سلام و احترام
۱.نمایش خطرنج از آن دست نمایشهایی است که با ریتم آرام و دیالوگمحور روی رابطهٔ عمیق انسانی متمرکز میشود و بهنظرم تا حدود
... دیدن ادامه ››
زیادی کارش را خوب انجام میدهد. علیرغم زمان ۱۰۰ دقیقهای نمایش، گرمای زیاد سالن و دیالوگمحور بودن آن تا حدودی میتواند فضای نمایشی بسازد و مخاطب را تا پایان درگیر نگه دارد. باید بگویم خوب در آوردن این جور نمایشنامهها کار سختی است، زیرا آنها یا به دام احساساتگرایی افراطی میافتند یا به پیچیدهگویی آزاردهنده روی میآورند که هر دو مخاطب را به عقب میرانَد، امّا خطرنج تا حدی توانسته بین پرداختن به احساسات و پرداختن به مفاهیم توازن خوبی ایجاد کند. با خرد کردن نمایش به ۱۵ گام (۱۵ تکهٔ نمایشی) و استفادهٔ حداکثری از فضاهای صحنه (سالن پذیرایی، میز غذاخوری، میز کار و اتاق خواب) هم ریتم را حفظ کرده و هم جذابیت بصری خوبی به متن دیالوگمحورش اضافه کرده است.
۲. در مورد بازیها نیز باید بگویم که اجراهای خوبی از عباس جمالی و مهتاب ثروتی شاهد بودم، هر چند که از این دو بازیگر توانمند جز این نیز انتظار نمیرود، امّا به نظرم بازیها هنوز جای بهتر شدن دارند و امیدوارم در اجراهای آتی اجراهای دقیقتری از این دو هنرمند را شاهد باشیم. خانم ضیایی نیز بازی بهاندازه و خوبی دارد و عامدانه طوری بازی کرده که توجهها روی دو بازیگر اصلی نمایش بمانَد.
۳.خطرنج شاید اشاره به هفت خط دُردنوشان باشد، یعنی آن کسی که تا خط هفتم و دُرد انتهای جام را مینوشد رنج عظیمتری را متحمل میشود. در دانش روانشناسی میگویند که رابطه همان جایی است که یا انسان را پرواز میدهد یا بر زمین میزند. «دیگریِ مهم» همان کسی است که میتواند پَر پروازتان باشد و شفایتان ببخشد و در عینحال همان کسی است که میتواند پَر پروازتان را بِبُرد و به فروپاشی بکشاندتان و این امر همان تناقض رابطه است. نام نمایش شاید اشارهای هم به بازی «شطرنج» داشته باشد، آنجا که رابطه را به بازی شطرنج مانند میکند؛ جایی که هر حرکت میتواند رنجی را بر دیگری تحمیل کند.
۴. خطرنج در یک معنا داستان هوشنگ است، هنرمند سرشناسی که در میان بیمعنایی و بیتعلقی در زندگیاش تاب میخورَد، همه را میآزماید تا شاید در جایی یا با کسی قدری تسکین بیابد، امّا هر چه پیشتر میرود همه را سراب مییابد و بیآنکه سیراب شود تشنهکامتر به راه خویش ادامه میدهد. او با روابط متعدد در پی یافتن معنایی است که در درونش نیافته است، پس هر چه بیشتر میجوید کمتر مییابد و سرانجام خود را در آستانهٔ محو شدن میبیند. همهٔ آن تکهفیلمها، همهٔ آن سفرها، همهٔ آن معشوقگان جورواجور، همهٔ آن آثاری که خلق کرده و همهٔ آن تحسینکنندگان نیز نمیتوانند جای خالی معنای شخصی را در زندگیاش پر کنند؛ بنابراین، در پایان بیخویشتر از گذشته، «خود» را از دسترفته مییاید.
۵. خطرنج در معنای دیگر داستان آدمهایی است که به رابطه پناه میبرند. آنها نگاهشان به رابطه با هم فرق دارد، در دنیاهای متفاوتی سِیر میکنند و از رابطه چیزهای گوناگونی میخواهند؛ به همین خاطر است که سفر آنها از دنیاهای متفاوت شخصیشان به جهان رابطهای که از آن توقعات مختلفی دارند جز بر رنجشان نمیافزاید.
ستاره رابطه را مأمنی برای برآوردهسازی نیازهای ارتباطی و عاطفیاش میداند؛ بنابراین بهسرعت وابسته میشود و به رفتارهای چسبنده و تکانشی روی میآوَرَد؛ رفتارهایی که در درجهٔ اول خودش و در درجهٔ دوم پارتنرش را آزار میدهد. مهمترین رنج او عزتنفس لهشدهٔ اوست که دیگری را از او دور و دورتر و خودش را کوچک و کوچکتر میکند.
هوشنگ رابطه را فرصتی برای آزمایشگری میداند تا شاید در میان یکی از روابط رنگارنگش قدری معنا و آرامش بیابد. او با تعهد بیگانه است و عشق را نمیفهمد. هوشنگ اگرچه با پیمانشکنیهای متعدد عاطفی به پارتنرهایش آسیب میزند، امّا بازندهٔ اصلی ماجرا خود اوست. هر رابطهٔ از دست رفته و نیافتن آن امرِ نایابی که در پی آن است، یک گام او را بیشتر به سقوط نزدیک میکند.
لیلی رابطه را مجالی برای برآوردهسازی هیجانات و غرایزش در نظر میگیرد؛ بیآنکه بخواهد در آن دقیق و عمیق شود. به تعبیر ستاره «او برای عشق هنوز خیلی کوچک است»؛ به همین خاطر است که نه وصل آغازین و نه هجران پایانیاش چندان معنادار نیست و احتمالاً با هر دو نیز کنار خواهد آمد.
۶. من رمان «تصرف عدوانی» را نخواندهام و نمیدانم که متن نمایشنامه نسبت به آن رمان جلوتر است یا عقبتر، اما به نظرم متن میتوانست پرداخت عمیقتری به مسئله داشته باشد، هر چند تا همینجا نیز آن را تلاش ارزشمندی میدانم. چون از گیشه بلیت خریدم نمیتوانم در تیوال ستاره بدهم، امّا به نظرم ۳.۵ ستاره امتیاز منصفانهای برای این نمایش است. اگرچه نمایش کاملی نیست، امّا ظرافتهای هوشمندانهای در متن و کارگردانی آن میبینم که در سایر آثار این ژانر کمتر دیدهام. احتمالاً دیدن آن برای دوستانی که این مدل نمایشهای آرام و رابطهمحور را میپسندند و پرحوصلهتر هستند گزینهٔ خوبی است.
خدا قوت به گروه محترم نمایش و به امید اجراهای بهتر از ایشان