تیوال محمدرضا سجادیان | دیوار
S3 : 12:44:23
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چندی پیش، برای اخذ مجوز متن نمایشم، مرا به مرکز هنرهای نمایشی فرا خواندند. نمایشنامه ام را متهم به سیاه نمایی کردند و از من تعهد گرفتند که پاره هایی از متن را حذف کنم.
یکی نیست بگوید آقایان، فرق سیاه نمایی و واقع گرایی را در کدام مکتب باید به شما آموخت؟ سفره ی بی برکت و فشار معیشتی کارگران سیاه نمایی است؟ از چه می هراسید؟ نمایشنامه ی من، فوق فوقش چند صد مخاطب دارد. زورش به کجا می رسد؟
اگر بازگو کردن آسیبی به نام خودسوزی را دور از واقعیت می دانید، بگویید چرا روح بازیگر نمایش من جراحت دارد؟ چرا بدنش روی صحنه از ایفای نقش یک کارگر درد کشیده ی معترض می لرزد؟
بازیگر نقش یک کارگر، تحت تاثیر جهان نقش خود قرار گرفته، آن وقت انتظار دارید ما به ازای بیرونی و واقعیِ نقش او در اهواز خودسوزی نکند؟
اصلا من سیاه نما!
فقط یکی به من بگوید در #هفت_تپه چه خبر است؟
انگار عادت دارد در روزهای پایانی سال مخاطب را با یک اجرای باهوش و تمیز غافلگیر کند.
پارسال با قلم خودش (آنسفالیت) نقش زد و امسال قلم مک دنا را قرض گرفت.
سیاوش بهادری راد را می گویم.

تو را تا مرز این باور می کشاند که اگر کارمایکلی وجود داشت حتما باید فارسی حرف می زد.
فرزین صابونی را می گویم.

شامه ات را تیز می کنی تا مطمئن شوی که واقعا علف نکشیده!
مجتبی رجبی را می گویم.
"جوادیه" پوزخند دلنشین عقربه های ساعت شماته ای به عددهای سرد ساعت دیجیتال است.


از جنس همان پوزخندهایی که "محراب" به "ایرانشهر" می زند.
از جنس همان پوسخندهایی که "محراب" به "ایرانشهر" می زند.
۰۸ آذر ۱۳۹۴

باتشکر از همراهی دوستان گرامی . سپاس
۰۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدا کنه هیچ فوتبالیستی پیشرفت نکنه

خدا کنه باد همه رختا رو با خودش ببره

خدا کنه سرهنگ برگرده!


بله بله لطفا تمدید کنید یه چند روز دیگه هم
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
سپاس از همراهی شما
۱۳ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اناری را، می کنم دانه، به دل می گویم
""خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود""
می پرد در چشمم آب انار، اشک می ریزم
مادرم می خندد، رعنا هم...


آقـــــایِ سهرابِ سپهری
"رعنا هم..."
...
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوژه ی بکر، متن خوب ، کارگردانی خلاقانه و بازی های قوی (خصوصا مجتبی رجبی).

یکی از بهترین اجراهای سال رو دیدم.
سلام محمدرضا جان..این تاترو به جهت مهمان کردن دوستی، پیشنهاد میدی؟
۰۷ اسفند ۱۳۹۳
ممنون از توضحاتت..
۰۷ اسفند ۱۳۹۳
درود بر شما اقای سجادیان
سپاسگذارم بابت توضیحاتتون
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صرف نظر از جزییات فنی و محتوایی اثر، می توان گفت ترجمه و کارگردانی قابل قبولِ این کار به متن خوبِ مارتین مک دنا وفادار بوده است.

باتشکر از گروهِ مهربان و مهمان نوازِ این نمایش
:)

پیشنهاد میکنم کار رو ببینید.
ممنون جناب سجادیان
خوشحالیم که با رضایت از سالن رفتین بیرون... :)
۱۶ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من تو ذهنم یه BMDB شخصی دارم! (Brain Movie Data Base) که فیلم محترم "ماهی و گربه" توش جایگاه ویژه ای پیدا کرده.

ترجیح میدم فعلا فقط از مرور احساس ناب دو ساعت و ده دیقه ی حضورم توی سالن سینما لذت ببرم.

شهرام مکری عزیز، صمیــــمانه از شما بخاطر خلق این اثر سپاسگزارم.
این نمایش کلاس درسی بود برای بازیگران جوان
بیان، حس، بدن...
نادر خان فلاح، سرتان سلامت.
به امید روزی که همه ی محصولات فرهنگی برای تبلیغات خود حامی داشته باشند و روی تابلوهای تبلیغاتی شهر و دیارمان برای فرهنگ ،سهمی برابر با تجارت در نظر گرفته شود.

بی شک جامعه ی ما بیشتر از تناول چیپس و پفک به تماشای تئاتر نیاز دارد.
محمد رضای گرامی
مرسی از شما و توجه شما
۲۲ شهریور ۱۳۹۳
ارادتمندم
۲۲ شهریور ۱۳۹۳
لازمه این امر گسترش تاتر بین همه اقشار جامعه هست،باید تماشاگرها اونقد زیاد بشه تا ساخت سالنهاى جدید و تغییر کاربرى سالنای موجود رخ بده ،این امکان نداره که همزمان تاتر مختص یه گروه صد یا دویست هزار نفره باشه و هم بودجه مناسب بگیره و هم شرکتها و کارخونه ... دیدن ادامه » ها روش و در واقع توش ! تیلیغ کنن
۲۳ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین خدارحمی عزیز
من به خوبی می دانم که برای این کار متحمل زحمات فراوانی شدی.

خسته نباشی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبُوَد آبخورم

شهریار
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با "عشق" عوض نمیکنم تلخیِ نابِ چایَ مو
یکی به پیکرِ جنون سنجاق کرده سایهَ مو

یه دنیا تو دو خط*
......
مرسی آقامحمدرضا
۱۸ فروردین ۱۳۹۳
متشکر از دوستای خوب و خوش ذوق و با محبتم
۲۰ فروردین ۱۳۹۳
چایی فقط با نبات :| :)))))
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود، آن سیزدهَم کز همه عالم به درم

(شهریار)
چقدر قشنگه این شعر شهریار...
خیلی لطیف میشه این آدم توی بعضی کارهاش...
دلم خیلی میسوزه برای جوانی او
و نرسیدنش به معشوقش...
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
من خود، آن سیزدهَم کز همه عالم به درم..
عالی بود
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرّی است انگار
بونسایِ خشکیده، جوانه زد از درد دل هایم
سرّش به کنار
کمی از این زبان بسته یاد بگیر
قشنگه
......
ممنونم از آقامحمدرضا
۰۹ فروردین ۱۳۹۳
به
۰۹ فروردین ۱۳۹۳
آذرنوش این گیاه هم زیباست و هم گرون..
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لعنت به بُغض
بترکد غرورت را می ترکاند
نترکد درونت را
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بمان
مثل کبوتری که
پشت هواکش کفاشی لانه می سازد،
ساده بمان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید