عشق مرا کور کرد / وز هوس و عقل کمی دور کرد
خدمت مجنون چو شدم اندکی / میان این جمع چو مور کرد
سوخت دل و لیک به ظاهر پشیز / آب دلم شیر و نغمه لب شور کرد
خاک بر آن سر که نفهمد ز عشق / عشق به خاک و تن ما گور کرد
خنده معشوق بود در نظرش نیش جان / الحمد ستاندی نظری ٬که جان نور کرد