از جلو... نظام
عقب... گرد
قدم... رو...
گروهبان این یک دستور است: کسی سرش را برگرداند بزن.
و ما... در فراگیریی یأسی ملموس در راستای نوک دماغمان صبور قدمآهسته برمیگردیم.
یکی از دل جمع با ارتعاش خشمش آرام میپرسد: تا کجا؟ دیگر خیلی دور شدهایم مردم! چرا فرمان عقبگردی دوباره نمیدهند، تا حداقل برگردیم به همون نقطهی قبل...
سر میچرخاند تا دقیقتر فاصله را بسنجد...
در خون خودش میغلتد.
صمیم ع اسمعیلی