۲ روز پیش، جمعه ساعت ۱۴:۵۵
همزادپنداری مگه نباید خیلی سخت تر، عمیق تر، شاید حتی جانکاه تر از همذات پنداری باشه. جهان و زیست و فیزیک و متافیزیک طرف تو کاره. اصلا یه جورایی پای خالق وسط میاد تو همزادپنداری.
نشستی تو سالن یه وقت میبینی ذات کریه یا چه میدونم ذات جمیل یه نقشی با ماتریس ذات خودت یکیه یه مقدار افسوس میخوری یا کیف میکنی بعد پا میشی میری خونه دیگه. یه ذات به ذات شدی و تموووم.
ولی وقتی زبونم لال میری رو فاز همزاد ماجرا چیز دیگه ای میشه. حالا اگه همون یه نمایش دو نمایش بود باز یه چیزی ولی هر نمایشی که میبینی با هر آنتاگونیست و پروتاگونیستی فاز همزادی برمیداری آخه؟
یه بارم محض آزمایش، محض تفنن، محض لذتی شاید متفاوت، با فاصله و یه کم از دور با کاراکترها و جهان نمایش برخورد کن. نمیخواد مویرگی بری تو نمایش. نترس اون یه میلیون دو میلیونی که دادی دیگه رفته و با همزادپنداری نمایش برات بهتر یا ارزشمندتر درنمیاد.
به همذات پنداری قانع باش.