۰۹ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۵
غافلگیریهای شخصیتپردازی و کارگردانی این نمایش، لحظهای ما را آرام نگذاشت.
شاید بیش از حد موقع تماشای این نمایش خندیدیم، شاید بیش از همه تماشاچیهای دیگر. ولی مطمئنام بخش زیادی از این خندهها به خاطر همین غافلگیریهای ظریف بود. و این کار کوچکی نیست، این که تماشاچیای را که بارها هملت را خوانده و دیده، اینقدر غافلگیر کنی.
۰۹ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۵۶
غافلگیریهای شخصیتپردازی و کارگردانی این نمایش، لحظهای ما را آرام نگذاشت.
شاید بیش از حد موقع تماشای این نمایش خندیدیم، شاید بیش از همه تماشاچیهای دیگر. ولی مطمئنام بخش زیادی از این خندهها به خاطر همین غافلگیریهای ظریف بود. و این کار کوچکی نیست، این که تماشاچیای را که بارها هملت را خوانده و دیده، اینقدر غافلگیر کنی.
۰۶ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۲۲
من تمام مدت دنبال این بودم که چند نوع «سانسور» رو توی این نمایش میخوان نشون بدن. میخکوب این تنوع شده بودم. اینقدر با همین حربه به جنبههای مختلف راستگویی و دروغ پرداخته بود که روح و روان آدم رو به هم میریخت.
راستش یه لحظاتی یاد فیلمهای اصغر فرهادی میافتادم، مثل «درباره الی» و «جدایی».
هیچ فیلم یا نمایش دیگهای یادم نیست که اینقدر خوب موضوع دروغ رو به چالش کشیده باشه.