خاکستریها را دوست دارم ،
که سیاهی زمانه نگذاشت سپید بمانند ،
نه آنقدر تن به سیاهی دادند که سیاه شوند ،
در برزخ خاکستری خود سر کردند ،
خاکستری ماندند،
نه کمرنگند آنقدر که دیده نشوند ،
نه با سیاه بازی پر رنگ دیده شدند ،
خاکستریها را دوست دارم ،
و خاکستری می مانم ...
از: گرگ زخمی