آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 11:29:24 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
جشنواره تئاتر تک نفره بوکان در اولین روز های بهمن ماه برگزار خواهد شد.


به گفته خالد حیدری ، دبیر این جشنواره، آثار نمایشی منتخب شده توسط هیات بازبینی در اولین روز بهمن ماه رقابت خواهند کرد
"تئاتر تک نفره بوکان "، دغدغه ای برای احیای رویاهای هنرمندان جوان تئاتر در این روزهای بحرانی وشیوع همه گیری ویروس کرونا است.
این نخستین رویداد هنری در سال جاری در شهر ستان بوکان است که توسط هنرمندان پیشکسوت تئاتر گروه تئاتر کوچک وبا هزینه شخصی وبخش خصوصی وبدون هیچ چشم داشتی برگزار می شود .
خالد حیدری افزود از 29 متن رسیده به دبیرخانه جشنواره 12 متن انتخاب شدند و گروههای جوان تئاتری به تمرین پرداخته و فیلم آثار برای انتخاب در بخش اجرا بررسی و در نهایت 6 اثر نمایشی در اول بهمن ماه در این جشنواره حضور خواهند داشت .
داوری این جشنواره را پیشکسوتان تئاتر استان آقایان غلامرضا عزیزی ، احمد نقده و اسماعیل احمدیان به عهده دارند.
مراسم اختتامیه ومعرفی برگزیده گان با حضور مسئولین وهنرمندان با رعایت همه پروتکل های بهداشتی صبح روز دوم بهمن ماه در سالن سیمرغ برگزار خواهد شد
محمد مجللی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر زدن:
با حضور معاون هنری:
فاز نخست تلویزیون تئاتر ایران افتتاح شد!

______________
اول فکر کردم قراره یه‌کانال تلویزیونی برای تیاتر افتتاح بشه و چقدر دلگرم شدم. فکر کردم تیاتر جهش ارزشی کرده و در حد مستند، کالا، ورزش، خبر و... ارتقا پیدا کرده. اینیکه گفتین میشه “تلوزیون اینترنتی تیاتر ایران” نه “تلویزیون تیاتر ایران”. تلویزیون اونه که از تلویزیون پخش بشه، از طریق انتن. اینو که همین حالاشم داریم تو همین تیوال و سایر پلترفرم ها.

چه خوب میشد یه کانال تیاتر داشتیم. اونوقت صدا میزدیم: “بزن کانال ۱۶، میخوام تیاتر ببینم.” یا مثلا به دوستت پیغام می دادی: “امشب ساعت ۱۰ زندگی در تیاترِ برهمنی رو داره.” یا اتللو فاطمه طهرانی رو. فکرشم شعف انگیزه...
سپهر، رویا، neda moridi، امیر مسعود و محمد مجللی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://t.me/bedandid/95327

فقط دوسال فاصله، 1356 تا 1358 اما دوقرن تفاوت!!!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

بی ربط
اتفاقی این ویدیو رو توی پیج غنی‌زاده دیدم و با خودم گفتم چقد این دختر زیباست...چقد قشنگه...چقد راحته...چه صدای دلنشینی داره...
گفتم بذارم شاید شما هم لذتکی ببرید...

https://s16.picofile.com/file/8421867892/1016980952.mp4.html

پ.ن
گویا قراره کالیگولا رو دوباره اجرا برن...
یه سیصد تومن علی‌الحساب بذارید کنار...
بقیه‌ش هم خدا بزرگه...:)



