در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | زینب عباسی: یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد داد می ز
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:11:34
یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان ... دیدن ادامه ›› در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟
خدای من...
چقدر زیبا بود.تنم لرزید.اشکم ریخت.کاش گفته بودم که زندگیم را بر دیوار ننویس.

ممنون از شما.درود بر شما.قلم کیه؟
۱۱ آذر ۱۳۸۹
برام خیلی آشنا بود این حال وروز
۰۱ بهمن ۱۴۰۴
سالی که این پیامک میشد برا بقیه سال۹۲یا۹۳
۹ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید