برای دیدن روی تو استخاره گرفتم
چنان که خواسته بودم نشد، دوباره گرفتم
دلت گوزن جوان بود و فصل دامگذاری
من آن گوزن جوان را به یک اشاره گرفتم
میان برکهی غمگین چشمهای سیاهت
شبانه غوطه زدم چند تا ستاره گرفتم
مرا جنونزده دیدی و در کنار گرفتی
من از تمام جنون جهان کناره گرفتم
کنار مادر انگور مثل دایه نشستم
به
... دیدن ادامه ››
مهربانی از او طفل شیرخواره گرفتم
دو هفته دختر رَز گریه کرد زار و فغان زد
برای خواب چهل روزه گاهواره گرفتم
شبی بنوش به شادی اگرچه تلخ نماید
من از خلاصهی اندوه خود عصاره گرفتم
به شوق کعبه دویدم، خراب و خسته رسیدم
نشد طواف کنم، نایبالزیاره گرفتم