همیاری جان اگه مایل هستی بدونی ... دیدن ادامه ›› این سرویسِ بارگذاری فیلم به دردمون خورده یا نه؟! باید بگم نه..آرزوم به دلم موند یه بار ویدیو بارگذاری کنم ،نگه آپارات با مشکل روبرو شد...حالا اگه دوست داشتید، مشکل رو جویا بشید.. اگر هم‌نه،که هی‌پاس بدید به آپارات و از سر بازش کنید...
سپهر، امیرمسعود فدائی، celine و نفیسه نوری این را دوست دارند
قرار بود اردیبهشت ۹۹ اجرا بره که خورد به کرونا
۳ روز پیش، دوشنبه
رویا
این نظر شماست و محترم است منم به طراحی لباس، کارگردانی، بازیها و طراحی صحنه، نور پردازی ، انتخاب بازیگر به جا ، حتی گفتگوی کارگردان با بلند گو امتیاز دادم که میگم خوبه.حالا خلاقیتش و نگفتم اونم ...
گفتگوی کارگردان با بلندگو عالی بود... منم خیلی می سی سی پیو دوست داشتم، جزو بهترین هامه. من تئاترو با چندتا کارخوب پشت سر هم شروع کردم یکیش این یکیش ماتریوشکا .... چه کارای خوبی اون سال ها اجرا رفت... چقدر دلم تئاتر خوب میخواد.
نیلوفر
اخ اخ...یعنی فحش رو بکشن به آدم ، ولی نگن "نظر شما محترمه ولی....." 😂😂😂 یکی از این جمله خیلی بدم میاد یکی هم از این جمله که دو نفر وقتی دارن کات میکنن میگن:" امیدوارم موفق باشی ...
😃😃😃😃
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام ‌آقای عرفانی...وقت شما بخیر، من کل گوگل رو گشتم که یه تماس یا اینستاگرام از شما پیدا کنم اما ندیدم....عذر خواهی میکنم من میخوام برای جشنواره مونولوگ که توی شهرستانمون هست از نمایش درباره ماندنتون استفاده کنم؟ امکانش هست صحبت کنیم؟ ممنونم
سلام خانم صالحی. امیدوارم خوب باشید.
اجازه لازم نداره. خیلی خوشحال میشم که اجراش کنید
اگر احتیاج به کمک یا مشورتی داشتید به این اینستا دایرکت بدید:
https://www.instagram.com/ehsan_erfanii/
۵ روز پیش، شنبه
پویای عزیزم، آقای فدایی و آقای صادقی
دمتون گررم واقعا که انقدر به فکرید و کمک رسوندید
۵ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری جان
پاسخ گویی آنلاین مدت‌هاست فعال نیست، دست کم برای من. دلیل خاصی وجود داره؟
منم نمی بینمش
گزارش رو زدم
۵ روز پیش، شنبه
میم
برای من وجود داره، ولی مدت هاست هیچ پیامی رو جواب نمیده ممنون سپهر جان
من با گوشی تیوال رو چک می کنم اصلا آیکون پاسخ گویی آنلاین رو نمی بینم
۵ روز پیش، شنبه
سپهر
من با گوشی تیوال رو چک می کنم اصلا آیکون پاسخ گویی آنلاین رو نمی بینم
تو قسمت دیوار نیست، ولی بقیه ی بخش ها هست، مثلن صفحه‌ی نمایش ها. من خودم همیشه اونجا پیداش میکنم
۵ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ما کجا و ایشان کجا، کاری به سیاست کلان و استعمار و غرب زدگی و فلان ندارم، فقط شخصا ترجیح میدادم دولتمردیا زنم، با چنین دیدگاهی به دنیا مینگریست و اصولا تعریفی از انسان و انسانیت داشت،

به نظرم این زشت‌ترین سوال دنیاست: این‌که «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» انگار بزرگ شدن متناهی است!‌ انگار آدم هر کاره‌ای هم که بشود، همین بس است و دیگر والسلام و نامه تمام! اما حقیقت این است که ممکن است انسان در زندگی چندین و چند کاره شود؛ مثلِ خود من که چندکاره شدم: وکیل، نائب‌رئیس بیمارستان، همسر، مادر و در نهایت بانوی اول آمریکا. انسان پیوسته در مسیر شکل گرفتن است؛ مسیری که هیچ وقت کامل نمی‌شود و انتهایی ندارد، چون اگر انتهایی داشته باشد و آدم از شدن دست بکشد، دیگر چه چیزی باقی می‌مانَد؟

📘 {#}شدن
✍🏻 {#}میشل_اوباما 
چه پاراگراف معرکه ای بود...دمت گرم...خیلی حال کردم...
این کتاب رو خیلی وقته در نوبتِ "شنیدن" دارم...بیشتر مشتاق شدم👍
۶ روز پیش، جمعه
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
من؟! من کجای کارم؟
محمد عزیز میگه سیاستمدارن ما اینجور فکر کنن. من میگم اگه اینجوری فکر کنن، ساقط میشن. چون ما اصلا تحملش رو‌نداریم. سیاستمدار باید چیزی بگه و رفتاری بکنه که به هدفش میرسوندش. به من ربطی نداره اصلا 😂
۵ روز پیش، شنبه
😂
خداحافظ
۵ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
{#}کسالت جمعه {#} رفقای تیوالی {#} مرگ بر کرونا {#} پست موقت نیلوفر خانم طوری

همانطور که در پاسخ به پست جناب سید حسن خان موسوی کیانی نوشتم، بعضی فیلمها واقعا خوب و ارزشمند هستند و باید دیده بشن اما شاید همون یکبار برای آدم ممکن باشه و دفعات بعد یک چیزی تو روح و روانمون اجازه نزدیک شدن و تماشای دوباره شونو بهمون نده، منظورم اصلا فیلمهایی که خسته کننده یا کسالت بار یا نامفهوم یا سرد و تلخ هستند نیست، اتفاقا منظورم فیلمهایه که با عشق و هیجان و لذت دیدیم اما یکجورایی دیگه جرات نزدیکی به اون سوژه رو نداریم، مثلا فیلمهای raw و Midsommar برای من از این دست بودند، فیلمهایی که همیشه به یادشونم و خوشحالم که دیدمشون اما شاید تا مدتها فقط بهشون فکر کنم اما تماشای مجدد خیر!! مشکل من اصلا خشونت یا سکس یا سیاه نمایی نیست مثلا سریال مورد علاقه من واکینگ دد هست که دایم دارن ملت رو از وسط جر میدن و میخورن! اما اصلا این تصاویر و صحنه ها نیست که اون بخش روحم رو آزرده میکنه بلکه عمق حقیقی و قابل باور سیاهی روح انسانه که بعضی کارگردانها تو چشممون فرو میکنن و دردش برام قابل تحمل نیست.
اگر شما هم همچین تجربه هایی دارید خوشحال میشم به اشتراک بذارید؛
محمد مجللی، سپهر، نیلوفر، پویا و سروناز یکتا این را دوست دارند
فکر میکردم تو داشتن این حس تنها باشم و بسیار بسیار جالب بود برام که فهمیدم تنها نیستم
این حس رو به چندتا فیلم تو ژانر های کاملا مختلف دارم که باعث شده هنوز نتونسته باشم وجه اشتراکی بین شون پیدا کنم. دوتاشون رو مثال میزنم اینجا
فیلم her که دیدنش مو به تن من سیخ می‌کنه و تداعی کننده ی تمامی تنهایی های زندگیم هست
دومی هم فیلم perks of being wallflower که تو دوران دبیرستان وقاچاقی طور از دوستم گرفتم و عشقی که به تصویر کشید چیزی بی مانند رو برام خلق کرد که باعث شده هنوزم که هنوزه تک تک جزییات فیلم رو بعد از این همه سال به خوبی بیاد بیارم اونم در حالی که هیچوقت برخلاف علاقه ی شدیدم ... دیدن ادامه ›› به فیلم نتونستم دوباره ببینمش...

احساس میکنم حال روحی که موقع دیدن فیلم داریم و شرایطی که در حال تجربه اش هستیم نقش مهمی داشته باشن تو این قضیه..
۶ روز پیش، جمعه
سروناز یکتا
سه‌گانه‌ی oldboy رو به دوستان پیشنهاد میدم،هرچند که خودم فقط oldboy رو دیدم 😁
بذار منم علاوه بر اون بالایی ها،the unjust و v.i.p رو پیشنهاد بدم پس...:))
۲ روز پیش، سه‌شنبه
نیلوفر
اصلا باهات موافق نیستم...تا زمانی که آدم اشتیاقش رو از دست نده ،تا زمانیکه دلسرد نشه همچنان میتونه با خلاقیتش بیننده رو مسحور کنه... نه فقط هنرمند..هر کسی در هر شغلی... دوره و انقضا رو بی معنی ...
تو هر کاری مثل معلمی پزشکی مهندسی شاید بشه بهتر شد اما هنر مخصوصا نویسندگی و کارگردانی یکم متفاوته، معمولا کارگردانهای خوب یک فیلم وحشتناک عالی دارند و چندتا فیلم خوب اما یکم ضعیفتر، چون اون ایده و خلاقیت تلزه و بکرشون توی تولد اولین فرزند خرج میشه و بعدش بیشنر همون اتفاق رو با دید و زوایای گوناگون بررسی میکنن اما قطعی نیست شاید راحع بعضیها مثل کوبریک یا تارکوفسکی صدق نکنه، اما در مورد این حا ج اقای کره ای فکر نکنم بهتر از چیسر بتونه بسازه
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و اگر سالن ها باز شوند... بازِ باز...
باز هم تیوال را خواهم گشت، صفحه به صفحه، برگ به برگ...
تا بیابم شاید نمایشی باب دل. دلِ سرد و سخت شده از روزهایی که از سرگذرانده ام...
تا مشت و مالی بگیرد این دل و ذهن زیر دست و پای بازیگر... زیر قلم نویسنده... زیر ذهن کارگردان...
سالِ تعطیلی که گذشت و سر پایان هم ندارد، تنها ماندم. جدا ماندم از سالن. از بوی صحنه، عطر بلیط، طعم قهوه ی کافه چی.
باید بیاید دوباره روزهای سرخوشْ قدم زدن به مقصد نوفل، سنگلچ، شهرزاد. و کیفور برگشتن به مقصدِ نارسیده.
می آید دوباره ناگهان دیدن دوستی، آشنایی، چیزی در صف ورود به سالن. و گپ زدن که نورش خوب بود و موسیقی را دوست نداشتم و چه کرد فلان بازیگر و بیسار کارگردان...
شانه به شانه نشستن با غریبه ای که هر دو در دل می دانید که آن یکی هم عاشق تیاتر است و آن یکی آن طرفی و آن آن طرف تری.
بدون ماسک و الکل و پروتکل و ترس ... دیدن ادامه ›› و دلهره.
همه ی دلهره برای بازیگر باشد که تپق نزند یا پرده ی بعدی که خراب نکند لذتی که تا الان برده ای.
و دلهره ای نباشد که نکند ویروس را با خود ببری.
و همه ی دلهره این باشد که چطور بعد از این نمایش، بیست دقیقه ای تا آن یکی سالن برسی و بلیطت نسوزد.
دلشوره های شور و دلشوره های شیرین.
شیرین باید شود این زندگی دوباره.
نونِ خامه ای باید شود دوباره،
با گیلاس یا بی گیلاس...
می شود، می دانم.
باز از سر شوق، سیرْ دیدْ باید زد زندگی را...
هیزی باید کرد زیبایی های ساعت ها را...
حظ میبریم شیرینی های حیات را...
روزهاتان روشن، دلهاتان آتشین، نگاه هاتان پرفروغ...
من تئاتر بازی میکنم چون به چند زندگی علاقه دارم
من به زندگی علاقه ای ندارم ولی به تئاتر علاقه مندم...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جستاری در باب سریال دارک، بخش دوم نگاهی سطحی به لایه اول داستان:

امروز از صبح برق قطع است.
هوای تهران بشدت سیاه و تاریک و آلوده است.
هزینه های زندگی سرسام آور و ترسناک شده است.
بیکاری یا درآمد پایین بلای جان بسیارانی شده است.
امید به زندگی در پایین ترین سطح ممکن قرار دارد، امروز بعد از سالها عین دهه شصت از یک آدم معمولی آرزویی شبیه آنچه در کودکی ما معمول بود شنیدم؛ راننده اسنپ آرزو داشت برای پسر هشت ساله اش دوچرخه بخرد اما درآمدش کفاف نمیداد، حداقل چندسالی بود که خریدن ملزومات معمول برای اکثریت رویاگونه نبود، گویا مجددا تاریخ در حال ... دیدن ادامه ›› تکرار است.
سطح آموزش مدارس و دانشگاههای آنلاین قطعا پاینتر از سابق است.
خریدن خانه یا ماشین برای جوانان، حتی طبقه متوسط رو به بالا، تقریبا یا تحقیقا غیر ممکن است.
داروهای ضروری برای بیماران قندی، قلبی، سرطانی... کمیاب و گران است

این فهرست بسیار بلندتر از این است.

سریال دارک در سطح اول خود به اختلال هسته ای در نیروگاه اتمی (که قرار بوده باعث رونق معیشت مردم منطقه خود شود اشاره دارد،) که موجب گشودن مدخلی به زمان و ورود و خروج انسانهای نامربوط به زمانهای نامرتبط و در نتیجه معیوب شدن چرخه روابط زیستی این جامعه و نابودی همه چیز و همه کس در آخرالزمانی محتوم، سیکلی که هر چقدر در آن مداخله میشود بازهم معیوب است و رو به نابودی میرود، چرا که مهره های این بازی اصولا قرار نبوده در این جایگاه قرار بگیرند! پس با جابه جایی مهره های غلط نامربوط ناشایست امکان اصلاح ساختار اصلی هم نیست.



اتفاقات این روزها و مقایسه وضعیت ترسیمی سریال دارک، من را وادار به فکر کردن در مورد تشابهات جامعه خودمان و سیکل معیوب زندگی در این سرزمین و ناگزیری ویرانی و بدتر شدن آنچه داریم و از دست میدهیم و عدم وجود راه فرار یا امید به بهبود انداخت، دقیقا مثل وضعیت دارکیها!!

دارم فکر میکنم نکنه توی زمان و مکان ما هم اختلال افتاده و توازن واقعی زندگی و طبیعتمون بهم خورده؟ این همه اتفاق بد اینهمه نالایقی و از همه بدتر عدم پیشرفت و برگشتن به گذشته سیاه دهه جنگ و انقلاب، آیا از نظر عقلانی ممکنه؟ شاید این سیکل باید از سرآغاز متوقف بشه؟ شاید یهویی از این کابوس بیدار بشیم و بگیم خداروشکر که خواب بود وگرنه توی واقعیت این زندگی خود خود جهنمه!!
لبخند



بسیاری از مردم کتاب «شاهزاده کوچولو» اثر سنت اگزوپری را می‌شناسند.
اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و در جنگ جهانی دوم کشته شد.
قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می‌جنگید. او تجربه‌های حیرت‌آور خود را در مجموعه‌ای به نام لبخند گردآوری کرده است.
در یکی از خاطراتش می‌نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند و….
مینویسد: «مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل بشدت نگران بودم…. جیب‌هایم ... دیدن ادامه ›› را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آن‌ها که حسابی لباس‌هایم را گشته بودند در رفته باشد…؛ یکی پیدا کردم و با دست‌های لرزان آن را به لب‌هایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم…. از میان نرده‌ها به زندانبانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود….
فریاد زدم.. «هی رفیق کبریت داری؟»


به من نگاه کرد شانه‌هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. …نزدیک‌تر که آمد و کبریتش را روشن کرد بی‌اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمی‌دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمی‌توانستم لبخند نزنم. …در هر حال لبخند زدم وانگار نوری فاصلۀ بین دلهای ما را پر کرد… میدانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمی‌خواهد…. ولی گرمای لبخند من از میله‌ها گذشت و به او رسید و روی لب‌های او هم لبخندی شکفت…


سیگارم را روشن کرد ولی نرفت و همانجا ایستاد مستقیم در چشم‌هایم نگاه کرد و لبخند زد…. من حالا با علم به اینکه او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم…. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود….
پرسید « بچه داری؟» …
با دست‌های لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانواده‌ام را به او نشان دادم و گفتم «آره ایناهاش»….
او هم عکس بچه‌هایش را به من نشان داد و دربارۀ نقشه‌ها و آرزوهایی که برای آن‌ها داشت برایم صحبت کرد…..
…اشک به چشم‌هایم هجوم آورد… گفتم که می‌ترسم دیگر هرگز خانواده‌ام را نبینم. دیگر نبینم که بچه‌هایم چطور بزرگ می‌شوند.

چشم‌های او هم پر از اشک شدند… ناگهان بی‌آنکه که حرفی بزند، قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد. …بعد هم مرا به بیرون زندان و جادۀ پشتی آن که به شهر منتهی می‌شد هدایت کرد….. نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی‌آنکه کلمه‌ای حرف بزند…..
یک لبخند زندگی مرا نجات داد… چه بسا یک لبخند نیز زندگی ما را دگرگون کند پس بیایید لبخند را از لبانمان دور نکنیم…

محمد حسن موسوی کیانی
می دونستم خلبان بوده و تو جنگ بوده.. ولی نمی دونستم این داستان را... ......... من هم به تو لبخند می زنم و سپاسگزارت هستم که این داستان واقعی را برایمان تعریف کردی.. ❤❤❤❤🙏🙏🙏🙏😁😁😁😁
ارادتمند
celine
معلمی داشتیم که ازش دوتا جمله تو ذهنم مونده 1) چهره ها با لخند زیباترند. 2) کمرنگ ترین جوهر ها از قوی ترین حافظه ها ماندگارترند.
چه معلم نازنینی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فکر میکنم این جمله یکی از عمیقترین و دقیقترین توصیفاتی باشه که تا امروز در مورد بلوغ شنیدم؛


فکر می‌کنم یکى از بزرگترین نشانه‌هاى بلوغ یک فرد همین است، اینکه بداند چطور چیزهایى را که براى دیگران اهمیت دارد، درک کند، حتى اگر براى خودش اهمیت چندانى نداشته باشد.

📘 ما_تمامش_می‌کنیم⁣⁣
✍🏻 کالین_هوور

پوریا صادقی
شاید این توضیح کمکی بکنه: شور و شوق و جدیت کودکی ما به مرور زمان با آسیب های جسمی و روانی که میبینیم، کنترل و محدود میشه. توسط ذهن. تا کمتر اسیب ببینیم. و همین ما رو بدل میکنه به موجودات کنترل ...
این جمله شما از مال نیچه خیلی بهتر بود، مرسی کامل جا افتاد
محمد کارآمد
این جمله شما از مال نیچه خیلی بهتر بود، مرسی کامل جا افتاد
💛❤️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیلوفر، پویا و آرش رضایی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فرمودند : ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور ممنوع است. آمریکا اگر واکسن بلد است درست کند و کارخانه فایزرشان بلد است خوب خودشان مصرف کنند. من به اینها اطمینان ندارم، شاید بخواهند روی ما امتحان کنند. به فرانسه هم بابت خون‌های آلوده اطمینان ندارم.


انقدر به افق خیره شدم و به کارهای بدم فکر کردم که بازم دلم میخواد فقط به افق خیره بشم باز هم به کارهای بدترم فکر کنم، دیگه مغزم نمی کشه دیگه درک نمی کنم، دیگه واقعا کم آوردم!

شبهای "هجر" را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

شیخ بهایی تو کشکولش کلمه هجر رو آورده، ولی ما تو زمانه خودمون بجای اون میتونیم دهها کلمه بذاریم، خداییش خیلی آدمای پوست کلفتی هستیم ما ایرانیا :(
اگر آمریکا اقتصاد بلد بود قیمت دلارش را در ایران ثابت نگه می داشت و این قدر نوسان نداشت...

من هم به تو و کارهای بدت، و به تو کارهای خیلی بدت، و به تو و به بد خیره شدنت نگاه می کنم و به نتیجه ای نمی رسم، پس می روم بخوابم..
شب خوش!
محمد مجللی
آقا یه رفیقی داشتم خیلی آدم گلی بود، خیلی دوسش داشتم دیدی یکی رو میبینی و تو دلت میگی ایول چه خفنه، کاش یروز شبیه اش بشم در کل که مرید اش شدم و خواستم هم از نظر شخصیتی هم از نظر کار تخصصی یه ...
پرستاران، دلاوران، نام آوران به نام یزدان ( در صورت وجود) پیروز باشید...
سربلند، سرافراز آزاد باشید!
👨‍🚀👨‍🚀👨‍🚀👨‍🚀👩‍🚀
( ایموجی پرستار نداشت)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام دوستان لطفا یکی منو از این سردرگمی نجات بده
الان هیچ تئاتری هیچ جا در حال اجرا نیست ؟
به جز صفحه لعنتی مانیتور البته منظورمه
الان هیچ تئاتری هیچ جا در حال اجرا نیست.
ملیکا شاهچراغی
ممنونم ، مشخص نیست تا چه تاریخی؟
اینو دیگه نمی‌دونم
امیرمسعود فدائی
اینو دیگه نمی‌دونم
مرسی از پاسختون ⚘
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از نکاتی که همیشه بابتش به خودم افتخار می‌کنم اینه که اگه به کسی انتقادی دارم یا از کسی دلخوری‌ای دارم حتما به خودش می‌گم (البته مودبانه).
هیچ‌وقت شیوه‌ی به در بگم که دیوار بشنوه رو درک نکردم. [البته اگه از کسی خوشم بیاد هم حتما به خودش می‌گم]
مثلا اون سری همسایه‌مون اومده بود توو راهرو به یه واحدی بلند بلند اعتراض می‌‌کرد که یه واحدِ دیگه حرفاشو بشنوه! خب خیلی راحت در خونه‌ی طرف رو بزن بگو من فلان دلخوری رو ازت دارم.
.
شما هم از افتخاراتتون برام بنویسید☺️
واااای بهاااار.....چقددد عجیییب که همین چند ساعت پیش واسم پیش اومد....بعد انقدددد عصبانی شدم که بابا اخه این بچه‌بازی‌ها چیه؟؟؟؟بیا توی چشام نگاه کن بگو حالت ازم بهم میخوره....به خدا با این کار فقط داری اثبات میکنی که چقد نابالغی...بگذریم که نشون میدی وجود حرف زدنِ مستقیم هم نداری!!!!
منم اگه نگم همیشه، در قریب به اتفاق موارد مستقیم هر چی توی دلم هست میگم...اماااا...بهار جان من خودم بهم اثبات شده آدما شاید در ظاهر استقبال کنن و بگن به‌به عجب اخلاق خوبی داری و چه خوبه که رُکی و اینا..اما وقتی حرفتو بهشون میزنی همه‌شون میرن توی لاک خودشون و ازت دلخور میشن....
یاد دیالوگ فرهادِ ناگهان درخت افتادم....😊
صداقت چیه؟بیا بهم دروغ بگو...بذار آسون‌تر بگذره....

سیدمهدی
سرت سلامت، اوردزم بشم خوبیش اینه که آخرین چیزی که تو این دنیا دیدم "رویا" بود ☺️☺️☺️😁
😂😂😂
سید ریاست جمهوری بهت رای میدم🖐🏼
رویا
😂😂😂 سید ریاست جمهوری بهت رای میدم🖐🏼
👻👻👻🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با تعطیلی تئاتر،
اولش دنبال یک راه های بودم
که شاید جایگزین تئاتر بشن،
هرچی گذشت دیدم راه های خوبی بودن
اما جایگزین، هرگز.


به امید اتفاق های خوب، در 2021
با کمی تاخیر Happy new year


حالا اون راه های خوب چیا بودن؟ فضول نیستماااا کنجکاوم :)))
سیدمهدی
"یافتن معشوق برای برطرف شدن مشکل غذا" !! 😐😐
گفت با بیشتر ، نگفت " با همش " که اینطور نگران میشی مهدی جون . بیخیال داداش زیاد روو زندگی دیگران حساس نشو . و نخون هر کامنتی رو قربونت
AMAZING AND BLESSING 2021
گفت با بیشتر ، نگفت " با همش " که اینطور نگران میشی مهدی جون . بیخیال داداش زیاد روو زندگی دیگران حساس نشو . و نخون هر کامنتی رو قربونت
همچنین 😊
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از صب که می‌رفتیم سرکار ذوق اینو داشتیم که امروز بلیت نمایش داریم و روز آسون‌تر می‌گذشت.
غروبی می‌رفتیم مستقل نمایش تماشا می‌کردیم؛
بعدش می‌رفتیم شنفدیدارجای شام می‌خوردیم با چای ِ بعد ِ شام؛
بعدشم پیاده گز می‌کردیم تا میدون ولیعصر.
نمایشو دوس داشتیم یا نداشتیم، حرف می‌زدیم درباره‌ش و حالمون خوب بود.
حالا هیچ‌کدومشو نداریم؛ همشون غیب شدن.
هوا هم انقد سرده که حال قدم زدن نیس.
یه جوری شده زندگی که هی دلمون می‌خواد اوضاع و احوال روو به عقب برگرده. ویروسا برگردن توو خفاشا و غیب شن، هواپیماها برگردن روو باند و عقبکی برن سر جاشون، ... دیدن ادامه ›› همه کارت پروازا رو پس بدن برگردن خونه، خونا از کف خیابون جمع شن، گلوله‌ها برگردن توو خشاب. ما از میدون ولیعصر عقبکی برگردیم خیابون خارک، خیابون رازی، زیر پل کالج و بی ماسک خنده‌ی همو تماشا کنیم از دور که می‌رسیم به هم...
چقد اصلا باید برگرده عقب که ما خوب ِ خوب شیم؟

بی ماسک. خنده‌.
همین دو تا برای من کافیه.


زودتر، هم شما، هم همه‌مون خوبِ خوب شیم 🤲🏻
البته ما مثل شما مرفهین نبودیم که تو یه روز هم پول مستقلو داشته باشیم، هم چیزای خوشمزه شنفدیدارو
ولی واقعا کاش هرچه زودتر برگرده به روزای قبل کرونا
خیلی داره سخت میگذره این روزا
دلتنگی و دوری امونمونو بریده :(

سیدمهدی
البته ما مثل شما مرفهین نبودیم که تو یه روز هم پول مستقلو داشته باشیم، هم چیزای خوشمزه شنفدیدارو ولی واقعا کاش هرچه زودتر برگرده به روزای قبل کرونا خیلی داره سخت میگذره این روزا دلتنگی و ...
سید مهدی مستضعف...
منتظران انقلاب مستضعفان و پابرهنگان هستیم، تئاتر نمیریم
همینجا هستیم..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
2020 سال خوبی نبود! آمیزه ای از بیماری و مرگ و فقر و گرونی و تهدید و حادثه های تلخ، یکسالی که به لطف! قرنطینه برامون بسان حصر خانگی گذشت و هنوزم که هنوزه با پابند الکترونی طوری! تردد های ریز میکنیم!
یعنی اون ور در چی انتظار مون رو میکشه؟ این کرونا ی منحوس بال و پرش از سر زندگی هامون کنده میشه؟ واکسن خارجی حق مسلم ماست یا تولید وطنی حماسه ساز میشه؟! یا 2021 هم شاهد ترکتازی عمو کرونا خواهیم بود؟! سال دیگه خریدن ماسک هم طرح لباس برامون نهادینه میشه یا باز هم سعادت تردد بدون ماسک رو پیدا می‌کنیم؟! جواب عطسه عافیت باشه میشه یا فحش گویان فرار میکنیم؟! از همه مهمتر لذت تئاتر و سینما و کافه رو دوباره تجربه میکنیم یا از جلوی ساختمان های تعطیل شون عبور میکنیم و آه حسرت میکشیم؟ :(
خلاصه که 2021 عزیز! ما از قساوت 2020 مجروحیم ! تو مرهم دل رنجورمون باش...

کاریکاتور از : paolo sorrentino
باید بگم که سال ۲۰۲۱ یکی از وحشتناک ترین سالهای زندگی مان خواهد بود..
کشوری بی در و پیکر با اتفاقاتی بد..
قرارگرفتن زمین در نزدیکترین مدار به مشتری و عوض شدن اقلیم، سیل، خشکسالی، آفت های کشاورزی و غیره و در کنار کرونا....
زنده بمونیم، سرنوشت مان سالها مثل جنگ جهانی داستان و مستند و سوژه خواهد بود برای آیندگان...
نیلوفر
اررره باباااا...سوتفاهم نشه هااااا...منظورم پست شما نبود فرزاد جانم...بیشتر کامنت کیانی منظورم بود...اینکه بگی وای سال بعد پر از سیل و بدبختی و بیچارگی واسه کشاورزا و زلزله و.... اینا داستان ...
اره خب...
بهرحال امیدوارم جزو خواص بی بصیرت باشم...
محمد حسن موسوی کیانی
امیدوارم.. جاذبه ای که ما حس می کنیم در واقع جاذبه نیست... ما شتاب ثقل را که برآیند نیروی گریز از مرکز و g= 9.8 هست.. مشتری و قمرهایش اگر نبودند زمین را خورشید بلعیده بود و اکثر شهاب سنگ ...
شهاب سنگ ها باقیمانده دنباله دار ها هستند و بیشتر اونها بعد از رسیدن به جو زمین از بین می روند. و البته گاه شهاب سنگ های بزرگ به زمین برخورد می کنند. ماه همسایه نزدیک زمین چون فاقد جو است همواره در معرض شهاب سنگ های مختلف است.
اگر مشتری نبود باز هم زمین به دور خورشید چرخش می کرد. اما احتمالا مدار آن و طول سال تغییر می کرد. طبق نظر اینشتین زمین در واقع به خط مستقیم در فضا در حال حرکت است. اما به دلیل وجود خورشید، فضا- زمان قوس برداشته و زمین و سایر سیارات از جمله مشتری به گرد خورشید می چرخند.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید