درود بر شما که با نگاهتان صحنه را زنده میکنید و با حضورتان، تئاتر را از تاریکی به روشنایی میکشانید.
بهعنوان کارگردانی که سالها با متن، بازیگر و صحنه زیستهام، همیشه باور داشتهام که برخی نمایشنامهها بیش از آنکه «اجرا» شوند، باید «زیسته» شوند. داستان باغوحش از ادوارد آلبی یکی از همین متنهاست؛ متنی که هر بار خواندنش، انسان را در برابر حقیقتی برهنه قرار میدهد.
در مواجهه با این اثر، من نه در جایگاه داور، بلکه در جایگاه شاگردی ایستادهام که میکوشد جهان پیچیده آلبی را با دقت بازخوانی کند. تحقیقات گسترده درباره آلبی نشان میدهد که او در مرز میان رئالیسم و ابزورد حرکت میکند؛ جایی که خشونت، تنهایی و فروپاشی روابط انسانی در مرکز توجه قرار میگیرد. مطالعات بینالمللی تأکید میکنند که داستان باغوحش یکی از نخستین آثار آمریکایی است که ابزورد اروپایی را به خاک آمریکا منتقل کرد و آن را با بحرانهای اجتماعی این کشور پیوند زد. در نقدهای معتبر، این نمایش را «درگیری میان دو جهان» و «فریادی علیه تنهایی مدرن» دانستهاند. در ایران نیز پژوهشهای جدید نشان میدهد که آلبی همیشه با حساسیتهای فرهنگی و محدودیتهای اجرایی مواجه بوده، اما همین چالشها باعث شده هنرمندان ایرانی به لایههای عمیقتری از آثار او دست پیدا کنند. چرا «داستان باغوحش»؟ انتخابی آگاهانه برای امروز در سالهای اخیر، جامعه ما بیش از هر زمان دیگری با مسئله تنهایی، گسست ارتباطی و بحران معنا روبهروست. این نمایشنامه دقیقاً همین نقاط را نشانه میگیرد، دو مرد، دو جهان، دو طبقه، دو نوع تنهایی، یک نیمکت که تبدیل به میدان نبرد میشود یک گفتوگو که از دل سکوت میجوشد و پایانی که نهتنها شخصیتها، بلکه مخاطب را نیز دگرگون میکند به عنوان کارگردان، انتخاب این متن برای من یک تصمیم زیباییشناختی صرف نبود؛ یک ضرورت بود. ضرورتی برای گفتوگو با مخاطب امروز. جری نماینده تنهایی مطلق است؛ انسانی که از جهان بیرون رانده شده و تنها راه ارتباطش، حمله به مرزهای دیگران است. در نقدهای جهانی، او را «قربانی جامعهای که توان عشق ورزیدن دارد اما جایی برای عشق ندارد» توصیف کردهاند. پیتر نماد نظم، طبقه متوسط،
... دیدن ادامه ››
امنیت و زندگی برنامهریزیشده است؛ اما این امنیت، شکنندهتر از آن است که بهنظر میرسد. در اجرا، تلاش من این است که پیتر را نه یک مرد بیتفاوت، بلکه انسانی در آستانه فروپاشی نشان دهم. در این نمایش گفتوگوها بیشتر برای شکست ارتباطاند تا ایجاد آن. خشونت را بهعنوان نتیجه طبیعی تنهایی نشان میدهد. انتخابهای وجودی را در لحظههای بحرانی برجسته میکند. مرز میان انسان و حیوان را از بین میبرد تا نشان دهد انسان مدرن چقدر از طبیعت خود دور شده است. داستان باغوحش برای من یک اجرا نیست؛ یک گفتوگوست. گفتوگویی میان دو مرد، دو جهان، و در نهایت میان من و مخاطب.
امید دارم این اجرا بتواند همان لرزشی را که آلبی سالها پیش در جهان ایجاد کرد، در دل مخاطب امروز نیز زنده کند.