۲۵ مهر ساعت ۱۱:۱۱
چیزی که برام توی «مون واک» جذاب بود، این ترکیب هوشمندانهی کمدی و درام بود؛ اینکه چطور در دل موقعیتی که ریشههای تلخی داره، لحظات خنده شکل میگیرن، بدون اینکه لزوماً از عمق موقعیت کم بشه. به نظرم حفظ این تعادل در اجرای تکپرسوناژ، بهخصوص از نظر ریتم و کنترل لحن، کار سادهای نیست. از طرفی، اینکه بازیگر بتونه بهتنهایی بار دراماتیک اثر رو حمل کنه و ارتباط مخاطب رو در طول اجرا زنده نگه داره، تسلط قابلتوجهی میخواد. برام اجرای قابل تأملی بود؛ خسته نباشید بهتون.
۲۵ مهر ساعت ۱۱:۴۹
«مون واک» برای من بیش از یک روایت، مواجههای با مفهوم حرکت در درام است؛ تناقضی میان میل به پیشروی و نیرویی که مدام شخصیت را به نقطهی آغاز بازمیگرداند. انتخاب این ایده و امتداد آن در جهان اثر، ظرفیت تأملبرانگیزی برای پرداخت به روابط انسانی و تأثیر آنها بر مسیر رشد و هویت فردی ایجاد کرده است.
در اجرای تکپرسوناژ، بازیگر امکان پنهان شدن پشت بدهبستانهای متعارف صحنه را ندارد؛ اینجا حفظ ریتم، تسلط بر بیان، مدیریت سکوتها و ساختن ارتباط زنده با مخاطب، اهمیت دوچندانی پیدا میکند. برای من، مواجهه با چنین اجرایی، بیش از هر چیز یادآور دشواری و ظرافتِ حمل یک جهان دراماتیک بهتنهایی روی صحنهاست.
خسته نباشید به محمد شعبانپور و گروه اجرایی «مون واک»
۲۴ تیر ساعت ۱۳:۰۶
خیلی جالبه الان همین بلیت ها داره توی سایت دیوار با قیمت ۱ میلیون ۷۰۰ هزارتومن برای فروش گذاشته میشه
۲۴ تیر ساعت ۱۳:۲۶
واقعا این مسخره بازی رو نمی فهمم چجوری میشه که ما راس ساعت داخل سایت هستیم ولی نصف سالن که صندلی ها سیاه و فروخته شده بقیه هم نارنجی توی رزرو و از همه بدتر یکی هم تایمش میگذره رزروش تموم میشه و من اون صندلی رو انتخاب می کنم در صورت انتخاب کردن من چجوری یکی دیگه هم انتخابش می کنه و از گزینه های من خارج میشه
۲۹ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۵۱
بسیار اجرا رو دوست داشتم و حتما به دوستان پیشنهاد می کنم بیان و ببینن
تیم عالی بازی های آقای زندگانی آقای ظفرپور آقای محمدی و خانم سعیده عالی بود و بسیار تاثیرگذار و بسیار با روزهایی که ما سپری می کنیم همخوانی داشت و دیالوگ های حق و به جایی گفته میشد
انگار یک جامعه کوچک در یک کافه جمع شده بودن آدم هایی با تیپ شخصیت های متفاوت که با همه آنها آشنا هستیم
واقعا هر آدمی که مفهوم اجرا رو درک کرده باشه به نظرم هم یه جاهایی به فکر فرو میره و به خودش میاد هم غمگین میشه
در کل خسته نباشید میگم به همه اعضای گروه
۲۹ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۲۴
بعد یک دونه صندلی که من نارنجیش می کنم چطور یک نفر دیگه میتونه بگیره ؟اون وقت ما نمیتونیم
۲۹ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۴۱
چطور میشه ما سر ساعت ۱۲ داخل سایت باشیم بعد همه صندلی ها از قبل رزرو باشه ؟
۲۳ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۰۰:۱۹
واقعا کار رو دوست داشتم دکور جذابی داشت یک مقدار با لباس بازیگرها مشکل داشتم فقط خیلی میتونست بهتر باشه مخصوصا دوتا کاراکتر اصلی طنزهای به جا و درستی بود و جالب هم بود
یه بازی خیلی متفاوت از آقای حصاری و آقای مستجابیان دیدم
پیشنهاد می کنم به دوستان که این نمایش رو ببینن