تیوال تئاتر
S3 : 22:56:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هرچی تو دلته بنویس. فکرایی که تو سرته و به زبونت نمیاد. این فکرا روی دلت بار میشه، می‌ماسه، نمیذاره راحت حرکت کنی، جای فکرای تازه رو می‌گیره و خلاصه دلتو می‌پوسونه. تو میشی یک زباله‌دونیِ فکرای کهنه، که اگه حرف نزنی، گَندش می‌کُشدت
اریک امانوئل اشمیت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که به خودش دروغ می‌گوید و به دروغ خودش گوش می‌دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد

ابله
فیودور داستایوفسکی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنده چندگاهی است که نمایش تماشا می‌کنم. وقت نمی‌شد روزی یک نمایش، وقت می‌شد و انرژی داشتم روزی تا چهار نمایش می‌دیدم. سبد انتخابی‌ام نیز بسته نبود. دوست داشتم در فضای آرام نمایش، سلایق مختلف را تجربه کنم. هر طعمی از سلایق مزه خود را دارد و این تنوع اجرا روحم را جلا می‌بخشید. در همین راستا نیز در این سایت نظرم را در مورد نمایشها ابراز می‌کردم. فضایی که از تضارب آرا در اینجا پدید آمده بود موجب بالارفتن دانش، و یادگیری در درست دیدن نمایش می‌شد و این واقعا پسندیده و لذت‌بخش بود. نظرم را در مورد چند نمایش را با دادن امتیاز و چندی دیگر را با نوشتن سیاهه‌ای که اسمش شده است نقد بیان می‌کردم. نظراتم لزوما در جهت منفی نبوده، و گواه این موضوع امتیازاتی است که می‌توانید ببینید به نمایشها داده‌ام و نیمی بیشتر امتیاز بالایی را گرفته‌اند. حتی از نمایشهایی ... دیدن ادامه » تمجید کرده‌ام که از نظر دوستان شایسته نبوده‌اند و این زیبایی کار هنر است که هر کس قدر فهم و سلیقه خود از آن لذت می‌برد. حال آنکه من خودم اسم نقد روی نوشتارم نمی‌گذارم. اینها نقد نیست. نظراتی است که شنیدن آن شاید کمک کند اسبابی از نمایش تغییر یابد یا بهبود یابد. در این نظرات هم همیشه سعی کردم جنبه‌های مختلف را ببینم. از سالن و محل اجرا بگیریم تا محتوا و حرکات بازیگران. این نظرات را هم کما اینکه در معرفی خود نوشته‌ام از دید یک "بی‌هنر" بخوانید. ادعایی نداشته‌ام ولی حقیقتا دلم می‌سوخت که نمایشی عالی باشد ولی رفتار تماشاگر موجب آزار دیگر حاضران شود. یا گرمای سالن موجب سختی در تماشا شود. اینها سیاه‌نمایی نیست. اینها نباید موجب شود که بنده "فراستی" نامیده شوم و با الفظی همچون "بکش بیرون داداش" و "فازت چیه" مورد توهین قرار بگیرم که محتوای آن را در ذیل چند ارسال اخیرم مشاهده می‌فرمایید. و متاسفانه ای کاش این تشرها را از کاربرانی شناخته شده و صاحب قلم در این سایت می‌شنیدم که متاسفم که این محتوا از جانب کاربرانی با کمتر از دو روز عضویت برایم ارسال شده است.
بگذریم از مشکلاتی که حین اجراها با آن مواجه بوده‌ام و آن مزاحمتهای تماشاگرانی است که عاشق حقوق شهروندی هستند و تنها دوست دارند از مزایای آن بهره‌مند باشند و هیچگاه فکر نکرده‌اند که عدم صحبت در سالن، عدم استفاده از گوشی حین اجرا و عکاسی و تحرک حین آن نیز موجب تضییع حقوق نفر کناری و پشت سری‌شان می‌شود و وقتی از این باب در این محفل سیاهه‌ای نوشته‌ام متهم شده‌ام که "۳۰۰ تا کامنت اینور اونور گذاشتی ۲۹۹ تاش ایراد گرفتی درحالی که ادعات پرده فرهنگ و هنر رو پاره کرده نفهمیدی تئاتر در ایران بیشتر از اینهمه دری وری نیازمند حمایت هست"! یا در جای دیگری که از کیفیت و شرایط نازل اجرا مجبور به ترک سالن شده‌ام نوشته‌اند "واقعا وسط نمایش سالنو ترک کردی؟ بعد واقعا ادعای دغدغه داشتن و احترام و فلان و بهمانت داره چیز خرو پاره میکنه"! و بسیاری از این دست توهینها که بنده به سبب حفظ احترام تیاتر از پاسخدهی به اینها خودداری کردم.
مجموع این فضا موجب شده است تا تصمیم بگیرم تا از این فضا فاصله بگیرم. تا انتهای فروردین ماه بلیط خرید کرده‌ام و به تماشا خواهم نشست لیکن فضا مسموم‌تر از آن به نظر می‌رسد که بتوان لذت تماشای نمایشهای نازنین را مزه مزه کنم چرا که شیرینی آن به کامم تلخ‌تر از تلخ شده است. لذت خواندن نمایشنامه در تنهایی به صد هجمه این چنینی می‌ارزد.
خدانگهدار دوستان. پایدار باشید و سلامت.
دوست عزیز، شما خودتون دارید می‌گید کاربران چند روزه توهین کردن
منهای این قضیه که هر کسی با کامنت‌هاش شخصیتشو نشون می‌ده، کاربران چند روزه آتیششون خیلی تنده و خیلی نباید به کامنت و نظراتشون توجه کنین

ولی قبل از همه این موارد آرامش خودتونو از همه چیز ... دیدن ادامه » مهم‌تره..هر کاری به صلاح اونه انجام بدید :)
موفق و مؤید باشید
۴ روز پیش، دوشنبه
جناب دانش نازنین، هنر موجب آرامش است نه ترس و فوبیا. من کاری که می‌کنم این است که اول برنامه همه نمایشها را سعی می‌کنم روی کاغذ داشته باشم. به این ترتیب ساعتهای اجرا در ذهنم شکل می‌گیرد. برای تماشای چند نمایش حقیقتش این است که چون سالنها از محل کار و زندگی ... دیدن ادامه » من دور است؛ دو یا سه نمایش دیدن در یک شب موجب کاهش اتلاف وقت و خستگی در مسیر برای رسیدن به سالنها می‌شود. بنابراین سعی می‌کنم اگر در یک سالن دو نمایش پشت هم اجرا می‌شود، هر دو را در یک شب تماشا کنم. مثلا نمایشهای جدید سالن مهرگان یک را در یک شب و سالن دوم آن را در شب دیگر تماشا می‌کنم. به این ترتیب نمایشها با اجرای همزمان را از دست نمی‌دهم و از زمانی که در ترافیک می‌گذرد دوبار برای رسیدن به یک سالن ضرر نمی‌کنم. گاهی فرصت و انرژی دارم و می‌توانم نمایشهای بیشتری تماشا کنم. همیشه این فرصت پیش نمی‌آید ولی بسیار پیش آمده که سالنهای نزدیک را بررسی کرده‌ام و دیده‌ام مثلا یک سالن ساعت پنج اجرا دارد با پنجاه دقیقه نمایش. دیگری شش و نیم اجرا دارد با زمان اجرای کم. و بعد هم دو سانس اجرا در سالن دیگر از ساعت هفت و نیم به بعد. این گونه چهار اجرا را برنامه‌ریزی می‌کنم تا تماشا کنم. مثلا همین حالا می‌توانید با برنامه‌ریزی نمایش کد را در سالن استاد مشایخی تماشا کنید، پرفورمنس بی‌نام را در عمارت روبرو، و بعد می‌توانید هر کدام از سالنهای مهرگان، نوفل لوشاتو یا شهرزاد را برای تماشای دو نمایش دیگر انتخاب کنید. همه این سالنها هم نزدیک هم هستند و دسترسی پیاده به آنها راحت است. همینطور پیش آمده که جشنواره بوده و از صبح یا ظهر تا عصر چند اجرا پشت سر هم بوده و توانسته‌ام همه را تماشا کنم.
۳ روز پیش، سه‌شنبه
⁦❤️⁩
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه کسی یک روزه در تیوال اکانت ساخته یا یک ماه یا روز راه‌اندازی تیوال، منطقا نباید نکته مهمی باشد و مهم‌تر اینکه به هیچ وجه مدت زمان عضویت نباید مانع نظر دادن کسی باشد، اما در عین حال به دلیل استفاده نادرست بعضی کاربران، به واسطه اینکه نظرشان را صرفا برای یک کار خاص و به شکل ناموزونی عنوان می‌کنند شاید مهم شود.
حال ممکن است بپرسند (یا ایراد بگیرند) استفاده درست و نادرست را چه کسی مشخص می‌کند؟ یا اینکه اصلا کاربر مختار است اکانت بسازد و فقط برای یک کار نظر بدهد، چه کسی حق این را دارد که این کار را تقبیح کند؟
هیچکدام این‌ها شاید در عین مهم بودن، مهم نباشد ولی به صورت عرف و هنجار (این را دیگر نه من مشخص می‌کنم نه کسی دیگر، جمع و اتفاق نظر عموم مشخص می‌کند که چه شیوه کاری به نتیجه بهتری برای عموم منتج می‌شود) وقتی در تیوال عضو می‌شویم و برای ... دیدن ادامه » کاری نظر می‌دهیم، باید نسبت به نظراتمان و امتیازهایمان مسئول باشیم، باز هم به صورت عرف و هنجار نه اجبار فرد خاصی!
حال اگر مسئول نیستیم و نمی‌خواهیم با نظرمان به کسی کمک کنیم، صرفا یا برای خودمان می‌نویسیم که تخلیه روحی و عاطفی شویم یا می‌خواهیم جایی که می‌توانیم دیده شویم و تأثیر بگذاریم یا کمبودهایمان را جبران کنیم یا هر دلیل دیگر، این هم باز موضوعی شخصیست و برمی‌گردد به ارزش‌های شخصی هر فرد و میزان مسئولیت‌پذیری اجتماعی ولو در مقیاس یک سایت کوچک (یا حتی بزرگ).

اما به گمانم از منظر مقایسه عادلانه و کمک‌کننده به اجتماع تیوال، برای انتخاب نمایش‌های برتر یا ملاک تصمیم‌گیری برای دیدن نمایشی خاص، بهتر است این موضوعِ مدت زمان عضویت را در نظرات کاربران دخیل کرد..و گمان نمی‌کنم کسی به این سیستم تأثیرگذاری بتواند اعتراضی کند، چون میزان تأثیرگذار بودن رأی هر فرد، باید با مسئولیت پذیری فرد نسبت به اجتماع رابطه مستقیم داشته باشد [اینکه این سازوکار در انتخابات خاصی رعایت می‌شود یا نمی‌شود موضوع بحث نیست، چون به نظر می‌رسد منطقا کسی که در هیچ زمانی نسبت به اجتماع احساس مسئولیتی نمی‌کند چرا باید در یک روز خاص به ناگاه مثل بقیه تأثیرگذار باشد؟! پس دلیلی نمی‌شود آنچه هست درست باشد، گرچه اکنون مسئله هم درستی یا نادرستی سیستم حاضر نیست.]

حال به فرضِ مهم بودن و منطقی بودن توضیحات فوق، اگر در یک تعریف کاملا ریاضی، با وجود سیستم نمره‌دهی حاضر، نمره هر کاربر در تعداد روز عضویت آن کاربر ضرب شده و میانگین وزن‌دار نمره هر نمایش با توجه به میزان عضویت هر کاربر لحاظ شود، شاید نتیجه عادلانه‌تر و کاراتری برای اجتماع تیوال به دست آید.
[در صورت واضح نبودن مدل محاسبه نمره هر کار، فرمول محاسبه میانگین وزن‌دار رو در کامنت‌ها میارم :دی]
کسانی که با محیط تیوال آشنایی دارند(خصوصا کسانی که پیشتر فریب این اسپم ها را خورده اند) تشخیص این اسپم ها از نظرات واقعی براشون راحته...یه فاکتور همین زمان عضویت فرد در تیواله...فاکتور دیگری که من چک می کنم نمایش های امتیاز داده شده اون فرد هست که این اسپم ... دیدن ادامه » ها یا به نمایشی امتیاز ندادند یا صرفا به نمایشهای خودشون امتیاز دادند...این اسپم ها تک اسمند...اکانتشان تصویر ندارد...نظراتی که دادند بی وجهه یعنی یه سری جمله مثل عالی بود شاهکار بود بهترین تئاتری که در عمرم دیدم اصلا قابلیت بررسی عقلی نداره...

اگرچه انجام این کارها از سوی عوامل اجرایی نمایش مصداق کلاه برداری است اما برخی دوستان تیوالی هم هر نظری رو جزو این اسپم ها می دانند و خلاصه تازه عضو شدن فرد رو گوشزد می کنند که به نظرم این هم کار معقولی نیست
۵ روز پیش، یکشنبه
جناب عبداللهی نازنین ارادت
تمام فرمایشاتتون کاملا درست هست ، همانطور که خیلی از ما هم به کرات به سایت محترم تیوال پیشنهاد دادیم و راهکارهای مختلف هم ارائه دادیم ولی موضوع اینجاست که تیوال بنا به هر دلیلی که هست نمیخواد و برنامه ای نداره که این موضوعات ... دیدن ادامه » را کنترل کنه وگرنه به راحتی معضل اکانت های فیک و ساماندهی آنها قابل کنترل هست،دقیقا مثل دولت محترم که هیچ برنامه ای برای کنترل بازار ارز و سکه نداشت و الان این شده حال و روز اجتماعمون ، در مورد تیوال هم دقیقا همینه تا زمانی که خود تیوال نخواد هیچ اتفاق مثبتی در اینجا نمیفته متاسفانه ، خود بنده که به شدت پیگیر تیوال و کاربرانش بودم ، الان اصن ترجیح میدم که نقدی ننویسم چون بنویسم هم میدونم که به سرعت لابلای کامنت های فیک گم خواهد شد . فقط روزی یکبار میام برای اینکه حرص هم نخورم به سرعت از کنار اکانت هایی که نمیشناسم عبور میکنم و مطالب دوستان و نازنینان تیوالی چون شما و دوستان دیگر را میخوانم و میروم.چون وقتی میشود پیشنهاد و راهکار ارائه کرد که گوش شنوایی وجود داشته باشد.
۲ روز پیش، چهارشنبه
کاملا موافقم و درست می‌فرمایید آقای رزمجوی عزیزم :)

منم دقیقا همین رویه شما رو پیش گرفتم :)
خیلی مخلصیم
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته قبل با عده ای از دوستان و عزیزان هنرمند در تئاتر مستقل تهران نمایش اجازه دارم جیغ بکشم را به تماشا نشستیم.علیرغم متن تلخ و کابوسی نمایش بسیار شاعرانه؛ زیبا و لطیف نوشته شده بود؛ زیرا اگر جز این می بود نمایش بسیار سخت و اگزجره و غیرقابل تحمل می گردید. گروه موسیقی و صدای مخملی حسین پیرحیاتی نمایش را برای
پذیرش دیدن موضوع تلخ و گزنده آن دو چندان کرده بود. کارگردانی و میزانسن بسیار مشهود و عریان به چشم می خورد. بازیها، حرکات نرمشی و پانتومیم و موذون بازیگران فوق العاده بود. بالاخص بازی پردیس زارع که بسیار چشم نواز و نفسگیر بود انعطاف در فیزیک و میمیک این بازیگر توانا بقدری زیبا و چشم نواز بود که به یاد انتونی چیشلاک یکی از اعجوبه های پانتومیم جهان افتادم ای کاش این امکان برای کارگردان میسر می شد که همانگونه که شخصیت مرد واقعی و مرد متفاوت از ... دیدن ادامه » بازیگران لوقلو محمدرضا و علیرضا شریفی علیایی استفاده کرده بود برای زنان نیز همین کار را انجام می داد و دیگر فوق العاده می شد. دکور و آکسسوار صحنه بسیار با نمایش مچ و القائ کننده بود. بهرصورتبه گروه خسته نباشی و آرزوی موفقیت بیشتر برایشان آرزو دارم .
فرزاد جعفریان و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تئآتربین حرفه‌ای عزیز کسی این نمایش «داستان‌های پزشک محبوب من» رو دیده؟ چطوره؟ توصیه می کنید به دیدنش؟
فرزاد و سید حامد حسینیان این را خواندند
سلام دوست عزیز
البته نظرات ممکنه قطعا متفاوت باشه اما من اولین روز اجرا دیدم. بسیار بی نظم بود و احساس میکردم بیشتر تو جلسه تمرین نشستم. آقای کارگردان همش تو مسیر بیرون رفتن و داخل سالن شدن بودن و البته بماند که حدود بیست دقیقه از اجرا گذشته بود و هنوز ... دیدن ادامه » هم در سالن باز بود و همچنان افرادی در حال ورود به سالن بودن.... اما داستان ها جالب بودن.
۲۴ فروردین
ممنون زهره جان. متاسفم که در مجموع راضی نبودید. امان از این بی نظمی ها. هدف دیدن نمایش و یه اجرای قابل قبوله وگرنه که داستان ها رو میشه خوند. کاری هست روی صحنه که دیدنش رو توصیه کنید (البته به جز ملاقات)؟
۵ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای کنسرت شهر خاموش کیهان کلهر واسه امشب جمعه ۲۳ فروردین یه بلیط دارم. بالکن دوم، ورودی ده شرقی، ۷۰ تومن
در صورت تمایل به 09142991766 پیام بدهید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سانس ویژه‌ای که بعضی از نمایش‌ها دارن چه فرقی با سانس‌های عادی نمایش داره؟
Negin Fooladi این را خواند
سلام
فرقی خاصی نداره. فقط تایمش فرق داره با روزهای دیگه. برای کسانی که با ساعت اصلی اجرا مشکل دارن.
۲۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام لطفا دوستان بگن کدوم نمایش از نظرشون جذاب بوده و به من پیشنهاد میکنن که برم
فرزاد، بابک و Negin Fooladi این را خواندند
آذرمهر و محمد مجللی این را دوست دارند
ملاقات و سقراط
۲۲ فروردین
پروانه و یوغ
غلامرضا لبخندی
سقراط
۲۲ فروردین
ملاقات و سقراط

البته که سلیقه ایه :)
۲۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امروزم را هرگز دوباره تجربه نخواهم کرد نه در فردا و نه در دیروز ......
افسوس که دورم و دیر
با ملال بغض های که آبستن تقویم و تقدیر است
دوستان اخیرا دقت کردید برای نمایشها هیچ در بروشوری ارائه نمیشه حداقل سه چهار نمایش آخری که دیدم بدون بروشور بود نکنه از مد افتاده یا گرونی غالب شده؟
صد در صد گرونی قالبه
قیمت 5000 تا بروشور A4 حدود 1و نیم میلیون در میاد و توجیح اقتصادی نداره
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت نمانده است در آینده حیات

از عیشهای رفته دلی شاد می کنیم
جناب لهاک در نمایش پروانه یوغ دیدمتون ردیف اول بودید نسد بیام برای عرض ادب امیدوارم لذت تمام و کمال رو برده باشید❤️
۱۹ فروردین
مخلصیم رضا جان به امید دیدار
۱۹ فروردین
ارادتمند آقا امیدوارم افتخار دیدن و همراهی با شما نصیب من بشه
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشتر از یکساله که هیچ نمایشی رو ندیدم و این خیلی عجیبه برام
با چند تا کلیک میتونید به این تعجب خاتمه بدید :))
۱۸ فروردین
بستگی داره چه سبکی علاقه داشته باشید، درکل الان ملاقات میتونه تضمین شده ترین کار باشه، از پروانه و یوغ هم پالس های مثبتی ارسال شده :)))
۱۹ فروردین
قیمت بلیت رو دیدم زمانی که ما تئاتر می‌دیدیم برا قشر مرفه بی درد نبود
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساعتی پیش ، جمشید خان مشایخی با کمال تأسف درگذشت
روحشون قرین رحمت و آرامش
بن‌بست وثوق (۱۳۹۵)
رفقای خوب (۱۳۹۴)
پدر آن دیگری (۱۳۹۳)
پایان خدمت (۱۳۹۲)
رنج و سرمستی (۱۳۹۲)
چک (۱۳۹۰)
جرم (۱۳۸۹)
سیزده ۵۹ (۱۳۸۹)
زمهریر (۱۳۸۸)
یک ... دیدن ادامه » گزارش واقعی (۱۳۸۷)
نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵)
این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
یک بوس کوچولو (۱۳۸۴)
پل سیزدهم (۱۳۸۳)
بله برون (۱۳۸۲)
شمعی در باد (۱۳۸۲)
آبادان (۱۳۸۱)
بانوی من (۱۳۸۱)
چشمان سیاه (۱۳۸۱)
خانه‌ای روی آب (۱۳۸۰)
بادام‌های تلخ (۱۳۷۶)
طهران روزگار نو (۱۳۷۸)
کمیته مجازات (۱۳۷۷)
تنها (۱۳۷۶)
حریف دل (۱۳۷۵)
اعاده امنیت (۱۳۷۴)
سلام به انتظار (۱۳۷۴)
اشک و لبخند (۱۳۷۳)
التهاب (۱۳۷۳)
بی‌قرار (۱۳۷۳)
حالا چه شود! (۱۳۷۳)
راه افتخار (۱۳۷۳)
روز واقعه (۱۳۷۳)
کوسه‌ها (۱۳۷۳)
مجازات (۱۳۷۳)
آلما (۱۳۷۱)
دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱)
شکوه بازگشت (۱۳۷۱)
ماه عسل (۱۳۷۱)
خانواده کوچک ما (۱۳۷۰)
دندان طلا (۱۳۷۰)
راز چشمه سرخ (۱۳۷۰)
چون ابر در بهاران (۱۳۶۹)
گالان (۱۳۶۹)
ملک خاتون (۱۳۶۹)
دخترک کنار مرداب (۱۳۶۸)
رانده شده (۱۳۶۸)
سرب (۱۳۶۷)
شاخه‌های بید (۱۳۶۷)
تحفه‌ها (۱۳۶۶)
سایه‌های غم (۱۳۶۶)
سیمرغ (۱۳۶۶)
مکافات (۱۳۶۶)
تصویر آخر (۱۳۶۵)
حریم مهرورزی (۱۳۶۵)
سراب (۱۳۶۵)
طلسم (۱۳۶۵)
ملاقات (۱۳۶۵)
آوار (۱۳۶۴)
پدربزرگ (۱۳۶۴)
ستاره دنباله‌دار (۱۳۶۴)
گردباد (۱۳۶۴)
گمشده (۱۳۶۴)
پیراک (۱۳۶۳)
گل‌های داوودی (۱۳۶۳)
تفنگدار (۱۳۶۲)
خانه عنکبوت (۱۳۶۲)
کمال‌الملک (۱۳۶۲)
دادا (۱۳۶۱)
گفت هرسه نفرشان (۱۳۵۹)
سوته‌دلان (۱۳۵۶)
شارلوت به بازارچه می‌آید (۱۳۵۶)
ماهی‌ها در خاک می‌میرند (۱۳۵۶)
بت‌شکن (۱۳۵۵)
ماه عسل (۱۳۵۵)
ذبیح (۱۳۵۴)
صدای صحرا (۱۳۵۴)
آب (۱۳۵۳)
شازده احتجاب (۱۳۵۳)
بی‌حجاب (۱۳۵۲)
نفرین (۱۳۵۲)
آبنبات چوبی (۱۳۵۱)
اتل متل توتوله (۱۳۵۱)
باشرف‌ها (۱۳۵۱)
پدر که ناخلف افتد (۱۳۵۱)
چشمه (۱۳۵۱)
مطرب (۱۳۵۱)
آسمون بی‌ستاره (۱۳۵۰)
پل (۱۳۵۰)
سه تا جاهل (۱۳۵۰)
شکار انسان (۱۳۵۰)
فریاد (۱۳۵۰)
مردان خشن (۱۳۵۰)
پسر زاینده‌رود (۱۳۴۹)
جوانی هم عالمی دارد (۱۳۴۹)
طلوع (۱۳۴۹)
قیصر (۱۳۴۸)
گاو (۱۳۴۸)
خشت و آیینه (۱۳۴۴)
۱۳ فروردین
آقای مهدی زاده⁦❤️⁩
۱۳ فروردین
روحشون شاد
۱۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال نفرین شده در قرن مصیبت یعنی
هی زمستان برود، باز زمستان برسد!
پویا جمشیدی
به ترکمنی چیزی می‌گفت و زاری میکرد اشک می‌ریخت و من نمی‌فهمیدم چه میگوید خواستم دلداریش بدهم اما فقط بلند بلند چیزی می‌گفت و زار میزد
هر دو خیس بودیم و سردمان شده بود من مدتها مریض بودم دکتر منع کرده بود حتی تنفس در هوای سرد را
آخرین بار دکتر رحمانی آمد بالای سرم دستش را روی پیشانی من گذاشت تبم پایین آمده بود تازه جان گرفته بودم از پرستار گزارش وضعیت من را خواست یک نگاه کرد و چیزی نوشت گوشی سرد را روی سینه ام گذاشت و آن سرش را در گوشش به من گفت نفس عمیق بکش انگار سینه ام از خس خس افتاده بود انگار ......
لبخند رضایت رو در چهره اش دیدم ، گفتم دکتر ترو خدا مرخصم کن دارم دیونه میشم اینجا
لبخند زد و با لحنی که پر بود از مهر و مزاح و امید گفت پیرمرد اگه مرخصت کنم نری بیرون ادای جوونها رو در بیاری
بدنت خیلی ضعیف شده ریه هات هم آسیب دیده
از هوای سرد و آلوده پرهیز جدی کن
سیگار و قلیون ممنوع
غذای چرب و نوشابه و شیرینی ممنوع
رژیم اجباری از امروز ( غذا و هوا )
آرامش مطلق نه عصبی میشی نه هیجانی
من هم به خنده گفتم آقای دکتر دلار که بالا می‌ره آدم غمش میگیره حرص می خوره همراه حرص سیگار میچسبه چند سیگار پیاپی بعد هم دهنت بد مزه میشه یه چیزی باید بنوشید بخوری
مشکل ... دیدن ادامه » من دلاره دلار
بعد هم دکتر و من و پرستار هر سه لبخند زدیم
و دکتر دوباره تکرار کرد پرهیز پرهیز پرهیز
صدا دکتر توی گوشم بود
داشتم میلرزیدم ، تب داشتم ، کمرم درد میکرد ، پاهایم هم جان نداشت و از تو می‌لرزید
هم گونی ها سنگین بودند و هم خیلی پیاده راه رفته بودیم جایی هم که نبود بشینیم
اصلاً اگر هم بود نمیشد که بشینی ، جای نشستن نبود آمده بودم بایستم .
باران خیسم کرده بود
تا کمر گلی بودم کفشهایم که مثلاً کرتکس بود حوضچه آب و گل شده بود
از ساق کفش داخلش آب و گل رفته بود
شلوارم هم که کلا خیس و گلی بود
تکرر ادرار در این شرایط هم که .....
دهانم خشک بود و لبهایم از خشکی ترک خورده بود وسط دریا و سیل زیر باران چگونه اش را هم باید از این مرض لعنتی پرسید از این مرضی که سرزده آمد و الان یکسال است نمی‌رود همه اش مربوط به قندم بود
گرسنه بودم دلم غذای گرم میخواست
تن ماهی و لوبیا و .... غذا نیستند که
موبایلم هم شارژ نداشت توی پلاستیک در جیب کاورم گذاشته بودمش
به هزار نفر قول داده بودم نیایم
اما مگر میشد بعد از دیدن آن عکسها پای تلویزیون لم بدهم و تخمه بشکنم
سردم بود خیلی سعی کردم خودم را جمع و جور کنم
به خودم گفتم محکم باش
تو اینجایی برای کمک
مرد باش و کمک کن
نگاهی به او کردم و باقی آدمهایی که می آمدند و می‌رفتند
بلند جوری که صدایم به صدایش بچربد گفتم
خدا بزرگه........
امید داشته باش !
همه چی روبراه میشه.......
آنقدر خودم باور نداشتم چه میگویم که بغض و فریادم با هم گریه شد و از چشمانم سیل جاری شد به روی زانو افتادم
حالا من و او گریه میکردیم
او در غم .......
و من به خدای بزرگی که آنجا نبود
و امیدی که نداشتم
و چیزهایی که هیچ وقت روبراه نمیشود
.
.
.
.
تو هم مثل باران که نفرین شده‌ست
بیایی زیادی، نیایی کمی

جهان، ابر خاموش و بی‌حاصلی‌ست
بگو باز باران! بگو نَم ‌نَمی...

مژگان عباسلو
۱۳ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای ... دیدن ادامه » تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

با درود این شعر علاوه بر اینکه مضمونی امروزی والبته شاید همیشگی دارد از نظر اسلوب بیان نیز کاملا امروزیست انگار نه انگار که ۷۰۰ سال پیش سروده شده است .
۱۱ فروردین
علی آقا کاملا موافقم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گیلتی پلژر یا لذت شرم آور شما چیست؟

تصور کنید در حال رانندگی دارید با صدای بلند یک آهنگ شش و هشت فاقد ارزش های هنری گوش می‌دهید. با توقف پشت چراغ قرمز، ناگهان متوجه می‌شوید در ماشین کناری، همکار شما نشسته است. بلافاصله صدای آهنگ را کم می‌کنید چون اگر همکارتان بفهمد طرفدار آن سبک موسیقی هستید، ضایع خواهید شد. این آهنگ، اصطلاحا "گیلتی پلژر" شماست.
گیلتی پلژر (guilty pleasure) یا لذت شرم آور هر چیزی است نظیر یک فیلم، برنامه تلویزیونی، یک آهنگ و هر رفتار دیگر که در شان شما نیست و از بیان آن خجالت می‌کشید، با این‌حال از انجام آن لذت می‌برید. آن رفتار بر قضاوت سایرین نسبت به شما تاثیرگذار است و به همین دلیل پنهانی آن را انجام می‌دهید. به عبارت دیگر، گیلتی پلژر چیزی است که شما قاعدتا نباید دوست داشته باشید ولی به هر حال دوستش دارید. بگذارید با یک مثال ... دیدن ادامه » دیگر مفهوم گیلتی پلژر را روشن‌تر کنم. وقتی در جمع دوستان در مورد علائق سینمایی خودتان در حال بحث هستید، وانمود می‌کنید که طرفدار کارگردان‌هایی همچون تارکوفسکی، برگمن و دیوید لینچ می‌باشید، با این‌حال در خلوت خودتان فیلم‌های هندی از نوع کاملا تخیلی می‌بینید و بسیار هم لذت می‌برید؛ با این توضیح، فیلم‌های هندی گیلتی پلژر شما هستند.
از مفهوم گیلتی پلژر در حوزه تبلیغات بسیار استفاده می‌شود. در جدیدترین پژوهشی که در این زمینه انجام شده و در ژورنال بسیار معتبر Journal of Business Research به چاپ رسیده این نتیجه حاصل شده است که تبلیغاتی که در آن‌ها از مفهوم گیلتی پلژر استفاده می‌شود تاثیر متفاوت بر مردان و زنان دارد. این تبلیغ‌ها احتمال خرید زنان را افزایش می‌دهند اما در مورد مردان تاثیر عکس دارند.

جمع‌بندی:
1) مطابق با جستجویی که انجام دادم آهنگ "گنگم استایل" و رای دادن به دونالد ترامپ گیلتی پلژر خیلی‌ها بوده است.

2) آقای گلزار از چهره‌های مشهور و محبوب ایرانی‌ست. تعداد فالوورهایی که در اینستاگرام دارد (5.1 میلیون در حال حاضر) و فروش فیلم‌هایش گواه این امر می‌باشد. با این‌حال وقتی در جمع‌های مختلف (جمع‌های دوستانه، یا کلاس درس و ...) در مورد ایشان صحبت می‌شود تقریبا تمام افراد نه تنها خود را طرفدار ایشان نشان نمی‌دهند بلکه ابراز بی‌علاقگی نیز می‌نمایند. به تجربه دریافته‌ام که گلزار گیلتی پلژر خیلی‌ها می‌باشد؛ یعنی در کنار علاقمندانی که خود را همواره طرفدار ایشان نشان می‌دهند برخی نیز در ظاهر این موضوع را انکار می‌کنند ولی با این‌حال مرتب عکس‌های ایشان را می‌بییند، اخبارشان را دنبال می‌کنند و... این موضوع در مورد برخی سلبریتی‌های دیگر و افرادی اینستاگرام فالوورهای زیادی دارند نیز صادق است.
در مورد خودتان بنویسید لذت شرم آور شما چیست؟
درود فراوان ، آقا خیلی جالب بود، اتفاقن منم از این گیلتی طور ها زیاد دارم فقط تلاشی در مخفی نگه داشتن شون ندارم :))) عاشق تهی و ساسی یم :))) اتفاقن خیلی دوست داشتم میتونستم تو کنسرت تتلو هم شرکت کنم چون صدا و سبک موسیقی ش رو خیلی دوست دارم تا همین اواخر از علاقمندان ... دیدن ادامه » گلزار هم بودم ولی الان از متفرانش هستم، هزارپا رو دوبار دیدم و کلی خندیدم آینه بغل رو خم خیلی دوس دارم یا مثلن توفیق اجباری رو ، از علاقمندان طنزهای هجو طور و پارودی و مضحکه ای هستم تا تئاتر های گلریزی و فالور علیرضا پاپی و مهدی خزلبانی
فیلم هندی رم که نگو :))) تو پرشین تولز تاپیک معرفی فیلم‌های هندی داشتم و رفیق فاب سلمان خان و آبیشک و پرینکا و پریتینی چوپرا و بیپاشا هستم :))))
دیگه گیلتی طوری نبوووودز ؟! :))))
۱۰ فروردین
این‌جوری که خیلی خوبه خانم فولادی. شما همیشه خودتون هستید. من شخصاً نهایت خلاف گیلتی پلژریم آهنگ شیش و هشت گوش دادنه!! ولی دلم می‌خواست همین یه خلاف رو هم بدون واهمه انجام می‌دادم.
۱۲ فروردین
آقای فدائی شاید من خیلی حوصله سربرم از بس که رو هستم! آدم باید یه دوتا پیچ و خم داشته باشه ، یهویی باید یه روز خیلی دوست داشتنی پیاز خوردنتو با املت رو کنی اگر از اول همش همینطوری باشی که باحال نیست ، نمیدونما از روزی که فکر کردم من چرا گیلتی پلژری به نظرم ... دیدن ادامه » نمیاد خورده تو ذوقم
۱۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بسیاری، تئاتر مأوایی است
که رؤیاها در آن آفریده می شوند
شما، بازیگران...
فروشندگان افیون، در خانه های تاریک شده تان،
مردمان به شاهان بدل می‌شوند و در امنیت کامل،
به اعمال قهرمانی دست می‌زنند.
آنان سرمست از خویش یا در پنجه ی ترحم،
در غفلتی شادمانه می‌نشینند
و مشقات هر روزه را از یاد می زدایند. فراریان...
البته اگر کسی داخل شود
با گوشهایی هنوز انباشته از غوغای شهر،
و خود هنوز هشیار،
جهانی را که هم اینک پشت سر گذارده،
آنجا، بر صحنه، تشخیص نخواهد داد.
آنگاه که خانه ی شما را ترک می‌کند،
جهان ... دیدن ادامه » را نخواهد شناخت
حال که دیگر نه شاه، بل مردکی حقیر است،
در زندگی واقعی، خانه ای برای خود نخواهد یافت.
(برتولت برشت)
2 عدد بلیط نمایش ملاقات برای امروز 8 فروردین همکف ردیف 8 موجود است 09128267719 ساعت 19:30 تیاتر شهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب مصطفی خان کوشکی نازنین تولدتون مبارک
براتون بهترینها رو آرزو میکنیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید