در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ایلیا آذر درباره نمایش رومولوس: تئاتری که سَرش را با نخ، به تنش وصله کردند. اما سرش به تنش می‌ارزد.
S3 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 10:49:29
۱۰ شهریور ساعت ۰۲:۵۵
تئاتری که سَرش را با نخ، به تنش وصله کردند. اما سرش به تنش می‌ارزد.


پیش از آنکه این اجرا را ببینم در همین دیوار، برای تیمِ "نخ‌نما" ... دیدن ادامه ›› آرزوی موفقیت کرده بودم. نمی‌دانم، شاید هنوز "مَثلِث" روی ذهنم تاثیر گذاشته است و توقعِ من را از این گروه بالا برده است. در نقطه نظرِ نقدهای من، یک اجرا، یا یک نمایش است یا تبدیل به تئاتر می‌شود. و ارزشِ نمایش، تئاتر شدنِ آن است و این یک تئاتر متوسط است. پس ارزشش از نمایش بالاتر است و ارزش مخاطب را می‌داند.

پرفورمنس‌ها عالی است اما بیان، به دلیل فرمِ بیانیِ اتخاذ شده، به خصوص در اوایلِِ اجرا جای کار دارد. موسیقیِ اوایلِ اجرا بلند است. (واقعا دوست ندارم به این جزییات بپردازم اما شاید زهرِ مَثلِث گوش‌هایم را سنگین کرده است)

جدا از نکات، که ممکن است طلسمِ اجرای اول باشد. مهمترین مشکل این تئاتر، اقتباس گله به گله از نمایشنامه‌ی اصلی است. که بزرگترین ضربه را به این تئاتر وارد می‌کند و مخاطبِ عام حتی تا آخرِ اجرا نمی‌فهمد که چرا مرغ‌ها در این تئاتر وجود دارند. می‌خواهم پایم را از گلیمم فراتر بگذارم. حتی شخصیت ملکه می‌تواند وجود نداشته باشد و تئاتر به حیات خود ادامه دهد. نمایشنامه اقتباسی نیاز به بازنویسی دارد.

طنز در این تئاتر، لی‌لی کنان روی صحنه حرکت می‌کند و در اندک زمان‌هایی از روی صحنه به پایین پرت می‌شود اما باز، خندان، برمی‌گردد.

آنقدر سربریدن صحنه‌ی اول ، بی‌نقص انجام شد که مجبور شدم تا آخرِ اجرا، تمام خون‌ِرگ‌های گردنِ رومولوس را پیوسته از جلوی چشم‌هایم پاک کنم تا شاید بتوانم چیزی شبیه به صحنه‌ی اول را دوباره ببینم; اما ندیدم.

در آخر، تیزیِ نمایشنامه، گردنِ نخ‌نمای این تئاتر را آرام آرام می‌بُرد اما همان سر به تنش می‌ارزد.