آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 04:03:08 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
این اواخر، از زمستان ۹۸، پای اکثر پست هایی که برای نمایش ها می نوشتم، خطاب به گروه اجرایی همچین‌جمله هایی پای ثابت بود:
ممنون که توی این اوضاع کار تیاتر می کنید
ممنون که تو این هوای دم‌کرده، کار نمایش می کنید
ممنون که برای هنر زحمت می کشید

چقدر دور از ذهنم بود که شرایط از اون روزها سخت تر بشه، اما شد. هوا دم کرده تر شد، تیاتر سردتر شد.
امروز اما برای کسانی که تو این اوضاع کار تیاتر می کنند، جمله ای ندارم. نمیشه کلمات رو جوری گَلِ هم کنم که حق مطلب رو بگه.
تیاتر بعد از این دوران، مدیون شماست. شما تیاتر رو زنده نگه‌می دارید. زنده باشید و شاد و سلامت...
یادمه... خیلی قدیما(شاید ۱۵ یا ۱۶ سال پیش)... کتاب «درخت انجیر معابد» احمد محمود رو میخوندم....چند تا جمله تو کتاب بود خیلی نظرم رو جلب کرد...یکی از اونا این بود؛

«همیشه از بد، بدتری هم هست که آدم به خاطرش خدا رو ... دیدن ادامه ›› شکر کنه»

همون زمان هم میدونستم که این یه واقعیت ه و البته حداقل دو وجه داره...اما این سال های ناخوب اخیر، این واقعیت رو حس کردم...البته یک وجه ش بیشتر خودنمایی میکنه برام...
۲ روز پیش، جمعه
neda moridi
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی تا در میخانه شادان و غزل خوان بروم
حالا که خوندی، کامنت قبلی رو پاک می کنم
۵ ساعت پیش
پوریا صادقی
حالا که خوندی، کامنت قبلی رو پاک می کنم
با اینکه دلیل ش رو نمیدونم....اما صلاح کامنت (نظر) خویش صاحب نظران(صاحب کامنتان) دانند.
۵ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب آلفا رو از نزدیک دیدم و لذت بردم از کار،بخصوص بازی چشمگیر هژیرسام احمدی،طراحی صحنه خوب،طراحی نور درست و بجا و همچنین کارگردانی،بهتون پیشنهاد میکنم لابه لای زندگی روزمره ۱ ساعت تایم بزارید و برید آلفا رو از نزدیک ببینید و کیف کنید
خسته نباشید میگم به گروه اجرایی آلفا،با آرزوی بهترین ها
آقامیلاد طیبی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نخستین بار که عشق به سراغم آمد،
ادعای مالکیت جهان را کردم
و همه چیز و همه کس را متعلق به خود دانستم،
امروز که تهی از خودخواهی‌ها و تصاحب‌ها،
نگاهی عاشقانه به زندگی دارم، از هرچه هست،
تنها مالک تنهایی خویشم
و فروتنانه غیاب حضورم را اعلام می‌کنم.
این است نظام عشق: آری هیچکس نبودن.
ایران درودی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام و عرض ادب و ارادتمندی فراوان خدمت همه دستاندرکاران این سایت خوب و مفید. من تازه با این سایت آشنا شدم و هدفم کسب اطلاعات درباره بازیگری، تئاتر ، سینما ، و موسیقی است. و خو.دم را همیشه شاگرد اساتید با ارزش در این عرصه ها می دانم با تشکر.
اشتب اومدی دا دا..
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دلم برای صدای فین فین آدما وسط نمایش تنگ شده
برای صدای خنده‌ی اونی که همیشه خنده‌ش طولانی‌تر از بقیه می‌شه و همه از خنده‌ش دوباره می‌خندن
برای ببخشید ببخشید گفتن و به زور از بین صندلیای کناری راه باز کردن
برای صدای خانم علو، اون آقای پالیز (سپند) و خانوم مستقل که می‌گن گوشیاتونو خاموش کنین و هیشکی گوش نمی‌ده
برای وقتایی که وسط یه تیاتر بد گیر می‌کنی و راه فرار نداری و فقط چشاتو می‌بندی که چرت بزنی دست کم!
این فیلم تیاترا که وسطش باید به هزارتا کار برسی و هی مجبوری بزنی از عقب‌تر دوباره ببینی بدتر باعث غصه‌ست.
چه کردی با دلخوشی ما آقای کرونا؟
بچه‌های تیاتری واقعا توو این روزگار چیکار باید بکنن؟ اونایی که افتادن به کتاب چاپ کردن و اینا نه! اونایی که حتی پول اجاره پلاتو ندارن بدن!

