شاید عجیب به نظر برسه، ولی بعد از پروژه ی طولانی مدت رمان نویسیم، چالشی که این روزا دارم، استراحت کردنه. انگار ذهنم سختشه که خودشو با شرایط جدید وفق بده.
جز اون چند سالی که داشتم رو دنیای داستانیم کار می کردم، سالای قبلی زندگیمم یه جوری تو فشار بودم. در واقع گمگشته بودم، چون نیاز داشتم یه کاری انجام بدم که روحمو راضی کنه، اما جرات نداشتم برم سمتش و در نهایت ترکیبی از یه سری اتفاقا و یه اشتیاق درونی باعث شد نوکترنال کتدرالو خلق کنم.
الان دارم سعی می کنم کارای سبک انجام بدم. لزوما نرم سمت فیلمای تاریک و سنگین گوتیک. چیزای مفرح یا کمدی ببینم. وقتی طالبی می خورم، به بحرانای وجودی فکر نکنم. 😄
چندین سال پیش که رفتم دکتر، بهم گفت مشکل تو اینه که همش تو عمقی، بعضی وقتا نیازه که بیای رو سطح. فکر کنم الان وقت خوبیه که به توصیه اش عمل کنم.