تیوال manimoon (محمدجواد لشگری) | دیوار
S3 : 14:15:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"مافیا" رو دیدم
بازیا خوب و روون بودن
خصوصن هدایت (میثاق زارع)
که هم خوب نوشته شده بود و هم خوب فهمیده و بازی شد
(میثاق زارع همون‌طور که به عنوان پلیسِ فیلم "سارا و آیدا" باورپذیر بود
توی نقش یه جوون مشروب‌خورِ حاضرجوابم باورپذیر بود
و به نظرم آینده خیلی خوبی خواهد داشت)
متن متوسط بود و تقریبن دو قسمت شده بود
بازیِ مافیا که بعضی وقتا بینش با هم دعوا می¬کردن تا ما با مشکلای شخصی‌شون آشنا بشیم
و تک‌گویی بازی‌گرا که در حقیقت پیش‌داستان رو توضیح می‌داد
که بعد از دو سه نفر اول
داستان لو رفته بود و تک‌گویی بقیه
چیزی به تماشاچی اضافه نمی‌کرد
به نظر من پیش‌داستان و داستان اصلی که بازی "مافیا" و مشکلات شخصی شخصیتا با هم بود
با هم یکی نشده بود
خوش‌حالم ... دیدن ادامه » کار رو شبی دیدم که "رضا بابک" و "پارسا پیروزفر" هم توی سالن بودن

Manimoon ..

ممنون از توجه و انرژی خوبتون دوست عزیز
۰۳ اسفند ۱۳۹۵
محمدجواد گرامی
متشکرم از نظراتتون. فقط در یک مورد خواستم نظر خودم رو بیان کنم و اون در مورد اون بخش هست که فرمودین "تک گویی بازیگران بعد از دو سه نفر اول (که داستان لو زفته بود) چیزی به تماشاچی اضافه نمیکرد". نظر من مخالف نظر شماست. اتفاقا شنیدن روایت ... دیدن ادامه » های مختلف یک "ماوقع" ثابت از راویان مختلف برای من به شخصه همیشه جذاب بوده. شنیدن اینکه هر کدوم خودش و تصمیش رو چطور توجیه میکنه واقعا جالب بود.
۰۶ اسفند ۱۳۹۵
امید جاان
در مورد این نمایش
تقریبن دلیل و توجیه همه یه چیز بود
البته تا جایی که یادم می‌آد
و همه پشت دوست‌شونُ خالی کرده بودن
به خاطر منافع خودشون
به خاطر همین برای من جذاب نبود

manimoon..
۱۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"اسلحه ناموس منه" رو دیدم
بازی خوب مرتضا درویش نقطه قوت کار بود
ولی به نظرم متن گیرایی لازم رو نداشت
شاید چون تکرارایی داشت که بیننده پس‌شون می‌زد
و زمانشم بیش‌تر از ظرفیت کار بود

manimoon..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مثل شلوار جین آبی" رو دوست داشتم
مثل دفعه قبلی که دیدم
متن خیلی خوب و پیچیده‌گیای فوق‌العاده
بازی خیلی خوب احسان گودرزی که به نظر نسبت به قبل پخته‌تر شده بود
و ریتم خیلی خوب هم توی متن و هم بازی احسان گودرزی

manimoon..
این مطلبیه که 15 اردی‌بهشت 93
بعد از اولین باری که "مثل شلوار جین آبی" رو دیده بودم
نوشته بودم
واقعن 2 سال و 1 هفته گذشت؟!؟!؟!؟!؟!؟!

"مثل شلوار جین آبی" رو دوست داشتم
خیلی خیلی زیاد
با دوستم حرف بود که چند وقتیه یه نمایش خیلی خوب ندیدیم
بعد از نمایش گفت این همون نمایش خیلی خوبی بود که چند وقت بود ندیده بودیم
چه ... دیدن ادامه » قدرم درست گفت
بازی خیلی خوب و روون احسان گودرزی
تو یه فضای خالی
عالی بود
ولی به نظر من نقطه قوت کار متن خیلی خوبش بود
با پیچش هایی که بارها و بارها میخ کوبت می کردن
از بس درست و به جا بودن
حتمن حتمن حتمن برید و ببینید
نه یک بار
که بارها
مطمئناً ندیدنش یکی از حسرت هاتون می شه
خوشحالم شبی کارو دیدم که بهاران بنی احمدی و مهدی کوشکی هم اون جا بودن.

manimoon..
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحال میشم بیاین و ببینین

manimoon..
جناب لشگری گرامی، بهتون تبریک می گم خوشحالم که دوستان تیوالی را در کسوت نویسنده و یا کارگردان و...می بینم. 
۱۵ اسفند ۱۳۹۴
ممنون ابرشیر عزیز

manimoon..
۱۶ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"نفس" رو دوست نداشتم
سوژه‌ای که بیش‌تر به درد یه فیلمِ کوتاهِ نهایتن 20 دیقه‌ای می‌خورد
نه یه چیزی حدود 2 ساعت
بازی معمولی "مهران احمدی" که به بازیای خوبش عادت کرده بودم
و بازی بد "پانته‌آ پناهی‌ها" که البته بیش‌تر به نظرم این بازی بد رو باید به پای کارگردان نوشت
خشونت بی‌جای موجود توی فیلم
و پایان خیلی بد
"نفس" از نوع فیلماییه که بارها می‌تونست تموم بشه
و عملن این اتفاق هم افتاد
ولی بازم ادامه داد و تماشاگرش رو خسته می‌کرد
همین‌طور تا چند روز هم می‌تونست ادامه پیدا کنه
وقتی از سالن می‌اومدم بیرون
از خودم می‌پرسیدم "که چی"؟!

manimoon..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
5شنبه
14 آبان 94
11:24 صبح
یک خانه‌واده 99999 نفری.

manimoon..

از: manimoon
نیما نیک، مجتبی مهدی زاده و maria این را دوست دارند
5شنبه
14 آبان 94
11:26 صبح
شدیم یک خانه‌واده 100000 نفری.
۱۴ آبان ۱۳۹۴
تبریک

بالاخره صدهزارمین عضو خونواده هم اومد.

یه استادیوم تیوالی!!!!
۱۴ آبان ۱۳۹۴
پنج شنبه
13:04ظهر
14آبان94

100,009

:-)
۱۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرار گروهی نمایش "دریازده‌گی"

سلاام به همه

بچه‌هایی که فرصت می‌کنن
دوشنبه 13 مهر
بیان بریم "دریازده‌گی" رو ببینیم

امیدوارم حالا که بعد از مدت‌ها فرصت کردم با برنامه قبلی برم تئاتر
تعداد بیش‌تری از دوستام رو ببینم

اجرا ساعت 6:30
سالن حافظ
من از 6 هستم

می‌بینم‌تون.

manimoon..
یاد دیکته های دبیرستان افتادم! محمد جان جسارتن "دریازدگی" درسته. " ه " نداره. تئاترم خوش بگذره بهتون. جای منه اصفهانی رو هم خالی کنین :)
۱۰ مهر ۱۳۹۴
های ناملفوظ، که به جای کسره می آید، هنگام اضافه شدن به "ی" مصدری، در صورتی که قبل از آن مصوت کوتاه باشد تبدیل به "گ" می شود؛ مانندِ زندگی (زنده+ی= زندگی)، آشفتگی، خانگی. همچنین است کندگ یا کنده که خندق معرب آن است. بنابراین، زنده گی، آشفته گی، و... ... دیدن ادامه » غلط محض است. بهتر است به هر کتابی ارجاع ندهیم.
۱۳ مهر ۱۳۹۴
خانم نوربخش گرامی،
خواندن این گونه کتاب ها، برای کسانی که اصل را میدانند و به این موضوعات علاقه مندند مشکلی ایجاد نمیکنه، بلکه با نگاهی تازه آشنا میشیم.
۱۳ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"محمد رسول‌الله" رو دوست داشتم
قبل از دیدن فیلم بیش‌ترین نگرانیم بابت فیلم‌نامه بود
که خوش‌بختانه فیلم‌نامه خوب و درستی داشت
نسبتن منسجم بود
و تا حدود زیادی به شعارزده‌گی نیفتاده بود
بازیا تقریبن خیلی خوب بودن
خصوصن "محمد عسکری" و "رعنا آزادی‌ور"
ولی دوبله "مهدی پاکدل" اصلن خوب نبود
و نمی‌شد با صدا و تصویر هم‌زمان ارتباط خوبی برقرار کرد
فیلم‌برداری و موسیقی‌ام که خیلی خوب بودن
فقط کاش تیتراژ آخر یا کلام نداشت
یا این که فارسی بود.

manimoon..
سلام
موافقم با شما
اما من موسیقی تیتراژ آخر را بسیار دوست دارم و در طول فیلم هم منتظرش بودم!
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
درست است آقا/خانم ذوق زده
خود آهنگساز هم همین رو گفته و خوب صحیح هم هست
۰۸ مهر ۱۳۹۴
مگه تو اون موقع بودی تو تیوال شاهین جان؟ آیه ی قرآن رو یادم هست ولی انجیل رو یادم نمیاد. اگر انجیل انتشار میدادم که واقعا دمم گرم. خدا ازمون قبول کنه!
۰۸ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"پپرونی برای دیکتاتور" رو دوست داشتم
اجرای فوق‌العاده‌ای نبود
ولی ارزش دیدن رو داشت
بازیا اول نمایش جانیفتاده بوده‌ن
ولی به مرور به‌تر شد
بعضی جاها حس می‌شد حرکت بازیگرا فقط برای این بوده که صحنه یک‌نواخت نشه
و شاید اگه حرکت نمی‌کردن هم
اتفاقی نمی‌افتاد.
متن دیر راه افتاد
و ریتم و انسجام نیمه دومش به‌تر بود
شوخیای خوبی هم داشت
از معدود دفعاتی بود که حضور یه شخصیت با ویژگیای "اِوایی" (کلمه به‌تری به ذهنم نرسید)
تأثیر دراماتیک داشت
و فقط برای خنده گرفتن از تماشاچی نبود
نمایش رو در کنار "منصور ضابطیان" دیدم..

manimoon..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ سال پیش
هم‌چین روزی
اولین بلیط تئاترمُ از تیوال خریدم:


نام برنامه:ترانه های قدیمی
تاریخ و ساعت:سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۰۰
تعداد:۲
صندلی‌ها:
H-۴-۲۲ / H-۴-۲۱
بهای کل:۵۰,۰۰۰ تومان

کد پیگیری:827322
نام خریدار:محمدجواد لشگری

manimoon..

از: manimoon
چه جالب :)
به رسید های خودم سر زدم و دیدم اولین خرید من از تیوال مربوط به کمدی استشمامات بوده...
دی 92...
چقد زود گذشت...
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
چاپ رسید
نام برنامه:ادیپوس
تاریخ و ساعت:پنج‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۰۰
تعداد:۲
صندلی‌ها:۱۴-۱۹ / ۱۴-۲۰
بهای کل:۳۰,۰۰۰ تومان

کد پیگیری:272916
اینم اولین خرید من :-):-):-)
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
خیلی یادآوری جالبی بود
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دوران عاشقی" رو دوست نداشتم
فیلمی به شدت پایین‌تر از حد انتظارم
که هر چی فکر می‌کنم چیزی برای دفاع نداشت
به جز بازی خوب "فرهاد اصلانی" و بازی نسبتن خوب "شهاب حسینی"
بازی بد "لیلا حاتمی"
فیلم‌نامه به شدت بد
که هم در کل و در حد داستان حرفی برای گفتن نداشت
هم به شدت شعارزده بود و تریبونی برای گفتن حرفای قشنگ!! کارگردان و احتمالن نویسنده
هم دیالوگای خیلی بدی داشت
کارگردانی بد و پلانایی که با وجود تدوین "هایده صفی‌یاری"
بازم خیلی جاها کات‌ها به شدت توی چشم می‌زدن
و خیلی جاها غلط بوده‌ن
پلانای اضافی که دلیلی برای خیلیاشون نبود
و خیلی راحت می‌تونستن حذف بشن.
"دوران عاشقی" فیلمیه برای حرص خوردن
و ... دیدن ادامه » سؤالی که همه‌ش از خودم می‌پرسیدم این بود که داورای جشن‌واره
چه‌طور روشون شد این فیلم رو برای فیلم‌نامه نام‌زد کنن
چه برسه به این که به‌ش سیمرغم بدن؟؟!!؟؟!!

manimoon..
"سه جلسه تراپی" رو دوست داشتم
بازیای خوب
خصوصن بازی فوق‌العاده "الهام کردا"
"صابر ابر" هم فراتر از حد انتظارم بود
شروع نمایش خیلی خوب و درگیرکننده بود
ولی جلوتر که می‌رفت
خصوصن توی اپیزود سوم
به قدرت قبلش نبود
پایان کار رو هم دوست نداشتم
به نظرم می‌تونست خیلی به‌تر و غافل‌گیرکننده‌تر باشه
طراحی صحنه هم ساده ولی خوب بود
کاش توی موارد بیش‌تری از نوع نشستن بازی‌گرا
برای کارای متفاوت (مثل دادن پلاک) استفاده می‌شد
اون موقعیت چایی و قندم که عاالیییییی بود.

در ... دیدن ادامه » مجموع توصیه می‌شه به شدت
اگه کسی متن رو اصلن دوست نداشته باشه هم
فقط و فقط دیدن بازی "الهام کردا" ارزشش رو داره
حتا اگه مجبور باشی سه ساعت زودتر بری
و از گیشه بلیط بگیری
و روی زمین
نزدیکِ نزدیک بازی‌گرا بشینی.

manimoon..
خبر ندارید که تمدید میشه یا خیر؟ حتی از سایت گیشه هم نتونستم راهی برای خرید بلیت پیدا کنم
۰۹ تیر ۱۳۹۴
کاملا در مورد پایان نمایش با شما موافقم، حالم رو گرفت.
۱۲ تیر ۱۳۹۴
تازه فک کن که من از کامنت ها هم متوجه شده بودم که گلهای صورتی نشون دهنده خودشناسیه اما اصلن به نظرم نیومد که سه نفر به خودشناسی دست پیدا کردن و یه جورایی مشکلشون برطرف شد مثلن به نظرم فقط به بیان مشکلات پرداختن همین که دلیل نمیشه به خودشناسی رسیده باشن ... دیدن ادامه » که
البته من علیرغم علاقه به روانشناسی دی این زمینه خیلی اطلاعات برای قضاوت کردن ندارم :)
۱۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرار گروهی نمایش "نامه‌های شبانه"

سلام به همه
بچه‌هایی که دوست دارن
برای پنج‌شنبه 11 تیر
بریم این نمایش رو ببینیم.

تماشاخانه استاد مشایخی
چهارراه ولیعصر (عج)
ساعت 7:15
مدت نمایش: 75دیقه.

لطفن بچه‌هایی که می‌آن
"می‌آیم" رو بزنن

ممنون
می‌بینم‌تون.

manimoon..
مانیمون عزیز،
قرارای تیوالی تلگرامی و وایبری شده! یعنی باید واسشون توی گروهای تیوالی ها تبلیغ کنی توی تلگرام و وایبر! حجم تبلیغاتم به شدت بالاست! شاید دلیل عدم استقبال از قرارت همین باشه که تیوالی ها دیگه کمتر به خود تیوال اهمیت میدن!

:)
۱۱ تیر ۱۳۹۴
بهنام عزیز
من در جریان این مسئله‌ای که می‌گی نیستم
ممنون که گفتی.

manimoon..
۱۱ تیر ۱۳۹۴
بچه‌هایی که می‌آن
من از ساعت 6:45 توی سالنم.

manimoon..
۱۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"نهنگ عنبر" رو دوست داشتم
هر چند چیزی بین کلیپ و فیلم بود
و بعید می‌دونم فیلم موندگاری بشه
ولی لحظه‌های خوبی داشت
با موقعیتای بامزه که اصلن بی‌جا روشون تمرکز و مکث نشده بود.
یه "رضا عطاران" فوق‌العاده
یه "مهناز افشار" و "ویشکا آسایش" خیلی خوب
فقط به نظرم نوع پایان‌بندی فیلم باعث می‌شه تماشاچیایی که فیلم دوست داشتن هم
کم‌تر -خصوصن در سطح ناخودآگاه- میلی برای دیدن دوباره فیلم داشته باشن.
ببینید
لذت‌بخشه.

پ.ن:
انگار اگه عطاران توی سینمای ایران نباشه
قید ساخته شدن یه سری فیلما رو کلن باید زد.

manimoon..
واقعا مهناز افشارِ خیلی خوب؟! :O
شاید من الکی باهاش لج افتادم که همه ی بازیهاش به نظرم خیلی بد میاد!! D:
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
بانومهناز افشار کار زیبایی ارایه دادن البته با وجود باردار بودنشان و اینکه خیلی سعی کرده بودن بارداریشون تویه فیلم دیده نشه ولی هم چهره اشان تغییر کرده بود و هم اگر دقت میکردیم خیلی راحت از طرز کادر بندی دوربین میشد تشخیص داد....
ولی با این حال سختی کار ... دیدن ادامه » را تحمل کردن که کار زیبایی ارایه بشه..
۲۳ تیر ۱۳۹۴
بازی مهناز افشار رو تو این فیلم خیلی دوست داشتم .
۲۵ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"آتیش‌بازی" رو دوست نداشتم
به شدتم دوست نداشتم
بعض فیلما رو به دوستام پیشنهاد می‌کنم ببینن
تا برای ساختن یه فیلم خوب
هر کاری توی اون فیلم انجام شده رو انجام ندن
ولی آتیش‌بازی در این حدم نبود
چیزی که اصلن توی فیلم‌نامه مهم نبود
سیر منطقی اتفاقات
خصوصن انگیزه‌های شخصیتا بود
یعنی حتا روم نمی‌شه عبارت "شخصیت‌پردازی" رو برای این کار استفاده کنم.
خدا رو شکر سانسی که من رفتم به شدت خلوت بود
و تقریبن هیچ‌کس هیچ‌جای فیلم نخندید
کاش "عزت‌الله مهرآوران" بازی تو این فیلن احمقانه و اون نقش احمقانه‌تر رو قبول نمی‌کرد
تنها افسوسم برای ایشون بود
و البته نگرانم و می‌ترسم از سطح سلیقه و سواد بعضی آدما توی نوشتن قصه و ساختن فیلم و انتخاب نقش.
امیدوارم ... دیدن ادامه » این فیلم و فیلمای نظیرش اصلن نفروشن
تا دیگه کسی سمت ساختن همچین فیلمایی نره.

manimoon..
"پریدن از ارتفاع کم" رو دوست داشتم
فیلمی پر از لحظه‌ها و موقعیتای خیلی خوب
که به نظرم تونسته بود از پس خودش بربیاد.
بازی خیلی خوب "نگار جواهریان" و "رامبد جوان"
که برعکس بیش‌تر نقشای جدیش
این بار خیلی راحت و درست بود.
عاشق سکانس "آب‌پرتقال" شدم
و چه‌قدر برای رسیدن به این موقعیت
خوب و درست و به‌جا مقدمه‌چینی شده بود.
حتمن ببینید.

manimoon..
"نارنجیغ" رو دوست داشتم
ایده هوش‌مندانه و متن خوبی بود
با بازی خوب "محمدرضا سجادیان" عزیز
که توی شخصیت‌پردازی
هم "محمدرضا" هم "بهادر آذری" عزیز تونسته بودن به خوبی از پس کار بر بیان
و "بهادر" خوب و درست و به اندازه "محمدرضا" رو هدایت کنترل کرده بود
با توجه به فرم سختی که داشت
داستان به نسبت خوبی روایت می‌شد
و تقریبن شخصیتی از روایت جا نمی‌موند
(به این خاطر می‌گم تقریبن که متن پیچیده بود و با یه بار دیدن نمی‌تونم با قاطعیت در این موردش نظر بدم)
بازم دم‌تون گرم بهادر و محمدرضا و مارال
به امید موفقیتای روزبه‌روزتون.

یه اتفاق جالبی که افتاد
شبی که من کارُ دیدم
آقای ... دیدن ادامه » "عمروآبادی" و آقای "تینو صالحی" هم بودن و کار به‌شون تقدیم شد
البته که این همه اتفاق جالب نبود
جالب این بود که من بین این دو عزیز بودم ) :)

manimoon..
پس اون پیرهن آبیه شمایین :)
خوب بقیه دوستان هم یه سرنخی بدن ممنون می شیم من فقط 4-5 نفر رو شناسایی کردم :))
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
بسیااار ممنون

راستی منم لباس سبز یشمی پوشیده بودم!
:))
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
مخلصم محمدرضا )

manimoon..
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1046 نفری که می‌رین و می‌بینین
جای منم خالی کنین.

manimoon..
قشنگ گفتی :)
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"رابینسون کروزوئه" رو دوست داشتم
متن خوبی بود
و برای خنده گرفتن از تماشاچی تقریبن به‌ش باج نمی‌داد
بازیا کنترل‌شده و خوب بودن
طراحی کارم فوق‌العاده بود
فقط من متوجه نشدم
اون کسی که رابینسون نجاتش داد
اول گفت آدم‌خورا می‌خوان بخورنش
ولی بعد جوری حرف می‌زد که انگار خودشم آدم‌خور بوده
تو این دو سه روزی که ازش مونده
از دستش ندید.

manimoon..

manimoon عزیزم
چقدر این جملت زیبا بود :

برای خنده گرفتن از تماشاچی تقریبن بهش باج نمی‌داد

مرسی
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
مخلصم آقای رحمانی بزرگ‌وار.

manimoon..
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"کامنت رو دوست داشتم"
البته دوست‌داشتنی که خیلی خیلی نزدیک "دیدم"ه
ولی به هر حال بازی بازیگرا باعث شد دوست داشتم رو بزنم
"کامنت" به نظرم خیلی جاها در حد ایده می‌مونه
و ازش فراتر نمی‌ره
اتفاقی که می‌افته تا حدودی قابل حدسه که واقعی نیست
و شاید واقعی جلوه دادنش خیلی اهمیتی برای گروه نداشته باشه
ولی وقتی تغییری که مدنظره داده می‎شه
کار دیگه جلو نمی‌ره
و بازی صندلی آخر کار هم به نظرم بیش‌تر مثل یه موقعیت اومد که نویسنده یا کارگردان دوستش داشتن
و خواستن ازش استفاده کنن
ولی ربطی به بقیه اجرا نداشت
البته با توجه به اسمِ "کامنت"
شاید اول و آخر کار به‌ش مربوط می‌شد و اتفاقای اون وسط ربط زیادی به بقیه کار نداشت
سعی شده بود مفهوم خشونت توی همه موقعیت‌ها اعمال بشه و البته این اتفاق افتاده بود
ولی ... دیدن ادامه » ارتباط محکمی بین بخشای مختلف با هم وجود نداشت
(خصوصن بازی صندلی)
از دیدنش راضی‌ام
ولی در حدی که انتظار داشتم قانعم نکرد.

شبی کار رو دیدم که حبیب رضایی، الهام کردا، سعید چنگیزیان و احمد کاوری توی سالن بودن.

manimoon..
آقای لشگری اتفاقا منم نمایش شنبه شب دیدم که مثل شما سؤالاتی برایم پیش اومد که در جلسه نقد تیوال با سوال هایی که از کارگردان و بازیگران پرسیده شد تونستم ارتباط بیشتری با کار برقرار کنم.
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
من با این که خیلی دوست داشتم
نتونستم برای جلسه نقد بمونم
تو اولین فرصت مصاحبه آقای باپیری رو می‌خونم
شاید بیش‌تر بتونم ارتباط برقرار کنم.

manimoon..
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
سلام
خوشحالم که کار را دوست داشتید
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید