تیوال نمایش مرگ و پنگوین
S3 : 19:54:24
براساس رمان «مرگ و پنگوین» نوشته آندری کورکف
  ۱۱ شهریور تا ۲۰ مهر ۱۳۹۷
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمد چرم‌ شیر
: پیام دهکردی
: (به ترتیب حروف الفبا) مهران امام‌بخش، عباس جمالی، محمدحسین زیکساری، محمد شهبازطهرانی، فرید قبادی، عارفه لک، امین موحدی‌پور، باران وقارکاشانی
: گروه تیاتر امید

: وحید لک
: مجتبی رجبی
: عابس خلقی
: ندا نصر
: آنکیدو دارش
: ماریا حاجیها
: رویا ناصری
: شقایق باقری
: مهرنوش بیانی
: منصور نصیری، امید رجایی
: مرتضی زمانی، طلا سپهرم
: فواد خراباتی
: بابک مینایی
: علیرضا اسدنژاد
: آوا فیاض

فروش بلیت هر سانس تا ساعت ۱۵ همان روز در سایت تیوال و پس از آن در گیشه تیاتر شهر انجام می‌شود.
همچنین روزانه تعداد محدودی بلیت خارج از ظرفیت با بهای  ۱۵،۰۰۰ تومان در گیشه این مجموعه موجود است.

یک نویسنده، یک پنگوین، یک عشق، یک مرگ

گزارش تصویری تیوال از نمایش مرگ و پنگوئن / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» سیدعلی صالحی نمایش «مرگ و پنگوئن» را افتتاح می‌کند

» اعلام تاریخ و ساعت اجرا

» «مرگ و پنگوئن» به روایت پیام دهکردی در تئاترشهر

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فقط دو اجرا باقیست...

تمدید نخواهد شد.
رضا غیوری، محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
سایه * این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از چهارشنبه ۱۸ تا جمعه ۲۰ مهر، به نویسندگی محمد چرم‌ شیر، کارگردانی پیام دهکردی و با بازی مهران امام‌بخش، عباس جمالی و ... آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد رضا آشقته درباره « مرگ و پنگونن» را در هنرآنلاین بخوانید:

فاصله با مرگ یک پنگوئن است / نقدی بر نمایش مرگ و پنگوئن نوشته محمد چرم­شیر و کارگردانی پیام دهکردی

رضا آشفته: پیام دهکردی در "مرگ و پنگوئن" نسبت به کارهای قبلی‌اش تواناتر و هوشمندانه‌تر عمل کرده است. او به بیداری در نگاه و پرداختن به موضوعات قابل لمس و در توجه به ملحوظات متعهدانه تاکید بسیار می‌کند.

http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-124811
مختار بایزیدی، امیر، مهرداد و رضا شاهی این را خواندند
رضا غیوری و سایه * این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همراهان گرامی

به لطف استقبال شما دوستان و همکاری مجموعه محترم تئاتر شهر، نمایش «مرگ‌و پنگوئن» به مدت یک هفته تا جمعه بیستم مهرماه تمدید شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام دهکردی برای من دوست داشتنی بود. با این کار دوست داشتنی تر هم شد
نویسنده ای برای اینکه نوشته هایش چاپ شوند به پیشنهادِ مدیر مسئولِ روزنامه ای، واردِ بازی مرگ نویسی می شود تا در قالبِ نوشته هایی کوتاه، به ستایشِ کسانی بپردازد که روزنامه به او دیکته می کند. او بی خبر از آنکه نوشته هایش، مرگِ ستایش شوندگان را جلو می اندازد شروع به دواندنِ قلمش بر روی کاغذ می کند. بدون اینکه بداند چاپِ نوشته هایش به منزله ی تاییدِ حکمِ مرگِ آنهایی است که با آب و تاب اما کوتاه، به توصیف شان پرداخته است. اما مگر می شود در بازی مرگ ،نقشِ مرگ نویس را داشته باشی و جانِ سالم در ببری؟ حتا اگر ترسِ از مردن، تو را همچون پنگوئنی دورافتاده از قطب، منزوی کند؛ حتا اگر شنیدنِ صدای در زدنِ مرگ، به پنگوئن تبدیل ات کند. چرا که بالهای پنگوئن، پرِ پرواز ندارند تا تو را نجات دهند؛ اگرچه توی پنگوئن را سوارِ هواپیما کنند.
سپاس از حضور و یادداشت خوب‌تان
۱۱ مهر ۱۳۹۷
خواهش می کنم! اینجا جا دارد به خاطرِ اجرای بی نقصِ ((مرگ و پنگوئن)) به شما دست مریزاد بگویم.
۱۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، چهارشنبه ۱۱ و جمعه ۱۳ مهر، به نویسندگی محمد چرم‌ شیر، کارگردانی پیام دهکردی و با بازی مهران امام‌بخش، عباس جمالی و ... امروز (یکشنبه) ساعت ۱۵ آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان گرامی

فروش سه سانس پایانی این نمایش فردا یکشنبه ساعت 15 در سایت تیوال باز خواهد شد.

محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی ها، طراحی صحنه و لباس را دوست داشتم. جنس کارهای پیام دهکردی بسیار عمیق و تاثیرگذار است. خود داستان هم بسیار چالش برانگیز و قابل تامل است.
پ ن: سالن خیلی سرد بود
همه میدانیم که صندلی‌های سالن چهارسو بسیار ناراحت هستند ای کاش با کمی مراعات بگذاریم تا تماشاچی ردیف جلو هم امکان تکیه زدن داشته باشد و شانه هایش را مهمان کفش و زانویمان نکنیم!
سپاس از حضور شما
سرمای سالن را گزارش دادیم.
۰۷ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
امشب دوشنبه کار رو دیدم
مجموعا کار رو دوست داشتم اگر چه گاهی ریتم اجرا کند میشد و گاهی حتی حس لازم رو در بازیگران نمی‌دیدم
آقای زیکساری عزیز استاد کهنمویی بود نه بازرس پلیس تازه با کلی اشکال در خوندن گزارشات پلیس و به نظرم خیلی انرژی پایین و بدون حس
به نظرم یه جاهایی ریتم تند نمیشد فیلم رو تند میکردند (وای سونیا وای میشا الو من پنگوئن هستم ....)و در مورد مه ساز هم فکر میکنم چهارسو برای مه ساز خیلی خیلی خیلی کوچیکه
من واقعاً داشتم خفه میشدم
یه مورد دیگه صندلی های مجموعه افتضاح هستش زانوی نفر عقبی روی کتف و شونه هام بود
جناب جعفریان ارادتمندم
۲۷ شهریور ۱۳۹۷
در خصوص صندلی و مه ساز کاملا موافقم من اصلا مشکل تنفسی ندارم و مشکل داشتم فکر کنم نباید بیماران آسمی این نمایش و برن. نمایش هم به نظرم موضوع خیلی خوبی داشت ولی اون قدر که باید خوب نبود.
۰۴ مهر ۱۳۹۷
خانم لطیفی پور
قصه خوب بود اجرا هم برخی بازیها و .....کم انرژی و پر اشکال بود
در مورد مه ساز هم به نظر من
فضای سیاسی و اجتماعی امروز ایران آنقدر تاریکو غبار آلود و بدون اکسیژن هست که لازم نبود ما در سالن خفه بشیم تا یادمون بیفته این فضا رو
۰۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
از تیوال بسیار سپاسگزارم که به نظرات و پیشنهاداتی که از طرف کاربران ارائه میشه توجه دارن و تا حد امکان اونها رو عملی می کنن.
تغییر سیستم امتیازدهی به پنج ستاره درخواستی بود که از مدتها پیش مطرح شده بود و مسلما دوستان تیوالی از این به بعد میتونن به نمایشها منصفانه تر امتیاز بدن، چون نمایشهای بسیاری در طیف متوسط قرار میگیرن اما دو ستاره برای مقایسه و بیان کیفیت و دوست داشتن همه شون واقعا کافی نبود.

با تشکر
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، دوشنبه ۲ و سه شنبه ۳ مهر، به نویسندگی محمد چرم‌ شیر، کارگردانی پیام دهکردی و با بازی مهران امام‌بخش، عباس جمالی و ... آغاز شد.
همچنین خرید بلیت از چهارشنبه ۴ تا جمعه ۶ مهر، جمعه (۳۰ شهریور) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
مسعود جعفریان، محمد لهاک و کارن این را خواندند
آوا فیاض این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"وقتی فاصله ی مرگ و زندگی، پنگوئن بودن است ."
«_به بخش هایی از داستان اشاره شده است _»

درباره ی رمان "مرگ و پنگوئن"، اثر اندری کورکف که بعنوان مهمترین نویسنده ی اوکراین بعد از فروپاشی شوروی سابق مطرح ست ، بسیار نوشته اند، چه کن کالفوس منتقد نیویورک تایمز و چه منتقدان وطنی..کتابی که از پرتیراژ ترین رمانهای اروپایی ست و اقبال خوبی داشته است؛ آنچه بیش از همه در خط روایی رمان به چشم می خورد، تنش، بی ثباتی و فضایی از رعب و کشتار و ناامنی در جامعه ای تازه استقلال یافته وحضور قدرت و مافیای حزبی و سیاسی ست؛ فضایی که برای اروپای شرقی بسیار مملوس ست..
داستان، شرح حال نویسنده ای جوان ست که اگرچه نوشته هایش خوبند اما مورد توجه قرار نمی گیرند و پنگوئنی که با او هم خانه شدهَ ست .. و به سفارش روزنامه ای آگهی ترحیم افرادی را می نویسد که هنوز زنده اند اما این خود سرآغاز درگیری او با ماجراهای عجیبی می شود که "مرگ" سرسلسله ی تمام آنهاست ..

محمدچرمشیر، با دست مایه قرار دادن این رمان که طنز سیاهی دارد، و برجسته سازی مفاهیمی از آن بادیدی ابزوردتر، نمایشنامه ای را به رشته ی تحریر درآورده که باهمان نگاه آشوبنده و آشفتگی اجتماعی و سیاسی، به استحاله ی انسانی می پردازد که در تهاجم و تجاوزِ قدرت و حاکمیت،مرگ و کشتار، از انسان بودن می گریزد و حیوان شدن را ترجیح می دهد.

پنگوئنی که با تمام افسردگی و سکوتِ خود، یکی از مهمترین عناصر داستان و نیروهایِ زندگی و ادامه ی حیات است .اگرچه بیشتر روزش را در وان و سه وعده خوردن ماهی سپری می کند، اما پس از او، گویا تمام رشته های ربط نویسنده به امید و زندگی، گسسته می شود. او همان موجودیتی ست که تعلق، عشق، ونمادی از شرایطِ ماندگار و متعادل، با "مرگ"ش، به اتمام می رسد ..
پنگوئنها موجوداتی اجتماعی و گروهی هستند که اگر از محیط زیستِ واقعی خود دور بیفتند، از تنهایی و آب وهوای نامناسب، نمی تواند به زندگی ادامه دهند.
نمایشنامه ، بخوبی توانسته است،فضای رنج، تنهایی، سردی، انزوا و پوچی آدمها را به تصویر بکشد و علی رغم تفاوت های زیادی که با کارکترهای رمان، دارد اما پیوند ابتدایی و پایانی را مشابه، حفظ کرده تا خط و ربط داستان اصلی با نزدیک تر شدن به فضای ِمورد نظر چرمشیر در تمرکز بر تغییرات فردی و مسخ شدگی نویسنده و اوضاع مشوش بیرونی، برای تماشاگر،اساسی تر جا بیفتد.
آپارتمانی که دیوار ندارد و شخصیت هایی از یک مافیای مخوف سیاسی از تاریکی و بدون هیچ عبور از دری، وقت و بی وقت وارد و خارج می شوند. سفارش هایی برای آگهی ترحیم دارند که در حقیقت، سوژه های قتل وکشتارهای بعدی ست. سفارش هر آگهی، پیامی از وقوع قتل آن فرد ست که پیشآگهی‌اش داده می شود. و بدین ترتیب نویسنده وارد دایره ی زنجیره واری از پاکسازی های سیاسی می شود که دستورش از یک ناظر کلِ مخفی ست .
مرگ و پنگوئن، روایتی از گریزناپذیری آدمی در تارهایِ رویدادهای سیاسی و فجایع و جنایاتی ست که هرچقدر بخواهد بکارخودش و نگهداری پنگوئنش مشغول باشد بازهم درآنهاگرفتار می شود، وهرچقدر بخواهد "کمتر بداند تا کمتر درخطر" باشد، بازهم روند اتفاقات او را وارد مسیری می کند که بداند و ریسک خطراتش را بپذیرد و تاوانش را بدهد.
تاثیرِ امر سیاسی، در تغییرات اجتماعی، چه درمتن و چه در اجرای درخشانِ پیام دهکردی، بر تک تک افرادی که چه در رأس و بطن آن، که مهره ها را جابجا می کنند وچه ویکتورِ نویسنده، و سونیا دختر یکی از آن عاملان جنایی،بعنوان افراد عادی تر، موثرست و انفعال و انزوا،حاشیه ی امنی بوجود نخواهد آورد. سیستم حاکمیت، با نفوذ، تجسس و ردیابی افراد و بازجویی از آنها، روندی را شکل می دهد که حتی تک تک افراد جامعه،وضعیت موجود را بپذیرند و به آن تن دهند مگر آنکه احتمال حذف ومرگ خود را بپذیرند. فشار و ارعابی که همواره تهدیدی ست که یا مطیع باشند و مهره ای هدفمند، یا از چرخه حذف شوند.
این ... دیدن ادامه » سیاست کثیف و رایجی ست که افراد را به دلایل زیادی وارد کار کثیف وهمرنگ ِ حاکمیت برتر و عاملان جنایتها می کند حتی اگر درحوزه ی فرهنگ و زیست روزمره ی آنان باشد تا حداقل فاصله ی ایدئولوژی برای کنترل و تسلط بر همگان ایجاد شود.

مرگ و پنگوئن، داستانِ خوردگی روان و احساس آدمی در تنهاییِ مفرطی ست که حتی اگر بخواهد باعشق ترمیمش کند، قادر نیست . وحتی اگر بخواهد خودش را از دایره یِ فجایعی که هرروز پیرامونش اتفاق می افتد،جدا کند، ممکن نیست.
چرمشیر اگرچه مرگ و پنگوئن را به شیوه ی مختصرتری از رمان اصلی روایت می کند وسعی دارد در تصویری درست از فضای حاکم و سیر استحاله ی نویسنده و حتی با تغییر نقش سونیای 4 ساله به دختری جوان و ایجاد ارتباطی حسی و عاطفی، بیش از پیش بر فقدان عشق و امنیتِ روانی تاکید کند بااینحال بدلیل سیرِ تند و گاها حذف بسیاری از رخدادها، اجازه ی تکمیل شدن هر قطعه با قطعه ی بعدی را بطور کامل نمی دهد. و مخاطب با سرتیترهایی از اتفاقات مواجه می شود که بیش از درک روند جاری، نتیجه نهایی داستان را مهم می کند.اگرچه در بازنمایی "قدرتِ مرگ" با فانتزی پنگوئن،و احوالات او و دردی که در جامعه ی امروز ما نیز بوفور دیده می شود،موفق است.

طراحی صحنه و وجود بلورهای سفید که تداعی سرزمینی موعود، سپید، آزاد و امن ست، بازی جا‌افتاده ی عباس جمالی و حضور پنگوئن عروسکی که دقیق و حرفه ای باران وقارکاشانی خردسال، ایفاگر نقش آن ست، طراحی نور و موسیقی و افکت های مرتبط با فضای جنایی داستان، دکور اندازه و کارا، همه و همه اجرایی منسجم و کارگردانی ِموفقی ر را رقم می زنند.

آنچه بر صحنه ی چارسو اجرا می شود، زیست هر فردی در یک جامعه ی بی ثبات و بلبشویِ سیاسی واجتماعی با سیطره ی حاکمیتیِ فاسد و با گریبانگیری تنهایی ازلی، وعدم امنیتی ست که زندگی ش را از انسان بودن به جانور بودن تقلیل می دهد و ازاو موجودی استحاله شده می سازد که تنها راه نجاتش را مهاجرت و رفتن از آن جامعه می داند.
آخرین دیالوگ نمایش از زبان ویکتور نویسنده، تکان دهنده ترین و مهمترین بخش نمایشی ست که تابلوهای هشدارش را بسوی تماشاگران و افراد جامعه از آینده ای می گیرد که ممکن ست عنقریبِ روزگار خودشان باشد ..
" من پنگوئنم ".*

با آرزوی موفقیت بسیار برای جناب دهکردی و گروه خوب و حرفه ایشان
نیلوفرثانی
منتقدهنرنت
13 شهریور 97

* : دیالوگی از متن ..
منبع :1/ رمان : مرگ و پنگوئن/ اندری کورکف/ ترجمۀ شهریار وقفی پور/ نشر روزنه
2/ مقاله ی «مرگ و پنگوئن»؛ یک کمدی سیاه/کن کالفوس/ لیلا عبدالهی‌اقدم

http://www.honarnet.com/?p=2123
درود بر شما سرکار خانم ثانی بزرگوار،خواندن نقد زیبا و توصیفات شما از این اثر بسیار لذت بخش بود،سپاس برای وقتی که گذاشتید،قلمتان ستودنی ست.
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
سرکار خانم ثانی نازنین
سپاس از توضیحات و تحلیل جامع و کاملتان.
مانند همیشه بسیار لذت بردم. :)
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
جناب رزمجوی عزیز سپاس بیکران از لطف وتوجهتون ... ممنونم که نظرتونو فرمودید ..
۲۴ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرد بلیت روزهای تازه این نمایش، یکشنبه ۲۵ و دوشنبه ۲۶ شهریور و یکشنبه ۱ مهر، به نویسندگی محمد چرم‌ شیر، کارگردانی پیام دهکردی و با بازی مهران امام‌بخش، عباس جمالی و ... امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
میترا این را خواند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاگران عزیز

نمایش «مرگ و پنگوئن» از 27 شهریور الی 1 مهرماه به دلیل ایام سوگواری تاسوعا و عاشورای حسینی اجرا نخواهد داشت.

آخرین سانس نمایش پیش از تعطیلات دوشنبه 26 شهریور خواهد بود و پس آن تا 13 مهر روی صحنه خواهد رفت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای کسانی که به خواندن رمان علاقه‌مند شدن:
https://www.ketabrah.ir/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%BE%D9%86%DA%AF%D9%88%D8%A6%D9%86/book/29740
"در این جهان فانی، هر آنچه بهره‌ای از حیات دارد، صدایی نیز از آن خویش دارد. صدا نشانۀ زندگی است. صدا ممکن است قدرتی بیابد، فرو بشکند، گم شود یا در زمزمه‌ای بنشیند که به سختی شنیده شود. در همسراییِ جمعی زندگی ما مردم، صداهای فردی به سادگی تشخیص‌پذیر نیستند، اما آن هنگام که ناگاه صدایی از این جمع به سکوت درغلتد، این وقوفِ دردناک را با خود می‌آورد که صدا نمی‌ماند، که هر زندگی مرزی دارد."
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف این تئاتر بی‌نظیر که توی همچین سالنی با این صندلی‌های بی‌نهایت ناراحت و آزاردهنده اجرا شده
واقعاً تمرکز و فضاسازی‌ای که کل تیم نمایش روش حساب کرده بودن رو این صندلی‌ها (آدم رو پا در هوا می‌کرد انگار نشستی روی تشک بادی توی استخر) بلکل نابود می‌کرد.
دست تمامی اعضای این نمایش درد نکنه، واقعاً عالی بودین.
سپاس از حضورتون
و متاسفسم که شرایط راحتی برای شما فراهم نبوده، حتمن نظر شما به مجموعه تئاترشهر انتقال داده خواهد شد.
۱۸ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صالح نجفی در مقدمه مجموعه کتاب‌های "فیلم به‌مثابه فلسفه" به نکاتی اشاره می‌کند که در مورد این نمایش هم پر بیراه نیست:

[]در یکی از صحنه‌های کلیدی رمان جاودانگی میلان کوندرا، یکی از شخصیت‌های رمان به نام پروفسور آوناریوس از میلان کوندرا در مقام شخصیتِ راویِ رمان می‌پرسد، "راستی این روزها چه می‌نویسی؟" کوندرا در پاسخ می‌گوید، "تعریف کردنش غیرممکن است". آوناریوس می‌گوید، "چه‌حیف". و راوی که از قضا نویسنده رمانی است که ما مشغول خواندن آنیم جواب می دهد "اصلا حیف نیست".
به نظر راوی، این "حُسن" کتابی است که او دارد می‌نویسد و خواننده دارد می‌خواند و آوناریوس هستی خود را از آن یافته است. او مشغول نوشتن کتابی است که "بازگفتن" آن، "نقل‌کردن" آن، غیرممکن است. کوندرا در مقام علت می‌گوید، عصر حاضر به هرآنچه ... دیدن ادامه » تاکنون نوشته شده چنگ می‌اندازد تا آن را به کالایی بشری تبدیل کند: فیلمی سینمایی، برنامه‌ای تلویزیونی، کارتون یا نقاشی متحرک. خوب، این چه عیبی دارد؟
راوی-کوندرا می گوید، آنچه در یک رمان اساسی است، یعنی آنچه با ذات رمان نسبت دارد، دقیقا آن چیزی است که فقط در قالب رمان بتوان بیان کرد. بدین اعتبار، هر اقتباسی، یعنی هر تلاشی برای بیان آنچه در قالب رمان بیان شده است با مدیومی دیگر، حاوی هیچ‌چیز به‌جز چیزهای غیراساسی یا غیرذاتی رمان نمی‌تواند بود. راوی می‌گوید. "اگر این روزها آدمی همچنان آن‌قدر دیوانه باشد که رمان بنویسد و بخواهد رمانش را از دستبرد اقتباس کننده‌ها در امان دارد، باید به‌نحوی بنویسد که اقتباس از آن ممکن نباشد، به عبارت دیگر، به‌نحوی که بازگفتن آن ممکن نباشد". آری، این راهی است که کوندرا برای نجات رمان در عصر سیطرهٔ تصویرها(ی سینمایی) پیش می‌نهد.
به گمان او، تقریبا تمام رمان‌هایی که تاکنون (یعنی ده سال پیش از پایان قرن بیستم) نوشته شده بیش از حد تابع قواعد وحدت عمل بوده‌اند، یعنی هستهٔ مرکزی اکثر رمان‌ها را زنجیرهٔ واحدی از اعمال و وقایع تشکیل داده است که رابطهٔ علت و معلولی با هم دارند. کوندرا تنش دراماتیک را آفت رمان می‌داند چراکه همه چیز را، حتی زیباترین صفحه‌ها، شگفت‌انگیزترین صحنه‌ها و نکته‌ها را تبدیل می‌کند به قدم‌هایی که به گره‌گشایی راه‌حل نهایی راه می‌برند، جایی که معنای همهٔ چیزهای قبلی در آن متمرکز می‌شود: "رمان در آتش تنش خود چون بسته‌ای کاه می‌سوزد".[]
چقدر عالی بود . خیلی خیلی عالی
فردا میرم دنبال پیدا کردن و خریدن فیلم به مثابه فلسفه
مرسی :)
۱۶ شهریور ۱۳۹۷
آقای عبداللهی کار آقای نجفی مجموعه‌ای چند جلدی هست که تو هر مجلد به یک فیلم می‌پردازد. اسم مجموعه رو گذاشته‌اند فیلم به‌مثابه فسفه. شاید از عنوان کتاب کاول وام گرفته باشند.
۱۶ شهریور ۱۳۹۷
ممنونم آقا رضا..
بله بله لیست مجموعه کتاب ها را بعد از نوشته شما دیدم.
۱۷ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌و‌گوی پیام دهکردی در خبرگزاری ایسنا:

پیام دهکردی: «مرگ و پنگوئن» آخرین حرف من با جامعه‌ام است

https://www.isna.ir/news/97061005074/
رضا بولو، Marillion، میترا، نیلوفر ثانی، عاطفه گندم آبادی و کارن این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۱۸ تا سه شنبه ۲۰ شهریور، به نویسندگی محمد چرم‌ شیر، کارگردانی پیام دهکردی، و با بازی مهران امام‌بخش، عباس جمالی، محمدحسین زیگساری و... آغاز شد.
محمد لهاک، میترا، سحرناز قاسم نژاد و کارن این را خواندند
آوا فیاض این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید