«آدم در این خانه راحت نیست. مادرتان از همه چیز به جز جزوهها و پروفسورِ خودش متنفر است؛ اعصاب پروفسور خراب است، به من اعتماد ندارد، از شما میترسد؛
... دیدن ادامه ››
سونیا بر پدرش و بر من خشم میگیرد و دو هفته است که با من حرف نمیزند؛ شما از شوهرم متنفرید و نسبت به مادرتان آشکار انزجار نشان میدهید؛ من اوقاتم تلخ است و امروز بیست دفعه نزدیک بود گریه کنم. بله، آدم در این خانه راحت نیست. قاعدتاً باید بدانید که دنیا بهوسیلهٔ راهزنها و آتشسوزیها نیست که نابود میشود، بلکه به سبب نفرت و عداوت و اختلافهای ناچیزی از همین قبیل. شما کاش بهجای این همه غرولند سعی میکردید همه را با هم آشتی بدهید».
داییوانیا / ترجمهٔ استپانیان
۱. من شب آخر اجرا را دیدم. آقای باپیری نسخهٔ خودش از داییوانیا را ارائه داده است؛ نسخهای با پایانبندی متفاوت و با نگاه دیگری به ملال. او بهجای آنکه تراژدی پنهان داییوانیا را با مونولوگ پایانی درخشان سونیا تمام کند، از همهٔ ماجرای تفنگ و تیر خطا عبور میکند و نمایشنامهاش را بر اساس دیالوگ یِلِنا بنا میکند؛ همانی که در ابتدای متن آوردم. او به ملال و پوچی مستتر در متن چخوف نگاه سرخوشانه و آشتیجویانهای دارد. در جهان خیالی او پروفسور پیرمرد فهیمی است که گفتوگو کردن را بلد است و کار به اسلحه کشیدن وانیا نمیرسد. در جهان خیالی او سونیا و وانیا برای یک بار هم که شده طعم بوسهٔ معشوق پنهانشان را میچشند. جهان خیالی او به اصالت و عمق دنیای ملالآور چخوف نیست، امّا دستکم جهان متفاوت و جالبی است که شاید خود چخوف هم آن را دوست داشته باشد؛ جهانی سرخوش و آشتیطلب که در آن ملال جور دیگری سرکوب میشود!
۲. شیوهٔ بازی در بازی به متن لایههای جدیدی اضافه کرده است و به باپیری اجازه داده تا زیرمتنها را پررنگ کند. رابطهٔ بازیگر و کارگردان و تمرین خانگی آنها فضای گرمی به نمایش بخشیده است و امکان بازیگوشی بیشتری در متن و اجرا فراهم کرده که به نظرم بعضی لحظاتش خوب در آمده و بعضی لحظاتش هم اضافی است. آن دو گاهی از تمرین بیرون میآیند و زیرمتنهای متن باپیری را برجسته میکنند. به نظرم این شیوهٔ اجرایی روی نمایش خوب نشسته است، هر چند که به نظرم گاهی به افراط کشیده میشود و از جهان چخوف بیرون میزند.
۳. این ایده که دو بازیگر همهٔ نقشها را بازی کنند و نقشها را بین خودشان جابهجا کنند در همان ایدهٔ بازی در بازی خوب نشسته است. اینکه هر دو بازیگر در مقاطعی از نمایش نقش وانیا یا سونیا را بازی میکنند تنوع خوبی به اجرا داده است و قدرت آنها در تغییر نقش نیز قابلتوجه است، بهویژه در مورد آقای معجونی. ایشان که سالهاست در جهان چخوف زیستهاند بهخوبی و بدون اضافهکاری، ظرایف هر کاراکتر را روی صحنه آورده است.
۴. با وجود علاقهٔ زیادی که به داییوانیای چخوف دارم و پذیرش این نسخهٔ متفاوت از آن برایم قدری سخت بود، امّا متن آقای باپیری نیز نگاه متفاوت و جالبی داشت که نظرم را جلب کرد. ارتباط معجونی-شکیبا هم روی صحنه بهخوبی فضای نمایشی منحصربهفردی خلق کرده بود که مزیت بزرگی برای اجرا بود. در کل، به نظرم اجرای دلپذیری بود که فضای نمایشی متفاوت و ویژهای خلق کرده بود و نگاه متفاوتی به متن چخوف داشت.
سه ستاره تقدیم به گروه محترم نمایش
امیدوارم که آقای معجونی را در مقام کارگردان هم بر صحنه ببینیم.