در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | پویا دستگیران: قسمتی از دیالوگ های نمایش "معرکه در معرکه" نوشته استاد سید محمد داوود
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 12:28:05
قسمتی از دیالوگ های نمایش "معرکه در معرکه" نوشته استاد سید محمد داوود میرباقری

دختر: بابا.هر کی بره سفر دیر میاد؟

پهلوان: نه جانِ دل.هر کی تو سفر گم بشه دیر میاد.

دختر: آدم گنده ها هم بلدن گم بشن؟

پهلوان: هر کی ناشی باشه گُم میشه بابا.

دختر: ناشی چیه؟

پهلوان: ناشی ناشیه.

دختر: مث کی؟

پهلوان: مث من.

دختر: آدم گم بشه ... دیدن ادامه ›› چی میشه؟

پهلوان: هیچی،تنها میشه.

دختر: تنها بشه چی میشه؟

پهلوان: دلش تنگ میشه،غصه می خوره،مریض میشه،می میره.

دختر: پس تو چرا نمردی؟

پهلوان: {می خندد} ای ناقلا.می خوای بمیرم؟

دختر: نه.رفتی سفر،منم ببر.دستمو محکم بچسب که گم نشی.

پهلوان: بازیگوشی کنم چیکارم می کنی؟

دختر: گوشاتو می بُرّم.

پهلوان: آخ چِشَم.

دختر: چشات چی شده؟

پهلوان: لوچّه،لوچ.

پهلوان شکلک می سازد.دختر می خندد.اما خنده اش دوامی ندارد،متوجه جای خالی مادرش می شود،افسرده می شود.

دختر: بابا،مادر چرا رفت؟

پهلوان: خسته بود جانِ دل.

دختر: خسته که باشی چی میشی؟

پهلوان:کوفته میشی.

دختر: کوفته که باشی چی میشه؟

پهلوان: کوفته که باشی قل می خوری،میری یه جای خلوت،یه گوشه دنج،دستاتو می ذاری زیر سرت،پاهاتو تا می کنی،خُرّ و پف رو هوا می کنی.