..........((گلایه))..........
تو رفتی و رفتم.........به خدایت...گله کردم..
از ظلم تو و ........جور و جفایت...گله کردم..
گفتم به خدا:.....کشت مرا تیغ...دو ابروش..
زآن هیبت و........آن قد رسایت...گله کرذم..
از خال تو که........بر جگرم خال...بیانداخت..
تا گنج لب و..........لحن صدایت...گله کردم..
از بخت بدت........که من شدم...عاشق تو..
وز ناز و ادا و ........عشوه هایت...گله کردم..
از خون دلم ......که از لب تیغ تو...میریخت..
تا
... دیدن ادامه ››
اشک که ریختم........به پایت...گله کردم..
ذر رقص بود باد...........به همراهی...زلفت..
از پیچ و خم...........زلف رهایت...گله کردم..
در عمق منی...........ز روی اغیار...بگویی..
از سردی آن..........مهر و وفایت...گله کردم..
دستان تو از.......خون دلم...گشته حنایی..
از رنگ جگر سوز..........حنایت...گله کردم..
نفرین نکنم..........چون که...سزاوار ثنایی..
آهسته و با...........حمدوثنایت...گله کردم..
گفتم گرهی کور........بر این حنجره...افتاد..
از هجر لب........عقده گشایت...گله کردم..
نومید نگشتم من و....(غافل)...ننشستم..
تو رفتی و رفتم.......به خدایت...گله کردم..
(جواد)