تیوال رومینا خلج هدایتى | دیوار
S3 : 00:45:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جاى این نمایش این روزها خیلى خالیه...
منم امروز دقیقا به همین فکر می کردم
۲۶ آبان
ما بزرگ و نادانیم
مثل گاو مینوشیم
مرتعی سرابی را
قحطی است و می‌دانیم
گریه غرق خواهد کرد
اسب های آبی را
هم درشت و غمگینیم
هم سیاه و بدبینیم
هم برای آبادی، قطره ای نمی باریم
هم ... دیدن ادامه » نگه نمی‌داریم، حرمت خرابی را
شب که می شود خوابیم
صبح و ظهر هم، خوابیم 
عصر هم که تا شب خواب 
شب دوباره تا شب خواب 
توی خواب می‌بینیم، روز آفتابی را 
مثل گاو نوشیدیم
مثل اسب کوشیدیم
مثل اشک جوشیدیم
گریه غرق کرد آنگاه
اسب های آبی را
۲۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیارى تیوال
چرا سیستم sms یادآورى رو قطع کردین؟
با این روالى که نمایش ها یه ماه زودتر بلیت فروشى رو آغاز میکنن واقعاً باید یادمون بمونه که براى چه روزى چى رو خریدیم؟
هردفعه هم سؤال میشه میگین در حال پیگیریه، کى این پیگیریتون به ثمر میرسه؟ امیدوارم کمتر از آزادراه تهران-شمال طول بکشه!
با این قیمت هاى نجومى بلیت میخریم، لاقل زحمت یه یادآورى رو بکشید.
البته برای من همچنان مسیج یادآواری ارسال میشه
۱۸ آبان
رومینای عزیزم فقط سایتهای داخلی امکان باز کردنشون هست
حتی گوگل و یاهو هم مسدود شدند.
۲۶ آبان
واقعاً این دموکراسیشون منو کشته. مرسى نیلوفر عزیز
۲۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در فیلم « The Kid» ساخته‌ی چارلی چاپلین فصل بسیار مشهوری با عنوان DreamLand وجود دارد که در آن چاپلین در خواب سرزمینی رویایی را تصور میکند که در آن انسان هایی با بال های سفید می‌رقصند، سگ ‌ها پرواز می‌کنند و در یک کلام بهشت مجسم است اما این سرزمین رویایی هم از حضور شیطان مصون نیست. نمایش دریم‌لند انگار آلترناتیوی دیگر از همان خواب ،منتها متناسب با شرایط امروز است. از همان آغاز وارد یک سرزمین کابوس‌زده می‌شویم، مکانی که در آن سلطه‌ی کلیسا حاکم است و پلیس مجری این دیکتاتوری دینی است، چیزی شبیه به قرون وسطی( اگر یاد مکان یا زمان دیگری افتادید مسئولیتش با خودتان است!). در نقطه‌ای، این دیکتاتوری از صحنه‌ی نمایش به میان تماشاگران( جهان بیرونی) هم راه می‌یابد که با پادرمیانی چارلی چاپلین ختم به خیر می‌شود!
در نمایش اما انگار این صامت بودن نشانه‌ای از ... دیدن ادامه » خفقان هم هست چرا که در صحنه‌ای از طریق میان نویس(بالانویس) اجازه‌ی ناطق شدن صادر می‌شود! بامزه آنکه وقتی چاپلین صاحب قدرت می‌شود دوباره صحنه را صامت می‌کند، این نوعی شوخی با خود چاپلین هم محسوب می‌شود، چون همانطور که می‌دانیم او تا مدت ها در برابر ناطق شدن سینما ایستادگی می‌کرد.
اجرای نمایش صامت و آوردن شمایل چاپلین روی صحنه با همان لباس و حرکات تجربه جدید و جذابی است، اما نکته‌ای که توجه بیننده را به خود جلب می‌کند این که قسمتی از آن حرکات سریع و ری‌اکشن‌های بامزه در سینمای صامت نتیجه‌ی تعداد فریم‌های کمتر در هر ثانیه(16 یا 18 فریم به جای 24 فریم)بود. اما در نمایش زنده، بازسازی آن حرکات کار به مراتب دشوارتری است که اغلب بازیگران از عهده‌ی آن برآمده‌اند.
میزانسن‌های جمعی در نمایش گاهی در مخاطب ایجاد سردرگمی می‌کند، زیرا هنگامی که بازیگران در نقاط مختلفی از صحنه مشغول اجرا هستند دیالوگی وجود ندارد که نگاه بیننده را به یک نقطه هدایت کند، کارگردان هم نه از طریق میزانسن و نه از طریق نورپردازی این تمرکز را ایجاد نمی‌کند، حال نمی‌دانم این نتیجه‌ی نوعی دموکراسی در کارگردانی است یا نقص، اما هرچه باشد نتیجه یکسان است.
فصل پایانی که در آن چاپلین در این سرزمین "دیکتاتوری به نوبت" صاحب قدرت می‌شود و دیگران را مجبور می‌کند که به هر ساز او برقصند جذاب است و انگار چاپلین را با ماشین سفر در زمان به امروز آورده‌اند! در پایان اما این ولگرد دوست داشتنی عطای قدرت را به لقایش می‌بحشد و از این خواب به خوابی دیگر پناه می‌برد.
به به ..این نمایش حتما باید دیدنی باشد که باعث شده بعد از مدتها رومینا جان خردمند با قلم شیوا و جان دارش درباره اش بنویسد. سپاس از حضورت رومینای گرانقدر
۱۹ مرداد
امیدوارم دوباره دلسرد نشوی رومینا جان... خوش برگشتی :)
۲۰ مرداد
مرسى مینا جون:)
۲۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید