تیوال نمایش سقراط
S3 : 08:57:23
امکان خرید پایان یافته
  ۲۱ آذر تا ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
  ۱۹:۰۰
  ۲ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا نعیمی
: فرهاد آییش، لادن مستوفی، بهناز نازی، نقی سیف جمالی، کتانه افشاری نژاد، یعقوب صباحی، ایوب آقاخانی، سیاوش چراغی پور، بهاره نوحیان، بهمن عباسپور، رضا جهانی، بهنام شرفی، پرهام دلدار، مجید نوروزی، مهرداد خانی، یاسمن کاکایی، راشین دیدنده، روژین رحیمی، مجید قادری، بهمن ناصری، محمد نژاد، علی حبیب پور

: رضا مهدی زاده
: ادناز زینلیان
: مقدی شامیریان، مژگان عیوضی
: رضا حیدری
: ماریا حاجیها
: محسن گودرزی
: منصوره قره داغی
: سیاوش لطفی گروه کر:: علی زارعی
: پریسا گودرزی
: هلیا کریمی
: محبوبه صادقی
: محمد نژاد، علی حبیب پور، پوریا اخوان
: مهدی یوسفی کیا
: مریم نراقی
: مریم ادیبی
: امیر قالیچی
: امیر خدامی
: مرتضی محمدی
: سعید وثیق نیا، ساناز فلاح فرد کاری از گروه تیاتر شایا

 

بهای بلیت این نمایش به شیوه زیر است:
همکف: 25.000 تومان
بالکن یک:   20.000 تومان
بالکن سه: 15.000 تومان

- این نمایش پس از استقبال چشمگیر در دوره نخست اجرا از فروردین ماه دوباره اجرا خواهد شد.
- نمایش سقراط روزهای شنبه نیز اجرا خواهد رفت. 
- با تصمیم مدیریت کلان تالار وحدت، بهای نمایش ها در این سالن در سال نود و سه برای همکف 25.000 تومان است.

 

حمیدرضا نعیمی: در جریان نمایشنامه، ما به مباحث تاریخی ۲۴۰۰ سال پیش یعنی اواخر عمر سقراط اشاره های مفصلی داریم. از آنجا که این نمایش یک اثر شخصیت محور است، شخصیت سقراط را به طور دقیق مورد بررسی قرار داده ام. ما در این نمایش به تعریف افلاطون و کسنوفون (شاگرد سقراط) از سقراط و روایت زندگی اجتماعی، تاریخی و خانوادگی او پرداخته ایم که از این نظر نمایش برای تماشاگر بسیار جذاب خواهد بود.

یادداشت کارگردان :
بهار را دوست دارم ؛ چرا که بهار ردی از جای پای خداست و من که خدا را عاشقم، او را سوگند می‌دهم به مقام آدمی تا سال جدید بر احوال همه ایرانیان به خجستگی محول گردد. بهار 1393 را بیشتر دوست دارم؛ چرا که هفتم فروردین شروع دوباره‌ی اجرای نمایش "سقراط" است در تالار وحدت.
نمایش "سقراط" پس از استقبال کم‌نظیر تماشاگران تهرانی، غیرتهرانی و نیز تماشاگران خارجی و تأیید اساتید و بزرگان تیاتر و سینما و نیز بنا بر درخواست جمع کثیری از نویسندگان،‌ مترجمان، محققان و اساتید دانشگاهی،‌از وزارت ارشاد مبنی بر اجرای دوباره این اثر، این بار با تغییراتی دراجرا، نورٰ ،طراحی حرکات ومیزانسن کلی نمایشی، کاملتر و جذاب‌تر به روی صحنه خواهدرفت.
نمایشنامه "سقراط" به صورت کتاب توسط انتشارات ارزنده ایرانی فرهنگسرای میردشتی و نیز موسیقی اثر به صورت لوح فشرده برای نخستین بار در ایران عرضه می‌گردد و این اتفاق تازه‌ای برای تیاتر ایران و نمایش ماست.
به امید دیدار شما در تالار وحدت
 حمیدرضا نعیمی

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال مراسم نمایش سقراط / عکاس: سیدضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» حجت الاسلام محمدعلی زم به تماشای " سقراط " نشست

» نیمی از فروش نمایش سقراط به درمان بیماران سرطانی تئاتر اختصاص می یابد

» " سقراط " بلیت هایش را به طور کامل فروخت

» " سقراط " بلیت هایش را پیش فروش می کند

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فروش دوبلیط در ردیف ۷ برای روزچهارشنبه ۲۲ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متوسط و رو به خوب

در عین سادگی از زیباترین صحنه‌هایی بود که دیدم. می‌شد و لازم بود که دست کم یکی از این دو بعد به خوبی انجام بشه: داستانی شکل بگیره که قهرمانش ارسطوی نخبه و آزادی‌خواه باشه یا نمایشی ببینیم پر از دیالوگ‌های فلسفی جذاب. حاصل ولی هیچ کدام از این دو کار را به خوبی انجام نداده بود. مخصوصاً بخش قهرمانی را. چنانکه فارغ از آگاهی تماشاچی از کل داستان، باید انگیزه‌های دادگاه سقراط را نشان می‌داد و تبیین می‌کرد ولی چندان چنین نکرد. از طرفی دیالوگ‌های فلسفی سقراط بیشتر رندی داشت تا رنگ فلسفی که سرگرم‌کننده به اندازه‌ی کافی بود ولی چنانکه باید پرمغز و به میزان کافی شبیه حرف‌های یک فیلسوف نبود. آنچنان که دوست داشتم اثر خاص و پرمغز و فلسفی پیش نرفت و ظاهراً هدف هم چنین نبوده و قرار بوده که جمع مخاطبان فراگیر باشد.

کت‌شلوار، پوشش مدرنی ... دیدن ادامه » انسان‌هایی شده بود از قبل از تاریخ مسیح، که در این کار به همان میزانی به دل می‌نشست که در دیگر کار نعیمی، «ترور» به دل نمی‌نشست.

ولی خب کل اثر دیدنی بود. به لطف بازی‌ها، موسیقی، لباس‌ها و صحنه‌آرایی چشم‌نواز.
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سقراط همانگونه که از اسمش برمی آید، نمایشی است که به چند روز آخرِ زندگی فیلسوف شهیر یونانی، سقراط می پردازد. اما اگر انتظار دارید که شاهد تئاتری فلسفی که در آن تمامی عقاید هوشمندانه ی سقراط را در صحنه نشان بدهد باشید، قطعا سرخورده و ناراضی سالن را ترک می کنید.

نمایش سقراط برخلاف اسمش کاری سخت و پیچیده و خاص پسندانه نیست. نه اینکه نعیمی نتوانسته این کار را انجام دهد، بلکه او هرگز قصد نداشته که اینگونه عمل کند! حمیدرضا نعیمی سقراط را کمدی، مفرح و ساده اما همراه با نکاتی هوشمندانه و نه خالی از معنا، به روی صحنه برده. درست همین نکات که باعث رضایت عده ی زیادی از مخاطبین (از عوام و خواص) شده، باعث ناراحتی و نارضایتی عده ای از مخاطبان شده که در جستجوی سفری عرفانی به عمق معنای فلسفه ی سقراط، به تالار وحدت آمده بودند. شاید این مشکل بیشتر به تبلیغات و پوستر اثر بازمی گردد! وقتی در تمامی مصاحبه ها صحبت از این است که تماشاگر با اثری عظیم مواجه است (که البته غلط هم نیست!)، و اسم تئاتر را نام یک فیلسوف کبیر (بدون هیچ پیشوند یا پسوندی) می گذاریم، و همچنین زمانی که پوستری چنان هنرمندانه و عمیق طراحی می کنیم، ناخودآگاه مخاطب را برای دیدن اثری پرمعناتر و ثقیل تر آماده می کنیم اما این توقعات را در اجرای مان برآورده نمی کنیم و چنین مخاطبانِ ناراضی را به وجود می آوریم! پس اینجاست که به اهمیت زمینه سازی، عوامل حاشیه ای و یکدست بودن تمامی عناصر، پی می بریم! اما اگر بخواهیم سقراط را طبق قوانین دنیای خودش بررسی کنیم، تئاتر عظیم، موفق، زیبا و هوشمندانه ایست.

نمایشنامه به زندگی خصوصی سقراط (ارتباطش با همسر و فرزندش)، ارتباط های شخصی اش (با سافو، تئودوته و شاگردانش)، روابط کاری و اجتماعی اش (با آنیتوس، گرگیاس و دیگر مخالفانش) و همچنین محاکمه و در نهایت، قتل سقراط می پردازد.
زبان نمایشنامه، طنزآمیز و شیرین است و موقعیت های کمدی درستی را ایجاد می کند اما گاهی این طنازی بیش از حدِ لزوم می شود و این تصور را در مخاطبانِ کمتر تئاتری، ایجاد می کند که باید به هرچیزی خندید! و این دقیقا سمِ نمایش است و باعث می شود که تماشاگران، گاه دردناک ترین دیالوگ ها را هم به سخره بگیرند.

دیالوگ های زیبا و پرمعنا در نمایش سقراط کم نیست اما این کاملا به خودِ مخاطب بستگی دارد که چه حد از عمق این معنا را دریابد یا در سطح بماند. البته که این یک منطق کلی درباره ی تمامی اجراهاست اما شاید در اثری، مفاهیم کاملا مشخص و رو بیان شوند و مخاطب حتی اگر معانی آن ها را متوجه نشود، اما بفهمد که مفاهیمی بیان شده که بسیار سخت بوده اند و از درکِ او، خارج! اما در سقراط این مفاهیم در میان لایه ای از طنز (که در لحظاتی بیش از حد ضخامت می یابد!) پنهان شده اند که وجودشان را بر همه کس، عیان نمی کنند. اما آنچه مشخص است این است که حمیدرضا نعیمی، در ابتدا به تحقیق بسیار درباره ی سقراط پرداخته و بعد آگاهانه آن ها را به کناری نهاده و سقراطِ خودش را (بد یا خوب) خلق نموده است.

علی رغم در دسترس نبودن نمایشنامه اما با توجه به کارگردانی متن توسط خودِ نویسنده، می شود اینگونه برداشت کرد که متن در پروسه ی اجرا، چندان دچار تغییرات نشده باشد.

با وجود حضور نداشتن فیزیکی کارگردان بر روی صحنه به عنوان بازیگر، اما می شود گفت که نقش اول را کارگردان ایفا می کند! نمایشی که با لحظه لحظه تماشایش، حضور کارگردانی را (چه دوست داشته باشی، چه نه اما) حس می کنی! کارگردان بیشترین بازی را با زمانِ جاری در اثر انجام داده است. مثلا لباس ها که در دوره های زمانی مختلف وجود دارند. یا در طراحی صحنه که از بطری های نوشابه استفاده شده. یا سیگار کشیدن کاراکترها در یونان باستان؛ بسکتبال بازی کردن پسرِ سقراط؛ رقص های مدرن و امروزی رقصنده های زن در نمایش مده آ و رقصنده های مرد در مهمانی کریتون و ...

ایده های ناب در تمامی اجزای این تئاتر موج می زند! از جمله طراحی لباس، طراحی صحنه، نورپردازی، موسیقی و ...

طراحی ... دیدن ادامه » لباس ترکیبی است از زمان گذشته و حال! لباس های سقراط، سافو، زانتیپه و تئودوته به سبک یونان قدیم است. لامپروکلس با لباس اسپرت و توپ بسکتبالش کاملا امروزی (و شاید حتی آمریکایی!) به نظر می رسد. رقصنده های مرد و زن لباس هایی مدرن و امروزی به تن دارند. افلاطون و دیگر شاگردان سقراط با لباسی کاملا رسمی و کت و شلوار پوشیده و کروات زده، روی صحنه حاضر می شوند که به طرز عجیبی هم لباس با آنتیوس و دیگر دشمنان سقراط هستند! شاید اشاره ای است به مرز نزدیک بین این دو و یا شاید مرزی است برای جداسازی خودی (سقراط) از غیرخودی (دیگران)! چون در تمامی نمایش، این تنها سقراط است که لباسی چنین فیلسوفانه و ساده و به سبک یونان باستان به تن دارد! (شاید بتوانیم زنان نمایش را فاکتور بگیریم و بگوییم دلیل این شکل لباس هایشان بیشتر مربوط به زیبایی بصری و فرار از ایرادات احتمالیِ سازمان نظارت است!)

طراحی صحنه با قرار دادن کتابخانه های عظیم سرشار از کتاب در سمت راست و ستون های ظاهرا عظیم اما تو خالی و پوچِ آتن در سمت چپ، تضاد میان علم پایدار و فراوان سقراط با پوچی و تزلزلِ سیاستمداران را به رخ می کشد. همچنین استفاده از امکانات صحنه ی تالار وحدت و ایجاد دو طبقه ی اجتماعی (یکی پایین اما مستحکم و فعال؛ و دیگری بالاتر اما بی تحرک و ایستاده در هوا!) در دادگاه سقراط، بسیار درخشان و هوشمندانه است. استفاده از بطری های خالی در صحنه ی دادگاه کمی بی تناسب با کل کار است اما وجود تمامی آن زباله ها بر روی زمین در صحنه ی بعد، هم به نشان دادن کثیفی محیط زندان یاری می رساند و هم دنیای کثیف و آلوده ی پساسقراطی را به تصویر می کشد! استفاده ی گاه مینی مالیستی از اجزای صحنه برای القای یک مکان هم موثر و درست به کار برده می شود. مانند چند شاخه گل که نشان از حیاط خانه ی تئودوته دارد و یک میزِ بزرگ به همراه چند صندلی که مهمانی کریتون را به تصویر می کشد.

نورپردازی، هوشمندانه، مشخص و به رخ کشیده شده است. مخصوصا در صحنه هایی همچون اجرای نمایش در نمایش مده آ و همچنین صحنه ی زانو زدن سقراط در مقابل زانتیپه (که واضحا به زمین آمدن خورشید را نشان می دهد).

موسیقی، بخش اعظمی از لذت تماشای این نمایش را بر عهده دارد. این موضوع را می شود از لحظه ی آغازین نمایش که با دعوای دو خواننده ی اپرا در بالکن (و خارج از صحنه) شروع می شود، دریافت! آوازهای بسیار که در طول نمایش توسط خوانندگان (که گاه روی صحنه هستند و گاه نه) و گاه حتی بازیگران (کتانه افشاری نژاد در نقش سافو) اجرا می شود، به زبان یونانی و لاتین است که باعث ایجاد اتمسفر باستانی در اثر شده است. همچنین موسیقی در اجرای نمایش در نمایش مده آ نقش اصلی را ایفا می کند. در ضمن موسیقی پایانی، نمایش سقراط را به معدود تئاترهایی تبدیل می کند که تیتراژ پایانی دارند!

بازیگران پرتعداد نمایش، همه در جای درست قرار دارند و بازی های درخشانی را ارائه داده اند. اما هرکس که به تماشای سقراط نشسته، امکان ندارد که جلوی بازی درخشان فرهاد آئیش (در نقش سقراط) سر خم نکند! فرهاد آئیش شاید نه آن سقراط تاریخی درون کتاب های فلسفه مان باشد، اما چنان در نقش سقراط باورپذیر و هنرمندانه ظاهر شده که می شود اطمینان داشت که روح سقراطِ واقعی هم از تماشای او در این نقش، راضی است! همچنین بازی کتانه افشاری نژاد، لادن مستوفی، بهناز نازی، یعقوب صباحی و ایوب آقاخانی (که نقش های پررنگ تری نسبت به سایرین داشتند) هم قابل ستایش است.

سقراط را اگر نه تنها به قصد آموختن فلسفه به تماشا بنشینید، نمایشی است که شاید مفهوم های فلسفی بسیاری به شما بیاموزد.

نیلوفر - تابستان 93

تحلیل من از این نمایش برای درس "دیدن و تحلیل نمایش"
ببخشید که طولانیه :)
۰۸ تیر ۱۳۹۳
خیلى خوشحالم از حضور این متن. نه اینکه حتى بدونم چه قسمتهاییش رو قبول دارم یا رد میکنم.
۰۹ تیر ۱۳۹۳
نه علی جان، هیچ اجباری نیست ;)

جناب EsiMania ممنون که خوندید. راستش خودم خیلی به ترتیبش فکر نکردم و از اونجایی که خودم نویسنده ام (خیر سرم!) و متن برام در اولویته با متن شروع کردم و بعد هم بقیه اش ... ولی ممنون از صحبتتون. نکته ی به جایی بود :)

ممنون کاوه جان. ... دیدن ادامه » خوشحالم که خوندیش :)
۰۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره نمایش سقراط
تناقض ابدی اخلاق و سیاست

نویسنده: صمد چینی فروشان

نمی دانم موفقیت حمیدرضا نعیمی درنگارش و اجرای نمایش سقراط را به کدام یک از ویژگی های این اثر فراموش نشدنی نسبت بدهم. به موقعیت شناسی درست و انتخاب به موقع موضوع، قهرمان و دورانی که اکنون پرداختن به آن، به گواهی اوضاع آشفته جهان امروز، به یکی از ضرورت های همه جوامع تبدیل شده است؟ به مسائل انسانی عمیقی که این نمایش به ساده ترین و قابل فهم ترین شکل ممکن، در حوزه های اخلاق و سیاست، مطرح می کند؟ به دقت پژوهشگرانه او در تلخیص هدفمند روایت ها و آثارمکتوبی که طی حدود 5 قرن درمورد سقراط و دوران حیات او منتشر شده است؟ یا به انتخاب دقیق عناصر فرامتنی و اجرایی به گونه یی که میان نشانه های باستانی و عناصر روزآمد و مدرن، چنان تعادل ظریفی برقرار می شود که مخاطب، نه درسقراط بودن شخصیت محوری (فرهاد آییش)، با آن پوشش کلاسیک یونانی اش، تردید می کند، نه از مشاهده افلاطون (ایوب آقاخانی) در آن پوشش مدرن و معاصرش شگفت زده می شود و نه از شنیدن برخی کنایات آشنا به شرایط امروز جامعه خود دستخوش هیجانات کاذب معمول درام ها و نمایش های عوامانه می شود.
مخاطب سقراط، متاثر از تاویل زیبایی شناسانه معاصر نعیمی از تکنیک فاصله گذاری برشتی، در هر دو حوزه متنی و اجرایی، هم لامپروکلس (مجیدنوروزی) را، با آن کلاه و توپ بسکتبالش، به عنوان پسرسقراط می پذیرد، هم سافو (کتانه افشاری نژاد)، زانتیه (بهنازنازی) و تئودوته (لادن مستوفی) را به عنوان زنان یونان باستان باور می کند، هم رقصنده های پاپ – با آن اجرای زیبا و خلاقه- را به عنوان رقصندگان یا نمایشگران یونانی عهد سقراط می پذیرد و هم بازیگر نمایش مده آ - با آن پوشش مدرن و رنگین- را به عنوان نمایشگر یونانی آمفی تئاترهای عهد باستان باور می کند.
در واقع، قراردادهای متنی و اجرایی نمایش سقراط، از منطق دراماتیک ویژه یی برخوردار هستند که تمامی قوای فکری و زیبایی شناختی مخاطب را در چنبره اقتدار و نفوذ خود می گیرند و به آن جهت می بخشند. منطق جاری بر صحنه نمایش، انبوه 500 نفره حاضر در تالار وحدت را از یک سو درهیات تماشاگر، به واکنش عقلانی و تفکر در قبال رویدادهای صحنه فرا می خواند و از سوی دیگر، در قامت هیات منصفه دادگاه محاکمه کننده سقراط، به همسویی کنایه آمیز با سرنوشت او متهم می کند و همین وضعیت دوگانه است که تالار وحدت را، در تمام طول اجرای نمایش، جز در موارد از پیش تعیین شده توسط کارگردان، به سکوتی دردناک و در عین حال لذت بخش وادار می سازد.
«سقراط برضرورت پیوند میان اخلاق وسیاست تاکید داشت وجدایی این دو را موجب فساد مدینه می دانست. او انسان را زیبا و زیبایی انسان را در گرو خودشناسی وتحمل دیگری ازطریق گفت وگو و درک متقابل می دانست.» «هدف سقراط از دیالکتیک و گفت وگو، فراهم کردن شرایط برای فرارفتن طرفین ازمرز های بسته و عادت شده خود بود.» «انسان، طی قرن ها، به خاطرجدایی اخلاق و سیاست، قربانیان بسیاری داده است و سقراط نیزبه همین دلیل توسط سیاست ورزان به مرگ محکوم می شود» و...
اینها شماری ازداده های تنیده در فرآیند درام و نمایش سقراط است که مستقیم و غیرمستقیم، بی هیچ تلاشی برای تظاهر و با حفظ فاصله از عواطف مخاطب مطرح می شوند و از آغاز تا انتهای نمایش، فکر و اندیشه تماشاگر را باخود درگیر می کنند. سکوت عمیق حاکم بر تالار، در تمام دقایق اجرا، گواه توانایی نمایش سقراط درانتقال همین مفاهیم به مخاطب خود است.

یک شروع تعیین کننده

دوخواننده، به شیوه گفت - آواز اپرایی، برای دقایقی، از فراز بالکن های جانبی صحنه تالار وحدت، قطعاتی از اشعار «سافو»، شاعره فقید و مشهور یونانی– به زبان لاتین - می خوانند. با این مقدمه آوایی زیبا، غیرمنتظره و تجربه نشده در تئاتر ایران است که صحنه سوررئالیستی خواب سقراط - که از زیباترین و تعیین کننده ترین صحنه های نمایش است- آغازمی شود: صحنه یی که در آن، مخاطب، با نام های بزرگی آشنا می شود که هریک نقشی مهم در تاریخ اندیشه غرب و جهان بشری داشته اند: کسانی چون تالس، فیثاغورث، هراکلیتوس، دموکریتوس، آناکساگوراس، آرکلائوس، سافو... صحنه یی که سرنوشت قهرمان نمایش را پیشگویی می کند.
اهمیت این صحنه درهمین ویژگی پیشگویانه آن است. صحنه یی که طی آن، با افشای سرنوشت نهایی قهرمان، نخستین و مهم ترین قرارداد نمایش با مخاطب منعقد می شود و راه بر هرگونه برخورد احساسی احتمالی او با رویدادهای نمایش مسدود می شود. این روند، درسرتاسرنمایش، از طریق یک داستان غیرخطی و اپیزودیک، درآمیزی نشانه های تاریخی ناهمخوان و متضاد (لباس هاس مدرن مردان، در کنار پوشش های یونانی یا شبه یونانی سقراط و سه زن محوری نمایش، رقص هیپ اپ گروه رقصندگان... .) و ایجاد فاصله میان واقعیت تاریخی زمان نمایش و زمان واقعی اجرا، پیش می رود و به همراه آن، خودآگاهی تماشاگر در جریان تماشا تقویت می شود. نمایش سقراط، نه درپی انگیزش احساسی مخاطب ازطریق بازنمود واقعیت بلکه درپی انگیزش تفکر ازطریق ایجاد تناقض درواقعیت های نمایشی است، قهرمان این نمایش، نه سقراط بلکه شخص مخاطب است. درمتن و اجرای نمایش سقراط، زنان، نقش مهمی در انتقال مفاهیم و تعمیق شناخت مخاطب از واقعیت های پیرامون خود ایفا می کنند. حمید رضا نعیمی، با قراردادن سه زن در فرآیند درام (سافو، زانتیه وتئودوته) و یک نام زنانه مشهور در ادبیات دراماتیک یونان و جهان (مده آ)، سعی دارد نقبی به واقعیت وضعیت زنان در جامعه معاصر بزند و در این کار نیز موفق است.
از ... دیدن ادامه » نگاه سقراط نعیمی: دروغ و جهل مقدمه بی اخلاقی و آشفتگی در عرصه عمل و تزلزل ارزش ها در عرصه جامعه و سیاست است. به عقیده او، تنها راه اصلاح جامعه، خطاب قرار دادن مستقیم توده های مردم است نه شرکت در اجتماعات علمی یاحتی سیاسی. مردم را باید تک به تک خطاب قرارداد، باید فرد فرد جامعه را اصلاح کرد. انسانی که به دانایی و بینایی رسیده باشد به آزادی حقیقی دست می یابد.
اما این همه و بسیاری دیگر، با وجود پایان بندی تلخ و تراژیک نمایش، چنانچه گفته شد، نه در قالب یک درام کلاسیک داستان محور که بربستریک درام روایی، باساختاری اپیزودیک، زبانی شاعرانه، بیانی شوخ و طنزآمیز و در چشم اندازی معنادار و چشم نواز مطرح می شوند و انتخاب همین ویژگی های متنی و اجرایی هوشمندانه است که نمایش سقراط را به نمایشی دلنشین و آموزنده بدل می سازد. در میان سلسله اپیزودهای نمایش سقراط، چند میان پرده کمیک و در عین حال، پر از طنز تلخ نیز گنجانده شده است که اپیزود کوتاه ششم (حیات خانه تئودوته) یکی از آنهاست. این اپیزودها، در نمایش سقراط، همان کارکردی را دارند که موسیقی در آثار برشت. اما فراموش نشدنی ترین اپیزود نمایش، صحنه دادگاه سقراط است. صحنه یی که براساس گزارش مستند افلاطون از این دادگاه طراحی شده است. صحنه دادگاه نه تنها گویای حقانیت و مظلومیت انکارناپذیر سقراط است بلکه همچنین گویای عمق مثال زدنی آگاهی حمیدرضانعیمی نسبت به موضوع و شخصیتی است که نمایش خود را به نام گرامی او مزین کرده است.

سخن پایانی درباره اجرا

می دانیم که اصل اساسی هنرنمایش، بیان دراماتیک است و بیان دراماتیک درتئاتر، مفهومی فراتر از کاربرد کلام و زبان متن دارد. بیان دراماتیک در اجرای تئاتری به امکاناتی بسیار فراتر از داده های متنی مبتنی است که مبنای عمل صحنه یی قرار می گیرد. در حقیقت، (بیان) در اجرا، از نقش محوری تری نسبت به (زبان) برخوردار است. آنچه در شکست یا موفقیت یک اجرا دخالت دارد نحوه استفاده از عناصرفرامتنی در انتقال مفاهیم متن و کاربرد (زبان) متن است. (بیان) متکی برعمل است که خود به نحوه تبلور (زبان) در مجموعه سازوکارهای فرامتنی از قبیل عناصر مادی (دیداری و شنیداری و حرکتی) و عناصر معنوی (زیبایی شناسی) اجرا وابسته است. در نمایش سقراط، طراحی هوشمندانه صحنه (یک کتابخانه بزرگ و تعدادی سازه بلند میان تهی سفیدرنگ برای آمد و رفت بازیگران) وفضای همیشه خالی میانی صحنه (کار رضا مهدی زاده)، ساخت هنرمندانه و ابداع آمیز موسیقی (سیاوش لطفی)، بازی های کنترل شده و منطبق با درونمایه متن و اهداف ساختاری اجرا، طراحی و نورپردازی نرم و تنیده در ذات اثر (رضاحیدری) و طراحی حرکت و رقص های فرامدرن ناهمگون با زمان و مکان مورد نظر متن (محسن گودرزی)، طراحی لباس های متناقض (ادنا زینلیان) و بازی های به درستی هدایت شده... همان مجموعه سازوکارهای فرامتنی هستند که به فرارویی یک متن کلام محور، به یک اجرای چشمگیر در سقراط کمک شایانی کرده اند.

* عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ج. ا. ا

منبع: روزنامه اعتماد، شماره 2943 به تاریخ 3/2/93، صفحه 8 (ادب و هنر)

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انگار رسالت یه سری از آدما تئاتر دیدنه، ولو به قیمت جواب دادن تلفن و صحبت کردن با صدای بلند وسط اجرای نمایش!
امیدوارم رسالت این دسته از آدما، فهمیدن نباشه!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام یگانه هنرمند

به مناسبت تماشای یک نمایش "مانا" , به گواه یک جام "شناخت" , به احترام "سقراط"

سقراط می فرماید:"اگر می خواهی هستی را بشناسی،خود را بشناس."

آن گاه که جام بر کام سقراط می نشیند،می داند که پوچ باز هم ناکام می ماند.
آن گاه که پوچ در انتظار تلخ کامی سقراط است،سقراط شیرین کام تر از همیشه به استقبال مرگ می رود زیرا معتقد است "شیرین ترین ِ مرگ ها برای کسانی ست که کار های بزرگ از آن ها سرزده."
و آن گاه که سقراط جان می سپارد حادثه ای رخ می دهد.حادثه ای به وسعت یک تغییر.
اما حقیقتا چرا چرخ تکامل جهان ما با خون می چرخد؟
آری،جهان ما هنوز هم ناامن است وقتی سقراط و امثال سقراط به جرم حقیقت کشته می شوند و این فجایع تکرار می شوند و تکرار می شوند و تکرار می شوند.
سقراط جان می سپارد برای دیگران و رستگار می شود آن گاه که رستگاری دیگران (تئودوته،زانتیپه و...) را می بیند.
سقراط ،تقابل حق و باطل است که اگر باطلی نباشد هرگز حق نمایان نمی شود و اگر مرگی نباشد هرگز زندگی جریان نمی یابد و اگر فنایی نباشد هرگز نیاز به ابدیت معنا پیدا نمی کند.
توجه به تعالی و تغذیه ی روح هم واره برای سقراط و پیروانش در اولویت قرار دارد همان طور که در دادگاه سقراط به صورت نمادین می بینیم مخالفان وی شیشه های نوشابه پرتاب می کنند و موافقان و هم راهان او تکه های کاغذ.شیشه های نوشابه نماد آنانی ست که تنها به فکر برطرف کردن نیاز های جسمانی و تامین آسایش زندگی شان هستند و تکه های کاغذ نماد کسانی که به فکر تغذیه و تعالی روح خود.
هرچند که هم گام با سقراط بودن سخت است اما نتیجه اش تکامل انسانی است همان طور که افلاطون (شاگرد سقراط) می فرماید : "زینت انسان سه چیز است ؛ علم ، محبت و آزادی ." که به راستی این سه مولفه علت درخشش و ماندگاری سقراط است.

سقراط ... دیدن ادامه » یک اتفاق بزرگ در تاریخ تئاتر ایران است که نظر همه را با ساختار متفاوت به خود جلب کرد.
سقراطِ حمیدرضا نعیمی ، همیشه زنده است و در بند مکان و زمان خاصی نیست بلکه در طول اعصار ، از گذشته تا حال و حتی آینده جاری ست.
نمایش نامه ی سقراط ، روان ، روشن ، جامع و قابل تفکر است و هنر ِ هنرمندان سقراط ، بر جان و روح مخاطب می نشیند پس بدیهی ست نمایشی با این قابلیت ها ، قطعا فراگیر می شود و مخاطبینش تنها قشر خاصی از جامعه نیستند بل که مورد استقبال بسیاری از مخاطبین قرار می گیرد و در یاد ها جاوید می ماند.
طراحی ِ صحنه آکنده از خلاقیت ، نورپردازی دقیق و تاثیرگذار ، موسیقی کاملا مناسب که گاهی شعف انگیز است و گاهی گویای یک اتفاق و گاهی روح مخاطب را از جانش جدا می کند و سقراط گون به اوج می برد،لباس هایی مناسب،بازی هایی ماهرانه و منطبق بر شخصیت ها و به راستی چه کسی هم چون " استـاد فـرهـاد آئـیـش" می تواند "سقراط" شود؟... همان طور که حمیدرضا نعیمی می گوید:"به این دلیل آئیش را انتخاب کردم که خودش سقراط است."
و همه ی این زیبایی ها به سرپرستی "حمیدرضا نعیمی" .

نهایتا ، سپاس از هنر ِ هنرمندان سقراط که قابل ستایش هست و خواهد بود./
"-زانتیپه: سقراط تو می دونی زندگی چیه؟
-سقراط: زندگی چیزیه که با مرگ معنی پیدا می کنه
-زانتیپه:می دونی مرگ چیه؟
-سقراط: مرگ چیزیه که هیچ وقت نفهمیدم چیه"

.....

"تئودته : جالبه که شما به زخم شهرتون می خندید ."


***

فقط چه حیف که این کار رو این اندازه دیر دیدم...بی هیچ فرصتی برای دوباره دیدنش.
منم همین تاسف رو می خورم!!
بعد از تاتر"ملاقات بانوی سالخورده" این تنها تاتری بود که واقعا" لذت بردم.
هنوز صحنه های زیبای "ملاقات بانوی سالخورده" جلوی چشممه!!
تاتر به این میگن، هنر به این میگن!!
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
از این جمله ی تئودته خیلی خوشم امد مخصوصا خندیدن سقراط بعداز شنیدنش
"تئودته : جالبه که شما به زخم شهرتون می خندید ."
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
پریسا: من یکبار دیدن این نمایش رو در اجراهای جشنواره به خاطر ده دقیقه تاخیر از دست داده بودم. با کامنت های اینجا معلوم بود که این تاتر رو نمیشه ندید. خوشحالم که دوباره تلاش کردم ;)

وحید hOO: (:
۳۱ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همان گونه که انتظار می رفت کار قشنگ و خوبی بود، خیلی زیبا میشد باهاش ارتباط گرفت و دیالوگ هایش رو لمس کرد، با ظرافتی که در انتخاب ادبیات همسر و پسر سقراط وجود داشت میشد با جامعه و حاکمیت آن زمان آتن همزاد پنداری کرد.
افلاطون فوق العاده بازی کرد، موافقین؟؟؟؟
شاهین نصیری، manimoon، رسول حسینی و فرید تکاملی این را خواندند
niloofar.Lotus، رزگار کیخسروی و ghasedak این را دوست دارند
ایوب آقاخانی همیشه فوق العاده است! موافقین؟؟؟؟ ;)
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار فوق العاده خوب و پخته ای بود... از آقای نعیمی عزیز هم جز این انتظار نمی رفت، به نظرم یه نقد هنرمندانه، پرحرارت و صد البته جدی و تلخ ـ برخلاف ظاهر طنزش ـ از حال و روز جامعه امروزمون بود... فقط یه جاهایی می رفت سمت شعار دادن که نمی دونم شاید به اقتضای شخصیت سقراط، چنین وضعیتی اجتناب ناپذیر بود.
نیلوفر ثانی و فرید تکاملی این را خواندند
niloofar.Lotus این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این تئاتر را دیدم بسیار عالی بود. دوست داشتم دوباره ببینم ولی متاسفانه بلیط گیر نیاوردم.اگر دوباره تمدید کنند حتما می روم....
niloofar.Lotus این را پاسخ داده‌است
من هم دقیقا همیطور ! دیدنش برای بار دوم عالی تر هم هست
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کو....؟کجاست....؟پس چرا من نمیبینمش....؟!نکنه....؟!وای.....چرا برای این تئاتر گزینه"بی نظیر بود" رو نزاشتین....؟!چرا....؟!آخه چرا.....؟!!!!!!!!!!!!عالی بود.........یعنی عااااالیااا........
manimoon، نیلوفر ثانی و سین الف این را خواندند
niloofar.Lotus، مینا سوری، پوررضا و امیر کریمی این را دوست دارند
این هنوز داره اجرا می ره؟ :|
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
شوخی کردم ;)
فقط کلا اعصاب ندارم کسی به سقراط چپ نگاه کنه! :))))
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
بلهههههه
این نه ایشون
:)
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من 3بار رفتم اینکار و دیدم و هر بار بیشتر از بار قبل لذت بردم.
شهاب الدین رحیمی این را خواند
niloofar.Lotus، عسگری و امیر کریمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این تئاتر رو دیدم و این کار با توجه به محدودیت هایی که وجود داره خیلی فراتر از حد انتظار بود.
همه چیز خوب بود و هیچ دیالوگ یا صحنه ی پرت و بیجایی وجود نداشت.
به جرات بهترین تئاتری بود که تا به حال رفتم.
دکور، نور، صدا، رقص، آواز، نمایشنامه، بازیگران همه و همه عالی بود. طوری که تصمیم گرفتم روز آخر هم برای دیدن این اثر دلنشین برم.
توی این تئاتر فرهاد آئیش و مخصوصاً لادن مستوفی واقعا معرکه بودن و خیلی عالی ایفای نقش کردن.
تنها گله ای که میشد داشت این بود که با وجود این که ما بلیت همکف داشتیم، به خاطر تاخیر 3دقیقه ای (19:03 وارد شدیم) با برخورد بسیار بد مسئولین تالار وحدت مواجه شدیم و مجبور شدیم نمایش رو از بالکن نگاه کنیم که خیلی سخت بود ! ولی برخورد آقای نعیمی خوب بود و در آخر هم روی سن از ما دلجویی کردن که ازشون ممنونم.
راضیه حسنلو و نیلوفر ثانی این را خواندند
جعفر ملکی، niloofar.Lotus و بهار این را دوست دارند
نمیدونم، شاید شکار روباه توقع من رو خیلی بالا برده، لااقل توی تالار وحدت
۲۴ فروردین ۱۳۹۳
کاش واقعا مرجعی بود و به این برخوردهای نامناسب رسیدگی میکرد :(
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
دقیقاً شکار روباه شده رفرنس تالار وحدت،از دست دکتر رفیعی نازنین و جناب صفری قاجار!
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش رو دیدم.
عااااااااااالی بود. اصلا انتظارش رو نداشتم!!!
نمایشنامه، اجراها، طراحی صحنه و نور، سن و پرژکتور متحرک، آوازها, موسیقی... همه و همه عالی بودند. به همه ی عزیزانی که قصد دارند این نمایش رو ببینند پیشنهاد میکنم هر چه زودتر اقدام کنند و دیدن این نمایش رو از دست ندهند.
جا داره از همه ی عزیزانی که در این کار دستی داشتند با همه ی وجود تشکر کنم چون در تمام اون صد و بیست دقیقه و حتی بعد از اتمام کار و تا همین لحظه که اینجا نظرم رو می نویسم حس فوق العاده ای داشتم و دارم.
:)
sarah این را خواند
niloofar.Lotus، فربد، جعفر ملکی، پارسا آقازاده و شیرین 570 این را دوست دارند
به نظر من این نمایش عالی بود.نمایشنامه؛اجرا؛ موسیقی و ... همه عالی بودند .پیشنهاد میکنم این نمایش ببینید.
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش را دیدم
بسیار پر مفهوم تر از خنده های تماشاچیان بود.
حمید رضا نعیمی بسیار هوشمندانه نوشته بود و اجرا کرده بود .
نکته ای بسیار مرا تحت تاثیر قرار داد استفاده کامل از توانایی های تالار وحدت بود. استفاده از سن متحرک و پرژکتور متحرک مرا شوکه کرد و استفاده ی بجا و به اندازه از بالکن ها در اغاز عالی بود و صحنه رها شدن بطری ها واقعا مرا ترساند.
از بازی های عالی فرهاد اییش(سقراط) و لادن مستوفی(تئودوته) و ایوب اقا خانی (افلاطون) که تماشاگر را میخکوب می کرد بگذریم به خوانندگان و اپریست های نمایش می رسیم که با مهارت تمام احساس صحنه ا را منتقل می کردند.
در کاتالوگی که قبل از ورود به سالن دادند جمله ای بود که پس از پایان فهمیدم:

پسقراط در یافته است دردی که در ان کیفیت خنده اوری نباشد وهم است. و مایه ی خنده اوری که در ان دردی نباشد خام و ناپخته است.(کییر کگورد)

اما گلایه و انتقادی ای دارم از خودمان:تماشاگران سقراط (حد اقل کسانی که بیستم فروردین به سالن امده بودند) انگار به دیدن نمایشی کمدی و طنز امده بودند و فقط منتظر خنده بودند....و به همه درد هایی که در نمایش دیدند خندیدند.
شاید از معایب تلوزیون و حال و هوای سریال های عید است که عادت کردیم به بد بختی و درد جامعه بخندیم اما نه خنده ای که سقراط می گوید بلکه خنده ی مسخره ای به معنای "ولش کن بابا ! چی درسته که این باشه" ی خنده ای که بوی فکاهه می دهد...

برخی صحنه های سقراط طنز داشت اما نه طنزی که قهقه بزنیم و ریسه برویم بلکه طنزی تلخ که با نیشخندی به فکر فرو رویم!

پ.ن:خانمی که وسط نمایش 4 بار با تلفن همراه صحبت کردی و دل و قلوه رد و بدل کردی خیلی بی فرهنگی که به دیگران احترام نمی گذاری......

... دیدن ادامه »
آقای فقیهی با شما هم نظرم خنده تماشاگران دیشب بیشتر از تفکرشان

بود.البته مدتی هست که فیلمها و تئاترها مسائل اجتماعی با طنز مطرح

میبکنند مثلا نمایش "مرگ تصادفی یک آنارشیست" که سال قبل اجرا شد.به نظرم باید کانلا در یک فضای جدی به این مسائل پرداخته شود ... دیدن ادامه » تا شاید

مردم همیشه در صحنه جدیتر درک کنند........
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
یکی از سریال های محبوب تلویزیون امسال پایتخت بود. نمیدونم چرا باید به اون همه دردی که در سریال هست خندید. اقای فقیهی ممنون که این موضوع را مطرح کردید.
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا الان این تئاتر بهترین تئاتری بود که تا به حال دیدم
نمی تونم احساسم رو وقتی که برای اولین بار پرده ها بالا رفت بیان کنم واقعا فوق العاده بود
واقعا ممنون که چنین افراد و گروه های حرفه ای و خوبی هستن که چنین تئاتر هایی رو به روی صحنه میبرن
لازم به ذکر کار تمام تیم عالی بود از بچه های نور پردازی گرفته تا موسیقی و بازیگران و خیلی های دیگه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سقراط رو بالاخره دیدم

اولین چیزی که اذیتم می کرد نور و طراحی صحنه بود. گفتم شاید از این نظر که کار تخصصی خودمه و من زیادی روی این مسئله حساسم ، ولی از اطرافیانم نظرشون رو راجع به نور پرسیدم و اونها هم گفتند اذیت کنندس
نور ها تیز بود، نرم نبود، نور نرم تصویر رو خیلی زیباتر می کنه، نمی دونم چند اجرا تا پایان سقراط مونده اما می تونم به گروه اجرا پیشنهاد بدم که حتی اگه امکانات سالن همینه و امکان گذاشتن نور نرم ندارن یک ورق کالک جلوی لامپ ها بذارن تا نور رو بهتر کنه
بعضی جاها یه نورهای اضافی تو صحنه بود که اگه کنترل بشه بد نیست

دکور از نظر عظمت و ابعاد خوب بود و با یونان باستان تطابق داشت، اما متریال استفاده شده برای ساخت دکور می تونست از جنس های دیگری باشه که باز هم ارزون تموم بشه، اما طبیعی تر به نظر بیاد

صندلی های استفاده شده در دکور متعلق به قرن 15 تا 16 هستند که از هیچ منظر زمانی هیچ ربطی به داستان ندارند! نه ربطی به یونان باستان دارند، نه ربط به داستان های معاصر قاطی شده!



در مورد مسائل دیگه، جا داره از گروه کر تشکر کنم که کارشون رو خیلی دوست داشتم و به کار تنوع می داد و سطحش رو بالا می برد

کل کار برام خوشایند بود و لذت می بردم، اما به نظرم یک مقدار کشدار شده بود، از صحنه دادگاه به بعد که حدود نیم ساعت طول کشید من هر لحظه منتظر پایان نمایش بودم و یک مقدار خسته شدم

البته ... دیدن ادامه » تلاش نویسنده و کارگردان برای ایجاد نمایشی جذاب از موضوعات فلسفی و بالذاته خسته کننده ستودنیه و ازشون تشکر می کنم ، فقط امیدوارم بیشتر در جزئیات دقت کنند
بانو غزاله عزیز اولین کسی هستین که از جنبه تخصصی به نور و طراحی صحنه و طراحی داخلی و کلا المان های مرتبط با معماری صحنه به نقد سقراط می پردازه و این خیلی برام جالب و آموزنده بود. با نظرتون در رابطه با گروه کر هم کاملا موافقم. همچنین با کشدار شدن نیمه دوم ... دیدن ادامه » کار و معتقدم اگر کار کاستی ای هم داشت بیشتر متوجه بخش نویسندگیست. مرسی از مطلب آموزنده تون
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
تو در آن شبکه ی اجتماعی عزیز که ف داره عضو نیستی غزال؟
۰۴ خرداد ۱۳۹۳
:))) چرا هستم ghazal kohandel
۰۵ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالییی بود. خیلی حرف واسه گفتن داشت. بعد از مدت ها یه تاتر درست حسابی دیدم! بازی آقای آئیش و لادن موستوفی حرف نداشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش همینک روی تیوال جای گرفت
راضیه حسنلو این را خواند
niloofar.Lotus و علی اصغر شیرازیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا بی نظیر بود و اصلا توقع نداشتم.واقعا لذت بردم ... فقط حیف از کسانی که واقعا نمی فهمند و در سالن یا خوراکی می خورند و یا همش با هم حرف می زنند.اینم از شانس ما
شادی بهرامی و م معلمی این را خواندند
جم، محیا پارسائی، سین الف، نازنین، آیدا، niloofar.Lotus و آرتا خسروی این را دوست دارند
:)
۱۷ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید