تیوال محمد خداوردی | دیوار
S2 : 20:01:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دوست داشتم نقدی برای این نمایش بنویسم ولی فاقد ارزش هنری تنها چیزیه که میتونم بگم . کار بقدری تاتر آزادی بود که به امثال سعید خاکسار و بهزاد محمدی بی احترامی میشه. اونها بسیار با شرف هستند و نمایش هاشون بی ریا و بی تکلف سیر نمایشهای سنتی و تخت حوضی و حتی مردمی رو دنبال میکنند .این نمایش تماشاچی رو احمق فرض میکنه و این آزار دهنده است . فکر میکنم تنها کسی بودم تو سالن که انقدر از نمایش بدم اومد .
آدم اگه جواد یساری گوش بده تکلیف اش با خودش معلومه ولی وقتی وسط همون آهنگ یساری برای فریب بتهوون بزارن واقعا نامردیه .
نقد نمایش #دستهای_آلوده
نویسنده : #ژان_پل_سارتر
کارگردان : #مسعود_موسوی
نمایشنامه دستهای آلوده با مضمون سیاسی _ حزبی در کشوری اجرا میشود که احزاب از بین رفته و تک جناحی شده است . ماجرای تغییر سیاستهای انقلابیون قبل و بعد پیروزی شبیه به وضعیت ایران قبل و بعد از انقلاب است . انتخاب نمایشنامه و نگاه کارگردان برای اجرای این نمایش سیلی محکمی به جامعه ایست که قدرت مطلق تنها در یک حزب خلاصه میشود . طراحی صحنه قدرتها را در اتاقک های سلول مانند نشان میدهد . قرارداد های تئاتری همزمان با شروع نمایش بین گروه اجرا و تماشاچیان گذاشته میشود . حفظ و صیانت از قراردادها متاسفانه در دو بخش از اجرا رعایت نمیشود . اگر قرار است آکساسوار نوشیدن ( که احتمالا بخاطر وضعیتهای ممیزی است) و خوردن به صورت میم رعایت شود ، بطری آب معدنی در اتاق اولگا که توسط بازیگر شخصیت هوگو استفاده ... دیدن ادامه » میشود چه حکمی دارد ؟( فقط برای رفع تشنگی بازیگر ) تماشاچی بی دلیل گمراه میشود . مورد دوم بطری بغلی شارل است که قرارداد پانتومیم نوشیدن را نقض میکند .
بازنویسی متن توسط کارگردان تاثیر منفی بر روند اجرا نگذاشته و سیر روند اتفاقات همان است که نویسنده قصد آن را داشته . شاید کمی از جزئیات متن کاسته شده و کلیات مطرح میشود ، جزئیاتی که در اجرا هم کم دیده میشود و همه چیز حتی دیالوگها هم به صورت کلی رد و بدل میشوند . جزئیات شخصیتها را از هم مجزا میکند روند نمایش را برای چشمهای ریزبین زیبا می کند و برخورد نیرو ها را جذاب تر می گرداند .
طراحی لباس به شخصیتها نزدیک است و حال و هوای نمایش را جذاب میکند اما بازیگر با لباس باید راحت باشد . کوچکترین اعمال باعث جلب توجه بی مورد میشود مثلا کوتاه بودن کت اولگا باعث شده بازیگر دائم کت را پایین بکشد و توجه تماشاچی را از موضوع اصلی دور کند .
عدم تمرکز بازیگر شارل و هوگو تپق ها را بین دیالوگها افزایش میدهد . بازیگر فقط قصد دارد دیالوگها را سریع ادا کند بدون فکر کردن به اینکه چه می گوید . هر چه بازیگر در صحنه فکر میکند به تماشاچی منتقل میشود . ترس از اشتباه نگفتن نشان از عدم تسلط است . تمرین بیشتر تسلط بیشتر و درصد اشتباهات را کاهش میدهد . بازیگر اولگا در مواجه با ژسیکا بین بیان دیالوگ و حرکت دست در تعلل است . بازیگر ژسیکا انگار مجبور شده صورت خود را بی حس القا کند . بازیگر کارسکی مصنوعی است . اینکه حرکات و بازی ها از سمت کارگردان پیشنهاد شده است هیچ حرجی نیست اما اعمال بازیگر باید برای خود او باشد و هیچ دوایی برای این مرض نیست مگر تمرین بیشتر .
موضوع دیگر نمایش ، زبان ترجمه است که در سراسر اجرا آزار دهنده است . زبان ترجمه شخصیتها را دور و ادا را برای بازی بیشتر می کند .
پوستر و فونت انتخابی چنگی به دل نمی زند .
با این حال نمایش دستهای آلوده جذاب و دیدنی و پر تعلیق است . تماشاچی با لحظه به لحظه نمایش ارتباط برقرار میکند . و در پایان این سوال به زیرکی از تماشاچی پرسیده میشود که چه قانونی را با دستگاه تایپ ، ثبت میکنید که بر آن پایبند میمانید .
#محمد_خداوردی
#نقدی بر نمایش #فرانکنشتاین
نویسنده و کارگردان : #ایمان_افشاریان
داستان دکتر فرانکنشتاین که هیولایی میسازد که دشمن انسانها میگردد .
تضاد میان خالق و مخلوق نقش مهمی در شکل گیری اثر دارد . موضوع دروغی که در قالب حقیقت عرضه میگردد فقط به صورت دیالوگ مطرح میشود . تم متن به صورت تصویری و نمایشی در اجرا شکل نمیگیرد ( دروغی که قالب حقیقت را نمایش داده شود به نمایش در نمی آید ). تمام توجه کارگردان در ایده های کارگردانی خلاصه میشود و نبود دراماتورژ فاصله بین متن و بازیگران را زیاد کرده است . با این حال میزانسن های اجرا زیبا و دیدنی است . مشکل اصلی قابل پیشبینی بودن شخصیت های اثر است . تماشاچی داستان را میداند با اولین و دومین اکت بازیگر همه چیز قابل حدس است . شخصیتها در حد تیپ معرفی میشوند و هیچ راهی برای به شخصیت رسیدن وجود ندارد . ویکتور از ابتدا می‌نالد ... دیدن ادامه » و در انتها هم با ناله میمیرد . #پژمان_جمشیدی ( ویکتور) انگار فقط متن را از حفظ میخواند . یک تیپ قابل پیشبینی که راه رفتن ‌و ایستایی ناامیدکننده در صحنه دارد ( تصحیح کردن حرکات . عدم تمرکز در کنترل بدن و چشم . ایستایی روبرو با دستهای آویزان در صحنه . لحن ناله که پیداست بیش از این نمیتوان از این بازیگر توقع داشت ). #بانی_پال_شومون ( هیولا ) کمی جدی تر است و برای حرکات فیزیکی خود برنامه ای دارد و با صدا و بدن خود تلاش قابل ملاحظه ای دارد .
طراحی نور و صحنه زیبا و استفاده از جمعیت دیدنی است .
حرکات فرم با موسیقی کم ، خنده دار است زیرا تاثیر موسیقی بخاطر شنیده شدن صدای بازیگر از بین میرود و حرکات بازیگران بی معنی جلو گر میشود . پیشنهاد ( استفاده از میکروفن میتواند این مشکل را حل کند )
طراحی لباس و موی بلند فرانکنشتاین بیشتر شبیه سرخ پوست های آمریکای جنوبی است و ربطی به داستان مری شلی انگلیسی ندارد و بیشتر بیننده را بی جهت گنگ میکند .
با آرزوی موفقیت برای گروه اجرا .
#محمد_خداوردی


ماجرای سه سیاه بانام های الماس یاقوت و مبارک که سطل های آب را برای سه پهلوان بنام های ببراز ، شیرباش ، اژدر نگهبانی میدهند . در میان سور و سات جنگ ، ماجرای عشق ترگل و معروف مطرح میشود و در پایان یاقوت و مبارک چهره خود را از سیاهی پاک میکنند و مشخص میشود ترگل و معروف تحت تعقیب هستند .
نمایشنامه در قالب مضحکه و دارای ماجرای روایی ساده است با دیالوگها و موقعیت طنز .
تراژدی اجرا حضور ۶ دختر برای بازی نمایش است . همه نقشها را دختران بازی میکنند و این هیچ ایرادی ندارد . بازی هر سه سیاه در نوع خود قابل قبول و حتی عالی است . سه نقش مرد پوش برای ایجاد شخصیتهایی متفاوت تمام تلاش خود را کرده اند ولی نمایش با عدم باورپذیری روبروست . چشم اسفندیار اجرا عدم ارتباط با تماشاچی است . از نقطه شروع ، ارتباط با تماشاچی شکل نگرفته و هر چقدر حرکات و رفت و آمد بازیگران ... دیدن ادامه » بیشتر میشود ارتباط کمتر برقرار میگردد .
نمایش با ایجاد ارتباط شکل میگیرد . در تعزیه و پرده خانی بین مخاطب و گروه اجرا ارتباط برقرار است و مخاطب با اینکه میداند آخر ماجرا چیست با چگونگی اجرا به دیدن نمایش می نشیند . استفاده از سکوی دایره ای نمایشهای تخت حوضی را یادآوری میکند ، با طنز و مضحکه و شور و نشاط با این حال نوع چینش صندلی ها برای تماشاچی یک سویه است ( سالن قشقایی) ولی میزانسن ها دایره وار . پس یکی از عوامل عدم ارتباط انتخاب سالن اجراست . موسیقی در ایجاد فضاسازی خوب و بی ادعا بود . ریتم نمایش خوب ولی استفاده از ۶ صدای دختر صدای نازیبایی از این سمفونی بوجود می آورد .
بزرگترین نقدی که از نمایش میتوان گرفت کمبود سکوت و مکث است . آدمها تند تند حرف میزنند ، بدون اینکه صدای زنانه یشان که صداسازی شده به گوش مخاطب برسد .
نمایشی که قابل پیشبینی است ایرادی اساسی دارد . سه نفر نوبت به نوبت می آیند تا یک دیالوگ را سه جور متفاوت بگویند حال چکار باید کرد تا نفر سوم و یا دیالوگ سوم قابل پیشبینی نباشد ؟ خلاقیت در میزانسن ها به ندرت دیده میشود با اینکه پیداست تمرین زیاد ، چیزی از ارزشهای بازیگران جوان کم نکرده . طراحی پوستر و بروشور عالی و خلاقانه است استفاده از پرده و ویدئو هم جالب بود .
برای گروه نمایشی آرزوی موفقیت دارم .
#محمد_خداوردی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد خداوردی
درباره نمایش نیست i
نقدی بر نمایش #نیست
نوشته #امین_عظیمی
به کارگردانی #حسنیه_زاهدی
داستان زنی بنام سهیلا که گم شده و نیست که بر پایه روایت بازیگران نقل میشود شیوه ای که میتوان گفت پیش از این امیر رضا کوهستانی در بیشتر نمایشهایش از جمله کوارتت معرفی کرد .
مهمترین مسئله نمایش مکان است . مکان از ابتدا مشخص نیست صحنه دو سویه و بازیگران بین تماشاچی روایت میکنند . بازیگر برای تماشاچی ماجرا را روایت میکند و با ایجاد تصویر ذهنی عنصر خیال را که نزدیکترین شیوه تئاتر ایرانی است به مخاطب عرضه میدارد . در نیمه های نمایش با تصاویر ویدئویی مواجه میشویم ما هنوز نمی دانیم کجا هستیم و چرا این داستان روایت میشود ؟ با این حال صدای شخصیتهای واقعی به ما نشان میدهد که گویی در خانه هستیم و این روایتها بین دختران یک خانواده برقرار است . روایتی مستند گونه که نصفه نیمه با مکانی که خانه است ... دیدن ادامه » ولی هیچ نشانه ای از منزل در اجرا دیده نمیشود .( بجز لحظات انتهایی که میز شام چیده میشود )
شخصیتها با یکدیگر گفتگویی بسیار ضعیف و گنگ برقرار میکنند و تکلیف مشخص نیست که کدام یک از این چهار شخصیت کجای ماجرا قرار دارند . طراحی لباس هم مثل طراحی صحنه چیزی به ما نمیدهد . نکته حائز اهمیت صدای شخصیتهای واقعی است که کاملا مجزا از یکدیگر اند و ما با صدای آنها مشخصه های فردی هر شخصیت را از دیگری تمییز میدهیم . چیزی که بازیگران در وهله اول با صدای شخصیتشان به چشم میخورد سن و سال آنهاست که دور از باور پذیری است . دختر بازیگری که به کلام میگوید شوهر دارد و بچه دارد اما پیداست که بیست سال هم ندارد و هیچ تجربه شوهر داری را نچشیده . با این حال بازی ها روان و واقعی است و تلاش زیاد بازیگران در ایجاد تصاویر ذهنی به خوبی انجام شده .
ضرورت اجرا با پرداختن به مسائلی که تابو های اجتماعی را مطرح میکند قابل ستایش است .
استفاده از پارازیت چه تصویری و چه صوتی کمکی به کارگردانی نکرده و تنها برای ایجاد اغتشاش در کلام برای جلب مخاطب بکار میرود . با این حال نیست اثری است قابل تامل که حتما باید دید .
#محمد_خداوردی
کار ضعیفی بود . از لحاظ نمایشنامه و داستان گویی فرقی با تعذیه نداشت و متن اوریپید رو به سوگواری تنزل داده بود .کارگردانی در حد کارهای دانشجویی بود .پیدا بود که حرفی برای گفتن ندارن و جامعه با این همه درد و موضوع کنار گذاشته شده . عدم ارتباط با تماشاچی . دکور بچگانه و بی استفاده بود . موسیقی قابل قبول و رقص ها هم بد نبود ‌. خسته نباشید
به هر حال دیالوگ های شما دوست عزیز هم به همه چیز تاتر این زمان میاد، وقتی فرم را رقص و تنها شناسنامه تاتری ایران که همان تعزیه ای ست که بزرگان دنیا راجبش نوشته اند را به سوگواری قلمداد میکنی، به نظر همه احترام میگذارم چون شخصی ست، اما وقتی در کاربری ثبت ... دیدن ادامه » شده ات کارشناسی تاتر هست به سیستم دانشگاهی، آشنایی شما با نقد، تعریف و شناخت شما از نمایش و تفاوتش با تاتر، از درام و تراژدی، به همه چیز شک میکنم، امیدوازم بیشتر ببینی و بی آموزی، البته برای سن شما و شروع کارت بد نیست
۲۰ مهر
استاد گرامی بنده بی سواد هستم . شما خودتان بهتر از بنده و هر شخص دیگری تفاوت میان نمایش شرقی و تئاتر غربی را میدانید . اتفاقی که در سرزمین پدری افتاده نه از سر خلق اثر جدید بودن، بلکه از بی حرف بودن نویسنده و کارگردان بوجود اومده . چیزی که نمایش شرق مثلا ... دیدن ادامه » تعزیه رو شکل میده باورهای دینی است درست عکس نوشته اوریپید که به مقابله با خدایان و دین میپردازد و به گونه ای میتوان سرآغاز تفکر ابزورد را در آثارش جستجو کرد . علم و آگاهی نویسنده و کارگردان به این موضوعات است که یک اثر را پخته و پر از تفکر و حرف برای گفتن میکند .اثر هیچ ضرورتی برای اجرا در ایران را ندارد . شما فقط خلاصه نمایش را بخوانید متوجه میشوید که با چه چیزی طرف هستیم . بنده نه خصومتی با گروه اجرایی دارم و نه آنها با من دارند . من پول دادم بلیط خریدم و تئاتر ایشان را دیدم پس نظرم با کسانی که دعوت میشوند و جزو دوستان و آشنایان عوامل هستند متفاوته . از این به بعد هم سعی میکنم درسها رو خوب بخونم . با تشکر و قدردانی ویژه از عوامل و دستندرکاران نمایش سرزمین پدری . منتظر کارهای جدید و خوب تر و گوگولی تر شما هستیم .
۲۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه رومانتیک خوبی داشت . پوستر ضعیف . کارگردانی ایراداتی داره ولی بازی های خوب همه چی رو جبران میکنه . موسیقی بین صحنه ها رو هم دوست داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقدی بر نمایش #بی_تابستان
#نویسنده و #کارگردان : #امیر_رضا_کوهستانی

نمایش با طرح مسئله نظام آموزشی آغاز میشود . قانون از حقوق رایگان برای تحصیل آحاد ملت میگوید ولی برای تامین بودجه راهکاری جز جیب ملت نمی یابد .
نظام آموزشی با تفکیک جنسیت اختلال و بحران روانی را از مدرسه آغاز میکند .
دکور ساده و در عین حال زیبا و پر کاربرد ، متن را برای اجرا محیا کرده است . ماه های سال و تفکیک صحنه ها با نقاشی دیواری مدرسه ، استفاده از تصویر و چرخ و فلک ، برف و باران همه در راستای متن و در خدمت نمایش است ‌.
دیالوگها حساب شده ، مکث و سکوتها بجا و ریتم و تمپو در راستای مضمون و اتفاقات پیش رو ، نمایش را جذاب و دیدنی کرده است .
هر چه از نمایش میگذرد دردسرهای بی قانونی و پیش برد مسائل شخصی افراد عمیق تر و پیچیدگی شخصیتها با نظام آموزشی و در نگاه کلان تر نظام اجتماعی و ... دیدن ادامه » حکومتی با افراد در هم گره خورده است و گریزی از آن نیست . ما در جامعه ای زندگی میکنیم که برای کم کردن هزینه ها قانون را دور میزنیم و در مخمصه ای عمیق تر می افتیم . در روزی که بخاطر آلودگی هوا مدرسه تعطیل است آدمها به نقاشی دیوار مدرسه میپردازند و این حضور زن و شوهر به دعوای زناشویی ختم میشود .
ناظم مدرسه برای حل کسری مالی مدرسه از شوهر معلمش در مدرسه دخترانه استفاده میکند و یکی از دانش آموزان دچار عشق کودکانه به تنها مرد مدرسه میشود و گرفتاری های این عشق به حضور معلم نقاشی مرد ختم میشود . حال برگردیم به عقب : چرا دختران و پسران را از کودکی از هم جدا میکنند ؟ آدمها با عدم شناخت جنس مخالف رشد میکنند و به عدم فهم گفتگوی زناشویی میرسند . آیا این بی قانونی را قانون نویس اعمال نکرده ؟
بازی ها نرم و روان و بدون بزرگنمایی است و قدرت درونی بازیگران در ایجاد تمپو و ریتم درست نمایش موثر اند .
در انتها استفاده از شعر " خوشحال و شاد و خندانیم ... " با ملودی غمگینی که دارد بسیار با وضعیت نمایش هم راستا ست . با اینکه نمایش با پایان همراه است اما داستان به انتها نمی رسد . اینکه دختر بچه در عشق کودکانه اش اصرار می ورزد یا نه ؟ و یا در کل چه اتفاقی برای شخصیتها بعد از ملاقات دانش آموز با معلم می افتد ؟ میشد داستان را با بحران دیگری برای دانش آموز همراه کرد . اصولا این خاصیت این نظام است که برای حل مشکلی ، مشکل جدیدی را بوجود می آورد و مثلا برای برخورد نکردن پسر و دختر مدارس را تفکیک میکنند و برای کم بود منابع مالی از معلم مردی که شوهر خانم ناظم است استفاده میشود و حال چه خوب بود اگر با ایجاد بحرانی جدید برای حل عشق دانش آموز داستان نمایش وارد فاز مرتبط با ساختار نمایش میشد .
#محمد_خداوردی
نقدی بر نمایش ازدواج آقای می سی سی پی
نویسنده : فردریش دورنمت
کارگردان : احسان فلاحت پیشه
تئاتر در برگیرنده تمام هنرهاست . موسیقی ، نقاشی ، مجسمه سازی ، ادبیات و .‌‌..‌‌
نمایشی که گنجایش هر چه بیشتر هنرها را داشته باشد مجال بیشتری برای ارائه زیبایی دارد و اجرای ازدواج آقای می سی سی پی از این قاعده مستثنا نیست .
شخصیت پردازی ها با بیان و موسیقی کلامی همراه است . تک تک لحظات اجرا آنالیز شده و غیر قابل پیش بینی است ، خصیصه ای که برای نمایش های مدرن میتوان بکار برد ‌. داستان به شکل روایی با بهره گیری از اپیک برشت و استفاده درست و بجا از قراردادهای تئاتری ، تاریخ تئاتر را از نظر می گذراند .
از منظر صحنه پردازی تابلوی نقاشی زیبایی را میماند که ترکیب بندی و فرم و محتوا را به راحتی در خود جای داده ‌و خطوط و منحنی ها در هم تنیده شده است .
موسیقی زیبا و ... دیدن ادامه » در خدمت اجرا ، ترکیب اصوات بازیگران و سازهای موسیقی یک سمفونی باشکوه را میسازد .
یکی از ویژگی های این نمایش ، عدم استفاده از سلبریتیهاست ، معمولا سلبریتیها برند خود را که معمولا بازی های از پیش تعیین شده و تکراری است به اجرا میگذارند ولی بازیهای می سی سی پی روان و باورپذیر است . بیان بازیگران تماشاچی را مقابل متن ترجمه شده قرار نمیدهد . بدنها آماده و در خدمت اجراست.
جزئیات خدا است . میزانسن ها سرشار از جزئیات است و ممیزیها خلاقیت کارگردان را دوچندان کرده .
محتوای اثر دور از حال و هوای این روزهای جامعه نیست و همزاد پنداری ها و قیاسهای کپیتالیستها و کمونیستها جوری در شخصیتهای پل و سنت کلود نمود پیدا کرده است که تماشاچی خود را بین اصلاح طلبان و اصولگرایان و انقلاب های سرکوب شده چند سال اخیر میبیند . هستند وزرایی که از آب گل آلود این وضعیت ماهی میگیرند و به جاه و جلال میرسند . عدالت چه خوب سر میبرد .
آناستازیا تنها شخصیتی که خود را با هر شرایطی وفق میدهد و برای رسیدن به منافعش از هیچ دروغ و فریبی فرو گذار نیست . کنت هم عاشق مستی است که از نقش اش راضی نیست .
و جهان در نوشته دورنمت بین حزب ها و ایسم های است که در شخصیتها خلاصه میشوند و هر کس سنگ خود را به سینه میزند .
طنز نمایش زور نمی زند تماشاچی را بخنداند و آدم تازه یادش می افتد که طنز یعنی چه .
و سرانجام پایانی با نتیجه گیری فوق العاده . نتیجه ای که کلاسیسیم را به سخره میگیرد و با موسیقی زیبایی دن کیشوت وار اجرا را به پایان می رساند .
محمد خداوردی
نقدی بر نمایش #لاله_زار_هتل_کاتوزیان
کاری از #حمید_ابراهیمی

نقاشان رئالیسم با اختراع دوربین عکاسی ، نقاشی رئالیسم نکشیدند . آنها آنقدر باهوش بودند که هنر خود را از رئالیسم تغییر دادند و اینگونه شد که سبک های امپرسیونیسم ، اکسپرسیونیسم ، سوررئالیسم و ... بوجود آمدند . چون نیاز به رئالیسم با بوجود آمدن عکاسی از بین رفته بود . در هنرهای دیگر هم به نوبه خود همین اتفاق افتاد . با بوجود آمدن تلوزیون ، سینما و تئاتر زبان جدید و دگرگون شده ای گرفتند . متن رئالیسم با اجرای رئالیسم در دوره زمانه ای که از تئاتر برشت ، بکت و ..‌. عبور کرده ، کاری عبث است . ما در هنر و سیاست و حتی زندگی از گذشتگان تجربه می آموزیم . پا جای پای پدرانمان می گذاریم . اگر اکبر رادی امروز نمایشنامه های رئالیسم می نوشت کار بزرگی نکرده بود ‌که هیچ ، جز بلغور نوشته های دیگران چیزی به روند ... دیدن ادامه » نمایشنامه نویسی اضافه نکرده بود . هنر رادی در زمان معنا پیدا میکند . هنرمند آینه زمانه ی خود است .
حمید ابراهیمی با طراحی دکوری زیبا و مجلل تماشاچی را به یاد هادی مرزبان می اندازد . نمونه بارز اینگونه هنرمندان مسعود کیمیایی است ‌. گویی زمان برای هنرمند ایستاده است . به همین علت است که هر چی میسازد قیصر نمیشود . چون تمام تلاشش این است که باز قیصر بسازد . دریغ از اینکه قیصر در زمانه ی قیصر معنا میشود .
نمایش لاله زار هتل کاتوزیان با بازی بازیگران نسبتا چهره رنگ و جلای بسیار باشکوهی دارد . بازی های بسیار ضعیف و در حد اجراهای کلاسی دانشجویی . پر از اشتباهات فاحش و آماتوری که مقصر اصلی این اشتباهات کسی جز کارگردان نیست . اگر یک ماه بیشتر با بازیگران تمرین میشد تا این بی نظمی در گفتگو ها ایجاد نشود ! اگر تکلیف توپق ها مشخص میشد ! اگر بداهه ها و خنده های بی مورد و بی مزه بازیگر کنترل میشد ! شاید بهتر میشد به اتفاقاتی که در صحنه در حال افتادن است اندیشید .
نویسنده چه میخواهد بگوید ؟
وضعیت ایران شبیه به زمان جنگ جهانی است ؟! فساد و فحشا و دیکتاتوری بیداد میکند و بالاخره ظالم به سزای ستمی که میکند میرسد ؟ اگر این ها باشد ایراداتی وجود دارد . اینکه جامعه ی امروز از فقدان روشنفکر رنج میبرد . هیچ جریان روشنفکری در کشور وجود ندارد و همه در نطفه خفه شده اند پس حضور کسی مثل احمد کسمایی تدایی گر اوضاع کنونی نیست . دلقک و سیاهی هم نیست که حق مظلومین جامعه را با تیغ اصلاحات بگیردند . سیستم انقلابی وجود ندارد و ‌‌‌...
پس نویسنده چه میخواهد بگوید ؟ جز اینکه در لباس روشنفکری تاریخ را روایت کرده است بدون اینکه نظری بر وضعیت امروز داشته باشد .
استفاده از خواننده ی نیمه معروف هیچ کمکی به روند نمایش نمیکند ، جز اینکه زمان نمایش را بی مورد افزایش میدهد . " تو را به خدا زودتر تمامش کنید" . دو ساعت برای نمایش زیاد است . خیلی زیاد است .
#محمد_خداوردی
[جناب خداوردی عزیز: ای کاش این نمایش را می توانستیم در مکتبی جا سازیش کنیم؟! حتی در پائین تر سطح روحوضی؛ سیاه بازی و....در دهه های 1310-20 لاله زار نمی توان چنین اجرا و بازیهایی را دیده باشیم و شما کم لطفی کرده و به تاتر دانشجویی اشاره کرده اید؟!!!! نمایش فاقد ... دیدن ادامه » کوچکترین خلاقیت و زیباشناسی و ....می باشد. نور، صدا؛ دکور در بدنرین وضعیت ممکن بود. بازیها بقدری ضعیف و ابتدائی بود که باعث خنده و تعجب تماشاچی می گردید. همه فریاد می کشیدند بی دلیلطوریکه که دو تماشاجی اعتراض کردند که چرا داد می کشید؟! بازی آقای اردلان شجاع اردلان کاوه بقدری مصنوعی و معمولی بود که گویا هنوز متن نمایش دستش است و روزهای اول خوانش پیس است. اکثر کلمات با میمیکهای زائد و قلوآمیز خورده می شد. دائم با مالش دستها و دست در موها تلاش می کرد که شاید سرپاسبان مقتدی که باید مردی مقتدر و خود جانی بالفطره در شهربانی سال 1320 و لاله زار آن زمان باشد با مردی ضعیف و منفعل روبرو هستیم. آکسان گذاری بین کلمات و حتی کاراکترهای یک کلمه بدرد ینقش یک نویسنده و دانشمنذ می خورد تا یک پاسپان سراسر تقصیر. کلام و لحجه کاتوزیان به هم چیز شباهت داشت الا به گویش ارامنه و اقلیتها و تازه همان مقدار اندک را هم گاهآ فراموش می کردند. هر کس برای خود بازی می کرد نه احساسی و نه ارتباطی بین خود و بالعاکس با تماشاچیان. خانم پرتو با صدای بدون کنترل خود حتی مواقعی کنترل فیزیکی خود را هم از دست می داد ؟! بهرصورت متن و نوشته نیز از یک پازل اشتباه چیده شده رنج می برد که نه تاریحی، نه پلیسی و جنائی، و نه سیاه بازی و لاله زار و نه هویت بخشیدن به این شخصیت سیاه بعنوا ن حق طلب یا یک ناجی؟! مقتدی بعنوان یک قلدر، مستبد و جانی، کسمایی بعنوان یک مبارز و....هیج کدام برای تماشاچی دارای شناسنامه و هویت نیستند و در پایان دهها سئوال برای تماشاچی که چی بود؟! چی شد؟! سیاه که با گروهش بقدری در اجرا وصله و پینه است که آدمی فکر می کند شاید برای کشیدن تماشاچی به سالن این آسمان و ریسمون شده مثل خواننده و هنرپیشه حرفه ای و..... آری جناب خداوردی عزیز حال بعد از گذشت دهها ده از رئالیسم می توان باز با همان دوربین که خط بطلان رون آن کشید از یک حرکت زیبای رئالیستی عکس گرفت و بدعتی گذاشت ولی ما یاد نگرفته ایم که اگر نمایشی در رابطه با تاریخ آنهم تاریخ تاتر در لاله زار و دهه های 1320 به اجرا در مِی آوریم همه چیزش را رئالیستی و مدون با همان انگاره بنویسیم و به اجرا در آوریم .نه یک شیر بی یال و دم.
۲۲ دی ۱۳۹۷
درود بر شما جناب شهبازیان . بنده ابتدا گمان کردم موافقی نخواهم داشت و در شهر کوران دردها خواهم داشت ز بینایی . گمان کردم مرا مورد انتقاد قرار خواهند داد که چرا اساتید و بزرگان فسیل شده امان را مورد بی مهری قرار داده ام . با این حال بسیار خوشحالم که شما هم ... دیدن ادامه » این بدنها و بیان های بی انگیزه و فالش را دیده و شنیده اید . کاش یک ماه بیشتر تمرین را ادامه می دادند. کاش روی هر جمله و حرکت و ... زمان بیشتری صرف میکردند . کاش برای خود ارزش و آبرو قائل بودند و به تعریفها و تمجیدهای بی اثر بسنده نمی کردند. .
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش از اون ور #کارائیب کشوندیش اینجا چکار !؟
نویسنده : #نگار_دوستی_ثانی
کارگردان : #سمیرا_مهدوی
مازیار و نیما به تازگی وارد آپارتمان شده اند و هنوز جعبه های اثاث کشی را باز نکرده اند . نیما وسایل تقویت جنسی می فروشد و مازیار تدریس میکند . بهنوش خواهر نیما به خانه جدید هنوز نیامده او حیوانی دارد که مریض حال و رو به مرگ است و ..‌.
نمایش با عدم ارتباط با تماشاچی آغاز میشود . مازیار و نیما مدت زمان زیادی را بدون اینکه با تماشاچی ارتباطی برقرار شود ؛ از شغل و کار و پول حرف میزنند . نویسنده اطلاعات را به صورت قطره چکان تزریق میکند . این یکی از ویژگی های نمایشنامه های خوب است . ایراد شروع ، در اینجاست که مدت زمانی که برای اتفاق اولیه در نمایش وجود دارد خیلی زیاد است . لاجوس اگری در کتاب فن نمایشنامه نویسی ۳ تا ۵ دقیقه ابتدای یک نمایش یا فیلم ۹۰ دقیقه ... دیدن ادامه » ای را زمان بوجود آمدن اتفاق اولیه میداند .
ورود پگاه در نمایش برای به اطلاع رساندن وضعیت حیوانی که نمی دانیم چیست به بهنوش است . وقتی پگاه این اطلاع رسانی را انجام نمیدهد و هیچ تاثیری در روند نمایش ندارد ، حضورش اضافی است . نکته ی دیگر روابط آدمهاست . پگاه چه کسی است و اینجا چه میکند ؟
آدمهای نمایش گرفتار مسائل روزمره و پیش پا افتاده اند . زنگ موبایل ، زنگ در خانه که غربی را میخواهند . انگار کسی با شرق کار ندارد .
اوج نمایش جایی است که مرد همسایه وارد میشود . دستشویی دارد و همه ی گرفتاری ها به هم گره میخورند . زن همسایه موجود عجیب که ایگوناست را خاک کرده . مرد همسایه با افکار سنتی است و هرچه نیما میگوید که بهنوش اگر بفهمد حیوانش را خاک کرده اند عصبانی میشود به خرجش نمیرود .
در انتها صدایی از بهنوش میشنویم که با دفن حیوان مریض موافق است .
مسئله نمایش اینجاست که دچار مشکل میشود . بهنوش چرا در خانه نیست ؟ چرا تمام نمایش با یک سوتفاهم به انتها میرسد ؟ کارائیب موقعیت نمایش ستوان اینیشمور نوشته مک دونا را دارد با این تفاوت که بهنوش ماجرای کارائیب همه را دست انداخته .
بازی بازیگران خوب و قابل قبول بود . بازیگر پگاه ، مرد همسایه و مازیار جذاب تر بودند . طراح صحنه هم تمام همتش را کرده بود و کارگردانی هم نمایش آپارتمانی مد نظر را ارائه کرده بود و طنز مد نظر را به مخاطب میرساند ، طنزی که آدم را یاد نمایشهای مرژوک می اندازد . از لحاظ سرگرمی و زیبایی میتوان به کارائیب نمره قبولی داد اما تفکر ( وضعیت سیاسی . اجتماعی . انسانی ) هیچ مسئله ای را مطرح نکرد . نمایش حال و هوای تغذیه این روزهای زمانه مان است . نمایش های فست فودی که کمرنگ بودن وضعیت سیاسی _اجتماعی مملکت ، در آن موج میزند .
نوشته : #محمد_خداوردی
من هم وقتى معلوم شد چیزى که در آن اتاق است یک حیوان مرده است فکر کردم اقتباسى از ستوان اینیشمور کرده اند و به ادامه نمایش امیدوار شدم هرچند که بروشور نمایش به چنین چیزى اشاره نمى کرد. ولى این امید هم محقق نشد.
۱۰ آذر ۱۳۹۷
نمایش فست فودی (لایک)
عالی بود.
۱۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته پایانی نمایش دلفین ها
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم معترف و دکتر خرازیها به دیدن نمایش دلفین ها نشستند و از نمایش رضایت کامل داشتند .
محمد لهاک این را خواند
جناب خداوردی یک عکس یادگاری روز اجرای عکسها گرفته شد توسط عکاس گروه من چطور میتونم اونرو داشته باشم
۲۸ مهر ۱۳۹۷
سلام این شماره منه واتساپ پیام بدید براتون ارسال کنم 09127019806
۲۸ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیاز : نارین برام قصه میگی ؟
نارین : قصه موزماهی ها رو شنیدی ؟
ناسکی : موز ماهی؟
نارین : موزماهی ها موجوداتی ان که موز خیلی دوست دارن . اونا میرن تو سوراخی که پر از موزه و شروع میکنن به خوردن موز . انقدر میخورن و میخورن تا دیگه نمیتونن از تو سوراخ بیان بیرون
نیاز : بعد چکار میکنن ؟
نارین : کیا ؟
ناسکی : موزماهی ها
نارین : همه شون میمیرن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش هامان کشان :
۲۵۰۰ سال پیش نمایشنامه نویسان یونانی همچون سوفوکل و اشیل با قواعد و قوانینی که بعدها ارسطو در فن شعر خود آورد نمایشنامه مینوشتند . سیر نمایشنامه نویسی قرون وسطا را سپری کرد و دوران الیزابت و شکسپیر را طی کرد و ایبسن و استرینبرگ و چخوف راه را برای نویسندگانی چون بکت و یونسکو و پینتر هموار کردند . در صد سال اخیر نمایشنامه نویسی به ایران راه یافت و امشب ما با نمایش هامان کشان به تالار حافظ رفتیم . نمایش با محوریت دسیسه به میانه رسید . وزیرِشاه تهمت خیانت را به ملکه روا داشت . شاه دستور داد تا ملکه برای اثبات بیگناهی لخت شود و در حضور درباریان برقصد . ملکه چون پاکدامن و عفیف بود نپذیرفت و نمایشنامه به سمت عفاف و حجاب پیش رفت . ماجرا آنقدر احمقانه دنبال شد که معلوم شد وزیر پدرسوخته اصلا نژاد ایرانی نداشته و منافق بوده و برای ... دیدن ادامه » خراب کردن ایرانیان دختر برادرش را به عنوان ملکه جدید قالب کرده و هامان بیگناه کشته میشود و ما میبینیم که سرداران سپاه هم به هامان خیانت میکنند در انتها هم میبینیم که شاه به اشتباه خود پی میبرد و دستهای آدم خوبها که آدم بدها را میکشند . نمایشی که دیدیم چیزی شبیه سریالهای ترکیه ای با مضمون ایرانی ها بهترین آدمهای دنیا هستند بود . مضمونی شبیه اخبار ۲۰و سی و یا سریالهای آبدوغ خیاری تلوزیون .نمایشنامه ای قرون وسطایی با مضامین نژادپرستانه که تماشاچی را در نازلترین حد انسانی نگه میدارد . نمایشنامه بدون عمل نمایشی . بدون عمل و عکس العمل منطقی . بدون کنش و واکنش دراماتیک . شخصیت ها در خیر و شر خلاصه میشوند و از ابتدا همه چیز قابل پیش بینی است و من نمیدانم چرا ما در ۲۵۰۰ سال پیش که نمایشنامه ایرانیان اشیل نوشته شد هامان کشان را ننوشتیم ؟
حال به اجرا بپردازیم یک مثلث که شیب دارد و ریسه های نوری هر ده دقیقه رنگ عوض میکنند و مخاطب را کسل و کرخت میکنند و چیزی جز سر درد به تماشاچی نمیدهد . بازیهای اغراق شده . دیالوگها نامفهوم از دهان بازیگر ادا میشود . با معلق و جفتک بارو دیالوگ گفتن واقعا هنر است . کمی هم رحم به گوش تماشاچی کنید . گریم ها شبیه مدرسه ی موشها و آدم میماند که متن کلاسیک را چطور به سمت کار کودک کشانده اند و این وسط آدمها میروند و می آیند و برای خالی نبودن عریضه قلقله میرزایی هم سروده میشود و‌ کلاغ پری هم میروند و موس موس و پیش پیش هم میکنند .
در انتهای نمایش هم موسیقی محترم از ادب شعر میخواند و دهان بی ادب را میبندند و چهچه و به به حضار .
محمد خداوردی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکتر ناصر آقایی و دکتر محمد پویا به همراه چند تن از هنرمندان دلفین ها را تماشا کردند و اظهار رضایت و لذت داشتند .
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش دلفین ها با توجه به شهادت امشب هم اجرا میشود .
زهره مقدم، Safora Manafzadeh و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکشنبه ۲۲ مهر اجرای عکاسان و خبرنگاران
امان من امروز بلیط دارم پس فکر کنم نیام بهتره
۲۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استاد دژاکام ، بابک نوری و جواد انصافی از دلفین ها دیدن کردن و از اجرا راضی بودند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلفین ها امشب میزبان هنرمندان تئاتر و سینما ست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید