🎭 روی صحنه من هستم یا او
گاه برخی نمایشها برای آنکه فضای ملموس و نزدیکتری از واقعیت و رئال را به معرض دید تماشاگر بگذارند، و او را به درون متن و ماجرا، بی واسطه و نزدیک تر بکشانند، بجای بهره از کاراکترهای ساختگی با اسامی دیگر، از کاراکتر واقعی خود بازیگر در متن استفاده می شود. در این موارد نمایشنامه بشکلی طراحی می شود که بازیگر هویت حقیقی و شخصیت خود را ایفا کرده و داستان را پیش ببرد تا تماشاگر نیز با درک موقعیت واقعی، تجربه عینی تری از سوژه ها را دریافت کند. روایت اجرا در این موارد که اغلب سبکی تجربی یا مستند دارد، با استفاده از کاراکترهای خود واقعی بازیگران، قراردادهای متنی را شکسته و کاملا رئال، نوعی زیست در صحنه را به نمایش می گذارد. مرز بین زندگی واقعی و بازنمایی روی صحنه، به حداقل می رسد و این ویژگی را ایجاد می کند تا مخاطب نیز با ذهنی باز و تجربه مند با اثر مواجه شود. از نمایش هایی که از این ویژگی بهره برده اند می توان به نمایش «روزهای در راه» به کارگردانی سما موسوی اشاره کرد که در آن تجربه، سه بازیگر زن، نقش های واقعی خود را بهصورت کاملا مستند از روزگار کودکی تا ساعت اجرا در سالن نمایش روایت کردند. این شیوه اجرایی، ارتباطی تاثیرگذار و واقعی تری را برای مخاطب مهیا می کند و او را از سالن نمایش به دل زندگی می کشاند. سما موسوی نمایش «آدمهایی که نمیبینم» را نیز با همین موضوع بروی صحنه برده است. نمونه دیگر، نمایش «در جستجوی بازیگر هملت» است که دکتر مسعود دلخواه آن را کارگردانی نمود. در این نمایش دکتر دلخواه به عنوان نویسنده و کارگردان با گروه جوانی از بازیگران کارگاه بازیگری خود نمایش " هملت " را تمرین می کنند. برخی خوب و مسلطند و برخی نیاز به تغییر و اصلاح دارند که کارگردان به آنان گوشزد می کند. مناسبات واقعی و زیستی گروه های اجرایی در این نمایش بخوبی نشان داده می شود. نمایش " هیچ میان ما" از سیاوش پاکراه نیز با فضایی رئال و فیزیکال به چند بازیگر تئاتر می پردازد که در مواجهه با رخدادهای اجتماعی به تمرین یک اثر می پردازند. نمایش " رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر" نیز از میثم عبدی، موضوعی مشابه دارد. چند دوست و بازیگر دور هم جمع شده اند تا درباره اجرای یک نمایش با هم گفتگو کنند. در همین موضوع این
... دیدن ادامه ››
شبها نمایش دیگری نیز بروی صحنه است که توانسته با مخاطب خود، مرزهای قراردادی را تا جای ممکن کمرنگ کرده و با او وارد یک تجربه نمایشی شود. نمایش «مبانی تاریکی» به کارگردانی میلاد شجره و نویسندگی مهام میقانی، ۴ کاراکتر دارد که همگی از هویت واقعی خود در نمایش بهره می برند. سعید چنگیزیان، میلاد شجره، فریال سنگری و دلسا کریم زاده، بازیگران این اجرا هستند که قرار است با همدیگر نمایشی را روی صحنه ببرند. آنها در سالن تماشاخانه ایرانشهر به تمرین و گفتگو می پردازند تا به اجرای نهایی برسند. نمایش مبانی تاریکی از اوایل شهریور ماه در تماشاخانه ایرانشهر بروی صحنه آمده و تلاش دارد با بازنمایی واقعیاتی از شرایط زندگی به ویژه هنرمندان تئاتر و تاثیرات مسائل اجتماعی و اقتصادی در زیست و حرفهی او، تجربه متفاوتی را با تماشاگران به اشتراک بگذارد.