بار در ایران عرضه می‌گردد و این اتفاق تازه‌ای برای تیاتر ایران و نمایش ماست.
به امید دیدار شما در تالار وحدت
 حمیدرضا نعیمی

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال مراسم نمایش سقراط / عکاس: سیدضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» حجت الاسلام محمدعلی زم به تماشای " سقراط " نشست

» نیمی از فروش نمایش سقراط به درمان بیماران سرطانی تئاتر اختصاص می یابد

» " سقراط " بلیت هایش را به طور کامل فروخت

» " سقراط " بلیت هایش را پیش فروش می کند

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیدنی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به
چقدر دلم میخواست دوباره ببینمش ...
فکر کردم تو صفحه ی اجرای جدید کامنت گذاشتی...
بازش کردم چشمم به قیمت خورد
برای چند ثانیه باورم شد
داشتم سکته میکردم، که شکر خدا یهو تاریخ اجرا رو دیدم و سکته رد شد :) خدایا شکرت :)))))))
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
قیمت مناسب !!؟؟؟
ردیفای وسط ۷۰ هزار تومن خود سقراط سکته کرد همین الان
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
:))))) دم همتون گرم
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا این اجرا نسبت به دفعات قبل تغییرى کرده است؟! یا همان است؟
تغییر چندانی نکرده ضمن اینکه اجرای گذشته را من بیشتر دوست داشتم اما این اجرا هم خالی از لطف نبود، البته یه مقدار در این اجرا موسیقی محسوس تر بود که صد البته به زعم من حسن یا ایرادی نداشت.
۱۳ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم میخواد دوباره ببینم.یادش بخیر .خیلی خوش گذشت بهم.واقعا تاثیرگذار بود.سقراط نمایشیه برای رهایی از قیدوبندها و پذیرش آزادی و غرق شدن در اخلاقیات.
مریم زارعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادی از نمایش "سقراط"


گفت وگو با فرهاد آییش و حمیدرضا نعیمی، بازیگر و کارگردان نمایش «سقراط»

واحد سینما و تلویزیون تبیان زنجان-

سقراطی که این روزها فرهاد آییش آن را روی صحنه تالار وحدت بازی می کند، اگرچه در سال ۳۹۹ پ م به دنیا آمده اما مدرن است، حرف دل ما را می زند، پسرش بسکتبال بازی می کند، در ضیافتی شرکت می کند که رقاص ها حرکات هلیکوپتری می زنند و شاگردانش یعنی افلاطون و دیگران کت وشلوار پوشیده اند.
همه اینها تمهیداتی است که حمیدرضا نعیمی نه تنها برای به روزشدن نمایش سقراط و حذف المان زمان اندیشیده است، بلکه در لایه ای دیگر می تواند گویای تناقض چندهزارساله سیاست و اخلاق باشد. البته با تمام شوخی های به روز و تمام مظاهر زندگی مدرن ما سقراط را باور می کنیم و این به خاطر نگاه هوشمندانه نعیمی در انتخاب آییش برای نقش سقراط است.

*درنمایش سقراط زنان حضور پررنگی دارند، از سافو گرفته تا زانتیپه. این مقدار تفاوت بیشتر به نگاه فمینیستی نزدیک است تا واقعیت...

فرهاد آییش (بازیگر نقش سقراط): همه چیز مطابق متن بود و من خیلی از نگاه نویسنده به مقوله زن لذت بردم. اینکه در آن دوره تاریخی، جایگاه زن ها چگونه بوده تحلیل نویسنده است. همان طور که یکی از شخصیت ها در دیالوگی می گوید: «این واقعیت داستانی ماست نه واقعیت واقعی.»
در این نمایش خیلی سعی نشد تاریخ نگاری شود. اگرچه تا حدی هم سعی کردیم به تاریخ وفادار بمانیم، ولی شاید بعضی از شخصیت ها واقعی نبودند. به هر حال ما نمی دانیم «سقراط» دقیقا چه شخصیتی داشته و اطلاعات ما محدود به آثار مکتوب شاگردان او است.
این سقراط نگاه آقای نعیمی است که چیزی بین نگاه گزنفون و افلاطون است؛ یعنی نه به اندازه سقراطی که در آثار گزنفون می بینیم شوخ مسلک است و نه خیلی شبیه نگاه افلاطون که بیشتر به بعد فیلسوف بودن سقراط پرداخته است.

*در ... دیدن ادامه » صحنه ای سقراط قبل از نوشیدن جام شوکران خم شد و پای زنش را بوسید!

فرهاد آییش: در قصه آقای نعیمی می بینیم که این اتفاق می افتد، حالا اینکه واقعیت اینطور بوده یا نه خیلی قابل بحث است. اینکه واقعا سقراط در لحظه پایانی عمر به همسرش چگونه نگاه کرده؟ شاید نگاهش همان چیزی باشد که آقای نعیمی نوشته و ما نمی توانیم واقعیت را بفهمیم. به هر حال قصه ما این است.

*گفته بودید درباره شخصیت سقراط خیلی تحقیق کردید. منابع تحقیقتان همان آثار افلاطون و گزنفون بود؟

فرهاد آییش: سقراطی که اجرامی کنم خیلی به چیزی که آقای نعیمی خواستند نزدیک است و از این بابت مشکلی با هم نداشتیم. قبل از اینکه سقراط را مطالعه کنم نمی دانستم شوخ مسلک است یا برای خودش رسالتی قایل بوده. فکر می کردم آدم رهایی بوده که در هستی غوطه ور و سیال بوده، ولی بعد متوجه شدم که متعهدانه بحث می کرده و نتیجه بحث برایش مهم بوده است.
بعد از مطالعه متن آقای نعیمی به این ابعاد شخصیتی سقراط پی بردم و بعد سعی کردم سقراط آقای نعیمی را با متن های دیگر مقایسه کنم و دیدم خیلی به هم نزدیک هستند. به هر حال چیزی که ارایه دادم مطابق متن است و من چیز زیادی به آن اضافه نکردم.

*البته نمی توان منکر حضور پررنگ شخصیت شما در سقراطی که در نمایش دیدیم، شد...

فرهاد آییش: بله، خودم خیلی در این شخصیت حضور دارم. من همیشه فصل مشترک شخصیت خودم را با نقش پیدا و روی آن سرمایه گذاری می کنم. درواقع این نقشی که شما می بینید ترکیبی از سقراط و من است. دلیل انتخاب آقای نعیمی هم همین بود و از همان ابتدا به من گفتند می خواهم شخصیت خودت در نقش حضور داشته باشد.
چون من می خواستم به دنبال شخصیت تاریخی سقراط بروم و آن را هرچه بیشتر وفادارانه ارایه دهم که معمولا هم این کار را نمی کنم و کارهای تاریخی را قبول نمی کنم چون از این چالش می ترسم ولی آقای نعیمی گفتند من آن چیزی را می خواهم که در شخصیت تو هست. چون بازیگران دیگری بودند که می توانستند انتخاب بهتری برای نقش سقراط باشند.

*روش دیالکتیک سقراط طوری بوده که با سوالات پی درپی و ساده تعریف دیگران را درباره مسایل اساسی مثل عدالت و سیاست به چالش می کشیده و شوخ طبعی سقراط در همین دیالکتیکش با فیلسوفان دیگر است، اما در نمایش این شوخ طبعی در بحث های عامیانه سقراط با اطرافیانش نمود پیدا می کند. این کار برای پاپیولارشدن نمایش سقراط بود؟

فرهاد آییش: بله. به هرحال آقای نعیمی می خواستند زندگی خصوصی سقراط را هم به تصویر بکشند. به هر حال وقتی سالن وحدت را برای نمایش انتخاب می کنند یعنی گوشه چشمی به مخاطب عام تر هم دارند و باید سلیقه آنها را هم ارضا کند وگرنه کار اشتباهی ست که این نمایش در تالار وحدت به نمایش دربیاید.
این سوال شما درواقع بزرگ ترین چالش ما بود که بتوانیم شوخ طبعی سقراط را در زندگی خصوصی و روزمره اش بگنجانیم و در عین حال خیلی هم از سقراط تاریخی فاصله نگریم.
این هم برای من به عنوان بازیگر چالش بود و هم برای آقای نعیمی در مقام کارگردان. بارها شوخی ها تعدیل شد و بارها جدیت سقراط را کم و زیاد کردند تا به چیزی که می بینید رسیدیم. به طورکلی من باید سقراطی را ارایه می دادم که کاملا برای آن دوره تاریخی نیست و با یکسری مقولات روز درگیر است و در عین حال باید به عنوان سقراط باورپذیر باشد.

*مستقل از جایگاه فلسفی و تاریخی به سقراط نگاه کردید؟

فرهاد آییش: بله؛ مستقل نگاه و متن را قبول کردم و در درون واقعیت سیال متن غوطه ور شدم و با آن زندگی کردم. البته در مورد بازی کردن نقش سقراط این چالش را داشتم که چگونه در زندگی روزمره سقراط بروم، طوری که به شخصیت تاریخی سقراط آسیبی نرسد؟
این کار تعادلی می خواست که بیش از هرچیز از آن می ترسیدم و تا قبل از اجرا به خیلی از مسایل تکنیکی مثل تُن صدا، راه رفتن و خیلی از خصلت های سیاسی اجتماعی آن دوره نرسیده بودم و نگرانی های زیادی داشتم، ولی خوشبختانه در چند روز آخر به تعریف مشخص تری از سقراط رسیدم تا اندازه ای که الان احساس راحتی می کنم، اگرچه تا سی وخرده ای اجرای دیگر، در هر اجرا رشد خواهم کرد، چراکه نقش سقراط به شدت برای رشد جا دارد.
به هرحال بازی کردن سقراط شوخی نیست و اینکه کسی بگوید که من سقراط را درست بازی کردم از حماقت و بلاهت اوست، ولی اینکه آیا این نقشی که من بازی کردم قابل قبول است؛ فکر می کنم برای من هست. شاید برای بعضی ها هم نباشد ولی
این حس نسبی است، چون در هیچ تئاتری به اندازه سقراط چالش نداشتم و اینقدر از چالش لذت نبردم. در طول روز من حتی کارهای شخصی ام را انجام نمی دهم و با لذت روی نقش کار می کنم، چون می دانم شخصیت سقراط مثل حقیقت، متغیر و پیچیده است و من باید خودم را به این چالش بسپارم.

*چندتا از خطابه های سقراط خیلی مشابه وضعیت اجتماعی امروز ما بود...

فرهاد آییش: به هرحال این دیالوگ ها در متن است و خارج از فضای آتن ارایه نشده...
ولی ما با آن همذات پنداری می کنیم...
این وظیفه هر نویسنده تئاتری است که مخاطبان خودش را با متن همراه و نزدیک کند، چون در غیر این صورت تاریخ نگار می شود.

*تحلیلتان از اینکه دموکراسی سقراط را به مرگ محکوم کرد، چیست؟

فرهاد آییش: من دموکراسی را قبول دارم و فکر می کنم دموکراسی نیاز جوامع جهان سوم است. ولی دموکراسی هزارجور گیروبند و بدبختی و تضادهای درونی دارد.
شاید دموکرات ترین جامعه ای که من دیدم هند بود که واقعا در درونش می توان دموکراسی را دید. دموکراسی یک مقوله نسبی و متغیر است. دیالوگی که می گوید استبداد دهان تو را بست ولی دموکراسی تو را کشت، به این معنا نیست که حکومت جباران را تایید کند ولی دموکراسی هم خیلی جاها خنده دار به نظر می رسد.
«آسخینس» سال ها بعد از مرگ سقراط گفت: «شما سوفیستی به نام سقراط را کشتید زیرا او آشکارا «کرتیاس» را که از قائدان ۳۰جبار بود، تربیت کرده است»
اینکه بگوییم سقراط طرفدار دیکتاتوری بوده درست نیست. افلاطون خیلی صریح تر و عریان تر می گوید دولت باید از اقلیت ها و نخبگان تشکیل شود اما حتی او هم طرفدار دیکتاتوری نیست. سقراط بیشتر از هرچیز به اخلاق متعهد بود و به آن اهمیت می داد نه مسایل سیاسی و اگر امروز هم زندگی می کرد، چه در جوامع دیکتاتوری و چه در جوامع دموکراسی بازهم با مشکل روبه رو بود.
در دوره های مختلف اندیشمندان نظرات مخالفی درباره سقراط داشته اند از هگل گرفته تا نیچه که موجی از بدگمانی را نسبت به سقراط پرورش داد و اوج فرهنگ یونانی را در فیلسوفان پیشاسقراطی می دانست تا «روبسپیر» که از دموکراسی آتن ستایش کرد تا اینکه گروت در تاریخ یونان باز جو را به نفع دموکراسی برگرداند و اظهارنظر جان میل استوارت مبنی بر اینکه جباریت اکثریت بود

*دست اندازی به راهکارهای مشروع دموکراسی سقراط را به قتلگاه برد و بعد از آن رادیکال ها ننگ ضدآزادیخواهی را از سقراط به افلاطون منتقل کردند و کارل پوپر هم در تقدس سقراط و نفرین افلاطون نقش مهمی داشت و هنوز هم این تعارض در هاله ای از ابهام است. شما با چه دیدگاهی به سقراط پرداختید؟

حمیدرضا نعیمی: به عنوان درام نویس جواب می دهم تا کسی که با فلسفه عجین است. نیچه انتقاداتی را به سقراط وارد می کند اما در پایان سوالی را مطرح می کند. این مرد کیست که به خودش اجازه می دهد که تمام باورها و خدایان هومری را زیر سوال ببرد و به ریش همه بخندد و با این پرسش سقراط را در حد یک ابرمرد ستایش می کند. مبحثی که سقراط در فلسفه مطرح می کند خطی است که فلسفه را دو قسمت می کند؛ یعنی فلسفه پیش از سقراط و پس از سقراط. از روزگار سقراط به این طرف فلسفه حول محور سوال هایی می شود که سقراط مطرح کرد، چون دیالکتیک را مطرح می کند تا به این شکل فلسفه را وارد زندگی روزمره کند. سقراط برای کشورش جنگیده و عاشق آتن بوده و حتی زمانی که اسپارت ها به آتن دست پیدا می کنند و حکومت را به ۳۰جبار می سپارند، باوجود اینکه همه فکر می کنند سقراط هم مثل آزادیخواهان دیگر باید بگذارد و برود اما داخل آتن می ماند. برای همین وقتی «الکبیادس» به کشور خیانت می کند و کشته می شود، لکه ننگی در پرونده سقراط می شود.

*نمایندگان دموکراسی در نمایش آدم های بد یا آنتاگونیست ها هستند که سقراط را محکوم می کنند...

حمیدرضا نعیمی: آنها هم به اندازه سقراط برای اعمالشان ادله دارند؛ یکی اینکه بعد از جنگ های ۲۸ساله پلوپونزی «آنیتوس» می گوید: حالا که شهر ما به آرامش رسیده و ورزشگاه های ما از تماشاگران پرشده نباید اجازه دهیم کسی این آرامش را به کام ما زهر کند؛ اشاره به محق بودن آنها در کاری است که انجام می دهند. سقراط آمده تا از ریشه همه چیز را از بین ببرد و دوباره بسازد.
او در مورد اخلاق و جوهره انسانی حرف می زند، پس یک تهدید محسوب می شود بدون اینکه آنتاگونیست و پروتاگونیست مطرح باشد. قهرمان داستان من سقراط است، اما دیگران هم محق هستند، مثلا در تاریخ گفته شده زن سقراط بددهن بوده و او را کتک می زده، اما در نمایش می بینیم در گله مندی از رفتارهای سقراط محق است و حتی به عنوان یک قربانی هم دیده می شود. به نظرم در جهان چیزی به عنوان دموکراسی مطلق وجود ندارد ولی استبداد و دیکتاتوری وجود دارد؛ آزادی در بعضی از کشورها بیشتر وجود دارد و این به مفهوم واقعی دموکراسی نیست.

*ما در روزگاری به سر می بریم که بیش از هرچیز به حق و نظر مردم نیاز داریم ولی در صحنه ای می بینیم که افلاطون می گوید: چرا یک چوپان باید به اندازه من حق رای داشته باشد...

حمیدرضا نعیمی: من معتقدم در دنیا، رای مردم همیشه درست نیست. اکثریت قریب به اتفاق اشتباه می کند و در اکثر مواقع حق با اقلیت است؛ اقلیتی که می اندیشد و درست ارزیابی می کند. پیرزنی که در روستا با دوشیدن شیر بزهایش روزگار سپری می کند چه برداشتی از این دارد که چه کسی رییس جمهور شود؟

من معتقدم معمولا مردم اشتباه می کنند چون دچار هیجانی می شوند که در جمع شکل مسری پیدا می کند. جمع گرایی بیشتر خاصیت برانگیختن احساسات را بر عهده دارد تا عقل. عقل در دیالکتیک و بحث اتفاق می افتد.
در دنیای پیشرفته هرکس سر جای خودش قرار دارد. من قرار است فقط یک پیچ را سفت کنم و برای آن باید تامین روحی و مالی شوم. اما در ایران ما کولرمان را درست می کنیم، شیر آب وصل می کنیم و همزمان «برشت» می خوانیم و گاهی اگر نتوانیم به پرسش کسی پاسخ دهیم، احساس خجالت می کنیم. ما که ادیب نیستیم، دوره ادیبان خیلی وقت است که گذشته.

*چه ضرورت و دغدغه ای باعث شد الان «سقراط» را روی صحنه ببرید؟

حمیدرضا نعیمی: فکر نمی کنم در هیچ دوره ای اینقدر ضرورت داشته باشد که نمایش«سقراط» روی صحنه برود. چون ما در بدترین دوران بی اندیشگی،قرار گرفتیم. نگاه کنید میزان مطالعه در ایران چقدر است و بزرگ ترین دغدغه برخی جوانان و خانواده های ما چیست؟
سیرکردن شکم و مصرف گرایی و ابتذال و گرایش به هر سمتی که ما را از فکرکردن دور کند تا در یک بی خبری و اغما و یک نوع نشئگی غرق شویم و غم ها و سختی ها را فراموش کنیم. جامعه ما در یک بزنگاه سخت قرار گرفته است... سقراط تلنگری به یک واپس گرایی منحط است تا خودمان را بشناسیم و دوباره به سمت اخلاق برگردیم.

موسیقی کار هم خیلی متفاوت و تاثیرگذار بود... .

حمیدرضا نعیمی: سیاوش لطفی، یکی از بهترین سازندگان موسیقی تئاتر است که موسیقی دراماتیک را می شناسد. در این کار می توانست سازهای زیادی را وارد کند، ولی تنها با یک پیانو و سازهای کوبه ای و آواز کاری کرد که به بهترین نتیجه برسیم.

*ترانه ها اورژینال بودند؟

حمیدرضا نعیمی: بیشتر آنها را سیاوش لطفی نوشته و اشعار سافو است که با معنای خاصی انتخاب شدند و شما برخی از شعرهای سافو را در این نمایش می شنوید. لطفی بیشتر از صدصفحه نمایشی که من نوشتم برای این «سقراط» نُت نوشت.

*لباس ها به نوعی نماد جامعه الان هم می تواند باشد و البته عاملی که مرز زمان را هم برای ما می شکند. انگار با یک متن به روز روبه رو هستیم، مثلا اینکه شاگردان سقراط و مردان دیگر با کت و شلوار و کراوات هستند...

حمیدرضا نعیمی: بله. این کارکرد هم در نظر گرفته شد. خانم ادنا زینلیان نشانه شناسی خاص متن را در طراحی به کار بردند؛ همه کاراکترها دارای لباس های امروزی هستند و فقط لباس سقراط وصله ناجور است درست مثل یک خرمگس که حتی از نظر پوشش هم با جامعه خود همخوانی ندارد. لباس های زنان هم کاملا مطابق با لباس های همان دوره است.

*نکته جالب دیگر اعتقاد سقراط به دنیای بعد از مرگ است و اولین صحنه نمایش با دنیای بعد از مرگ شروع می شود...

حمیدرضا نعیمی: این مقوله سخت ترین بخش ماجرا بود که چگونه می شود به صورت فیزیک در مورد یک مفهوم غیرفیزیکی صحبت کنیم و با آمدن سافو کاراکتر زنی که صدسال قبل از سقراط زندگی می کرده، نقبی به اندیشه های زندگی پس از مرگ سقراط بزنم... .

مرجان صائبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش
سلام بر مجریان نمایش سقراط
آیا امسال باز هم این اثر اجرا خواهد رفت؟
امیدوارم این اتفاق بیفتد.
سپاس
niloofar.Lotus و راضیه حسنلو این را خواندند
نسیم عزیزان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منم دلم می خواست ببینم :(((((
niloofar.Lotus و ...Amir... این را دوست دارند
شما خیلی دیر رسیدید..پیشنهاد من اینه که زندگی در تیاتر رو هم ببینید که شاید امروز اجرای آخرش باشه
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز یک سورپرایز بود...
راضیه حسنلو این را خواند
niloofar.Lotus، محسن قربانی و nahidr این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


تئودوته: خیلی خوبه که شهرتون یه زن مثل من داره، نه؟

سقراط: چطور؟

تئودوته: که مرز اخلاق و غیر اخلاق و میشه باهاش سنجید.

سقراط: مهم اینه که تو همون چیزی و نشون می دی که هستی نه مثل مردم آتن که اون چیزی نیستند که می خوان نشون بدن!

تئودوته: این رو گفتی که خرم کنی؟



این کار شغلش بوده نه مرامش
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید




سقراط

: خرمگس بودن برای من یک رسالته درست مثل شاعر بودن برای تو



سافو: کی گفته شاعر بودن یک رسالته؟

سقراط: مگه نیست؟

سافو: مگه هست؟

سقراط: ... دیدن ادامه » اگر نیست پس چرا شعر میگی؟

سافو: چون دوست دارم...

سقراط: چی رو دوست داری... شعر گفتن رو...؟ خودت رو...؟ یا کسانی رو که براشون شعر میگی تا بشنون و لذت ببرن؟

سافو: نمی دونم

سقراط: وقتی سافو نمی دونه پس کی می دونه؟

سافو: کی گفته من باید همه چیزو بدونم من که خدا نیستم!

سقراط: عجب

سافو: از چی؟

سقراط: خدا نیستی اما شاعری

سافو: یعنی خدا شاعر؟

سقراط: به نظر تو نیست؟

سافو: به نظر تو هست؟

سقراط: اگه نیست پس چرا این دنیا انقدر زیباست؟ و از اون زیباتر انسانه... کی تا حالا تونسته شعری به زیبایی انسان بگه؟

عاشق سافو ام. خانم افشاری نژاد عالی بود برای این نقش خصوصا صداشون واقعا روح نواز بود.
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چی بی نظیر غیر از تماشاگرانی که با اینکهمسئولان سالن خواهش کردند دوستان ما امروز فیلم برداری داریم لطفا رعایت کنید و گوشیتونو سایلنت کنید باز هم ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاشکی باز فرصت بود که میرفتم ... حتی با این دسته از تماشاگرها ...
واقعا متاسفم. یه زمانی تو ورزشگاه ها به هوادارایی که فحش می دادند و توهین می کردند می گفتند تماشاگر نما، تا جایی که یه روز عادل فردوسی پور تو نود گفت: اینا دیگه تماشاگرن! تماشاگر نما یه تعداد اندک میشه ولی کل ورزشگاه وقتی همین رفتار رو داره دیگه نمیشه خودمون ... دیدن ادامه » رو گول بزنیم. الان هم انگار تئاترمون داره دچار همین داستان میشه. یه موقعایی به نظرم میاد انگار ما ها غیر عادی هستیم :) شاید هم ما فرهنگ تئاتر دیدن نداریم که با چیپس نمیریم تو سالن های تئاتر! که وسط تئاتر گوشیمون رو جواب نمیدیم! لابد مشکل از ماست!
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
خانم عظیمی قبول دارم خیلی فراگیر نیست ولی متاسفانه این چیپس تازگی ها هم در تالار وحدت (با کمال شرمندگی) دیده شده و هم (به میزان بیشتری) در فرهنگسرای! نیاوران.
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
به امید رهایی :)
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای بار سوم به تماشای سقراط نشستم,نمیخوام راجع به مسائل فنی کار صحبت کنم چون سوادش رو ندارم,فقط بعد از هر سه بار انقد انرژی داشتم که میخواستم از تالار وحدت تا خونرو بدوم,واقعا از تمام کسایی که در به اجرا درآمدن این نمایش نقش داشتن نهایت تشکرو میکنم که این سه شب رو برای من ساختن.
چند سوال هم از این دسته از دوستان داشتم:
1.اون گروهی از دوستان که از اول تا آخر نمایش در حال عکس برداری بودن و فلش دوربیناشون قطع نمیشد.
2.اون دوستانی که از اول تا آخر نمایش در حال اس ام اس بازی بودن و چند بار هم با گوشی حرف زدن و وقتایی هم که این کارو نمیکردن نور گوشیشون مدام روشن بود.
3.اون دوستانی که مدام راجع به دیالوگ ها با صدای بلند اظهار نظر میکردن,مخصوصا اون خانومی که وقتی اون آقا تو صحنه ی دادگاه داشتند تعداد رای هارو میخوندن فریاد زدن اشتباه شمردین و تمرکز اون ... دیدن ادامه » بازیگر بنده خدا رو به هم زدن.
حالا سوال هام:
هدفتون از اومدن به تئاتر چیه؟
اونجا سالن تئاتر بود یا مسابقه عکاسی؟
اونجا سالن تئاتر بود یا تخت خواب خونه که توش همش از گوشبمون انواع و اقسام استفاده هارو میکنیم؟
آیا برای وقت و هزینه ای که میزارید ارزشی قائلید؟
آیا به این فکر میکنید که آدم هایی که دورو برتون نشستن حق اینو دارن که تو یه فضای بی سرو صدا و با تمرکز کارو ببینن؟
شرمنده که پر حرفی کردم ولی همیشه انتظار دارم تو این فضا ها با فرهنگ ترین آدما رو ببینم که متاسفانه همیشه عکسش بهم ثابت میشه.
شایدم من اشتباه میکنمو زیادی سخت گیرم.
بازم ممنون که پر چونگی منو تحمل کردین
تاتر فرهنگ خودش رو می طلبه اما بازم خوبه که همه میان و تاتر می بینن حتی اونهایی که فرهنگش رو ندارن :)
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
دوست عزیز حضور اینجور افراد نه سودی به حال خودشون داره چون کلن نیومدن که تئاتر ببینن چون اصولا حواسشون به نمایش نیست نه سودی به حال اطرافیان و فقط صندلی هایی رو اشغال میکنند که میتونه جای یه انسان هنردوست باشه.
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
اینقدر زود امیدتون رو از این آدم ها از دست ندید به مرور اونها هم فرهنگشو پیدا می کنن همه از شکم مادرشون تاتری به دنیا نمیان، یه روز یاد میگیرن امیدواریم بهشون :)
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای بار سوم به تماشای سقراط نشستم,نمیخوام راجع به مسائل فنی کار صحبت کنم چون سوادش رو ندارم,فقط بعد از هر سه بار انقد انرژی داشتم که میخواستم از تالار وحدت تا خونرو بدوم,واقعا از تمام کسایی که در به اجرا درآمدن این نمایش نقش داشتن نهایت تشکرو میکنم که این سه شب رو برای من ساختن.
چند سوال هم از این دسته از دوستان داشتم:
1.اون گروهی از دوستان که از اول تا آخر نمایش در حال عکس برداری بودن و فلش دوربیناشون قطع نمیشد.
2.اون دوستانی که از اول تا آخر نمایش در حال اس ام اس بازی بودن و چند بار هم با گوشی حرف زدن و وقتایی هم که این کارو نمیکردن نور گوشیشون مدام روشن بود.
3.اون دوستانی که مدام راجع به دیالوگ ها با صدای بلند اظهار نظر میکردن,مخصوصا اون خانومی که وقتی اون آقا تو صحنه ی دادگاه داشتند تعداد رای هارو میخوندن فریاد زدن اشتباه شمردین و تمرکز اون ... دیدن ادامه » بازیگر بنده خدا رو به هم زدن.
حالا سوال هام:
هدفتون از اومدن به تئاتر چیه؟
اونجا سالن تئاتر بود یا مسابقه عکاسی؟
اونجا سالن تئاتر بود یا تخت خواب خونه که توش همش از گوشبمون انواع و اقسام استفاده هارو میکنیم؟
آیا برای وقت و هزینه ای که میزارید ارزشی قائلید؟
آیا به این فکر میکنید که آدم هایی که دورو برتون نشستن حق اینو دارن که تو یه فضای بی سرو صدا و با تمرکز کارو ببینن؟
شرمنده که پر حرفی کردم ولی همیشه انتظار دارم تو این فضا ها با فرهنگ ترین آدما رو ببینم که متاسفانه همیشه عکسش بهم ثابت میشه.
شایدم من اشتباه میکنمو زیادی سخت گیرم.
بازم ممنون که پر چونگی منو تحمل کردین
manimoon و raha azimi این را خواندند
niloofar.Lotus، شاهین نصیری و آیدا خمان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز به دلایلی دیدن این نمایش زیبا رو از دست دادم. ممکنه این نمایش در سالنی دیگه اجرا بشه؟کسی از دوستان اطلاعی داره؟
سارا توسلی این را دوست دارد
دوست عزیز متاسفانه دیگه تمدید نمیشه...:(
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
حیف شد. کاش تمدید میشد. می تونم حدس بزنم چه نمایشی رو از دست دادم!!!
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
من برای یکشنبه93/1/31 یا دوشنبه 93/2/1 2 تا بلیط می خواستم، اگر کسی تمایل به فروش بلیطش داشت ممنون میشم اگر به fatemeh_larti@yahoo.com میل بزند.
larti و محمد عمروابادی این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تاسف فراوان باید منتظر باشم شاید فیلم تاتر این کار رو ببینم و همش حرص بخورم که آخه اینم وقت مریض شدن بود!!!

یکی منو دلداری بده!!
نسترن لطفی این را خواند
niloofar.Lotus، سارا توسلی و کیمیا TAV این را دوست دارند
یک دلداریه بزرگ تقدیم شما
شاید به روال این روزها در سالنی دیگر اجرا شود....
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
البته به زور بانویمان را مجاب کردیم که تنهایی هم که شده برود...باشد که نصیب ما هم بشود.
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
سیامک عزیز ممنونم
چشم روژین جان
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
آیا کسی از بالکن 3 این تیاتر رو دیده ؟
اصلن چیزی دیده یا شنیده میشه ؟
شهاب الدین رحیمی این را خواند
آره، یه چیزایی!! :))
فقط زودتر برو که بتونی جای بهتر بشینی، چون اونجا شماره صندلی نداره!! ;)
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا اگه کسی برای شنبه ۳۰ام یا یک شنبه۳۱ ام ۲تا بلیط اضافه داره ممنون میشم به من اطلاع بده
zaniar@gmail.com
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
من برای یکشنبه 2تا بلیط می خواستم، اگر کسی تمایل به فروش بلیطش داشت ممنون میشم اگر به sara_parsaie@yahoo.com میل بزنید.

ممنونم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
اگه کسی واسه امشب دو تا بلیط اضافه داره لطفا ایمیل بزنه به من

maryam.alih@gmail.com
کسرا فرهادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید