نظریههای احساس
برخی از نظریات عمده در توضیح احساسات انسان
نویسنده: کندرا چری
مترجم: شیرین میرزانژاد برای گروه تئاتر اگزیت
احساسات نیرویی فوقالعاده قوی را بر رفتار انسان اعمال میکنند. احساسات قوی میتوانند موجب رفتارهای در شما بشوند که در حالت عادی ممکن است انجام ندهید، یا از موقعیتهایی اجتناب کنید به طور معمول از آن لذت میبرید. چرا ما احساسات داریم؟ چه چیزی موجب داشتن این احساسات میشود؟ محققان، فلاسفه و روانشناسان نظریههای مختلفی را دربارهی احساسات ارائه دادهاند که بتواند چرایی و چگونگی احساسات انسان را توضیح دهد.
احساس چیست؟
در روانشناسی، احساس اغلب به عنوان وضعیت حسی پیچیدهای که منجر به تغییرات جسمی و روانی میشود و بر رفتار و افکار تاثیر میگذارد
... دیدن ادامه ››
تعریف میشود. احساسات با پدیدههای روانشناسی مانند خوی حیوانی و غریزی، شخصیت، حالت و انگیزه در ارتباط است. به گفتهی نویسنده دیوید جی مایرز، احساس انسان تحریک فیزیولوژیک، رفتار بیرونی و تجربهی آگاهانه را در بر میگیرد.
نظریههای احساس
نظریههای اصلی انگیزه را میتوان در سه گروه عمده دستهبندی کرد: فیزیولوژیک، عصبشناسی و شناختی.
نظریههای فیزیولوژیک میگویند که واکنشهای درونی بدن عامل احساسات هستند. نظریههای عصبشناسی میگویند فعالیت داخلی مغز به واکنشهای احساسی منجر میشود و در نهایت نظریههای شناختی استدلال میکنند که افکار و دیگر فعالیتهای ذهنی نقشی اساسی در شکلگیری احساس بازی میکنند.
نظریهی تکاملی احساس
طبیعت شناس چارلز داروین معتقد بود که احساسات گسترش پیدا کردند چون انطباقپذیر بودهاند و به انسانها و حیوانات اجازهی بقا و تولید مثل میدادند. حس عشق و محبت افراد را به سوی جفتگیری و تولید مثل هدایت میکند. حس ترس افراد را به رویاروی و جنگ با منشا خطر و یا فرار از آن وادار میکند.
بر اساس نظریهی تکاملی احساس، دلیل وجود احساسات ما این است که نقش انطباقپذیری را بر عهده دارند. احساسات واکنش آنی را در برابر محرکهای محیطی در انسان برمیانگیزد که این خود به بالا رفتن احتمال موفقیت و بقا کمک میکند.
درک احساسات دیگر افراد و حیوانات نیز نقشی حیاتی در امنیت و بقا ایفا میکند. اگر با حیوانی روبرو شوید که پنجه میکشد، آب دهانش میریزد و صدای بهخصوصی درمیآورد، به احتمال زیاد میفهمید که این جانور حالت تدافعی دارد یا ترسیده است و آن را به حال خود میگذارید. با توانایی تعبیر صحیح نمودهای احساسی دیگر افراد و حیوانات، میتوان با واکنش صحیح از خطر دوری کرد.
نظریهی احساس جیمز-لانگ
نظریهی احساس جیمز-لانگ یکی از بهترین نمونههای نظریات فیزیولوژیک احساس است. نظریهی جیمز-لانگ که روانشناس ویلیام جیمز و فیزیولوژیست کارل لانگ هر یک جداگانه ارائه دادند، میگوید که احساسات در نتیجهی واکنشهای فیزیولوژیک به وقایع رخ میدهند.
این نظریه میگوید هنگامی که با یک محرک بیرونی روبرو میشوید، این منجر به واکنشی فیزیولوژیک میشود. واکنشهای احساسی شما مبتنی بر نحوهی تعبیر آن واکنش های فیزیکی است. برای مثال، فرض کنید که در جنگل در حال قدم زدن هستید که با یک خرس گریزلی روبرو میشوید. شروع به لرزیدن میکنید و قلبتان به تپش میافتد. نظریهی جیمز-لانگ میگوید که در اینجا شما واکنشهای فیزیکیتان را تعبیر میکنید و نتیجه میگیرید که ترسیدهاید (دارم میلرزم، پس ترسیدهام). بر اساس این نظریهی احساس، شما نمیلرزید چون ترسیدهاید. در عوض، شما احساس ترس میکنید چون دارید میلرزید.
نظریهی احساس کانون-بارد
نظریهی فیزیولوژیک مشهور دیگری دربارهی احساس، نظریهی احساس کانون-بارد است. والتر کانون از جهان مختلف و متعددی با نظریهی جیمز-لانگ مخالف بود. اولاً، او میگفت که افراد میتوانند واکنشهای فیزیولوژیک مرتبط با احساسات را تجربه کنند بدون اینکه خود آن احساسات را حس کرده باشند. برای مثال، ممکن است ضربان قلبتان بالا برود، چون در حال ورزش کردن هستید، نه به این خاطر که ترسیدهاید.
کانون همچنین معتقد بود که واکنشهای احساسی به قدری سریع اتفاق میافتند که نمیتواند تنها نتیجهی وضعیت فیزیکی باشد. هنگامیکه در محیط با خطر روبرو میشوید، اغلب پیش از آنکه نشانههای فیزیکی مرتبط با ترس مانند لرزش دست، تنفس سریع و تپش قلب را تجربه کنید، ابتدا احساس ترس میکنید.
کانون ابتدا نظریهی خود را در دههی ۱۹۲۰ ارائه داد که بعدها در دههی ۱۹۳۰ فیزیولوژیست فیلیپ بارد آن را گسترش داد.بر اساس نظریهی احساس کانون-بارد، ما احساسات و واکنشهای فیزیولوژیک مانند عرق کردن، لرزیدن و گرفتگی عضلانی را به طور همزمان تجربه میکنیم.
به طور دقیقتر، گفته میشود که احساسات هنگامی رخ میدهند که تالاموس به مغز پیغام میدهد که نسبت به یک محرک پاسخ دهد که منجر به واکنش فیزیولوژیک میشود. همزمان، مغز سیگنالی دریافت میکند که تجربهی احساس را فعال میکند. نظریهی کانون و بارد میگوید که تجربهی فیزیکی و فیزیولوژیکی احساس همزمان با هم اتفاق میافتد، و یکی موجب ایجاد دیگری نمیشود.
نظریهی شاختر-سینگر
نظریهی شاختر-سینگر که به عنوان نظریهی دوعاملی هم شناخته شده است، نمونهای از نظریات شناختی احساس است. این نظریه میگوید که ابتدا تحریکات فیزیولوژیک اتفاق میافتند و سپس فرد میبایست علت تحریکی که تجربه میکند را تشخیص داده و به عنوان یک احساس شناسایی کند. یک محرک منجر به واکنش فیزیولوژیک میشود که سپس از راه شناخت تعبیر شده و شناسایی میشود که نتیجهی آن احساس است.
نظریهی شاختر و سینگر بر نظریات جیمز-لانگ و کانون-بارد تکیه دارد. نظریهی شاختر-سینگر همانند نظریهی جیمز-لانگ، بر این باور است که افراد احساس را بر اساس واکنشهای فیزیولوژیک استنباط میکنند. عامل اساسی موقعیت و تعبیر شناختی است که افراد برای شناسایی یک احساس از آن استفاده میکنند.
نظریهی شاختر-سینگر همانند نظریهی کانون بارد میگوید واکنشهای فیزیولوژیک میتوانند احساسات متنوعی را ایجاد کنند. برای مثال، اگر هنگام امتحان تپش قلب و دستان عرق کرده را تجربه میکنید، احتمالا این احساس را به عنوان اضطراب میشناسید. اگر همین واکنشهای فیزیولوژیک در قرار ملاقات با فرد مورد علاقهتان تجربه کنید، ممکن است این واکنشهای را به عنوان عشق، محبت و یا تحریک تعبیر کنید.
نظریهی بررسی شناختی
بر اساس نظریهی بررسی شناختی احساس، فکر کردن میبایست پیش از تجربهی احساس صورت گیرد. ریچارد لازاروس در این بخش دربارهی احساس پیشگام بود و اغلب از این نظریه به عنوان نظریهی احساس لازاروس یاد میشود.
بر اساس این نظریه، ترتیب وقایع ابتدا یک محرک را در بر میگیرد و به دنبال آن فکر که سپس منجر به تجربهی همزمان واکنش فیزیولوژیک احساس میشود. برای مثال، اگر در جنگل با یک خرس روبرو شوید، ممکن است بلافاصله به این فکر کنید که در خطر بزرگی هستید و این منجر به تجربهی احساس خطر و واکنشهای فیزیکی مرتبط با واکنش «جنگیدن یا فرار کردن» میشود.
نظریهی بازخورد چهره
نظریهی بازخورد چهره میگوید که حالات چهره با تجربهی احساسات در ارتباط هستند. چارلز داروین و ویلیام جیمز هر دو پیشتر دریافته بودند که واکنشهای فیزیولوژیک اغلب تاثیر مستقیم بر روی احساسات دارند، نه اینکه خود به تنهایی نتیجهی احساسات باشند. طرفداران این نظریه میگویند که احساسات به طور مستقیم به تغییرات عضلات صورت در ارتباط هستند. برای مثال، افرادی که مجبور شدهاند در یک جمع لبخند رضایت بزنند، اوقات بهتری نسبت به افرادی که اخم کردهاند یا چهرهی بیحالتتری داشتهاند خواهند داشت.
منابع:
و.ب. کانو (۱۹۲۷) تئوری احساس جیمز-لانگ: آزمایشی انتقادی و نظریهای جایگزین. مجلهی روانشناسی آمریکا، ۳۹.
د.ج. مایرز (۲۰۰۴). نظریههای احساس. روانشناسی: ویرایش هفتم.
و.جیمز (۱۸۸۴). احساس چیست؟