در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمد تات: با درود و احترام خدمت مخاطبان و همراهان عزیز تیوال اجرایی که پیش رو د
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 05:49:54
با درود و احترام خدمت مخاطبان و همراهان عزیز تیوال
اجرایی که پیش رو داریم، نمایشی است از ویل اینو با نام «عنوان و سند»؛ متنی که بیش از آن‌که درباره یک قصه باشد، درباره خودِ بودن، درباره «از این‌جا نبودن» و درباره خانه‌ای است که گاهی فقط در زبان و خاطره وجود دارد. ویلیام اینو از آن دسته نمایشنامه‌نویسانی است که در تئاتر معاصر آمریکا، راهی متفاوت از رئالیسم متعارف و قصه‌گویی خطی انتخاب کرده است. او بیش از آن‌که به حادثه و پیرنگ تکیه کند، به زبان، مکث‌ها، شوخی‌های تلخ و لحظه‌هایی که بین کلمه و سکوت معلق می‌مانند، اعتماد می‌کند. در «عنوان و سند»، اینو جهان یک «مرد کمی بیگانه» را پیش روی ما می‌گذارد؛ مردی که از جایی دیگر آمده، اما زبانش با زبان ما مشترک است، و همین اشتراک ظاهری، تفاوت‌های عمیق‌تری را آشکار می‌کند، تفاوت در تجربه، در خاطره، در تعریف خانه، در معنای تعلق. برای من به‌عنوان کارگردان، جذابیت اینو در همین است، او به‌جای آن‌که تماشاگر را با داستانی پرحادثه سرگرم کند، او را در موقعیت فکر کردن، شنیدن و دیدن خودش قرار می‌دهد. تماشاگر در مواجهه با متن اینو، فقط شاهد یک شخصیت نیست؛ بلکه مدام با خودش، با زبان خودش و با تنهایی خودش روبه‌رو می‌شود. «عنوان و سند» در ظاهر یک مونولوگ است؛ مردی روی صحنه، با ما حرف می‌زند، از کشوری نامعلوم آمده، از گمرک گذشته، کیفی در دست دارد و مدام تلاش می‌کند توضیح بدهد «از این‌جا نبودن» یعنی چه. اما زیر این ظاهر ساده، چند لایه مهم وجود دارد، لایه زبان: اینو مدام زبان را زیر سؤال می‌برد؛ این‌که چطور صدا تبدیل به معنا می‌شود، چطور کلمه‌ای مثل «خانه» می‌تواند هم‌زمان هم آشنا و هم بیگانه باشد. شخصیت نمایش، وسط جمله‌ها می‌ایستد، به خود حرف زدن نگاه می‌کند، و همین نگاه، تماشاگر را هم وادار می‌کند به زبان خودش شک کند. لایه تنهایی و غربت: مرد نمایش، بی‌آن‌که نام کشورش را بگوید، از تجربه غربت حرف می‌زند؛ از این‌که «اینجا» و «آنجا» چطور در ذهن آدم جابه‌جا می‌شوند، از این‌که خانه گاهی فقط یک خاطره است، یک بوی قدیمی، یک مراسم عجیب، یک شوخی خانوادگی. تنهایی او، تنهایی یک مهاجر است، اما در سطحی عمیق‌تر، تنهایی هر انسانی است که بین گذشته و حال، بین مبدأ و مقصد، معلق مانده.لایه بدن و حضور: هرچند متن، مونولوگ است، اما بدن بازیگر در این نمایش، به‌اندازه ... دیدن ادامه ›› کلمات اهمیت دارد. مکث‌ها، قدم‌ها، نگاه‌ها، دست‌هایی که گاهی نمی‌دانند کجا قرار بگیرند، همه بخشی از روایت‌اند. اینو به ما یادآوری می‌کند که غربت فقط در زبان نیست؛ در بدن هم هست، در نحوه راه رفتن، نشستن، نگاه کردن به دیگران...
نیما این را خواند
آرش سالاروندیان این را دوست دارد
نکته جذابش اینه که آقای تات تو کارش به جای فضای پوچ و بیمعنا ، تهش یه حرف از جنس همدلی و پذیرش میزنه. نمایشنامه میگه شاید همه ما در غربتیم، ولی غصه خوردن تنها کاری نیست که از دستمون برمیآد .
۰۸ مرداد
به نظرم چیزی که در این توضیح درباره «عنوان و سند» بیشتر از همه توجه من را جلب کرد، این است که نمایش ظاهراً درباره یک آدم غریبه و تجربه غربت اوست، اما در لایه عمیق‌تر، درباره چیزی است که خیلی از ما بدون مهاجرت هم تجربه‌اش کرده‌ایم؛ حسِ تعلق نداشتن.

برای من، مفهوم «خانه» در این نمایش جذاب است. خانه همیشه یک مکان مشخص نیست؛ گاهی یک خاطره، یک صدا، یک بو یا حتی یک زبان است. شاید به همین دلیل باشد که آدم می‌تواند در جایی زندگی کند که سال‌ها در آن بوده، اما باز هم احساس کند کاملاً متعلق به آن‌جا نیست.

از طرفی، انتخاب یک مونولوگ برای بیان چنین موضوعی به نظرم بسیار هوشمندانه است. وقتی فقط یک نفر روی صحنه حضور دارد و قرار است بخش ... دیدن ادامه ›› زیادی از جهان نمایش از طریق کلمات، سکوت‌ها و بدن او شکل بگیرد، تماشاگر ناچار می‌شود بیشتر گوش بدهد و دقیق‌تر نگاه کند. این نوع اجرا اگر درست شکل بگیرد، می‌تواند رابطه خیلی مستقیمی بین بازیگر و تماشاگر ایجاد کند.

در عین حال فکر می‌کنم همین ویژگی، کار را برای گروه اجرایی سخت‌تر می‌کند. در نمایشی که حادثه و داستان پررنگ نیست، ریتم، مکث، بازی و میزانسن اهمیت چندبرابری پیدا می‌کنند. اگر این عناصر درست کنار هم قرار نگیرند، ممکن است فاصله‌ای بین متن و مخاطب ایجاد شود؛ اما اگر درست اجرا شوند، همان سکوت یا یک جمله ساده می‌تواند بیشتر از یک اتفاق بزرگ روی تماشاگر اثر بگذارد.

برای من، جذاب‌ترین پرسش این نمایش شاید این باشد که «اگر خانه فقط یک مکان نباشد، پس واقعاً کجاست؟» و شاید پاسخ قطعی هم وجود نداشته باشد. به نظرم ارزش چنین نمایشی دقیقاً در همین است که به‌جای دادن جواب، تماشاگر را با پرسشی شخصی تنها می‌گذارد؛ پرسشی درباره خانه، تعلق، زبان و جایی که هرکدام از ما در نهایت آن را «اینجا» می‌نامیم.
۳ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید