من اهوازم را میخواهم مادر
با شبها و آتشهایش
شهر ابونواس، شهر خودم را
که خواهند گفت روزی
در رگهایش شعر و نفت جاری بود
شهری که در تابستان
با اژدها شراب مینوشید
شهری که آفتاب را
لاجرعه سرکشید..
کار رو ندیدم فقط بعد از رویت برگه و خلاصه نمایش احساس کردم جای این شعر «سعید اسکندری» بین نظرات خالیه :)