تیوال نمایش دقیقا ۹ سال و ۳ ماه و ۲۰ روز پیش کجا بودی؟
S3 : 06:02:50
امکان خرید پایان یافته
  ۰۸ خرداد تا ۰۴ مرداد
  ۱۷:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: سید فرشاد هاشمی
: سید فرشاد هاشمی
: سید فرشاد هاشمی

: مهشید جوادی
: سپهر مهردادفر
: شبانه باقری
: احمد عالیشاه
: شیما مرادی
: امید محمدنژاد
: آیدا اورنگ
: گیلناز یوسفیان
: مریم برادران
: حمید صباغی
: زهرا نوروزی (ژاسمین مزون)

 * دیدن این نمایش برای افراد زیر ۱۲ سال توصیه نمی شود *

دقیقا ۹سال و ۳ماه و ۲۰روز پیش کجا بودی؟

بخش بیرون از ظرفیت با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش دقیقا ۹ سال و ۳ ماه و ۲۰ روز پیش کجا بودی؟ / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» ۲۳خرداد سال ۱۳۸۸ کجا بودید؟

ویدیوهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با سلام خدمت دوستان و فرشاد هاشمی
من قبل از اینکه به نقد بپردازم...// یک توضیحی بدهم...
تخصص مهندسی من ایمنی ترافیک است و اپیزود دوم در مورد میزان تلفات (من از واژه قربانیان استفاده می کنم)
تصادفات جاده ای استفاده می کنم..// ما جزو 10 کشور بد دنیا در این زمینه هستیم و شاید در ردیف
کشورهای بدبخت جهان قرار دادریم..// می توانم بگویم آمار فاجعه بار ، فاجعه بار .. 16000 هزار قربانی
در سال... // نکته دوم: استان فارس در بین استان های کشور بالاترین میزان قربانیان را به خود اختصاص
داده است، اینکه فرشاد هاشمی آگاهانه یا شانسی یا به خاطر ویدئو پدر ان دختر دانشجو این استان را انتخاب
کرده نمی دانم..// چون واقعاً این موضوع برای من به شخصه دردناک است و اینکه در فیلمی یا اثر هنری
به این موضوع پرداخت شود برایم قابل تقدیر است..// و خب ذات هنر نمایش است که با همراه کردن و همذات پنداری از دوران کودکی و آشنایی با خانواده محسن به ابعاد این فاجعه نگاه کند...
(( فرشاد هاشمی عزیز اگر خواستی نمایش دیگری بنویسی یا بسازی که به مقوله قربانیان حوادث
جاده ای مربوط باشد روی مشاوره هایم در زمینه ایمنی ترافیک حساب کن.))

نقد نمایش
خب در این نمایش ها بازیگر است و بازیگر و بازیگر و توانمندی در بازیگری بیشتر خودش را نشان می دهد..
من بودم اپیزد اول و سوم را به هم ربط می دادم مثل اپیزد دوم و چهارم..
به ... دیدن ادامه » دلایل سیاسی در مورد اتفاقات سال 88 به صورت خیلی سانسور شده ای در اپیزد اول بهش پرداخت نشد
یا ضعف در نویسندگی و کارگردانی بود نمی دانم..
بعد هم به صورت خیلی پر رنگی 9 سال و 3 ماه و... در نمایش دیده شود... که نمی شود..
خود این عدد خاص می توانست دستمایه فوق العاده جذابی برای نویسندگی باشد که با بی تدبیری
نویسنده اش از بین رفت و حیف شد...// چون یکی از دلایل انتخابم و جذب شدنم همین اسمش بود..
اپیزد اول: بازی متوسطی بود ACT طبیعتاً نقش مهمتری از بیان داشت، ACT متوسط بود اما خودبازی
برای من در پرده سومش نچسپ بود.. حداقل انتظار داشتم وقتی می گفت به مریم فکر کن، فقط به اون ساعت فکر کن.. یک لبخند بزنه که نزد.. // شاید بگید یک لبخند چقدر موثره؟ خیلی موثره.. خیلی.. چون می توانی
همذات پنداری کنی وقتی داره یادم همسرش و اسم گذاری می افته چه احساس خوشایندی داره..
اگر هم دید عرق کرده فرشاد به خاطر این نیست که بازیگر توانمندی هست و عرق سرد و عصبی داره، سالن
گرم بود..
اپیزد دوم: خوب جلو رفت و دلنشین.. // می تونست به جای تصاویر قرمز آدم ها را قبل تصادف نشان بده
که مثلاً دارند با هم حرف می زنند یا ایده بهتر این بود که خود محسن در کنار خانواده در پراید ها هست
و مثلاً با کامیون تصادف می کنه..// بعد عکس گرفته می شد..
ولی کشته شدن گروه نجات موقع کمک رسانی ایده خیلی خوبی بود و از توانمندی نویسندگی است..
البته می تونست بعد عکاسی اشو بهتر جلو ببره..
یکبار در حاشیه کنفرانس من با مسئولی داد و بداد کردم که اگر خانواده ات توی همون ماشین بود همین
حرفو می زدی.. // یا باید یک از این شرکت های راهسازی .. واسه اش گفتاری شبیه سازی کردم
و بهش یاداور شدم که دارای به خطا می روی اگر مادرت هم از این جاده نا امنی که تو ساختی می رفت و تصادف
می کرد همین حرفو می زدی..
بهرحال سعی نکرده بود با تصاویر خشن و مشمئز کننده (چیزی که من به خاطر تخصصم مثل اون عکاس
مجبورم ببینم ) روی تماشاچی اثر بگذاره جای تشکر داره..ولی بهرحال می تونست اپیزود را بهتر تموم کنه..
اپیزد سوم: چون ذاتاً ربط زیادی به اپیزودهای دیگری نداشت و من شخصاً روایت های منسجم تر را دوست دارم
(البته نمی تونم بگم ایراد کار است) خیلی در موردش حرف بزنم نسبت به اپیزود اول ساده تر بود.. و خب
فرشاد هاشمی از پس نقشش بر آمده بود و به قد و هیکل و تیپش این نقش بیشتر می خورد..
اپیزد چهارم:
این تفنگ فیل سیاه کش شوخی معمول نیمه دهه هفتاد دانشجویی..
البته من چون ردیف اول نشسته بودم اولین جواب تو این اپیزود دادم و شروع پرسش و
پاسخ از من شروع شد..
به نظرم خیلی طولانیه نیازی نبود.. اگر قراره که متوجه بیمارستان روانی بشویم که خیلی سخت نبود
بیشتر شبیه یک حقه بود نه گول زدن نمایشی.. یک حقه ای که انگار تماشاچی خسته است با ورودش
به نمایش و جک تعریف کردن تماشاچی خستگی اش یادش برود...
انتظار بیشتری داشتم که با این جک ها تاثیرگذاری بیشتر و ضربه قوی تری بزنه..
نقاشی خودکشی اش به نظرم ضربه محکمتر و دلچسپ تری بود..
در این اپیزود هم سعی شده بود به جای اینکه تماشاچی رو به اشک و آه بندازه، حرفهای ناخوشایندشو
بیان کنه .. ولی خب ناموفق هم نبود.. ولی ضربه به خاطر جک ها ارام شده بود و از میزان تاثیرگذاری اش کم شده بود...
طراحی صحنه: نداشتیم تقریباً به جز صندلی .. ولی خب صندلی خوبی بود کارایی داشت..
میزانسن: در اپیزود سوم در بعضی قسمت ها به این صندلی ها لگد می زد خیلی بی معنی و مزخرف بود.
از معدود کارهایی بود که در اپیزود اولش نیاز به سیگار هم داشت.. با اینکه سیگار نکشید و خدارا شکر کردم
چرا که مشکل تنفسی ام سیگار را همچون سلاح گرم برایم ترسناک ساخته است..
فصل درخشان: فصل درخشانی نداشت ولی همین که اشک و آه تماشاچی را در نمی آورد به خاطر تاثیرگذاری
مجدداً تشکر می کنم..
خلاصه: فرشاد هاشمی خوب نوشته تقریباً به جز اپیزود دوم که انسجام کار را گرفته است.
بازیگر متوسطی هست به خصوص در بیان..// 4 اپیزود را در هرحالتی به جز چند فریاد اپیزود دوم
تقریباً با یک لحن اجرا کرده بود../// بازی ((دست)) رو هم در اپیزود اول متوسط بود..
مونولوگ بازیگرهای خیلی توانمند می خواهد خیلی.. فرشاد هاشمی بازیگر متوسطی است برای مونولوگ..
کلاً مونولوگ کار سختی است ولی خب فرشاد هاشمی با آگاهی و اپیزودیک کردن کار و تعویض پرده
خستگی تماشاچی را کم کرد.. ولی خب من بودم اپیزود سوم را حذف، اپیزود اول را طولانی تر و جک های
اپیزود چهارم را کمتر می کردم..
کلاً کارهای این شکلی ضربات دقیق و محکم و دلچسپ می خواهد در انتها و بازی قوی در طول نمایش
ومتنی دقیق و حساب شده و جزئی نگر..
ضرباتش محکم نبود خیلی ، جزئی نگری خاصی هم نداشت ولی متنش روان بود ولی اپیزودیک بودن کارف این نمایش را نجات داد، بازی اش متوسط بود..
قیمتش بالا نبود .. تخفیف دانشجویی اش را بیشتر کنن مثلاً 50% .. ما حامیان اصلی تئاتر بیشتر تئاتر ببینیم..
پیشنهاد می کنم به قیمتش کار نسبتاً خوبی می بینید../نمره ای تقریباً 14 از 20/






سپیده و امیر مسعود این را خواندند
مریم اسدی و سارا این را دوست دارند
همچین فرشاد هاشمی روز پنج شنبه بعد از تمام شدن نمایش گفت:
منتظر خواندن نقدتان در تیوال هستم..ف رسیدم خونه سریع شروع کردم نقد نوشتن..
گفتم بیاد حال کنه یک جوابی بده نمی دونم یک کاری بکنه..
یک دوروزی هم از جمعه گذشت خبری نشد..
می دونید فرشاد هاشمی را چجوری ... دیدن ادامه » می کشن؟
با تفنگ فرشاد کش!! جواب نه هست..
مثل اون هاشمی تو استخر خفه اش می کنن؟ جواب نه هست..
با ندیدن بقیه نمایش هایش؟ آفرین تو خیلی باهوشی..
۰۷ مرداد
سارا سلام
همواره از خواندن نقدهایت لذت می برم
سپاس از اینکه نقدم را خواندی
۰۷ مرداد
سلام
سپاس از شما که می نویسید. مثل همیشه به نکات خوبی اشاره کردید. هربار نقدهای شما رو می خونم چیز جدیدی یاد می گیرم.
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط میشه گفت عالی بود
سپیده، سما قوام‌زاده و Ahmad Alishah این را خواندند
پارسا یزدی و دریا نوری این را دوست دارند
شملا چه پیامی ازین تیاتر گرفتی
۱۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی و کارگردانی خوب بود. نمایشنامه رو دوست نداشتم. کم عمق بود. انتظار داشتم سرنخ داستان ها آخرش یه جایی به هم برسن.
نورپردازیشم خیلی دوس داشتم.
جناب اسماعیل پور هنوز طبق عادت به دنبال آخر میگردید؟ موضوعش در واقعیت هنوز به آخر نرسیده، ضمنا چه آخری میخواستید داشته باشه؟ آخرش ماییم
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا باید این اثر را از ساحت سایکو سوماتیک بررسی کرد؟ آیا پرداخت به مقوله بازیگری و اقتصاد حرکت و یا حرکت وضعی یا وضعی-انتقالی جایگاهی دارید؟ یا واکاوی ساختار پُست دراماتیک متن کار درستی است؟ می گویم خیر.... گاهی اثری را فقط باید دید و لذت برد... فرشاد هاشمی را ببینید و لذت ببرید و لحاظات زیبا و تلخ هر انسان را با او تجریه کنید
چقدر لغات قلنبه سلنبه در متنی کوتاه
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از خواندن خیلی از نظرات، بسیار شگفت زده شدم و بر آن شدم که نظر خودم را نیز بیان کنم.

هم نظر هستم با دوستی که این نمایش را به مثابه یک کلاس دانستند
یک کلاس سرد و کم هیجان
بازیگر بر روی مونولوگ خودش مسلط بود، اما تسلط برروی این مونولوگ ساده و به اصطلاح فِلَت کار چندان سختی هم نبود! اَکت بازیگر هم نسبتاً خوب بود اما اصولاً با اثری روبرو نیستیم که برای بازیگر چالش برانگیز باشد.
نمایشنامه متشکل از چند داستان مجزا از هم، و به عقیده‌ی من کم عمق و خالی از عوامل لازم برای ایجاد حس همذات پنداری و تاثیر گذاری بر روی مخاطب بود.
موضوع تمامِ سوژه‌هایی که از آنها صحبت شد برای من بسیار تکراری و کلیشه‌ای بود. به طوری که من بعد از همشون(بجز یک مورد) به خودم میگفتم "خب که چی؟! |:" یعنی به نظرم سوژه‌ها به هیچ عنوان عمق و جای مانور نداشتند؛ (مثل اینکه کسی داره ... دیدن ادامه » برای شما از روی کتاب چندتا داستان میخونه، با این تفاوت که بخش‌هایی از اون داستان‌ها رو بازی هم میکنه!) من که به شخصه با هیچکدام ارتباط کافی برقرار نکردم و تحت تاثیر قرار نگرفتم به همین روی بود که هیچ رغبتی در پاسخ دادن به سوال‌های بازیگر در طول اجرا نداشتم. یعنی محتوا به گونه‌ای نبود که شما را به فکر ببرد،‌ مشغله‌ای در ذهنتان شود، بعد از اجرا به آن بیاندیشید و یا حداقل با دنیای تازه‌ای آشنایتان کند.
طراحی لباس و طراحی صحنه هم بسیار سطحی و ساده بود و نمیدانم عواملش دقیقا بر روی چه چیزی وقت گذاشتند؟!
نورپردازی خوب بود، بجز آن بخش خسته کننده‌ای که نورِ سالن به سمت تماشاچی‌ها بود و بیش از اندازه ادامه پیدا کرد.
قطعات موسیقی‌ خوب انتخاب شده بودند اما اینکه مدام به صورت استاکاتو قطع میشد اصلا جالب نبود، بهتر بود کمی لگاتو میشد و کم کم قطع میشد تا مخاطب بیشتر در داستان فرو برود.

درمجموع من بنا به تعریف یکی از دوستان به دیدن این نمایش نشستم و انتظار بسیار بالاتری داشتم اما متاسفانه برآورده نشد و دیدن و شنیدنِ تمام این نظرات مثبت(که عموماً چندان اصولی بیان نشده بود و من را قانع نکرد) بیشتر من را تحت تاثیر قرار داد تا خودِ تئاتر!

من به این تئاتر نمره‌ی ۳،۴ از ۱۰‌ میدم.
مرسی از فرشاد هاشمی عزیز و جون و دلی که برای این نمایش گذاشته
شاید به واسطه ی جنسی که این کار نسبت به کارهای دیگه داره جذابیت کمتری رو شاهد باشیم اما این نمایش به شدت ارزشمند و تحسین برانگیزه به خصوص موضوع قابل تامل و مهجوری که بهش اشاره داره و همینطور هنرنمایی یک تنه آقای هاشمی که دست مریزاد داشت واقعا
سپیده، رضا غیوری و حمیدرضا مرادی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار تاثیرگذار ...
و فراموش نشدنی
کاری متفاوت و درست از کارگردان جوانی که هر شب و با هر اجرا ، دنیای منحصر به فردش را به گونه ای در میان می گذارد که اگر در آینده از من تماشاچی بپرسن ۹ سال و ۳ ماه و بیست روز پیش کجا بودی؟ بدون شک با افتخار می گویم در حال دیدن نمایش ۹ سال و ۳ ماه و بیست روز پیش
بدن، بیان، ارتباط: بسیار خوب.
حمیدرضا مرادی و Ahmad Alishah این را خواندند
دریا نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوشحالم که این کارو دیدم....خسته نباشید به آقای هاشمی و تیمشون...این کار خلاق رو ببینید .
حمیدرضا مرادی، پارسا یزدی، فرزاد جعفریان و Ahmad Alishah این را خواندند
سپیده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی، نورپردازی، موسیقی، هماهنگی، نمایشنامه همه فوق العاده بودن. از همون اول نمایش، مخاطب وارد یه دنیای دیگه میشه.
سپیده، فرزاد جعفریان و Ahmad Alishah این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به توصیه دوستم کاوه سجادی حسینی برای دیدن نمایش رفتم
انتظارم محدود و هدفم حمایت از یک کار دانشجویی بود
اما...
فرشاد هاشمی عزیز با هنرمندی تمام تمام پیش زمینه های ذهنی رو به هم ریخت
واقعا خوشحالم از اینکه از محل کارم زودتر بیرون آمدم و این نمایش رو دیدم
اجرای خیره کننده، موضوعی بسیار جذاب و پرداختی فوق العاده

کارکرد صندلی که طراحی هوشندانه ای هم داشت عالی بود

توصیه می کنم حتما کار رو ببینید
خوشحالم که این کار رو دیدم . فرشاد هاشمی خیلی سریع تماشاچی رو وارد دنیای خودش می کنه . دنیا رو بهش می قبولونه و کار به جایی می رسه که تماشاچی هم جزئی از بازیگرهای این دنیا می شه . با کراهت رفتم و نشستم پرای دیدن کار . می گفتم آخه یعنی چی خودت بنویسی خودت کارگردانی کنی خودتم بازی کنی خودم پولشو بدی . خوب خودتم تماشاش کن چیکار به کار ما داری دیگه . اما خوشجالم که دیدم . به سلیقه من این نوع کارها تئاتر تر هستن . نه لباس و دکور عجیب غریب . نه بازیگرهای گرون نه بریز و بپاش اما یک کار شسته رفته و کاملن قابل قبول .
دستشون درد نکنه .
خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه دیدن و شنیدن اتفاقات تلخ حاصلش ناراحتی هست وناراحتی چه هنری که بتونه اتفاقات تلخ را به تصویر بکشه و اندیشیدن را نیز درگیر جز دیدن تاتر بسیار زیبای دقیقا 9 سال و 3ماه و20 روز پیش کجا بودی ؟
ندا این را خواند
Ahmad Alishah این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا مونولوگ قوى و خیره کننده اى بود. کم پیش میاد که یک نمایش سولى اینقدر ادم رو ببا خودش همراه کنه . مشخصه که روى متن نمایش بسیار زیاد کار شده و عالى بود. همراه و درگیر کردن ذهن مخاطب جنبه ى بسیار مهمى بود . بازى آقاى هاشمى هم واقعا بدون نقص بود. پیشنهاد میکنم این نمایش رو از دست ندید .
یک اجرای مونولوگ عالی، همراه با روایت‌های مختلف که در داستان بیان می‌شد پیش می‌رفتم و خیلی از دیدن این کار لذت بردم.
جناب هاشمی در ادامه راهتان در هنر تئاتر برایتان آرزوی موفقیت دارم، بسیار نمایشتان به دلمان نشست، متن ، بازی و طراحی...همه چی در خور یک مونولوگ جذاب و پر مفهوم بود.
حمیدرضا مرادی، سپیده، Ahmad Alishah و ندا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده ی نمایش جذاب بود،بازی آقای هاشمی من رو تحت تاثیر قراردادو طراحی صحنه قابل توجه بود،بعضی از مونولوگ ها به نظر من طولانی میشد.خسته نباشید و امیدوارم در آینده نمایش های بیشتری از این هنرمند ببینم.
یک نمایش تک‌پرسوناژ که نویسندگی و کارگردانی و بازیگری آن بر عهده یک نفر است. متن اثر با فراز و نشیب‌ها و ریتم بالایی که دارد و با بزنگاه‌های درست و به‌جا، تماشاگر را درگیر خود می‌کند.
همچنین کارگردان سعی دارد بیماری‌های روانی خاص نتیجه‌ی شرایط اجتماعی را نمایان کند.
موسیقی فضای مناسب و متناسب با نمایش را می‌سازد.
درجه نمایش: B
کارگردانی: ۹/۱۰
بازیگری: ۹/۱۰
نمایشنامه: ۹/۱۰
طراحی لباس و صحنه : ۶/۱۰
موسیقی: ۸/۱۰
در این شرایط بد اقتصادی نمایش هایی با حضور چهر های مشهور و با هزینه های هنگفت روی صحنه می رود که بعضا شخصا ناخودآگاه در حین نمایش خوابم می برد .... ابتدا به آقای هاشمی تبریک می گویم که اراداه کردند و با کمترین امکانات اثری خوب خلق کردند و این نشان از دغدغه تئاتر و هنر ایشان دارد که بسیار قابل تحسین و احترام است .
بازی جناب هاشمی بسیار خوب بود و پرسوناژ را کاملا پیاده کرده بودند و بازی خوبی نمایش دادند ... تبریک بعدی به موسیقی کار بود که فضای کار را به شدت قابل درک کرده بودند و در بعضی صحنه خودم رو در اون زمان و مکان احساس کردم .... طراحی صندلی کاملا هوشمندانه و در راستای متن ساخته شده بود ....
فقط در صحنه آخر تعداد سوالات و پاسخ از سمت تماشایگر کمی زیاد بود و ریتم کار را کند کرد .
در مجموع کار خوبی یود و بنده از دیده آن بسیار لذت بردم و دیدن این اثر را به ... دیدن ادامه » همه دوستاران هنر تئاتر پیشنهاد می کنم .
سوال جوابها با تماشاچی به خاطر در گیر موندن ذهن تماشاچی بود حتی بعد از اینکه ایشون نمایش رو ختم کردند. من به جز خودم کسانی رو دیدم که در حین کف زدن در انتهای نمایش هنوز حس این رو داشتن که نمایش تموم نشده و نشسته بودن و مبهوت بودن. با حال بود
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی تک نفره و چیره دستانه اقای هاشمی که هم نویسنده بود و هم کارگردان حائز توجه بود.البته اگر شخص ثالثی کار رو میدید هم میتونست بهتر از این کنه کارو..شروع نمایش و اولین حرکت بدن بازیگر مثلا میتونست با لطافت و باورپذیری بیشتری باشه. داستان کار به شدت تاثیر گذار بود و ایده اصلی ان چنانچه بر روی بروور اثر قید شده بودبر اساس تحقیقات پیرامون بیماریهای روانی خاص شکل گرفت تلاقی بیماری های نظیر سندروم دست بیگانه، فوبیای مرگ سندروم تروت و مازوخیسم با اتفاقات اجتماعی جهان پیرامونش شخصیتهای نمایش را پدیذ اورد. دردناک ترین اپیزود به نظرم اپیزود عکاس بود