ایرانی ها : پوسیدیم تو این خونه، باید بریم سفر..
بازگشت از سفر و رسیدن به خانه
آخی!! هیج جا خونه آدم نمیشه..
......
نمیشد دلت واسه یک چیز دیگه تنگ شه..
مثلا کافه بعد تئاتر..
۴ روز پیش، چهارشنبه
فک نمی‌کنید مشکل از کوتاه یا بلند نوشتنتون نیس و از جای دیگه‌س که “خیلی‌ها” متوجه ربط حرفاتون نمی‌شن؟
یا شایدم اعتقاد دارین هوش “ایرانی‌ها” کم‌تر از اونه که معنی انتزاعی مینی‌مال‌ها یا مطول‌های شما رو متوجه بشه!
بهرحال شاید بهتر باشه قبل از کامنت گذاشتن کمی چیزی که می‌خواین بنویسین رو سبک سنگین کنین که از ارتباطش به موضوع مورد بحث مطمئن باشین و مجبور نشین برای اجتناب از پاسخگویی فینگلیش تایپ کنین!
۳ روز پیش، پنجشنبه
نسیبه
فک نمی‌کنید مشکل از کوتاه یا بلند نوشتنتون نیس و از جای دیگه‌س که “خیلی‌ها” متوجه ربط حرفاتون نمی‌شن؟ یا شایدم اعتقاد دارین هوش “ایرانی‌ها” کم‌تر از اونه که معنی انتزاعی مینی‌مال‌ها یا مطول‌های ...
آفتاب آمد دلیل آفتاب... ( لهجه ترکی)
فکر کنم برای فیلم مارال دهه ۷۰ بود...

در مورد پیشنهادتان:
" شاید بهتر باشه قبل از... "
پیشهاد بسیار خوبی است، تلاش کنیم ( هَمه با هم)
فعالیت آن گسترش یابد.

بست ریگاردز
❤❤❤❤😄😄😄😄
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://www.instagram.com/p/CDYwVH-BqhL/?igshid=1gi015x6phgwv



https://www.instagram.com/p/CDSL13NAyR5/?igshid=1ggqgihyhqdm3

شبنم عرفی نژاد در پاسخ به ویدیوی وایرال شده بهاره رهنما این هشتگ رو شروع کرده
چند سال پیش که صدف این حرفو زد همشون لال شده بودن ..به اون میگفتن معلوم الحال....الان هشتگ راه انداختن...
۶ روز پیش، دوشنبه
امروز بخش زنان سازمان ملل اعلام کرد روزانه ۱۳۷ زن در دنیا توسط بستگان خود کشته میشن... روزانه!!!
تقریبا برابر کشته های کرونا در ایران ولی تمام سال و دهها سال...
۶ روز پیش، دوشنبه
و این روی تاریکِ هنر برای جوانانی هست که با وجود شور و شوقی برای رسیدن به آرزوهاشون، بی رحمانه مورد سواستفاده قرار می گیرند. دختران و پسران زیادی در همین وادی سرخورده می شن و دیگه ادامه نمیدن
همین کتمان کردن و ازش صحبت نکردن باعثِ مصون بودن اون بیمار به اصطلاح استاد یا همکار از عواقبی میشه که سزاوار چنین رفتارهایی هست
و الا محاله وقتی عمومی و روشن بشه بازهم به چنین اعمالی صراحتا دست بزنند.
۶ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بی ربط

امروز یه دفتر پیدا کردم که توش جملاتی رو از جاهایی یادداشت کردم. اول اینکه خودم هیچی از این دفتر یادم نمیاد، ولی دستخط قطعا مال منه. دوم، مرجع خیلی از جمله ها رو یادداشت نکردم، که احتمالا نشون میده هنوز به دوره ی پایان نامه نویسی نرسیده بودم و به اهمیت ارجاع دادن پی نبرده بودم. سوم اینکه، یه چیزایی نوشتم که الان برای عجیبه و همش فکر میکنم آخه چیِ این جمله برام جالب بوده! و متوجه میشم خیلی تغییر کردم. و چهارم، هههههههی روزگار! لحظات فراموش شده ی زیستم رو زیسته‌ام؟!
پ.ن: یکی از جمله ها-که همچنان برام جالبه- اینه: عاقبت یک روز آدم با کارهای نکرده‌اش تنها می‌ماند.
وای چه جمله ترسناکی‌هم بود‌...
۶ روز پیش، دوشنبه
نفیسه نوری
احتمالا اگه مونده بودم تو اون کلاس، و ادامه ی اون اتفاقات الهام بخش بهم برخورد کرده بود الان خودمم یه چیزی شده بودم و شماها میتونستید بهم افتخار کنید :))))) حیف شد دیگه :))))
همونطور که جناب صادقی گفتن . ماها همین الانشم بسیاااار به شما افتخار میکنیم خانم نوریِ عزیز :)
۶ روز پیش، دوشنبه
نفیسه نوری
عه 😍 نه، ولی میشناسمشون و یه مدتم اونجا میرفتم. اینی که گفتم مال کلاس استاد ختایی بود.
چه عالی👌🏻👌🏻
۶ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کمی! نزدیک شدن به حال و هوای تئاتر بعد از گذشت بیش از پنج ماه :(
یادش بخیر آخرین نمایشی که رفتیم مرد بالشی در 3 اسفند بود که از فرداش رسمن تعطیلی ها شروع شد
گویا همیشه وقتی فکر میکنی بدتر از این وجود نداره، بدتر از این... کمی! نزدیک شدن به حال و هوای تئاتر بعد از گذشت بیش از پنج ماه :(
یادش بخیر آخرین نمایشی که رفتیم مرد بالشی در 3 اسفند بود که از فرداش رسمن تعطیلی ها شروع شد
گویا همیشه وقتی فکر میکنی بدتر از این وجود نداره، بدتر از این...
کمی! نزدیک شدن به حال و هوای تئاتر بعد از گذشت بیش از پنج ماه :(
یادش بخیر آخرین نمایشی که رفتیم مرد بالشی در 3 اسفند بود که از فرداش رسمن تعطیلی ها شروع شد
گویا همیشه وقتی فکر میکنی بدتر از این وجود نداره، بدتر از این آنی ظاهر میشه و بیشتر از پیش گرفتارت میکنه! تنها چیزی که هیچ وقت فکرشم نمیکردم دور شدن از دنیای تئاتر اون هم به این بی رحمی شدید بود :((
عب نداره آقا! عب نداره :( میگن فقط صد سال اولش سخته :(
بلا چاو و این صوبتا... :(

...Bella Ciao
۶ روز پیش، دوشنبه
نفیسه نوری
هر دوتا کار اشکان خطیبی هم بود تازه :(((((
دقیقن ، روزش رو هم مهیا کرده بودیم حتی :((
۴ روز پیش، چهارشنبه
میثم هنزکی
داغ این الویرا به دل من موند ، بلیط داشتم جای تاپ سالن ...
منم همینطور
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تاتر زندگی در تاتر عالی بود
منتظر بررسی......
از ۱۷:۳۰ دیروز..

یا صاحب صبر...
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است

" سهراب سپهری "
بهار گراوندی
فرقی ندارن، قرتی‌بازی جدیده😂
احتمالا دیدن ما اینجا کامنتامون زیادی زیاد میشن گاهی، خواستن کمک حالمون باشن برای دنبال کردن بحث،
من که گم شدم در اولین تجربه م 😄😄😄

ولی حالا سپاس دیگه کلا.
۶ روز پیش، دوشنبه
نفیسه نوری
احتمالا دیدن ما اینجا کامنتامون زیادی زیاد میشن گاهی، خواستن کمک حالمون باشن برای دنبال کردن بحث، من که گم شدم در اولین تجربه م 😄😄😄 ولی حالا سپاس دیگه کلا.
منم زیاد با این به‌ترتیب دیدن راحت نیستم، به نظرم قبلا راحت‌تر میشد کامنت‌ها رو خوند
۶ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من یه ساعت‌هایی از روز اگه بیکار باشم برای اینکه خلاقیتم بیشتر بشه کارتون می‌بینم.
الان داشتم سفید برفی و هفت کوتوله می‌دیدم، بعد با خودم فکر می‌کردم که بیشتر قصه‌های بچگیمون در مورد «زیبایی» بود. مثلا جادوگر بدجنس آدم میکشت که آینه‌اش بهش بگه از همه خوشگلتره!
سیندرلا یه دختر خوشگل و خوش هیکل بود که دوتا خواهر ناتنی زشت و بدهیکل داشت!
زیبای خفته که اصلا اسمش روشه.
دیو و دلبر!
باربی‌ها که اصولا اومده بودن که به ما بگن باید خوش‌هیکل و خوشگل باشیم و هزارتا مورد دیگه.
شاید یکی از دلایل بزرگی که ما انقدر دنبال ظاهریم همین کارتون‌ها باشه. از بچگی به دخترا یاد دادن خوشگل و خوش هیکل باشن و در انتظار شاهزاده. یاد دادن باید سیندرلا بشی. به پسرا یاد دادن هیچوقت عاشق خواهر ناتنی زشت سیندرلا نشه. همیشه خوشگلی رو در کنار خوبی و مهربونی و سعادت قرار دادن و زیبا نبودن رو در کنار بدجنسی و در ... دیدن ادامه ›› نهایت هم رسیدن به سزای اعمال!
شاید یکی از دلایل عمده‌ی عمل‌های زیبایی همین کهن‌الگوهایی باشن که از بچگی مغزمون رو باهاشون شستشو دادن.
.
پ.ن: چقدر صغری کبری چیدم که بگم چرا با این سن سفیدبرفی میبینم😅
میدونی ؟من فکر میکنم یه چیزی توو وجود خودمون هست و یا زمینه ای هم داریم که یه نوع خاصی از کارتون و در بزرگسالی فیلم و کتاب رو جذب میکنیم...
مثلا من هیچ وقت این کارتون هایی که گفتی رو دوست نداشتم و هیچ وقت نمینشستم ببینمشون..مثلا تا همین الان نمیدونم داستان سفید برفی چی بود چون کامل ندیدمش...و خب وقتی نگاه میکنم میبینم از بچگی خیلی دخترونه نبودم از اینایی که عاشق پیرهنای صورتی باشن یا آرایش کردن براشون جذاب باشه یا کفشای پاشنه دار مامانشون رو بپوشن...
عوضش...دیوانه فوتبولیستها بودم...هی میدیدمش و هی آرزو میکردم که ای کاش پسر بودم...و متاسفانه اون آرزو یا بهتر بگم حسرت رو تا همین الان حفظ کردم...
شاید در ظاهر به نظر بیاد که تاثیر کارتون فوتبالیست ها روی من باعث شد عاشق پسر بودن باشم اما به‌نظرم یه چیزی درون خود آدم هست که کارتون سیندرلا و سفید برفی براش جذاب نمیاد اما فوتبالیستها و خیالبافی های آنشرلی و جودی ابوت جذبش میکنه...هوم؟نمیدونم....
امیرمسعود فدائی
سحر جان واقعیتش اینه که گاهی انقدر سخت میشه که خیلی‌ها ترجیح میدن سمت دختری انقدر قوی و مستقل نرن...
و شاید هم برعکس
۴ روز پیش، چهارشنبه
celine
و شاید هم برعکس
برعکسش چه‌جوری میشه celine جان؟!
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعد از دیدن سیزیف یه مدت ذهنم درگیر بود. احساس کردم قبلا اسماعیل گرجی رو جایی دیدم تا اینکه فهمیدم اسماعیل گرجی نازنین نقش یاسر رو تو فیلم ابد و یک روز بازی کرده. یه نقش کوتاه که به نظرم خیلی خوب بازیش کرد.
پ.ن: نتونستم...
بعد از دیدن سیزیف یه مدت ذهنم درگیر بود. احساس کردم قبلا اسماعیل گرجی رو جایی دیدم تا اینکه فهمیدم اسماعیل گرجی نازنین نقش یاسر رو تو فیلم ابد و یک روز بازی کرده. یه نقش کوتاه که به نظرم خیلی خوب بازیش کرد.
پ.ن: نتونستم از اینترنت عکس مناسب پیدا کنم. خودم از رو فیلم عکس گرفتم.
بعد از این کار تو نمایش " در نیومده " سالن مولوی هم عالی بود
اونو ندیدم متاسفانه
ولی حس می‌کنم آینده درخشانی داره.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داشتم فکر می‌کردم اگه کرونا نیومده بود به احتمال بسیار زیاد لانچر۵ هنوز داشت اجرا می‌رفت! :))))
الآن این پسره پویا سعیدی میاد یه چیزی بهتون میگه‌ها!! حوصله داری شما هم ؛))
دوستان با سلام
این چه وضع اشه آخه..
نه دعوایی، نه درگیری، نه سخن تندی،
مستقل هم نمی رویم غر بزنیم.‌‌
تئاتر هم که نمی رویم.‌.

والا پوسیدیم تو این تیوال.‌‌..
مسئولین رسیدگی کنند...
محمد حسن موسوی کیانی
دوستان با سلام این چه وضع اشه آخه.. نه دعوایی، نه درگیری، نه سخن تندی، مستقل هم نمی رویم غر بزنیم.‌‌ تئاتر هم که نمی رویم.‌. والا پوسیدیم تو این تیوال.‌‌.. مسئولین رسیدگی کنند...
یاد باد آن «دشمنی‌ها» یاد باد! :))))
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام
روزتون بخیر
ببخشید تئاتر هایی که مدت خیلی زیادی فرصت خریدش تموم شده دوباره تمدید میشه یا خیر
تئاتر هایی که حضوری بود به صورت آنلاین پخش نمیشه؟
درود بر شما
تصمیم‌گیری در مورد تمدید نمایش‌ها به عهده گروه‌های محترم اجرایی نمایش و سالن‌های محترم است و تیوال در این مسیر نقشی ندارد.
همچنین در مورد اجرای آنلاین نمایش ها نیز به همین شکل نیاز به تمایل گروه‌های محترم نمایشی به این نوع اجرا و ارایه درخواست آنها به تیوال است.
با سپاس
۰۷ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چشمام گیج میره.
این اکانت واقعا مال آقای قطب الدین صادقیه؟
من جا موندم... خیلیم جا موندم...
دوستان فکر می کنم لازمه این رو چک کنید:

https://www.instagram.com/p/CDHUmEQg9y5/?igshid=1trs51ijou8cq

عملا نفسم حبس شده از مطلبی که در کپشن نوشته شده
میم این را خواند
امپرسیونیست این را دوست دارد
من دیدم اما متوجه ارجاعاتی که میداد نشدم
۰۶ مرداد
پوریا صادقی
منم ارجاعاتش رو متوجه نیستم. مشکلم با این حجم از نفرت و نژادپرستی و خودبرتر بینیه. چطور میشه یک قوم رو اینجور خطاب کرد!
یه اخلاقِ بدی دارم اینه که وقتی کسی توی نوشته ش فحش بده ( چه با رسم الخطِ شبه ادبی ، چه لاتِ چاله میدونی ) چشمم از رو کلماتش میپره . یعنی درست نمیخونم ببینم چی میگه . یا چی نوشته .
اگر این شکل کلمات توو جملاتش زیاد بکار رفته باشه ، لاجرم هیچی از کل مطلبش دستگیرم نمیشه .
نه اینکه عمدی باشه ، کاملن ناخوداگاهه و چون سالهاست اینجوری ام ، دیگه عادتم شده ، چشمم اتوماتیک سانسور میکنه فحشها ... دیدن ادامه ›› رو :))

اینجوری شد که دیشب مطلقن نفهمیدم چی داره میگه و چی میخواد بگه . صدای پست رو هم بلند کردم اما زبونشون رو نفهمیدم . یا شاید چون همهمه بود متوجه ش نشدم .

یه اتفاق عجیب دیگه هم افتاده:
من هر چی در مورد تجمعات در باکو سرچ می کنم، اخرینش مربوط به اواخر سال ۲۰۱۹ بوده. یعنی امکان داره اون ویدیو اصلا جدید نبوده باشه.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی بویایی م رو از دست دادم تازه فهمیدم چه عطرهایی در جهان بود و من بی اعتنا از کنارش میگذشتم،عطر نان تازه،عطر بلال چهارراه ولیعصر،عطر ادویه های عطاری کوچک سر پاساژ...و ترسیدم از روزی که تمام حواس را از ما بگیرند،نه ببینیم نه بشنویم نه بو کنیم نه لمس کنیم نه بچشیم...انسان بی حواس حتی یارای عاشق شدن ندارد!

یاد تمام تئاترهایی که دیدیم به خیر،زندگی اینروزها کم از صحنه ی تئاتر برای من نداشته...
آرزو می کنم سلامتیت برقرار بشه و برقرار بمونه نرگس جان
امیدوارم هرچه زودتر حالتون خوب بشه دوست تیوالی عزیز💐🙏🏻❤️
celine
امیدوارم هرچه زودتر حالتون خوب بشه دوست تیوالی عزیز💐🙏🏻❤️
ممنونم دوست خوبم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تازه به این گروه وارد شدم
پویا فلاح این را خواند
پوریا صادقی، سیدمهدی، بهار گراوندی و بهزاد هندی این را دوست دارند
خوش اومدی 👍🏼
Ali
سید جان کاش منم اونجا بودم حیف شد واقعا ....
بله، جای همه دوستان خالی بود :)
Ali
راست بگو تا حالا چند تا شام دادی فدایی ؟
والا من شام نداده بودم..
یعنی نمی دونستم گره کار کجاست...

جناب فدایی دید یک بچه پر رو شام نداده مطلب
می نویسه اونم یکسال و نیم..
همه جا هم هست.. قاطی کرد..

واسه اینکه این دوست تازه واردمون دچار سوتفاهم
نشه رک بهش گفتم..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تکمله¬ای کوتاه:
فارِس باقری

همۀ ما، نمایشنامه¬نویسی را خوب بلدیم، اما یادمان رفته است. پس ما می¬نویسیم تا به یاد بیاوریم.
بنیاد نمایشنامه بر زمان است. «زمان» ی که وقتی آغاز می¬شود، هرگز به پیش از خود بازنمی¬گردد. زمانی که هر چقدر جلو می¬رود، سویۀ هولناک¬تر و ویرانگرتری پیدا می¬کند. شاید به همین دلیل است که این همه با زندگیِ آدمی همبسته است. آدمی، آن هنگام که در زهدانِ مادر، می¬زید- در فضایی شناور و بدون زمان- فهم و درکی از مقولۀ زمان ندارد. اما زمانی که با تولدش پای به جهان می¬گذارد، یکباره مکانی (زهدان) را ترک می¬کند و در زمانی تازه (زندگی) قرار می¬گیرد. برای همین، آدمی از همان آغاز و با تولد و زندگیش، مدام با زمان درگیر است. چون در زمان زندگی می¬کند، در زمان به پیش می¬رود، در زمان زیست می¬کند و در زمان، زندگی را می¬میراند. اما در بطن همین زمان، ناگزیر از زندگی با «دیگری» است. برای همین، به باور من، نمایشنامه، قرار دادن آدمی در موقعیتِ هستی¬اش و در ارتباط با دیگری معنا پیدا می¬کند. این «دیگری» همیشه با آدمی است، از تولد تا مرگ. آدمی بدون «دیگری» نمی¬تواند زندگی کند. با «دیگری» به دنیا می¬آید، با «دیگری»، زندگی می¬کند، با «دیگری» کار می¬کند, با «دیگری» عاشق می-شود و با «دیگری» جدایی و زندگی را تجربه می¬کند. آدمی تنها در مرگ تنهاست.
ما، همگی، نمایشنامه را خوب بلدیم، اما یادمان رفته است. پس می¬نویسیم تا به یاد بیاوریم، می نویسیم تا آن زمانِ تباه ... دیدن ادامه ›› با «دیگری» و آن زمانِ زیسته «دیگری» را دوباره برای لمحه¬ای بازیابیم. می¬نویسیم تا برای دقایقی، زندگی یک آدم یا چند آدم را دوباره بازیابیم و در آن تامل کنیم. برای همین، نمایشنامه آن¬قدر به زندگیِ آدمی نزدیک است. گویی، هر آدمی، یک نمایشنامه است. هر کس و هر آدمی که تنها یکبار زندگی کرده باشد، می¬داند که می¬تواند نمایشنامه¬ای بنویسد. چرا که آدمی باید مدام به یاد بیاورد. تنها مردگانند که نمی¬توانند چیزی به یاد آورند.
ما می¬نویسیم تا رنج ها و شادی¬هایِ خود و مردمان سرزمینمان را به یاد آوریم. لبخند و گریه آن آدمی که کنارمان زیسته و ناگهان از کنارمان رخت بربسته است. می¬نویسیم تا برای لمحه¬ای، دقیقه¬ای دوباره او را زیر آن نور لرزانِ صحنه، ببینم و دوباره با او گفتگو بزنیم. نمایشنامه سخن گفتن ما با «دیگران» و گذشتگانمان در اکنونِ ماست. مکالمۀ ماست با فرهنگ و زیست و آلام و دردهایِ ملتی که در بسترِ فرهنگی بزرگ زیسته است و در این زیست، فراز و فرودهای بسیاری را از سرگذرانده است. نمایشنامه، هنر زندگان است تا به چیزها را که ناگهان از زندگیمان غیب شده¬اند، دوباره به یاد آوریم و به قول آن بزرگ: « نوشتن، بیرون زدن از صفِ مردگان است.»
ما می نویسیم تا بدانیم بر ما چه رفته است؟ می نویسیم تا یادمان بیاید که چه کسی بودیم و اکنون چه هستیم و چه کرده ایم و چه خواهیم کرد. می¬نویسیم تا یکبار دیگر، زندگی را برای آنی در آغوش بگیریم. زندگی که برای زمان¬های زیادی از ما دریغ شده یا از همدیگر دریغ کرده¬ایم. می¬نویسیم تا «دیگری» را دوباره بازیابیم، بی¬هیچ کینه¬توزی و بی¬هیچ واهمه و هول و ولایی. می¬نویسیم تا به یاد بیاوریم، که به رغم تاریخ، در مسیر پرتلاطمِ فرهنگ و تمدن، با چه تاریکی¬ها و دهشت¬ها و فروبستگی¬هایی روبرو بوده¬ایم. می¬نویسیم تا خودمان با خودمام روبرو شویم. انگار یکباره در مقابل آیینه¬ای ایستاده باشیم و ناگهان درون آیینه با یک بیگانه روبرو شده باشیم. می¬نویسیم تا غریبه و بیگانه¬ای که درونِ آیینه به ما خیره شده است را به گفتگو واداریم.
آری. همۀ ما، نمایشنامه¬نویسی را خوب بلدیم، اما یادمان رفته است. می¬نویسیم تا به یاد بیاوریم.
حالا تو بنویس و به یاد آر.
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت اختتامیه ناصح کامگاری بر داوری جشنواره نمایشنامه نویسی انسان، هنر، بحران


انسان از ازل دچار بحران بوده و تا آرمان عدالت اجتماعی بر دنیا دامن نگسترد و تحقق عملی نیابد، بشر همچنان اسیر بحران خواهد بود. بحرانی نهانی که آدمی اغلب از آن غافل است و در بزنگاهی همچون کرونا هیبت کریه و ضدبشری آن آشکار می شود، تا قربانیان شاهد قهر طبیعتی باشند که در سیلابش، اقلیتی آسوده در قلل اهرام مصون از گزند آسیب می مانند، اما اکثریتی محروم در قاعده هرم گرفتار امواج سهمگین بلایند.
هنر نیز از دیرباز، پنهان یا آشکار، موضع اجتماعی داشته، یا صله بگیر و ثناگوی قله نشینان بوده یا شمع وجود هنرمند را فدای روشنگری و پرتوافکنی بر ظلمات حاکم بر جهان فرودستان کرده است، تا جماعت را از رخوت و خواب بیدار کند و به خروش خشم و آشفتگی صفوف شان نظم زندگی و قافیه امید ببخشد و گاه با شوخ طبعی خستگی از جانشان به در کند...
گرچه تئاترهای ما امروز به نحوست کرونا تعطیلند، اما جوشش نمایشنامه نویسی ما در کُنج خانه نشینی در پویش و تکاپوست و می تواند در صفحات مجازی مخاطب منفرد را گرد اندیشه های بشردوستانه و عدالتخواهانه گرد آورد و دستکم با هشتگ های همدلی هم پیمان کند. زیرا در روزگار معاصر، هنری که جسورانه و خردمندانه در خدمت رفاه و رستگاری قاطبه مردمان در قاعده اجتماع نباشد، خواه ناخواه خادم قله قاف نشینان بوده و همانا باطل اباطیل است.

ناصح کامگاری، ۳۰تیر۱۳۹۹
به خشنودی خداوند
همیشه امکان اینکه آسمان بر سرمان بیفتد،هست.تئاتر بوجود آمده تااین را به ما یادآوری کند ( آرتو )

یک یاداشت کوتاه

زندگی،پاندمی ،بحران و تئاتر پدیده های هستند که در درازنای تاریخ درهم تنیده وپابه پای تمدن،فرهنگ وهنر تا عصر وانسان معاصر آمده اند،
چه بسا تجلی یکی از کهن‌ترین پاندمی ها در ادبیات نمایش جهان تبای طاعون زده درادیپ شهریار سوفوکل است و آخرین آن را....خدا می داند
آنچه روشن است پاندمی ها تکرار میشوند ،چنانکه زندگی ها...بحران ها و تئاترها.
راه گریزی از این نهیب تاریخی وهشدار آخرالزمانی نیست.
چکار میشود کرد آدمی ... دیدن ادامه ›› هم قوی است وهم شکننده،وباوجودآنکه جهان را انباشته است به غایت تنهاست. ودرنهایت تاب می آورد این دهشت را ،این روزها را ...
وشگفتا که تئاتر از نخستین قربانیان هر پاندمی وهر بحرانی است. درهای آن پیشتر از هر دری بسته میشود ودیرتر از هر دری...
امیدوارم این بحران هم به زودی تمام شود تا همه دوباره سلام دهیم به تماشا ،به هنر خرد وشور و آزادی...
می گویند پاندمی ها بهترین وبدترین وجوه انسان را نمایش میدهند.،بهترین بهترین ها شمائید و روزگار سخت خواهد گرفت بر دلالان وکاسبان نان وجان آدمی...

بسیار سپاسگزار هنرمندان حاضر در جشنواره نمایشنامه نویسی انسان- هنر- بحران هستم که شرف خوانش متون آنها را داشتم و روزهای قرنطینه را مهمان کلمه ، خرد و احساس آنها بودم.وملالی نیست جز دوری تئاتر...
صابر نیک بخت
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید