تیوال تئاتر
S2 : 02:19:20
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
حماسه 4 تیر گرامی باد :)
ایشالا صحبت ها مون به عمل نزدیک بشه
۱ ساعت پیش
به نظرم یک سال از روش بگذره، بعد گرامیداشت بگیریم
۳۹ دقیقه پیش
اون موقع که باید یه چیزی به یادش افتتاح کنیم
۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگزیت تهران | گفتگو

برای چه تئاتر داریم ؟ چه ضرورتی هست ؟

برگزار کننده : سامان ارسطو، بازیگر، کارگردان تئاتر، نمایشنامه‌نویس


دوشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۹۸ - تهران
پلاتو چاپلین، ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰
نشانی بلوار کریمخان زند، خیابان عضدی ( آبان جنوبی )، پلاک ۷، طبقه ۴


ورود برای همگان آزاد و رایگان است

تئاتر در طول تاریخ همیشه برای صاحبان پول ترسناک بوده است و با مردم و هنر سر و کار داشته است .
ولی ... دیدن ادامه » امروزه در جامعه ی ما تئاتر با مردم و هنر عجین نیست و با پول خریده شده است و مثل یک کالای بی کیفیت برای ناآگاه نگه داشتن مردم و تائید کوتوله نگه داشتن مردم مبدل شده است .
و حال در جامعه ی ما، این تئاتر ترسناک برای صاحبان پول یا ترسناک برای مردم و هنر شده است .

سامان ارسطو
بهروز جباری این را خواند
رضا تهوری، مریم اسدی و پارسا یزدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش کلنگی قابل سکونت
ایران تئاتر
http://theater.ir/fa/121600/نگاهی-به-نمایش-«کلنگی،-قابل-سکونت»-به-کارگردانی-سمن-قنادجهت-تجربه-حس-انسانیت،-صاحب%E2%80%8Cخانه-تنها-و-مستاجر-پرجمعیت-نیازمندیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوشحالم که پس از سالها فعالیت تیوال، روز به روز بر تعداد نمایشها و سالنهای تیاتر در شهرهای دیگر علاوه بر تهران، در ویترین تیوال افزوده می‌شود. این یعنی موفقیت تیوال و رشد سلامت تیاتر.
توجه فرمایید که در حال حاضر نمایشهای خوبی در سالنهای تیاتر دیگر شهرها همچون گرگان و اصفهان و غیره برقرار است (که بلیط‌فروشی آن نمایشها در تیوال انجام می‌شود) و امیدوارم دوستان ما در آن شهرها به تماشای هنرشان بنشینند که ما به ضعف فاصله از شهرشان، مصداق مَثَل "دست ما کوتاه و خرما بر نخیل" هستیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدونین بدترین جایی که آدم میتونه توو زندگیش وایسه کجاست ؟!
همون جایی که میبینه دیگه هیچی توو این دنیا نداره . جایی که نه راهِ پس داره نه راهِ پیش .
یه آدمی رو توو زندگیت میبینی و به خاطرش تمامِ پل‌های پشتِ سرتو خراب میکنی که برسی بهش .
آدمی که برات میشه همهٌ تعریفِ زندگی . آدمی که اگه نباشه ، میخوای دنیا نباشه . یهو به خودت میای میبینی دیگه آدمِ قبلی نیستی ، این آدم از موقعی که اومد توو زندگیت همه چیو عوض کرد ، خودتو از خودت گرفت و شد همهٌ زندگیت ولی الان چی ، الان ولت کرده به امونِ خدا وسطِ دنیایی که مالِ خودت نیست .
بد تر از اون اینه که میفهمی مقصرِ همهٌ این اتفاقات خودِ خودت بودی ؛ تویی که نتونستی بهش بفهمونی چقدر دوستش داری ؛ تویی که توو رابطه کم کاری کردی ؛ تویی که باید تا آخرِ عمر درد بکشی که نتونستی نگهش داری ؛ تو حتیٰ لیاقتِ اینو نداشتی که کسیو که دوست داری مالِ خودت بُکنیش .
تو الان محکومی ، محکوم به اینکه خودت با دستای خودت ، خودتو کُشتی .
تو الان زنده‌ای ، نفس میکشی ولی زندگی نه ، زندگی نمیکنی . میدونی چرا ؟! چون توو ذهنِ آدمی که دوستش داری ، مُردی .
مید‌ونی ؟! یعنی تو توو زندگیت مُردی .
به این میگن : تجربهٌ مردن در زندگی ( پارادوکسِ قشنگی داره . مگه نه ؟!)
همهٌ اینا رو گفتم که بگم : هیچ وقت یه کاری نکن که توو زندگیت بمیری ؛ یه جایی وایسی که نه راهِ پس داشته باشی و نه راهِ پیش . تو دیکتاتور ترین آدمِ رویِ زمینی پس تمامِ عشقت رو میخوای . بجنگ ! برای همیشه داشتنش سخت بجنگ !
به قولِ ترانه علیدوستی توو سریال شهرزاد :
اگه دوستش دارین ، حفظش کنین با چنگ و دندون . چون زمان که میگذره ، هیچ چیز سخت تر از از دست دادنِ اونی نیست که برای از دست ندادنش باید با جون و دل میجنگیدین .
آره واقعاً . هیچ چیزی از این سخت تر نیست !!!
“سخت است که محدودهٌ ممنوعِ خیالم
جولان گهِ افکارِ تو باشد
تو ... دیدن ادامه » نباشی “
ستاره دهقانی
۱۳۹۸/۰۴/۰۲
دوستان عذر خواهی میکنم به خاطر بی ربط بودن موضوع .
راستش جایی بهتر از تیوال پیدا نکردم .
۳ روز پیش، یکشنبه
ستاره جان این نیز بگذرد، چون میگذرد غمی نیست.
۲ روز پیش، دوشنبه
مرسی صد بار مرسی از همتون :))))))
از شماها بهترم پیدا میشه مگه دوستانِ همیشه همراه ؟!!!!!!
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبلا که همه چیز رو با دست می نوشتیم خیلی خوب بود!
از روی دستخط آدمها میشد خیلی چیزا فهمید!
الان همه چیز تایپی شده و دستخطها عین هم!!
الان میدونیم کلی کامنت هست که همه شونو یک نفر نوشته ولی مجبوریم به روی خودمون نیاریم ...
عالی بود
۴ روز پیش، شنبه
در ادامه کامنتم:
عاشق اون اکانتهایی هستم که این کامنتها #... رو لایک میکنن!
۴ روز پیش، شنبه
دقیقا میرم خانوم منم داشتم به لایک کنندگان فکر میکردم :)
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

#پست بی ربط

"این مردم نازنین" یا "چقدر من زشت بودم خودم نمیدونستم"

دوستی چند روز پیش در سفرش به شهرستان، کسی رو پیدا میکنه که با طب سنتی دوایی روی خالهاش میزنه و خالهای صورت ایشون میریزه.
وقتی از سفر برگشت گفت:این سری تو رو هم باید با خودم ببرم، این خال روی صورتت خیلی روی مخمه!!

از اونجایی که زمان پدیده ای نسبی است در فاصله بین تموم شدن صحبتش تا جواب دادنم که حدود یک ساعت در نظرم گذشت، داشتم به مسایل زیر فکر میکردم :
چطور ممکنه همچین جمله ای رو آدم انقد امری بیان کنه؟ ولو اینکه طرف رفیقش باشه؟!
این خالی که ایشون میگن دقیقا کدوم طرف صورتمه؟!
اگه انقد اذیت کنندست چرا خودم تا حالا متوجهش نشده بودم پس؟؟
اصن چرا خال من باید روی مخِ یکی دیگه باشه؟ مگه ما چه نسبتی با هم داریم؟؟ گرچه داشته باشیم هم ربطی نداره..

ولی فقط گفتم :مرسی.. ولی من به طب سنتی اعتقاد ندارم..

---------
طرف ... دیدن ادامه » یه کاره بی هیچ مقدمه ای اومد پیشم گفت: عزاداری؟؟؟؟
موندم چی بگم؟؟ گفتم خدا نکنه،چطور؟؟
گفت اخه اغلب مشکی میپوشی، آرایشم نمیکنی!!!!!!!!!

در فاصله تموم شدن جملش تا عوض کردنِ بحث، که در نظرم یه دو ساعتی طول کشید داشتم فکر میکردم :
چطور یه نفر میتونه تا این میزان کم شعور باشه؟؟
چطور یه نفر میتونه تا این میزان فضول باشه؟؟
جواب مناسب به این آدم چی میتونه باشه؟؟
از کِی آرایش کردن انقد معمول شد، که آرایش نکردن انقد عجیب و غریب به نظر اومد؟؟
چرا باید از لباس پوشیدن "من"، "دیگری" خوشش بیاد؟
چرا فکر کرده اجازه داره در مورد ظاهر و لباسم نظر بده؟؟!!
اصن چقد آدم میتونه حس زیبایی شناسیش مرده باشه :))

-------
در جمعی کاملا دخترونه دوستام دارن راجع به موضوع جذاب و مهیج و فانتزیِ کاشت ناخن صحبت میکنن!!
من اما بی نظر...اخرش سحر میگه :تو نمیخوای بی خیالِ ساز زدن بشی و ناخن بکاری؟؟!!!!!!

----------
خالم زنگ زده به مامانم، وسط صحبت هاشون میگه:میخواد ماه بعد دختر خالم رو ببره واسه عمل بینی. میگه واسه نیلو هم وقت بگیرم جفتشون با هم عمل کنن تموم شه بره؟!

من دارم فکر میکنم :
آیا همه بینی های ایرانی،محکوم به جراحی و کوچک شدن هستن؟؟
آیا عجیبه من با سایز بینی م مشکل ندارم؟
آیا اصلا نظر من مهمه؟! لابد نه!!

----------
دوستم زنگ زده میگه دارم میرم استخر روباز، آفتاب بگیرم اخه کم رنگ شدم.. تو هنوز نمیخوای بیایی؟؟ به خدا سفید دیگه مد نیستاااااا..
من هیچ،من نگاه :))


گویا نسل امثال ما که با ظاهرمون مشکل چندانی نداریم، مث دایناسورها داره منقرض میشه..

#سرمون_به_زندگی_خودمون_باشه

احساس خوبم نسبت به شما با خوندن این متن دو چندان شد...
۴ روز پیش، شنبه
عزییییییز دلم..مرسی someone جان..
ممنونم که خوندی،ممنونم که نظر دادی..
واقعا حال خوب کن هستین شما ❤❤❤
۲۳ ساعت پیش
❤❤❤❤
۱۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و روز بخیر نمایش آپارتمان را دیدم 3 گروه به صورت تیمی بازی می کردند و دغدغه هم اونا ناراضیتی از زندگی بود / مواردی که در زندگی شهر نشینی امروز مشهود است به تصویر کشیده شده بود / بازی مرد و زن مسن که همسرش مکرر به زیارت می رفت عالی بود/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و عرض ادب
نمایش دل باخته را تماشا کردم خیلی عالی بود / به تمام علاقه مندان به شعر فارسی به ویژه شاهنامه پیشنهاد می کنم حتما به دیدن این نمایش بروند / حرکات نمایش گروه همراه نیز بی نظیر بود / بازی حرفه ای نقش سیاوش ، نقال ، سودابه و فرنگیس نیز شایسته تحسین بود/ قیمت بلیط آن هم منصفانه بود / سالن نایش اون هم خنک و نور پردازی و موسیقی متن نمایش خوب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو تا بلیط کچل کفتر باز برای امروز ۱۹:۳۰ دارم اگه کسی میخواد بگه هدیه کنم :)
عههههه
نیم ساعت زودتر دیده بودم با مخ میگرفتم ازت.همونطرفا هم هستم آخه...

به قول ابلوموف
شانس چیه؟
هیچی
۵ روز پیش، جمعه
پاک کردن اشک از گوشه چَشم.
۴ روز پیش، شنبه
ای جان D:
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسئولین محترم تیوال
عاجزانه تقاضا دارم چاره ای بیندیشید و راهکاری پیدا کنید برای امنیت سایت که متأسفانه دچار ایرادات اساسی ست و اطلاعات کاربران به راحتی می‌تواند در معرض دید قرار گیرد،اتفاقی که عصر چهارشنبه برای بنده رخ داد و اطلاعات شخصی به همراه شماره ی تلفنم به بیرون درز کرد و برای عموم قابل مشاهده بود،این اتفاق باعث بروز مشکلات و ایجاد نگرانی بابت تبعات آن برای بنده شد.حفظ اطلاعات و حریم شخصی کاربران،بدیهی ترین انتظاری ست که از سایت معتبری مانند تیوال می‌رود و این موضوع نیازمند بازنگری و تغییرات اساسی در ساختار سایت است،امیدوارم به شکل جدی پیگیر این موضوع باشید تا کاربران با خیال آسوده و امنیت خاطر به فعالیت خود در این سایت ادامه دهند.
درود بر شما
دغدغه به جای شما را درک می‌کنیم و امنیت اطلاعات افراد از اولویت‌های اساسی تیوال است.
اختلالی حدود دو ساعت به صورت محدود و برای کاربران محدود رخ داد که ریشه‌یابی و برطرف شد.
۵ روز پیش، جمعه
:))))))

کلا آدم‌های قانعی هستیم....
۴ روز پیش، شنبه
:))))))
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ضرورت نقد»
برگزار کننده: مجید اصغری، منتقد گروه تئاتر اگزیت

از مجموعه گفت و گو های گروه تئاتر اگزیت
۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۸، تهران

مجالی برای آسیب‌شناسی نقد و منتقدان
مسیر گفت‌وگو همواره به شکل مطلوب و مورد رضایت هر فرد پیش نخواهد رفت و این روند همیشه هم بد نیست و می‌تواند جوانب مثبتی نیز داشته باشد. این پیش‌درآمدی است برای یک چالش دوطرفه بین کسی که موضوع گفت‌وگو را پیش می‌کشد و آن که این مباحث مساله‌اش هست و با وی همراه شده یا با نقطه‌ نگاهش مخالفت می‌کند. این نکته‌ای بود که دقیقا در پلاتو چاپلین درباره مبحث «ضرورت نقد» روی داد و به نظر حقیر سازوکار ما برای نقد و نوع نگاهمان به این مقوله در گروه تئاتر اگزیت را شفاف‌تر کرد.

تعریف نقد یا تعریف فاصله‌مان با آن؟
من به هیچ عنوان نمی‌خواستم وقت این جلسه را به تعریف ما از نقد یا نقد چیست و منتقد کیست یا چه چیزی نقد است و چه چیزی نقد نیست تلف کنم. همه مساله من این بود که وقتی ما ابزاری به نام نقد در اختیار داریم، چگونه می‌توانیم از آن استفاده کرده و در این مسیر بستری برای کند شدن تیغ سانسور و استحکام پایه‌های آزادی بیان بسازیم. اما من فکر می‌کنم که منتقدان در عرصه فرهنگ تا حد زیادی می‌توانند روی فرهنگ همگانی درباره نقد و مساله آن تاثیرگذار باشند. این که ما چگونه می‌توانیم تکلیف‌مان را با نقد روشن کرده و از آن به عنوان ابزار سرکوب یا سانسور و یا تقدس‌سازی استفاده نکنیم. دقیقا در همین جای بحث بود که از سوی چند نفر با این دیدگاه بنده مخالفت شد و دوستان به شرح دلایل‌شان به موضع حقیر پرداختند. نظر یکی از حضار این بود که منتقد به هیچ وجه نباید خود را در این وادی بیاندازد و نقش معلم را برای مردم بازی کند. اساسا این مقوله هیچ ارتباطی به کار منتقد ندارد چرا که منتقد صرفا با کارش است که معنا پیدا کرده و ممکن است که جرسان‌ساز شود. بعد از این که کارش گرفت و تا حدی تاثیرش را گذاشت، خودش دیگر مساله نیست بلکه نقدش است که کار را جلو برده و سیستم‌های فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی را به چالش می‌کشد. یکی دیگر از دوستان با تایید این نقد اضافه می‌کند که ممکن است این چرخه فرآیندی معکوس پیدا کرده و به تقدس‌سازی منتقد در عرصه فرهنگ بدل شود که این نیز خود معضلی دیگر است. نقد نباید بهانه‌ای شود برای خودبزرگ‌بینی منتقد. در این تئاتر پوسیده که بیش از نودوشش‌درصد مردم با آن ارتباطی ندارند، نقد تئاتر چه اهمیتی می‌تواند برای این اجتماع داشته باشد؟ اما منتقد با زیرکی می‌تواند ریشه‌های هر اجرا را شناسایی کرده و پیوندهای اجتماعی آن را برای مردم بازگو کند. این‌جاست که نقد می‌تواند مفید و موثر واقع شود.
بنده مخالفتی با نظر دوستان نداشته و آن‌ها را تایید می‌کنم اما معتقدم همیشه هم نمی‌توان تا این اندازه به فضای فرهنگی بدبین بود. در دل همین فضاست که گروه‌هایی چون اگزیت قد علم کرده و مقابل سیستم و جریان اصلی تئاتر امروز ما می‌ایستد. در همین فضاست که نقد اگزیت شکل می‌گیرد و بیش از دو سال است که به طور مستمر و پیوسته به کارش ادامه داده و جسته‌وگریخته تاثیرات خود را روی کار کارگردانان گذاشته است. صرفا همه تقصیرات گردن هنرمند نیست که چرا فقط چهار درصد این اجتماع به تماشای تئاتر می‌روند و از آن بهره می‌گیرند. در طی شصت سال گذشته این تئاتر به اشکال مختلف مورد هجوم گروه های فشار و سرکوب قرار گرفته است. افراد زیادی زندانی و حتی کشته شده‌اند. تعداد زیادی از این هنرمندان برای همیشه از کار بیکار شده‌اند و دیگر هیچ‌گاه رنگ صحنه و مخاطب را ندیده‌اند. این‌ها روضه‌خوانی برای هنرمندان نیست اما همه تقصیرات را گردن هنرمند انداختن نیز کمی بی‌انصافی‌ست. اما وجه تقدس‌سازی منتقد نیز به اندازه اسطوره‌سازی از هنرمندان خطرناک است. منتقد نیز می‌تواند تبدیل به بلندگوی حکومتی شود که به راه‌های مختلف دست به تحریف و تثبیت هنر به شکل مورد نظر خود زده است. قبول دارم که جایگاه هنرمند و منتقد در این بازی از پیش باخته تفاوتی نکرده و هر دو پیاده‌نظام ساختاری هستند که از ریشه با آزادی بیان به معنای واقعی کلمه مشکل دارد و آن را مانع رسیدن به اهداف خود می‌داند. پس برای شکستن و رو کردن دست‌های پنهان این هژمونی‌ست که وجود سنگری به نام نقد اهمیت پیدا می کند نه صرفا خود منتقد. تئاتر امروز ما در شرایط فعلی کمترین تاثیر را روی اجتماع می‌گذارد و شاید وارد شدن در این عرصه به عنوان منتقد خود به یک عمل بی‌تاثیر و شاید به بازی از پیش باخته تعبیر شود. اما کار منتقد این‌جا اهمیت پیدا می‌کند که به واسطه تئاتر بتواند بهانه‌ای پیدا کند برای بررسی مسائلی مهم‌تر که سرکوب فضای تئاتر نیز می‌تواند زیرمجموعه آن قرار بگیرد. شاید نقد به تنهایی نتواند قفل میان توده مردم و تئاتر را بشکند اما به صورت مفرد می‌تواند در این مسیر گام بردارد و منتظر حضور اشخاص دیگر نماند. تا زمانی که ممیزی و سانسور در این فضا حاکم است، منتقد نباید ساکت نشسته و باید پیوند خواسته یا ناخواسته برخی هنرمندان با نظام سانسور را منهدم کند.

اول نقد و بعد آزادی یا اول آزادی و بعد نقد؟
از نگاه ژورنالیستی تعریف و ساختار خاصی برای نقد و منتقد وجود دارد. البته این تعاریف در فضای رسمی رسانه‌ای به شکلی ثابت وجود داشته و گاه چیزی از آن کم نشده بلکه اضافه می‌شود. بسته به شرایط موجود فرهنگی و سیاسی از منتقدان مختلف با نگاه خاص خودشان دعوت می‌شود که نقدشان را ارائه دهند و بابتش مبلغ ناچیزی دریافت کنند( البته این حق‌الزحمه بسته به تاثیرات آن می‌تواند بسیار هنگفت نیز باشد). تا چند سال پیش برای بنده که در این فضای رسانه ای رشد کرده بودم، نقد را وابسته به مختصر بستری از آزادی بیان می‌پنداشتم که وجودش برای نقد کردن الزامی بود. در واقع اشتباهی که من می کردم این بود که نقد را وابسته به آزادی بیان رسانه ای می‌دانستم که در اکثر موارد به مانعی برای رسیدن به آزادی بیان بدل می‌شد. این شکل از آموزش ناسالم از ما منتقدانی ساخته بود که همواره باید منتظر می‌بودیم تا رسانه‌های رسمی میکروفنی مقابل دهانمان بگذارند و بگویند:«حالا نوبت شماست که نقد کنید!». در واقع رسیدن این تریبون به ما و حتی مبارزه برای رسیدن به آن را بحشی از تحقق آزادی بیان در فضای رسانه‌ای می‌دانستیم. تلاش برای دستیابی به این که ما نیز نقطه‌نظراتی داریم که باید به گوش مخاطب برسد و همیشه نباید اشخاصی مشخص به نقد آثار بپردازند را عملی مبارزه‌جویانه می‌پنداشتیم. اما ما به این مساله واقف نبودیم که تا وقتی آن‌ها به ما اجازه صحبت نمی‌دادند ما هیچ نبودیم. ما محلی از اعراب نبودیم وقتی از ما دعوت به صحبت و نگارش نقد نمی‌شد. این ساختار به ما تحمیل کرده بود که همواره باید از شما دعوت به صحبت شود تا موثر واقع شوید. سیستم رسانه‌ای هم آن قدر باهوش بود که از ما و نقد ما در جهت اهداف خاص خودش استفاده کند نه این که صرفا برای آزادی بیان اجروقربی قائل شده باشد. حالاست که می‌فهمیم آزادی چیزی نیست که به شکل هدیه با یک پاپیون روی آن به ما تحویل دهند و بگویند «قابل شما را ندارد». آزادی گرفتنی‌ست. به هر نحو و شکلی که می‌توان باید آن را گرفت. نقد واقعی در بستری از آزادی بیان واقعی است که شکل می‌گیرد و این گونه است که تاثیرگذار می‌شود. اگر قرار است مبارزه‌ای برای ضرورت نقد صورت گیرد، ابتدا باید این مبارزه به اشکال مختلف درباره آزادی بیان صورت پذیرد. نقد و آزادی دو مقوله ای‌ست که به شدت به یکدیگر وابسته‌اند. زمانی که آزادی در قفس باشد، مبارزه انتقادی و رادیکال باید به پشتیبانی از آزادی درآمده و برای استمرار نقد، آزادی بیان است که به پشتوانه اصلی آن بدل می‌شود.

ناامیدی ... دیدن ادامه » و یأس، آفت نقد و منتقد
یکی از مباحثی که در جلسه مطرح شد این بود که منتقد نباید همواره منتظر بازخوردها و تایید مخاطب نسبت به کارش باشد. چرا که اگر این اتفاق نیفتد، منتقد را وارد هاله‌ای از توهم می کند که در مسیرش تنهاست و نمی‌تواند به جریانی موثر تبدیل شود. برای همین مدام در جایگاهی قرار می‌گیرد که همواره از آدم و عالم توقع حمایت و پشتیبانی پیدا می‌کند. این موضع منتقد رفته‌رفته باعث تضعیف کارش می‌شود تا جایی که دیگر از عملگرایی خارج‌شده و تبدیل به حرّافی می‌شود که در کنج خانه خود به یأس و گلایه مشغول است. از طرفی استمرار ورزیدن برای منتقد در کارش به یک نوع ورزش روحی و ذهنی تبدیل می‌شود. هر چه بیشتر به کارش تمرکز کند و کاری به کار نظرات دیگران نداشته باشد( چرا که می داند کاری که می کند درست است) سالم‌تر مانده و ورزیده‌تر از قبل می‌شود. متاسفانه ما بیشتر از آن که عمل کنیم، حرف می زنیم و همین امر باعث ناامیدی ما می‌شود. منتقد فعال با راهکارهای خلاقانه و زیرکانه نه تنها می‌تواند این ناامیدی و یأس شبه‌روشنفکرانه را از خود دور کند بلکه می‌تواند فضای اطراف خود را از این آفت پاکسازی و امن سازد.

زهره مقدم، مینا و علی عبداللهی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
من برای امشب سه شنبه ساعت 9 تئاتر ابی مایل به صورتی ردیف 2 صندلی 9 یه بلیط اضافه دارم. اگه کسی تمایل داره پیام بده. 09126941510
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به اینکه قیمت تمام اجناس و خدمات و ... افزایش پیدا کرده، قیمت فعلی بلیت نمایش‌ها منطقی بنظر میرسه
ولی شرایط جوری شده که باید از بین چند کار خوب فقط یکی رو انتخاب کنیم و ببینیم
امیدوارم ادامه‌ی این روند باعث نشه دیدن تئاتر از لیست علاقمندیهامون حذف بشه
اتفاقا الان که همه قیمت ها بالا رفته خیلی لازمه که هنرمند درک درستی از جامعه داشته باشه و همراه مردم بشه تا از این برزخ کنار هم عبور کنیم.
۲۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
از دوستانی که تاتر تخصصی دنبال می کنند و سایر دوستان خواهشمندم در ارتباط با موضوع تاتر روایی و تاتر دراماتیک ، تاریخ پیدایش تاتر و ... کتاب،مقاله،سایت به خصوصی که اطلاعات در این زمینه داشته باشه معرفی کنند.
ضمناً پیشنهاد می شود سایت تیوال بخشی در سایتو به صورت تخصصی به مقالات و کتب پیرامون تاتر و اختصاص بده و به اشتراک بزاره.صرفاً به جهت بالا بردن اطلاعات عمومی
زهره الف، آقای سوبژه (محمد لهاک) و Someone این را دوست دارند
کتاب " تئاتر فرانسه در قرن بیستم "
نویسنده: فرانک اورارد
مترجم: روح االله قاسمی
۲۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از دیدن قیمت بلیت نمایش مولن رژ فقط جهت یاداوری و تاکید عرض میکنم :
بنده همچنان پای تحریم تئاترهای گرانقیمت نامتعارف ایستاده ام و با افتخار باز هم از تماشای این گونه نمایشها چشم پوشی خواهم کرد
دوستان جان،دایه خیلی منتظر غافلگیری از طرف شما بود،ولی خب نشد،مجبور شدم خودم خودم رو غافلگیر کنم...!!!!

دایه هستم یک متولد
تولدم مبارک...

از همین تریبون اعلام میکنم دایه هم مانند هر فرد دیگه ای روز تولد و ماه تولد داره و حتی سال تولد!!!!!!
به به
تبریک میگم دایه جان ایشالا 120 سال عمر با عزت از الان
۲۶ خرداد
بامداد عشقه،نفسه،زندگیه...
بامداد عزیز دل دایه ست
ختم مذاکرات
۴۴ دقیقه پیش
رضا که کارش اشتباه گرفتنه دایه، ولی تو هم...
من برم یه فیلم ببینم بلکه اروم شم (#قاسم)


یاد بگیر ازش رضا..کمی مث بامداااااااااااااد جووووووووونم شو
۴۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون تقلید هیچ کسی قادر به یادگیری هیچ چیزی نخواهد بود، فقط چیزی که این وسط خیلی مهم است ادا درنیاوردن است

اورهان پاموک (فرید اورخان پاموک)
ادعای ادا درنیاوردن ، تقیدیست که مقلّد را مفسر ابتر می کند :)
۲۶ خرداد
خانم اسدی نازنین ⁦❤️
⁩⁦(◔‿◔)⁩
۲۶ خرداد
سپااااااااس جناب لهاک بهگزین
۲۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کودکان را دوست بدارید
کودکان کار را بیشتر،
چرا که از آنها
کودکیشان را دزدیده‌اند..!

امروز روز جهانی مبارزه با کار کودکان هست
روز جهانی مبارزه با کار کودکان روزی است که برای افزایش آگاهی و فعالیت در زمینهٔ جلوگیری کار کودکان از سوی سازمان بین‌المللی کار پیشنهاد شده‌است. این پیشنهاد نخستین بار در سال ۲۰۰۲ و پس از تصویب کنوانسیون حداقل سن کار (۱۹۷۳)و کنوانسیون بدترین شکل‌های کار کودکان صورت گرفت.

کار کودک بازی و آموزش است
در جامعه امروزی،شاخه کودکان کار اینترنتی هم اضافه شده که نتیجه خانواده های مصرف گرا هستند.
۲۲ خرداد
هیچ چیزی تاسف بار تر از این نمی تونه باشه که هیچی دقیقا سرجایی که باید نباشه!این که کودکان به کار اجباری واداشته بشن معنایی جز ظلم نداره.اینکه هم مجبور به کار بیش از توانشون بشن و هم امکان تحصیل و کودکی کردن نداشته باشن وحشتناک تر از چیزی هست که فکر کنیم.اینکه ... دیدن ادامه » نتونیم بهشون کمک کنیم از ترس یه عده ای که به ستم ازشون کار بی مزد می کشن،وحشتناک تر از مورد قبلیه.باید واقعا فکر چاره ای اساسی بود!
۲۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از کرونوس که چیزی در نیومد، جنایات و مکافاتم که اونطوری، بریم همون سیزیف مونو ببینیم سنگین تریم.
مرسی
اه
با این مساوات شون
مساوات واقعا چرا نمیاد؟؟؟؟!!!!!!قهر کرده؟ یا چی؟ بولو رو بفرستیم بره قلم کاغذشو ازش بگیره بگه کم نقاشی بکش، بیا یه تئاتر بساز ملتِ تئاتری دلشون خوش شه :(
همون کار قدیمی ها رم تجدید اجرا کنه من برمیتابم :)
۲۲ خرداد
لطفا اگه قراره باز تولید کنه "خانه واده" باشه

آقای بولو :))))))
۲۲ خرداد
شاهکار جمالزاده هم که انگار قصد باز تولید نداره :((
۲۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید