تیوال تئاتر
S3 : 11:47:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در حقیقت
ما همه انسان بودیم!...
تا اینکه
نژاد!
ارتباطمان را برید!!
مذهب!
از یکدیگر جدایمان ساخت!!
سیاست!
بینمان دیوار کشید!!
و ثروت!
از ما طبقه ساخت
این در حالیست که باید ...
نژاد زیباییمان !
مذهب عامل اتحادمان !
سیاست بهبود دهنده روابطمان !
و ثروت باعث رفاه و پیشرفتمان می بود !
۲ روز پیش، دوشنبه
محمد خان کارآمد ارادتمندم
نژاد که تنوع گونه ی انسانی بر اساس موقعیت جغرافیاییست
مذهب هم اساسا قرار بوده است به تربیت نوع بشر بپردازد
که متاسفانه هر دوی این موارد بر مبنای هوش سیاه حیوان ناطق مورد سوء استفاده قرار گرفته
۲ روز پیش، دوشنبه
در مورد نژاد حق با شماست اما ارزش دادن به نژاد توسط همین حیوان ناطق کار رو خراب کرده
و در مورد مذهب هم با عرض شرمندگی هرگز چنین کاربردی نداشته و فقط برای توجیه استیلا و سلطه عده ای بر دیگران با ابزار اخلاقیات و معنویات بوجود امده و همیشه بعد از مدت کوتاهی ... دیدن ادامه » از شعار تربیت خارج شده و به هدف اصلی خود بازگشته است
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان سلام!هنوزم مشکلات قبل پابرجاست که!!!!!
درود بر شما
جناب رضایی، لطفا مشکل را بفرمایید تا بررسی انجام شود.
با سپاس
۴ روز پیش، شنبه
درود بر شما جناب رضایی
در مورد نوشته‌هایی که از دید شما باید برجسته باشند اما نشده اند ارسال بفرمایید تا بررسی شود.
به منظور قابل شناسایی بودن افراد عضو به زودی سیستم تایید از طریق شماره موبایل اضافه خواهد شد.
تخفیف‌های وفاداری بستگی به شرایط برنامه ... دیدن ادامه » به گروهای محترم پیشنهاد می شود، شما نیز می‌توانید در برگه برنامه‌ها چنین پیشنهاداتی را بنویسید تا به گروه محترم اجرایی پیشنهاد داده شود. تصمیم نهایی از سوی گروه‌های محترم اجرایی گرفته خواهد شد.
در حال حاضر حدود ۱۰ اجرا دارای تخفیف وفاداری هستند.
با سپاس از توجه شما
۴ روز پیش، شنبه
ببخشید بابت تاخیر ممنونم که توضیح دادین فقط لطفا بگین کدوم نظر قابل قبول تره!بعنوان یه مثال فقط
1.نمایش تلخ، واقعی و زیبایی بود...
زمانیکه از سالن بیرون اومدم ذهنم هنوز درگیر نمایش بود...
دکور مینیمال طراحی شده بود که من به شخصه دکورهای این سبک رو که المانهای کمی در اون هستند و هر کدوم جز مشخصی از داستانند و توضیحات نوشتاری روی پرده که اطلاعات تکمیلی رو نشون می داد، بشدت دوست داشتم.
این نمایش رو بخاطر رضایت از اجرای قبل آقای هادی احمدی (پس از برخورد جسم سخت به سر) رفتم که ببینیم و کاملا راضی از سالن بیرون اومدم ایشون و دو بازیگر دیگه انصافا خوب اجرا کردند.
2.تو چرا اینقد دماغت خون میاد
فشارم بالاست
فشار چیت؟
فشار وقتی که جوری جلوی مردم وایسی انگار فقط اونا قاضی ان!!صد جفت چشم!!آره هر سه نفر داشتن اعتراف میکردن!به چی؟
به ... دیدن ادامه » کاری که کرده بودن!شایدم نه!نمیدونم!منم نمیدونم
بازی ها خوب و کارگردانی خوب تر و متن!امان از این متن!آیا این یعنی کارگردانی و بازیها ضعیف بود؟نه!متن خیلی خوب بود!
کارگردانی و بازی ها به متن وابستگی داشت!به شدت!جوری که اگه بخوای به هرکدوم ایراد بگیری یه قفل زده میشه روی دهنت!که همش تقصیر متنه!
تو انقدر توی داستان غرق میشی که فرصت نمیکنی به بقیه چیزها فکر کنی!مخصوصا اگه درد هر کس برات درد باشه
چهار راه فخر آباد چه فخری به تماشاچی ها فروخت خیلی هم کوک میزد و فالش نبود!!!!!
ممنونم
3.- بازی فوق العاده خوب فرزین محدث عزیز
- متنی پیچیده با لایه های فراوان روانشناختی ( کاش می تونستم یکبار دیگه اجرا رو ببینم تا می شد بیشتر در متن دقیق بشم)
- طراحی صحنه و نورپردازی خیلی خوب
- گریم و طراحی لباس و طراحی صدای خیلی خوب
و مهم تر از همه اینکه ، هرچند از دور ، اما بالاخره جناب رزمجوی عزیز رو حضورا دیدم :)
تبریک می گم به تک تک عوامل عزیز این نمایش فوق العاده.
پ.ن: اگر مدت زمان اجرا تمام نشده بود حتمن توصیه می کردم که کار رو ببینید :)
4.قبل از هر چیزی ممنونم ازتون که اینقدر به مخاطب احترام میزارین
خیلی وقت بود که یه نمایش تمام و کمال ندیده بودم
متن عالی عالی عالی
کارگردانی دقیق و فکر شده و پر از ایده
و بازیگری فوق العاده
پنجاه دقیقه به وجد اومدم و نتونستم چشم از صحنه بردارم
مگه میشه اینقدر برای ثانیه به ثانیه یک نمایش ایده داشت و طراحی کرد
چقدر ایده وان و حمام و دوست داشتم و همه چیز تمام جزئیات در خدمت کار بود.
ممنونم از گروه خوب اجراییتون و به امید کارهای بعدیتون
5.تو چرا اینقد دماغت خون میاد
فشارم بالاست
فشار چیت؟
فشار وقتی که جوری جلوی مردم وایسی انگار فقط اونا قاضی ان!!صد جفت چشم!!آره هر سه نفر داشتن اعتراف میکردن!به چی؟
به کاری که کرده بودن!شایدم نه!نمیدونم!منم نمیدونم
بازی ها خوب و کارگردانی خوب تر و متن!امان از این متن!آیا این یعنی کارگردانی و بازیها ضعیف بود؟نه!متن خیلی خوب بود!
کارگردانی و بازی ها به متن وابستگی داشت!به شدت!جوری که اگه بخوای به هرکدوم ایراد بگیری یه قفل زده میشه روی دهنت!که همش تقصیر متنه!
تو انقدر توی داستان غرق میشی که فرصت نمیکنی به بقیه چیزها فکر کنی!مخصوصا اگه درد هر کس برات درد باشه
چهار راه فخر آباد چه فخری به تماشاچی ها فروخت خیلی هم کوک میزد و فالش نبود!!!!!
ممنونم
۲۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصولن و کلن هر وقت به پروفایل خودم و ستاره هایی که به کارها دادم نگاه می کنم معمولن متعجب می شم :))))

چه ستاره هایی که بنظرم گاهی زیاد دادم به یک کار و چه ستاره هایی که بنظرم بی رحمانه و کم داده شدن از طرف خودم :))

آیا برای شما هم اتفاق می افتد یا من فقط اینجوری ام ؟ :))

#سوالات_فلسفی
منم همینجوریم و اینو نشونه ى تغییر افکار در گذر زمان( حتى در طول یک ماه) میدونم و به نظرم نشونه ى خوبیه:)
۴ روز پیش، شنبه
معمولا بعد از تماشای دو سه نمایش چک می کنم و دقیقا هر دفعه که چشمم نیفته به ۵ ستاره دادن به خیلی از نمایش ها از امتیاز دادنم به آنها راضی تر میشم چون یادم میفته که چه چیزهایی از نمایش ها یاد گرفتم و چه لحظه ی شادی بخشی و مس رضایتی در من ایجاد کرده.
۴ روز پیش، شنبه
- رومینا خانم ممنون ، دلگرم شدم :))‌

- جناب سید مهدی ممنون از تأییدتون :) و اما در خصوص دو اثری که فرمودید ،
راستش بنظرم این دو مورد تقریبن جزو امتیاز دهی هایی بودن که خودم ازشون تعجبی نمی کنم؛
در خصوص سیزیف البته توی پیج خودشون نکات زیادی رو متذکر شدم که اینجا دوباره نمیگم ولی در کل و در مجموع سلیقه ی من نبود ؛ هرچند بازی بازیگران و بسیاری موارد دیگه در حد خیلی خوب بودن ؛ سلیقه رو اگر ریشه یابی کنیم به دو عنصر مهم دانش و تجربه ی هر شخص بر می خوریم ؛ و من اعتراف می کنم در خصوص سیزیف آشنا و مأنوس نبودن بنده با چند اثری که بهتر بود از قبل با اون ها آشنا می بودید تا لذت بیشتری حاصل بشه ؛ مثل اتوبوسی به نام هوس و کلفت ها؛ قطعا تاثیر گذار بوده .و برای همین نتونستم ارتباطی قوی با متن کار برقرار کنم .
اما در خصوص نمایش "این یک اعتراف هست" هم باید بگم چون متن مایه های روانشناختی داشت و من به مباحث این چنینی علاقه مند هستم پس من رو جذب کرد حتا با وجود اینکه کامل درکش نکردم با یکبار تماشا، باقی جزئیاتی که در خصوص کار در پستی جداگانه نوشتم رو تکرار نمی کنم ولی یک نکته ی دیگه هست .و اون اینکه متاسفانه در تئاتر ما زیاد به طراحی نور توجه نمیشه و دقیقن در این کار یکی از طراحی های خوبش طراحی نور بود ؛ این هم نکته ی دیگه ای بود که در کنار دیگر مسائل بنظرم قابل توجه بود.
البته موارد بسیاری در پروفایلم وجود داره که خیلی قابلیت بیشتری جهت برانگیزندگی تعجب رو داره به خصوص برای خودم :))

- نفیسه خانم راستش من سعی می کنم به امتیاز های قبلی ام دست نزنم و به تفکر اون لحظه ام احترام بذارم :)) هرچند یکی دو مورد رو فکر کنم عوض کردم ولی خوشحالم که برای شما هم پیش میاد :)

- ... دیدن ادامه » سحرناز خانم ممنون از کامنتتون ؛ دقیقن همین طور هست، و ما با دیدن هر اثر لحظات خوب و نابی رو می گذرونیم و نکات زیادی یاد می گیریم .

- همه رو در یک کامنت جواب دادم که چندبار نوتیفیکیشن نیاد براتون اذیت نشید :)
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تشکر از تیوال و ذکر چند نکته!
.
من چند روز پیش و با توجه به وقوع چند اتفاق در تیوال یادداشتی رو در انتقاد به مدیریت و رویه های تیوال منتشر کردم، بعد از اون مسئولین و تیم مدیریتی تیوال با برخوردی قابل احترام واکنش نشون دادن و برای رفع مشکل و اتفاقی که رخ داده بود قول بررسی موضوع و ارائه گزارش رو دادن و خوشبختانه در انتهای بررسی ها و با قبول اشتباه رخ داده از جانب خودشون عذرخواهی کردن که نشان از مناعت طبع و بزرگواریشون بود که خطای رخ داده از سمت خودشون رو پذیرفتن و در جهت جبرانش به بهترین نحو مارو در ادامه راه همراهی و همیاری کردن و بنده هم متقابلا تشکر می کنم و بابت این رفتار ارزشمندشون بسیار ممنونم.
در باب باقی مسائلی که در همون یادداشت و کامنت ها با همیاری محترم به گفتگو نشستیم هم باید عرض کنم بنده قلبا تیوال رو دوست دارم و با تمام اتفاقات و حاشیه ... دیدن ادامه » هایی که در طول زمان رخ داده سختی کارشون رو درک میکنم و اگر حرفی زدم و تحلیلی کردم از سر دغدغه بوده چرا که تحصیلات و حرفه اصلی بنده، مدیریت کسب و کار و منحصرا گرایش کسب و کارهای الکترونیکی بوده و از پیچیدگی های ماجرا به اندازه خودم مطلعم و ذکر نکات بیشتر از سر تواضع و همدلی بود تا به قصد طعنه زدن و توهین کردن!
تیوال به عنوان یک پلتفرم و مهم تر از اون یک شبکه اجتماعی پویا مسئولیت سخت و سنگینی داره و این نکته رو در کناره گیری سالن ها و کارگردان هایی که ظرفیت نقدپذیری و مواجهه با یادداشت های منفی مخاطبان رو نداشتن و یا کارگردانایی که تئاتر رو منحصرا به چشم ماشین پولسازی میبینن و تماشاگر رو به شکل اسکناس، مشاهده کردیم و یا حتی در نارضایتی کاربرانی که تاب این رفتار مصلحت اندیشانه (که به واقع چاره ای جز این نیست و اجتناب ناپذیر هست) رو نداشتن و به نوعی وداع کردن از تیوال.
در مجموع امیدوارم تیوال با رفتاری هوشمندانه تر و توفیق در تامین مالی برای توسعه زیرساخت ها و خدماتش بتونه مرجعیت انحصاری گونه و قبلی خودش رو به دست بیاره (فروش تئاترهایی که در سالن های بزرگ تر رخ میده و شاید الآن به دست بقیه سپرده شده) و در رقابت با باقی سایت ها چه از لحاظ نسبت فروش تمامی تئاترهای در حال اجرا و چه از لحاظ درگیرسازی کاربران موفق تر از قبل عمل کنه و درگیر اتفاقات و حاشیه هایی از این دست اتفاقاتی که تا به حال رخ داده نشه و حیاتی طولانی رو برای این شبکه اجتماعی ارزشمند رقم بزنه.
.
با آرزوی موفقیت های بسیار
حمید خورشیدی
از رضایت شما خوشحالیم و بابت دغدغه‌مندی و نقد شما سپاسگزاریم.
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و آدینه همه دوستان بخیر و خوشی،
ابتدا ممنونم باز هم از مجموعه تیوال برای این همصحبتی ها، اطلاعات و خوش و بش ها ...... فضای هنری که عشق است...... غذای روح و روان...... تضمین سلامتی بیشتر........

و بعد تشکر میکنم برای انتقال دانستنی ها و اطلاعات صحیح برخی دوستان که شخص من رو خوشحال کردند و فهمیدم دانشگاه ست اینجا برای خودش . همیشه دوست داشتم دانشکده ای پیدا کنم تا هر جور مقوله ، علم و یا هنری رو که بسمتش سوق دارم ، بپردازم. یک روز کارگاه تخصصی ترجمه ، که اساتید ترجمه ایران برگزار میکنند که در آینده با کمال میل و افتخار ملحق شوم.
قصد تبلیغ نداشتم، آخه ترجمه خودش هنری ست.....

یکروز از آینده، که در مرکز تخصصی آموزش دکوراسیون حضور پیدا کنم و بیاموزم..... هنر دکوراسیون هم شاخص ست.....

اما تئاتر، همیشه دوستش داشتم . برای رامین یحیی زاده عزیز (بازیگر نقش ژاکوپ ... دیدن ادامه » سیلواسی در الیزابت باتوری گفتم) یکبار در سالهای پیش، روی سکوی بلند مقابل تئاتر شهر نشسته بودم با خودم گفتم یکروز در همین حوالی برمیگردم و تئاتر خوبی میبینم! و این تازه شروع است..... شعف و شور خاصی داشتم، انگار مثل مردم منتظر، پنج دقیقه بعد داخل تئاتر شهرم!
اما، آن اتفاق پیش نیومد تا..... چند سال بعد، مرداد ماه 98 در پردیس تئاتر شهرزاد با نمایش الیزابت باتوری!
خیلی‌ها دوست داشتند این ژانر وحشت و . و خیلی ها کمدی دوست دارند و در خواست کردند از من ، برای هماهنگی.
خودم خنده ام گرفت دو تیپ مخالف ترسناک * کمدی !
پیشنهاد هم دارم از دوستانم! پردیس شهرزاد چه خبر؟ چه تئاتری؟.....

روزگار خوش و سلامتی بهترین آرزوها، و احوال بهتر ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“نمایش بازرس”
یک بازرس کاملا ایرانی،از جنس سنگلج

شب،
با تمام ترک های روی دیوار
آهسته و آرام
می خوابد

در نبرد گلادیاتورهای خشمگینِ وهم
که در سرمان شمشیر میزنند
ما را با اسب هایش
لگدمال می کند

نیزه،
در پهلوی آسودگیِ خاطرمان
فرو ... دیدن ادامه » می کند،
آخر نمی شود که
به افکار شوم شهر دل بست

شب
از نیمه میگذرد،
نشسته ام
لبه ی تخت را چنگ می زنم
تا به سیاه چاله بیخوابی پرت نشوم

خسته ام
به پاهای کبودم
دیگر امیدی نیست
اما
برای یک بار هم که شده
بیا زنده بمانیم.

#مجتبی
حمیدرضا مرادی این را خواند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان،
از سالها پیش ، به هنر علافمند بودم. هنر تجسم زندگی ماست. الهام بخش و آرامش دهنده بزرگی ست. هنر خطاطی، هنر موسیقی و آواز ، نقاشی و.... بی نظیرند، بی بدیلند. هر کدوم مثل یک تابلوی بزرگ نقاشی، نقاشی آفرینش ، از احساس و بودن ما حرف میزنند. آدم زنده است به عشق، به نفس و.... نفس از روح هنر میآید شاید، هر چه که باشد هنر اعتلای روح آدمی ست
و اما....
اما تئاتر، اسمش قبل از بار اول که اومدم ، زیبا بود ، شیک ، لاکچری ... در تاریخ همیشه اشراف و تحصیلکرده ها بهش سوق داشتن
اما بعضی چیزها رو باید یرای اولین بار احساس کرد....
یه اجرای زنده، این اجرا میتونه خیلی هیجان انگیز باشه....
همه چیز برای بار اول قشنگه ، اما سالن اجرا چیز دیگه ای بود....
مشکی و یکدست مثل شب تار، سیاه
اعجاز انگیز، هیچ معمولی نبود، رازهایش زیاد بود زیاااد
بعضی چیزها رو برای بار اول باید ... دیدن ادامه » حس کنی مثل تئاتر ....
شبیه به بودن خود توست! یک اتفاق شگرف !
راستی شخصیت تو میتونه شبیه کدوم شخصیت نمایش باشه؟ میتونی حدس بزنی؟؟ بالأخره داره شروع میشه،
هیس..... نگاه کن، گوش کن.... یه لبخند و ..... جلوی رو صحنه جدیدی اومده....
نگاه در مقابل نمایشی ، سکوت......
من شبیه الیزابتِ صد در صد ام :)
۲۴ مرداد
متاسفانه اون الیزابت رو هنوز ندیدمش
۲۴ مرداد
شوخی کردم.....
الیزابت باااااتوری یه دونه اس!
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارشی از روزنخست نوزدهمین جشنواره‌ی تئاتر آئینی_سنتی
دوشنبه 21 مرداد98

در نخستین روز نوزدهمین جشنواره‌ی تئاترآئینی_سنتی درتهران، دو اجرای "کابوس‌های مرد مشکوک" به کارگردانی ملیکا رضی از تهران و "آبگوشت زهرماری" حسین اسدی کاری از گروهی بوشهری در سالن سایه و چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به اجرا درآمد.

کابوس‌های مرد مشکوک، اگرچه شاخص‌های تئاترسنتی ایرانی و سیاه‌بازی در آن حائض اهمیت‌ست اما ازجایی به بعد متن واجرا دچار افت می‌شوند.
بازی بازیگران جاافتاده و قوی‌ست اما حتی بازی‌ها، ریتم و خط روایی داستان، قادر نیست تا انتها دریک سطح از انرژی و کیفیت باقی بماند کاراکترها، سرسری پرداخته شده‌اند و به نظر می‌رسد، متنی شتابزده تنها با المانهای تئاتر سنتی، سرهم شده تا اوقات خوش و طنزی را برای تماشاگران فراهم آورد.موسیقی زنده سرصحنه جذاب و کارآمدست و به خوبی تکمیل کننده‌ی روند داستان وهمسو با رخدادهای آنست اما بازنمایی به شیوه‌ی موثری برای ربط تاریخی و یا تئاتر ایرانی و روحوضی نمی‌شود.

کابوس‌های مرد مشکوک، کابوس مردی‌ست که درگیر یک سری اتفاقات در شورش اهالی چاله میدان می‌شود و ماجراهایی را پیش می‌آورد که حکایتی از فساد حکومتی و بلبوشیِ اجتماعی آن زمان‌ست.. ترانه‌های فولکلور ایرانی_سنتی را که قدیم‌ترها درمحافل زنانه می‌خواندند و بزم می‌گرفتند، دراین نمایش اجراگران ،اجرا می‌کنند که اوقات مفرحی را سبب می‌شود.
نمایش با حدود ۹۵ دقیقه زمان اجرا، زیاده‌گویی دارد و از جایی به بعد اضافاتش، خسته کننده می‌شود.

*
” آبگوشت زهرماری” کاری از شهرستان خارک و با تطبیق آئین و سنت محلی بوشهری، با آواها و موسیقی آن منطقه، متنی از آرش آبسالان را به صحنه می‌آورد که با کارگردانی حسین اسدی، درخور توجه و تحسین‌ست.

آنچه بر صحنه اجرا می‌شود،حرفه‌ای، و حاصل تلاش و تسلط این گروه شهرستانی در اجرایی سنگین و پراز نقش های متعدد و بازی در بازی‌ست که با موسیقی جذاب زنده و سرصحنه، چنان چفت و بست درخشانی دارد که مخاطب را با آئین و نمایشی صحنه‌ای_سنتی، همراه می‌کند
اتفاقات ... دیدن ادامه » در مطبخ خان بوشهر برای چاره‌جویی مطبخیان به برگرداندن اشتهای خان به خوردن خوراک می گذرد ودست آخر به آبگوشتی زهرماری ختم می‌شود.

نورپردازی، دکور ، بازیهای گیرا و تمرین شده، حاصل زحمت گروهی‌ست که بدون شک با تمرین‌های زیادی همراه بوده است.
آبگوشت زهرماری، ضمن پرداخت به داستانی بومی وتاریخی، فانتزی مورد نظر خودش را نیز پیش می برد اگرچه متن در بخش‌هایی افت و خیز دارد اما پایان‌بندی، ناامید کننده است.
بااین حال، برای دیدن یک نمایش آئینی و سنتی ایرانی، با جذابیت و کمدیِ پنهان در آن، “آبگوشت زهرماری ” انتخاب مقبولی‌ست که تماشاگر را راضی و خوشنود، بدرقه می‌کند.

نیلوفرثانی
گزارش اختصاصی برای سایت پایگاه خبری تئاتر
شناسه خبر : 57087 | تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۳ | ارسال توسط : پایگاه خبری تاتر
آئین چراغ خاموشی نیست
او که نثری متفاوت را با ادغام اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های فارسی و ترکی و حتی تکه کلام‌های کوچه‌بازاری را با اصطلاحات فرانسوی در یک ظرف شکل داده بود و نوشتارهای بعیدی را خلق می‌کرد و با این کار جان شنوندگان را نوازش می‌داد، در حوزه فیلم‌سازی حقیقتاً یک مینیاتوریست توانا بود و به‌خوبی قدر فریم به فریم فیلم‌هایش را به‌عنوان یک‌رشته نقاشی می‌دانست و با حساسیت در انتخاب رنگ، موسیقی و کاراکتر‌هایش، نشان داد که می‌‌شود در چینش سکانس‌ها آن‌چنان گزیده کار بود که ده‌ها فیلم‌ساز درصدد کپی از اثر او برآیند و تلاش برای ساخت اثری تأثیرگذار‌تر و البته شبیه به «مادر» همچنان ادامه داشته باشد. او ،خالق ستارخان، مثنوی مولوی، سلطان صاحبقران، سوته‌دلان، هزاردستان، حاجی واشنگتن، کمال‌الملک، جعفر‌خان از فرنگ برگشته، مادر، ... دیدن ادامه » دلشدگان، کمیته مجازات و تهران، روزگار نو و… در حالی مرگ را در آغوش گرفت و با درد جان سپرد که برخلاف بسیاری، دنیایی از خاطرات را برای مردم باقی گذاشت و خالق سبکی تازه در دیالوگ‌نویسی و فیلم‌سازی شد؛ رویکردی که در سال‌های پس از او، هیچ فیلم‌سازی موفق به تکرارش نشده و او همچنان در این امر یگانه مانده است از او اما به‌جز فیلم‌هایش، شهرک سینمایی نیز به یادگار مانده که در نوع خود یک اثر بدیع است. شهرکی که به بهانه سریال هزاردستان ساخته شد، ولی بعدها لوکیشن فیلم‌ها و سریال‌هایی نظیر امام علی، هزاردستان، شیخ مفید، سربداران، هشت‌بهشت، کارآگاه علوی، کفش‌های میرزا نوروز و … شد و جای تأسف دارد که این ظرفیت بالقوه در عوض توسعه و جایگزینی برخی دکورها با ساختمان‌های طبیعی به جهت ماندگاری، تبدیل به مخروبه‌‌ شده است.علی حاتمی‎ فیلم‎هایش به دیالوگ‌های درخشان و ماندگار مشهور هستند.«آیین چراغ خاموشی نیست» یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های فیلم دلشدگان است که بر سنگ مزار او نیز حک‌شده است. سالروز تولد مرد افسانه‌ای سینمای ایران استاد علی حاتمی مبارک ، یادش گرامی و نامش جاودان
(زاده ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ تهران – درگذشته ۱۴ آذر ۱۳۷۵ تهران)




منبع: بلاگ نماوا
همه عمر دیر رسیدم!
۲۳ مرداد
مادر (۱۳۶۸)
مادر (رقیه چهره آزاد) سر شام گریه نکنین، غذا رو به مردم زهر نکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم، راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف. آبرو داری کنین بچه‌ها، نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می‌شه نه از مرصع پلو. حرمت ... دیدن ادامه » زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمد ابراهیم، [گوشت قیمه را] خیلی ریزش نکن مادر، انوقت می‌گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ.مادر می مونه یه حلوا، هدیه صاحبان عزا به اهل قبور. این تنها شیرینی ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن.
محمد ابراهیم (محمدعلی کشاورز): لغز بخونن طعنه رو پهنه می‌کنم می‌کوبم تو ملاجشون. دکی اینو.
مادر: میمونه یه حلوا، هدیه صاحبان عزا به اهل قبور. این تنها شیرینی ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده‌ها به مرده‌هاشون می‌ذارن. اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله ست. فقط دلواپس آردم. خاطر جمع نیستم. می‌ترسم مونده باشه.
محمد ابراهیم: آرد هش‌تر خان می‌خرم برات، فرد اعلا، حلوا می‌پزم،‌ تر حلوا.
محمدابراهیم(محمدعلی کشاورز): خورشید دم غروب، آفتاب صلات ظهر نمی‌شه، مهتابیش اضطراریه، دوساعته باتریش سه‌ست، بذارین حال کنه این دمای آخر، حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافیه بازیه فیناله، آجیل مشگل گشاشم پنالتیه، گیرم اینجور وجودا، موتورشون رولز رویسه، تخته گازم نرفتن سربالایی زندگی رو، دینامشون هم وصله به برق توکل، اینه که حکمتش پنالتیه، یه شوت سنگین گله، گلشم تاج گله!
جلال الدین: عشــق سپــر بــلاست. مادر نـگاه عاشق ها را داره امشــب … و امشب امیــد دیـدار یــار …
شب رو باید بی چراغ روشن کرد!
ماه منیر: … وقت رفتن نیست مــادر … ما تازه دور هم جمع شدیم …
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«چپ دست های عزیز» روزتون مبارک
چپ دست باشید و چپ دست بمانید

پ.ن:۱۳ اوت،روز جهانی چپ دست‌ها( International Lefthanders Day)
چپ دست ها به تئاتر نمی روند !
۲۲ مرداد
بهار جان دوسه تا چیز دیگه هم اضافه میکردی به جان خودم میشستم زار زار گریه میکردم،همین الانم بغض دارم...
تازه زمانی که من بودم،چپ دستی کفر بود و نشانه ی شیطان،هفته ای چندبار غسل تعمید میدادن منو که شیطان خارج شه از بدنم،حکیم مدرسمون دوسه باری دست چپمو ... دیدن ادامه » شکست که با راست بنویسم،نشد که نشد،کلا نماد شیطان بودم،اوضاعی بود.
۲۳ مرداد
واى عالى بود :))) کلى شاد شدم :))
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قطعا الزامی نیست که یک بازیگر تئاتر (خواه جوان و نوپا و خواه قدیمی و باتجربه) عضو قدیمی تیوال باشد، یا حتی اصلاً عضو باشد. حالا اگر باشد قطعاً خیلی بهتر است و اگر تعامل هم داشته باشد با مخاطبان که چه بهتر. ولی اینکه فقط و فقط به نمایشی که خودش درش بازی کرده امتیاز بدهد، آن هم حداکثر امتیاز به نظر من کمی عجیب است. تازه آن هم از نمایشی که برخلاف انتظار از نام کارگردان و بازیگرانش، انتقاد فراوانی به آن شده است. خب شکی نیست که به قول معروف هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه! (مثال بود و در مثل نیز مناقشه نیست). ولی به نظرم بهتر است امتیاز رو دیگران بدهند، حتی اگر ممنوعیتی برای امتیاز دادن صاحب اثر یا مشارکت‌کنندگان آن نباشد. ولی اینکه ما خیلی خوبیم را علناً جایی ثبت کنیم، آن هم با تمام انتقادات وارده، امیدوارم که از سر جوانی و بی‌تجربگی باشد (که خوشبختانه این ... دیدن ادامه » را می‌شود امید به اصلاحش داشت) وگرنه... !
جدیداً هر نمایشی رو که گزینه "می خواهم ببینم " رو زدم دیگه عمل نمیکنه!!!
یادمه قبلاً نوتیفیکشن درخواستی میومد که فلان روز باز میشه یا تخفیف فلان داره...
انگار دیگه برای من کار نمیکنه... :((
(یا برای همه اینجوری شده؟)
{ برای دو نمایش لانچر5 و دریم لند که کار نکرد...}
برای هر کدوم که خودشون بخوان کار میکنه برای هر کدوم نخوان کار نمیکنه
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«عذرخواهی بدون تغییر، بی ارزش است.» نخواستن کافی نبود.
مثل عشق که با اعتماد کامل می‌شود.
مثل خودِ خواستن.
هیچی کافی نبود.
باید یک چیز دیگر می‌آمد، و با آن مخلوط می‌شد تا کافی جلوه می‌کرد.
همه چیز انقدر بهم وابسته است، که آدم خسته می‌شود! مثل یک عدد پا که بدرد راه رفتن نمی‌خورد. باید یکی دیگر باشد، تا بشود پرید بالا!دوید، ایستاد!
یک چیزی باید می‌آمد و کنار نخواستن می‌ایستاد!دنیا هیچ‌چیزش کامل نیست!
خیلی وقت ها خواستن و نخواستن اهمیت ندارد!حتی اگر هزارتا پا کنارش بچسبانی و بگویی راه برو!نمی‌رود، چون راه رفتن بلد نیست!
دنیا بلدی میخواهد، زندگی بلدی می خواهد!
ارتباط، رابطه جنسی، تربیت فرزند، به دنیا آوردن فرزند، رشد، تحول، عشق ورزیدن، پول درآوردن،
حتی پول خرج کردن!!!! توی این دنیا همه چیز بلدی می خواهد!
حتی یک عذرخواهی ساده بلدی می خواهد!
نمیشه که تو بزنی و بشکنی و داغون کنی و بری،
بعد با یه عذرخواهی ساده همه چیز مثل روز اول شود!!! تغییر جزلاینفک عذرخواهی هست!!!!
اگر بعد از عذرخواهی کردنت، هیچ تغییری در رفتار و گفتار و عملکردت نداشته باشی،
مخاطبت ... دیدن ادامه » را مسخره کرده ای!!!!!
اگر مخاطبت یه ذره باهوش و ذکاوت باشه،
حتما به روت میاره که «خودتو مسخره کردی!»
یادبگیریم در هر شرایطی مخصوصا زمانی که عزیزترین کسانمان را آزرده می کنیم، بعد از عذرخواهی و طلب بخشش، تغییر ایجاد کنیم!
در رفتارمان یا گفتارمان یا لحن و سبک زندگی مان.
جان ببخشیم به بدن های نیمه جان دیگران!!!!!
#طاهره_فلاح_پور #عذر_خواهی #عذرخواهی_پذیرفته_نیست #روانشناسی_رفتار #روانشناسی_شخصیت #جان_بخشیدن #آموزش #زندگی_سالم #زندگی_شاد #انسانیتم_آرزوست

۱۳۹۸/۵/۱۵
آرزو امیری، حمیدرضا مرادی و مینا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‍ آن کس که خود را عمیق می داند تلاش می کند که واضح و شفاف باشد. آنکس که می خواهد به نظر توده مردم عمیق بیاید تلاش میکند که مبهم و کدر باشد. توده مردم کف هر جایی را که نتوانند ببینند عمیق می پندارند و از غرق شدن واهمه دارند.

فردریش نیچه
از کتاب حکمت شادان

برای دوستان عمیق منظر
ما مردم امیدواریم آنجا که کفش پیدا نیست مغاک باشه مغاک هم به ما خیره بشه.
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتنی است ؛ به تو امید زندگی کردن میدهد ؛ زندگی دقیقاً از روزی که آن را تجربه میکنی ، شروع می‌شود ؛ انتخابش نمیکنی ، انتخابت میکند و وقتی انتخابت میکند تمامِ قلبت را تصرف میکند . میشود تمامِ نا‌تمامِ زندگی‌ات .
چرایی ندارد ، دلیل و منطق سَرَش نمیشود ، به عقل و هوش کاری ندارد ، انگشت روی قلبت میگذارد ، تمامِ قوانین جهانِ قبلی‌ات را زیرِ پایش لِه میکند .
اعتراف میکنی ؛ با صداقتِ تمام در برابرِ تجربه کردن زیباترین حسِ جهان زانو میزنی ؛ غرورت را لگدمال میکنی و میگویی : "دوستَت دارم." اما نمیدانی دوستَت دارد ؛ ندارد . فقط میدانی احساساتت قابلِ کنترل نیست ، میگویی و با خودت بی‌حساب میشوی .
روزها پشتِ سرِ هم میگذرد و تو با امیدِ اینکه دوستَت دارد سَر میکنی ، در رویاها سیر میکنی ، در خیالت میخندی ، در جهانی ساختهٌ ذهنِ عاشقِ خلّاقت بغلش میکنی و همچنان بی‌خبر از آنی که دنیای خیالت هیچ ربطی به دنیای واقعی ندارد .
اماااااا
تو عادت کرده‌ای ، به بودنش ، به دیدنش ، به دوست داشتنش ، به در رویاهایت بغل کردنش .
از همه مهمتر تو به امیدوارانه زندگی کردن عادت کرده‌ای ؛ بهتر بگویم تو به واقعی زندگی کردن عادت کرده‌ای .
ولی چه باید کرد وقتی ترکِ عادت موجبِ مرض است ؟! چگونه باید بعد از این زندگی کرد وقتی طعمِ با عشق زندگی کردن از زیرِ دندان‌هایت بیرون نمیرود ؟!
تو به بهشتی راه پیدا کرده بودی که عاشقانه خدایش را می‌پرستیدی ولی الان بی‌خدا بهشتی نیست ، بی‌خدا همه جا جهنم است .
اما
مگر میشود قیدِ زندگی کردن را زد ؟!
مگر میشود زیباترین نعمتِ خدا را قدر ندانست ؟!
شاید باید به همین چند جمله اکتفا کرد :
" دیدی که سخت نیست تنها بدونِ من ؟
دیدی که صبح میشود شبها بدونِ من ؟
این ... دیدن ادامه » نبضِ زندگی بی‌وقفه میزند فرقی نمیکند با من ، بدونِ من .
گر‌چه سخت ، طوری نمیشود فردا بدونِ من ."
ستاره دهقانی
۱۳۹۸/۰۵/۱۶
به نظرم این جمله "ترک عادت موجب مرض است" رو یه آدم بی اراده، ترسو و ضعیف ساخته که از ترس تجربه کردن دنیای ناشناخته بدون عادتش، نمی تونسته اون دنیای مزخرفی که معتادش شده بود رو ترک کنه..

هر رشدی هزینه داره اگه دوس داری رشد کنی هزینشو بده و پای تصمیم ... دیدن ادامه » و انتخابت واستا و اصلا خودتو سرزنش نکن!
اتفاقی نیفتاده یکی اومده حال خوب یا بد ایجاد کرده و رفته همین!
درس های این مرحله رو بریز تو کوله بارت و بنداز پشتت و بدون اینکه به عقب نگاه کنی برو جلو
بدون هر بار که وایمیستی و یه نگاهکی هرچند کوتاه به عقب میندازی از ستاره ای که قرار بوده تو فلان زمان و فلان مکان تو یه فرصت استثنایی باشه عقب خواهی موند!
شعرت هم خیلی دوست داشتم عزیزم :)

۱۹ مرداد
جیگرتو :*** :)
۲۰ مرداد
*_*(((((:
۲۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
تاتر خیلی خوووب غیرکمدی الان چی داریم ؟! :)))
فرزاد این را خواند
فاطمه جان نمیدونم آخرین بار کی نمایش دیدی،ولی الان که این سوال رو میپرسی ما در دوره طلایی تیاتر به سر میبریم.. این جوریه که اول ساعت اجرای مورد نظر رو در تیوال انتخاب کن که مشکل رفت و آمد نداشته باشی ، بعد بین تماشاخانه های مورد علاقت که باهاشون بیشتر ... دیدن ادامه » خاطره داری،مبلغ بلیط مناسب تر رو برگزین!!!
نتیجه قطعا مطلوب و خیلی خووووب خواهد بود..
امیدوارم اوقات خوشی رو بگذرونی:)
۱۵ مرداد
مجللی جان یه سوال...
پست 14 روز پیش رو چطوری پیدا کردی ؟؟؟
۱ ساعت پیش
محمد جواد جان همیشه خواستم متفاوت باشم:)
۲۲ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگزیت تهران | گفتگو

روشنفکری در هنر یا هنرِ روشنفکری

برگزار کننده : محسن موسوی، پژوهنده علوم انسانی


دوشنبه، ۲۱ مرداد ۱۳۹۸ - تهران
پلاتو چاپلین، ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰
نشانی بلوار کریمخان زند، خیابان عضدی ( آبان جنوبی )، پلاک ۷، طبقه ۴


ورود برای همگان آزاد و رایگان است

منابع :
۱- ... دیدن ادامه » الفبای فلسفه، نایجل واربرتون
۲- جامعه شناسی فرهنگ، محمد حیدرپور و آتوسا محمدی مزینانی


بدون شک تعریف واحدی برای هنر نمی‌توان یافت.
اما در تعریف هایی که می‌توان به روشنفکری در آن نقشی داد هنر چیست؟ و چگونه روشنفکری بر آن تاثیر می‌گذارد ؟!
روشنفکری خود چیست و روشنفکر چه کسی است ؟
آیا روشنفکری خود یک هنر است ؟ یا کمکی برای وجودِ هنر ؟
در این گفتگو می‌خواهیم به این پرسش ها بپردازیم شاید به پاسخی رسیدیم و شاید پرسش های بیشتری کشف کردیم .

محسن موسوی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین.
.
نمایش"در اتاق باد می وزد"با نقش آفرینی فرشته صدر عرفایی
از امروز ساعت19:30 در تئاتر هامون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان تیوالی!من بازیگر نمایش کوریولانوس(کارگردان ،مصطفا کوشکی که هم اکنون نمایش رویای یک شب نیمه ی تابستان رو هم رو صحنه دارن) هستم که هر روز 6 عصر در تئاتر مستقل تهران اجرا میره.ما گروهی هستیم که بعد از حدود 13 ماه آموزش و تمرین توسط آقای مصطفا کوشکی به مرحله ی اجرا رسیدیم و پس از چندین ماه نمایش نامه خوانی و بررسی و تحلیل متن های مختلف کلاسیک و معاصر اعم از ایرانی و ....به نمایش نامه ای از شکسپیر پرداختیم که تا حالا مورد توجه نبوده و در واقع ما تمام این مدت رو مکاشفه کردیم تمرین کردیم ،اتود زدیم،و باز تمرین کردیم و برای ارتقای کیفی کار مدام به اصلاح خودمون پرداختیم.بعد از 13 ماه تمرین ما یاد گرفتیم که روی صحنه باید زندگی کرد و حضور داشت و چگونه به موقعیت کاراکتر واقف بشیم چگونه دیالوگ کنیم.آموختیم که برای یک هدف چگونه زیست تئاتری داشته باشیم.کوریولانوس ... دیدن ادامه » اگر چه فی نفسه یک تراژدی هستش اما این نمایشی که روی صحنه خواهید دید رگه هایی از کمدی و پرداخت اجتماعی-سیاسی ،برخود حماسی گونه هم در فرم و هم محتوا ،رابطه ی دولت -ملت و اثر گذاری خرده دولت ها در سیکل معیوب خواسته های مردمی،شعار زدگی و زوال انسان امروزی و این جهانی ،تقابل منفعت و مصلحت،جبر و اختیار ،تقابل قدرت انتلکتوئل هیئت حاکمه و توده ی مردم(عامه) و ....را می بینید.
از شما دعوت میکنیم که نمایش رو ببینید و در صفحه ی تیوال نمایش نظرات خودتون رو با ما به اشتراک بذارید و موجبات ارتقای کیفی و کمی نمایش ما را فراهم کنید.
instagram:@hossein_rahmani88
mostagheltheater@
مینا، سپیده، حسین رحمانی و گالنا این را خواندند
سید حامد حسینیان، علی جباری و محسن جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استقبال از نمایش کوریولانوس همچنان ادامه دارد.در آپارات ببینید
https://www.aparat.com/v/zUsSC
کارگردان:مصطفا کوشکی
هر روز ساعت 6 عصر در تئاتر مستقل تهران
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید