در آستانه اجرای نمایش «قویتر» در مرداد و شهریور ۱۴۰۵، لازم دیدم بهعنوان کارگردان این اثر، نگاهی تحلیلی به جهان نمایشنامه، شخصیتها، زیرلایهها و مسیر اجرایی که پیش رو داریم ارائه کنم؛ نه برای داوری، بلکه برای گفتوگو با مخاطبان و همراهان تئاتر ایران
آگوست استریندبرگ، نویسندهای است که در آثار کوتاه خود جهانهایی بزرگ میسازد؛ جهانهایی که در ظاهر سادهاند اما در عمق، میدان نبرد ارادهها، سکوتها، استعارهها و قدرتاند. پژوهشهای معتبر درباره این نمایشنامه نشان میدهد که «قویتر» نه فقط یک مواجهه عاطفی، بلکه تحلیل روانی، فلسفی قدرت است؛ قدرتی که گاهی در کلمه آشکار میشود و گاهی در سکوت.
در این اثر، استریندبرگ با ظرافتی کمنظیر، ابهام را به ابزار اصلی روایت تبدیل میکند؛ ابهامی که نه ضعف، بلکه نیرویی برای خوانشهای متعدد است.
نمایش «قویتر» در ظاهر گفتوگوی یک زن متأهل با زنی مجرد در کافه است؛ اما در حقیقت، روایت دو جهان درونی است که در سکوت و گفتار با یکدیگر برخورد میکنند.
زن متأهل سخن میگوید، حمله میکند، دفاع میکند، میسازد و ویران میکند؛
زن مجرد سکوت میکند، اما سکوت او نه انفعال، بلکه حضور است؛ حضوری
... دیدن ادامه ››
که گاهی از هر کلمهای بلندتر شنیده میشود. در خوانش من، این دو شخصیت نمایندگان دو وضعیت انسانیاند.
نیاز به تثبیت خود از طریق گفتار
نیاز به حفظ خود از طریق سکوت
این دو نیرو، در هر انسانی وجود دارند؛ و شاید همین است که نمایش «قویتر» را جهانی و ماندگار میکند.
در اجرای پیش رو، تلاش کردهام با احترام کامل به متن، اما با نگاه امروز، جهان نمایش را بازخوانی کنم.
برای من، «قویتر» فقط یک مثلث عاطفی نیست؛ بلکه بررسی سازوکارهای قدرت در روابط انسانی است:
قدرت گفتن، قدرت نشنیدن، قدرت سکوت، قدرت انتخاب.
کافه در اجرای من، نه یک مکان صرف، بلکه فضایی ذهنی است؛ جایی میان واقعیت و خیال، میان خاطره و اکنون.
نور، موسیقی و طراحی صحنه، همگی در خدمت ساختن این فضای بینابینیاند؛ فضایی که تماشاگر را نه فقط شاهد، بلکه شریک این مواجهه میکند.
در این اجرا، سکوت شخصیت دوم، سکوتی منفعل نیست؛ سکوتی است که بار معنایی دارد و در لحظهلحظه اجرا، با نگاه، بدن، و حضورش روایت میشود.
بازیگر نقش زن متأهل نیز با ظرافتی روانشناختی، میان خشم، ترس، عشق، حسادت و نیاز به تأیید حرکت میکند.
نمایش کوتاه است، اما تنش آن بلند.
ریتم اجرا بر پایه فراز و فرودهای احساسی بنا شده است؛ جایی که هر مکث، هر نگاه، هر تغییر در تن صدا، معنایی تازه میسازد
امید دارم اجرای مرداد و شهریور، فرصتی باشد برای گفتوگو، برای اندیشیدن، برای تجربه دوباره سکوت و کلمه.
از همه هنرمندان، منتقدان و مخاطبان عزیز تیوال که همیشه با نگاه دقیق و صمیمی خود مسیر تئاتر را روشنتر میکنند، سپاسگزارم.
اینجا آزمایشگاه تئاتر نبض است؛ جایی که من، محمد تات، در دل تجربههای ناآزموده، جهان تازهای را امتحان میکنم.