این دومین نمایشگاهی ست که از آثار خانم فرح سلطانی می بینم .. در روزمه ی ایشان آمده که درس هنر را در انگلستان خوانده اند و حالا با چنین پشتوانه ای در ایران به تجربه و اجرای نمایشگاه دست می زنند.
اگرچه سبک کارهایشان به "پاپ آرت" دسته بندی شده است اما براستی آنچه بر دیوارهای گالری شیرین عرضه می شود، چند تابلو در ابعاد بزرگ محتوی چند عدد متر اندازه گیری ست که رنگهای متنوعی دارد. مترهایی که به نظر می رسد راز شگفت انگیزِ رسم و تمرکز برآنان، پیچش هایی ست که احتمالا قدرت نگاه و تسلط نقاش را نشان می دهد...!!
در تمام تابلوها هرآنچه مخاطب با آن روبروست همین چند متر درهم پیچیده و تنیده است .. با زاویه ای تخت که حتی تغییر رنگ در سایه روشن مترها، بدون هیچ قاعده ی تابش نوری ست .. وتنها براساس سلیقه ی هنرمند وهارمونی دلخواه طیف نوری ، طراحی شده است .
اینکه سطح کیفی این آثار چیست در حدود نظر صاحب نظران و هنرمندان این حوزه است اما اینکه فرزند موسسِ موسسه ی کارنامه باشی و بدین واسطه گری،
... دیدن ادامه ››
خیل عظیمی از شاعران، هنرمندان، سلبریتی ها که یا در آن موسسه تدریس دارند یا بهر نحوی ارتباطاتِ حرفه ای، روانه ی این نمایشگاه شود، هیچ دلیلی بر ارزش واعتبار چنین آثاری نخواهد بود .
اینکه بازیگران، کارگردانان ، و ادبای این سرزمین حاضرند با سبدهای گل، واظهار ارادت و همدلی با چنین آثاری داشته باشند، جز مصداقِ زوالِ هنر در بستری از روابط و خویشاوندی، نمی تواند باشد. هوای مسمومی که می خواهند هر اثر هنری را حتی اگر چند عدد متر بر یک بوم چندمتری باشد را به مخاطب بقبولانند که یک اثر فاخر و ارزشمند و احتمالا بی نظیر معاصرست که حتی با آن استیتمنت مفاهیم فلسفی اعداد ، قابلیت فهم و درک برای هرکسی را ندارد ..
حتی اگر بهر دلیلی هنرمندان ما، با علاقه به دیدن گالری ها می روند، ایستادن و عکس گرفتن و شوآف براه انداختن دیگر نمی تواند صرف یک دعوت و علاقمندی به آثارهنری باشد.
آنچه در گالری شیرین در روز افتتاحیه بیش از همه به چشم می خورد،رقابت سبدهای گلی بود که ارادت خاضعانه ی دوستداران خانم اسکندری فر را به نمایش گذاشته بود و نه آثاری که درجایگاهِ ارزش و غنایِ هنرهای تجسمی این سرزمین باشد..این یعنی هنر دارد خودش را به چه در و دیواری می زند برای اینکه " دیده " شود. آنهم با اعتبارِ شهرتِ افرادی که ابتذال را همچون کالاهای مصرفی دیگر به صرفِ شیک و مد بودن، به ذهن مخاطبان هنر، حقنه کند و جا بیندازد.
این روندِ خطرناک سالهای اخیر در تمام هنرهایی ست که لااقل شاهدش بوده وهستیم
نیلوفرثانی
23 فروردین 98