یکی عکس چشاتو قاب کرده
گذاشته روی دیوار نگاهم
دارم دیوونه تر میشم دوباره
ولی باز رو به راه رو به راهم
به چشمات خیره که میشم،می میرم
نگاهت میشه جادوی دوباره
نفس میدی با لبخند تو قابت
دلم این لحظه ها رو کم میاره
یهو دریا میبینم توی این قاب
یکی قایق بیاره،غرق میشم!
تو با لبخند وارونه
... دیدن ادامه ››
ات می خندی
من از رویای چشمات پرت می شم
من از رویای چشمات پرت می شم
یادم میفته دستات مال من نیست
یکی دزدیده حس بین ما رو
دیگه دلواپسیت برای من نیست
توو چشمای تو دریا خونه داره
منم ماهی این آبای شورم
دارم با ضرب موجات جون می گیرم
شاید دستات بیان تا من نمیرم
شاید اونی که چشماتو به من داد
یه روزم قلبتو هدیه بیاره
با یه عکسم میشه دیوونگی کرد
ولی شاید بشه با تو ! دوباره...
میترا نوشت : خوشحالم.... تو اینجایی در کمترین فاصله از من!