تیوال رضا بهکام | دیوار
S3 : 10:34:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از منظر جهان فلسفی و هرمنوتیکی اثر یک پرفورمنس بی نظیر و تلخ؛
و از نقطه نظر پلات بیرونی که ما را به جهان درون خود فرو می چکاند (چون یک مغناطیس خشمناک) یک تئاتر لذت بخش تؤام با تنیدگی سکوت که دائم فضایی بزرگتر را در خود تولید می کند.
این اثر چون یک بمب ساعتی پس از پایان به کار می افتد و پردازش های ذهنی و تأویل های فراوانی را در هسته مغزی آدمی ایجاد می کند؛
امیدوارم آقای سعدی محمدی عبد نظریاتشون رو موشکافانه طی گفتگوی با تیوال مطرح کنند(بی صبرانه منتظر خواهم بود)؛
اثری قابل تأمل و بی بدیل از نظر محتوا و قالب فرم و اجرا و دکوری که خود برشی از یک واقعیت رخدادی است و شخصیت اثر که مدتها بر ذهن مخاطب حک می شود؛
تبریک به کارگردان اثر و بازی خوب و دقیق آقایان حجت زینالی و سعدی محمدی و سایر عوامل تهیه و اجرا.

مو کوتاه کردنه چی بود؟
دیروز
با تعبیر شخصی من به خلسه رسیدن در رفتارهای وسواس گونه و فروکش کردن خشم پس از درگیری را در شخصیت اصلی منجر می شود
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[ به باور رسیدن در نقش
زندگی عینی در تئاتـــر ]
خارج از فضای متنی داریو فـــو و هجویه سیاسی اش و فضای کمیک و ساختار خنده در تار و پود این شاهکار ادبیات نمایشی ، در اینجا شاهد بازی های درخشانی هستیم که ٧٥ دقیقه را برای شما به ١٥ دقیقه مبدل می کند، و چقدر هماهنگ و دریغ از یک تپق؛
بازی ویران کننده ایمان اصفهانی عزیز و دوستانش احسان ، امیر ، پوریا ، آرمین و مهسا...
به باور رسیدن در نقش مثل یک خون تازه هست در رگهای تئاتر....
وقتی بهنام عزیز از مشکلات در اجرات و اون شنبه کذایی حرف زدی بغضم گرفت
خدا میدونه که کارت خیلی خوبه و من برای کار درخشانت میخوام بگم دروازه تئاتر از خود تو و تیم جونت شروع میشن...واقعاً مرسی که انقدر برای عالی در اومدن این اثر به این خوبی تلاش میکنی و البته تیم خوب بازیت و کلیه عواملت؛

بارها و بارها دیوارم چهارم رو جسورانه شکستی ... دیدن ادامه » و تماشگران و از جمله خود من با این صمیمیت و دیالوگها خندیدیم و کیف کردیم

به شدت توصیه میکنم این نمایش رو از دست ندید؛
پایداری و موفقیت برای تو و تیم خوبت
ایمان اصفهانی واقعا بازیگر تواناییه
۲۶ دی
فقط ای کاش تیوال پوسترشون رو پایین نمی آورد (اگرچه که به نظرم دستوری هست و ظاهراً ناچار بودن) ولی یک کار با پوسترش متمایز میشه
۲۶ دی
آره دیدم پوستر نداره منم، نمی‌دونسم تیوال باعثش شده!
۲۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرمی زیبا و مسحور کننده که دست نویسنده و بیشتر کارگردان که خوشبختانه یکی هستند را در گسست های زمانی باز می گذارد ، مضاف بر آن این نوع از فرم تعلیق های ظریفی را در محتوا جا می دهد...
اثری لذت بخش با بازی های درخشان هامون سیدی و غزال حسینی که الان من داره بدنم جای اونا درد میگیره...
ایده هوشمندانه استفاده از درهای متحرک و اون شال (یا پرده) آویزان بسیار عالی بود و حتا اون دایره انتهایی نارنجی که صحنه را تا حد ممکن مینیمالیستی می کند؛
خانم غزال حسینی تبریک میگم فرم خیلی دشواری از این محتوا که در حالت خطی به ورطه کلیشه می رفت رو به بهترین شکل عرضه کردید واقعاً خسته نباشید و امیدوارم سالنتون همیشه پر باشه؛
و چقدر خوب از موزیک و ادوات موسیقی بهره مند شدید ، موزیکی که به ریتم اثر انسجام خاصی می داد؛
و خسته نباشید به سایر بازیگران و عوامل اجرایی و تهیه و آن ... دیدن ادامه » دوست هنرمند نوازنده متبحر.
هر چقدر فکر کردم در مسیر بازگشت به منزل نتونستم ایرادی از این کار در بیارم.
موفقیت و پایداری
متنی انتزاعی و قدرتمند(نویسنده ای دقیق <راجیو جوزف نمایشنامه نویس آمریکایی که پیشتر نمایش زخم های وحشتناک زمین بازی او در ایران به اجرا گذاشته شد> از این منظر که هر آنچه را که در ١٥ دقیقه اول متن کاشت در نیمه دوم نمایش به نحو احسن از آن بهره جست)؛
یک اثر دراماتیک با زیرمتنهایی فوق العاده با تأثرات فلسفی و معنایی فراوان؛
بازیها روان و بسیار خوب و مسلط(متنی مبتنی بر دیالوگ های فراوان)؛
اجرا در فضایی مینیمالیستی(دکور و صحنه-صدای محیطی و نور)؛
بهره مندی از افکتهای صوتی و امبینت مؤثر که نیاز بود در برخی از قسمتهای روایت گسترده تر باشد(به جهت احتمال افشای داستان از توضیحات بیشتر حذر میکنم)؛
بنظرم جزئیات صحنه می توانست بیشتر باشد و حتا از مالتی مدیا برای بهره مندی از تصویر تاج محل (در نیمه دوم نمایش) و یا در بخش های دیگری بهره جست(استفاده از ظرفیتهای ... دیدن ادامه » تصویری بیشتر که در عمق دادن به فاجعه کمک کند // البته این یک نظر شخصی است)؛
موسیقی سنتی هند و استفاده از ظرفیت سازهای محلی که با جغرافیای متن مرتبط باشد قطعاً در دراماتیزه کردن برخی از فضاها مؤثر تر خواهد بود و می توانست در قسمتهایی از اجرا حضور داشته باشد؛
در کل نمایش لذت بخشی بود و بموقع و بدون تأخیر اجرا رفت و تنها عکاس محترمی در ردیف ٢ با صدای شاتر دوربین خود تمرکز را از تماشاگر سلب می کرد(به جهت دیالوگهای فراوان که نیاز به تمرکز بالایی داشت)؛
سپاس از کارگردان محترم و کلیه عوامل اجرایی این اثر؛
این نمایش خوب نیاز به حمایت دوستان علاقه مند و مخاطبین تئاتر دارد و واقعاً حیف است که سالنی با این کیفیت بالا و بازی های درخشان آقایان پدرام شریفی و وحید راد سالن خالی باشد.
مرسی تشریف آوردین و مرسی از نظرتون
۱۷ دی
ارادتمندم خانم آرام نیا، موفق باشید.
۱۷ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ورنوسفادرانی تنها و آقای پدر دلم براتون تنگ میشه...
زندگی های معمولی؛
جهانی ساده؛
حذفیات؛
تغییرات؛
دور و برم پر از چیزای بیخودی...
و پروازهای ذهنی که به حیاط خانه مأوایی پدری باز می گردد
یک جای خلوت و دنج که دلم می خواد اونجا باشم؛
مرسی امین و رضای عزیز و همه یارانتون❤️
پرواز و پرواز و دور شدن و بالا رفتن تا ابرهایی که بتونه این خونه و این محله رو حذف کنه...مثلن یه جای دیگه تو این نقشه کره زمین ولی ولی همین خونه باشه...

[حذف اصالت و هویت غیر ممکن است پس فرار برای چه...کهنسالی سرت و کمرت را خم خواهد کرد و به درون خواهی نشست و به اعماق وجودت خواهی رسید ، شاید شبیه کف یک اقیانوس با ساده ترین موجودات زیستی]

تلفیق تصادفی 'مواجهه با ورنوسفادرانی' و دست نوشته های یاسمینا رضا تحت عنوان Nulle part در کتابی با ترجمه ماریا تابع بردبار با نام 'هیچستان' نشر افراز اکسیریست برای رهایی از بند این شهر یاغی...شاید به قدرت یک روز رهایی و یا بیشتر.


١٢ موقعیت دراماتیک از کاراکترهای مسخ شده شهری صنعتی؛
١٢ رویدادگاه مشترک درون یا برون هسته ای آهنی بسان خورشیدی تابنده بر اثر؛
١٢ ماه متوالی چون زنجیری تنیده بر سیر زندگی های بی روح شهری به تاراج رفته؛
و دوربین چون روحی ناظر بر حقایق روایتهای تلخ انسانهای بریده بالی در کام روزمرگی و تنهایی؛
میزانسن هایی محدود که وام دار صحنه تئاتر است و دیالوگهایی برخواسته از کالبد زندگی های کلان شهری جنون زده و ویرانه؛
و پوریا کاکاوند که از جنس صحنه است و همواره درخشان و جسارتش در حضورت بر پرده نقره ای ستودنی؛
هنوز آن میزانسن ساده از نمایش رولور با بازی های درخشان علی باقری و فربد فرهنگ در ذهن من حک شده باقی مانده است؛
قدردانی و سپاس بی کران از مرد بزرگ حسن فتحی برای حمایتهایش در برافراشته نگاه داشتن سینمای تجربه و جوانانی که هنوز قلبی در سینه دارند و بالی ... دیدن ادامه » برای پرواز.
[هویت فردی ، هسته ای که با تأثرات اجتماعی به فرمی فرا پیوندی و بسط یافته بدل می گردد، ...هویتی که با پروازهای ذهنی شکل می گیرد یا رنگ می بازد ؛ رفتارهایی که آینه وار تصویری از تو در خلق گونه های تکثر یافته ات به نمایش می گذارند و آونگ زمان که همواره در نوسان است همه در ظرف مکانی قراردادی به مثابه یک آرمان شهر که حتیٰ خود به قوانین وضعیش احترام نمی گذارد و گاهاً آنها را نقض می کند.]

تبریک بسیار ویژه به جناب آریو راقب کیانی برای درک درست از نمایشنامه و ریسک صحیح حاصل از اندک تغییرات در اثر خلق شده نسبت به متن اصلی ( ریتم افزایشی اجرا و خارج کردن ٢ تن از کاراکترها از حالت انفعال نسبت به متن اصلی نمایشنامه که به بار فلسفی و معنایی اثر کمک شایانی می کند.)
بازی هایی قدرتمند و بازیگرانی کاملاً در نقش خود فرو رفته تا جایی که با جاذبه ای سنگین خود مرا هم به مکانیت ... دیدن ادامه » ذهنی اثر ثقل می دادند؛
میزانسن هایی کاملاً سنجیده و دقیق بود که بار معنایی بارزی را در ذهن مخاطب متبادر می کند؛
دکور و طراحی لباس ها عالی و سایر عوامل از جمله نور و گریم ها بسیار حساب شده و دقیق.
این نمایش تأخیری در اجرا نداشت و رأس ساعت ١٩ شروع شد که در نوع خود از نقطه نظر وقت شناسی و عدم اتلاف وقت مخاطبین بسیار درخور تحسین هست.
این اثر فوق العاده نیاز به حمایت من و شما مخاطب خوب تئاتر دارد لذا ٣ شب اجرای پایانی امیدوارم مملو از تماشاگر باشد.
پایداری و موفقیت.
یک آرمان شهر که حتیٰ خود به قوانین وضعیش احترام نمی گذارد ....

قدردان محبت و مهر شما هستم جناب بهکام عزیز و مرسی از این حمایت دلگرم کننده
۰۴ دی
جناب کیانی بهتون تبریک می گم خیلی خوب تونستید کار به این سختی رو به نمایش در بیارید ، فوق العاده بود، خسته نباشید به شما و کلیه بازیگران خوب و عوامل اجرایی و تدارکاتی اثرتون❤️
۰۴ دی
خوشحالم که حاصل زحمات یک گروه، اینچنین به بار نشسته است که رضایتتان حاصل شده ... درود بر شما
۰۵ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در میان این ٦ اثر ، فیلم کوتاه نسبت خونی حال و هوای دیگری داشت؛
بازی ها، دیالوگها، کارگردانی مشترک آقایان امیری و پور امیری و موضوع و البته پایان اثر...فوق العاده بود.
عباس الهی و لیلى شجاعى این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارد
حتما میبینم .. گزینش های جذابی هستند این فیلم کوتاه ها ..
۲۹ آذر
قطعن بانو و البته بواسطه کوتاه شدن دقایق هدف متمرکز تر خواهد بود.
۲۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[خودکامگی و حرص و آز پادشاهی بی ریشه و بی کفایت ، مثال خوبی برای پدیده های معاصر است...]

از جمله نمایش هایی که قطعن سختی در اجرای آن بسیار است؛
به قلم کمیک و تراژیک آلفرد ژاری که از پایه گذاران مکتب ابزورد به شمار می آید ؛

[ ذکر یک نکته خالی از لطف نیست که اولین اجرای این نمایشنامه ١٢٢ سال قبل در پاریس درست در همین ماه دسامبر به واسطه آشوب تماشاگران متوقف شد ؛ نمایشی سبعانه ، غریب و کمیک! ، در واقع در اوج مکتب کلاسیک ، این اثر آنتی ریتمی بود که اولین پله های مکتب دادائیسم که بعدها به ابزورد بسط یافت را پایه ریزی می کرد...]

تلاش کارگردان در خلق صحنه های کمدی چشمگیر است و البته شاه اوبوی این روایت که در نوع ایرانیزه آن عجیب و خاص می نمایاند!(صرفن کاراکتر شاه اوبو نه متن اثر)
زحمات زیادی برای طراحی لباس ، اکسسوار ، طراحی صحنه و دکور ، نور ، گرافیک بصری ... دیدن ادامه » ، طراحی لوگو و استفاده تعاملی از مالتی مدیا در صحنه کشیده شده است که نمی توان از آن تقدیر نکرد ولی به نظر می آید که نیاز به هماهنگی بیشتری بین عوامل وجود خواهد داشت که امیدوارم رفته رفته به انسجام کامل برسند؛
بازیهایی متوسط که نیاز به تلاش بیشتر در بین اعضاء تیم خواهد بود؛
البته بنده قرار بود روز یکشنبه این اثر را به تماشا بنشینم که به تأخیر افتاد! و امشب شب آغازین آن بود که آن را به فال نیک می گیرم؛
متأسفانه بروشوری برای توضیحات بیشتر در مورد تیم اجرایی در اختیار تماشاگر قرار نگرفت که فکر می کنم با توجه به درجه کیفی سالن نمایش و تدارکات چشمگیر و نظم دار عوامل از فقدان های این کار محسوب می شود؛
متأسفانه در ردیف ٢ که بنده نشسته بودم کنار بنده عکاس محترمی حضور داشتند که تا پایان نمایش با صدای شاتر دوربین خود در سکوت های مقطعی از نمایش ، سمفونی برای خود ایجاد کرده بود که تمرکز مخاطب را تحت الشعاع قرار می داد؛
تأخیر نزدیک به ٣٠ دقیقه برای اولین اجرا وجود داشت که امیدوارم برای شب های آتی کمتر شود؛
با تشکر از کارگردان محترم اثر و کلیه عوامل اجرایی.
موفق باشید.
جناب بهکام، ممنون از نوشتهٔ شما. من نمایش را هنوز تماشا نکرده‌ام، اما سؤالی برایم پیش آمد: آیا «ایرانیزه»شدن نمایش را به این معنی می‌گویید که متن از بستر اصلی‌اش خارج شده و در اجرا، جهانی با عناصر ایرانی داریم؟
۲۸ آذر
عرضم چیز دیگری بود عزیزجان، بگذریم؛ موفق باشید.
۱۰ دی
نمایش معمولی با بازی های ضعیف و مشکل رسیدن صدای بازیگران به ردیف های بالایی،ایده اجرایی و کارگردانی جالب بود و میتوانست جذاب باشد اما گویی پرداخت درست نشده بود حضور بی دلیل چند بازیگر در میان تماشاچیان که میتوانست با پخش صدای ضبط شده آنان از اتاق فرمان ... دیدن ادامه » حتی جذاب تر باشد.و عدم هماهنگی بازیگران در صحنه با یکدیگر کاملا مشهود بود
۱۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروپاشی عینی دو بازیگر حرفه ای تئاتر(٢ کاراکتر رابرت و جانی از نمایشنامه)

حکمرانی حجم سهمگینی از صحنه و اجرا تا آغاز تراژدی کاراکترها از نقش ها و رسیدن به قالب تهی شده معنایی محض؛

رسیدن به لایه های عریان انسانی ، خود زیستی و تراشیدن نقشهایی که بر پیکره او مانسته و ویراسته اند؛

و متن های ممت همواره رقص کلماتیست که مخاطب را به پرواز در می آورد؛
و این حجم از فحاشی در نمایشنامه که از صداقت اوست(ممت) و صداقت کاراکترهای خلق شده چیزی شبیه به نقاط سیاه چاله ای برای فروکش فوران انرژی های ویران کننده بر بازیگر و مخاطب حین اجرا؛
(البته در اجرای ایرانی این نسخه با اندکی بداهه و لحنی جدی تر از فضای نسبتاً کمدی اثر اصلی و قرارداد تعاملی با مخاطبین برای لحظاتی کوتاه.)
طوفانی از دیالوگهای ابزورد مبتنی بر جهان زیستی نویسنده با رگه های ظریف فلسفی که در لایه بیرونی اثر خنده ها و گاهاً جیغ های مخاطب را تؤامان می کند و در لایه درونی رسیدن به فلسفه ی پوچ و تلخ زندگی و تکرار؛

نکته بسیار مهم و ستودنی : همترازی قدرت متن و بازی کاراکترهاست که بدرستی در هیچ جایی از اجرا یکی بر دیگری (متن و بازیگر) ارجح نیست؛

کارگردانی هوشمندانه و با اقتدار و بازی ها کاملاً بر پایه متن اصلی درست و مورد ستایش؛
و ترجمه مؤثر و شیرین جناب مؤدبیان عزیز؛
سپاس ... دیدن ادامه » بی کرانه برای همه عوامل گروه.
موجز بنویسم : یک شاهکار؛

" و خدایی که ما را می آزارد ، خدایگان زئوس ، اویی که زوالش را پرومته خدای آتش و دوست آدمیان نوید می دهد. "

[تنیدگی معناگرای جسورانه زیرمتن های آوایی با حکام زورگو و فاسد از رستنگاه آشیلِ یونان باستان با بالهای پرگشوده کاموی مبارز در عصر مدرن و خواستگاهی برآمده در دیار آریایی.]

گروه بِین در بروشور یا دفترچه نمایش خود همه چیز را به خوبی نشانه گذاری کرده اند؛
بازی هایی درخشان و خیره کننده با انرژی فراتر از کالبد انسانی؛
تلفیق سمبلیک و همگرایی معنایی فلسفه وجودی پرومته خدای آتش یونان باستان با روح انقلابی و مبارزه گر کاموی فرانسوی و البته موسیقی و آوایی که چون زنجیری تنومند در ارائه فرمیک اثر حکمرانی می کند و جنگ بین تضاد عقل و زور با ساختار سمبلیک پرومتئوس و زئوس را به زبان موسیقی ملل و فرهنگ های آئینی ایران به زیبایی ... دیدن ادامه » بیان می کند؛
از معدود آثاری که حداقل ٢ بار باید به تماشا نشست؛ با بهای بلیطی بسیار بسیار منصفانه و البته استودیو زیرزمین که در ساخت دکور و آکسسوار صحنه افسانه ای عمل کرده اند؛
سپاس بی کران از گروه مؤلف بِین و بازیگرانی که از جان مایه گذاشتند و کلیه عوامل اجرایی برای این نمایش باشکوه و قدرتمند؛
پایداری و جاودانگی...
امتیاز من ٥ از ٥
چه خوب :)
سپاس از نظرتون
۲۱ آذر
چقدر زیبا گفتید ... سپاس
۲۱ آذر
لطف دارید جناب سیف
۲۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای نمایش که ٢٥ دقیقه شد و من منتظر ٢٠ دقیقه باقیمانده بودم که اجرا به اتمام رسید!(بر اساس زمان نمایش که در تیوال مشخص شده یعنی ٤٥ دقیقه)؛
بازی در قالب نقش یک شخصیت سایکو برای بازیگری که در این حس فرو رفته بود خوب بود ؛
نمایشی که به فرم نرسیده است، و بنظر می آید خط روایت نواقصی دارد و نیاز به بازنویسی دارد و دلیلی که برای نظرم دارم این است که در طول ٢٥ دقیقه نمایش غالباً بازیگر سعی در بازشناسایی خود به تماشاگران از طریق تعامل با آنان و عوامل صحنه دارد که این صرفاً نمی تواند برای یک اجرای ٤٥ دقیقه ای راضی کننده و کامل کننده باشد و اصطلاحاً بتواند نمایش را به فرم برساند؛
حتیٰ اگر بخواهیم قالب پرفورمنس را برای کار در نظر بگیریم باز هم اثر در ایده خود خام مانده است و چند جمله فلسفی از داروین یا برشت نمی تواند بدنه نمایش را نگاه دارد، از ابراز نظر مستقیم ... دیدن ادامه » عذرخواهی می کنم؛
موفق باشید.
ممنونم از نظرات شما آقای بهکام،اجرا 35 دقیقه بود و اینکه بعضی اوقات نباید دنبال جملات آنچنانی بگردیم در تئاتر،بعضی اوقات باید ساده فهماند،درکل ممنونم از اینکه تماشا کردین و نظر دادین،بدرود
۲۰ آذر
موفق باشی امیدجان
۲۰ آذر
فداتشم رضاجانم
۲۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرایی شریف با اساتید بازیگری ؛ گویی بخشی از خانه پدریست که برایمان نوستالژی خلق می کند؛
کارگردانی خوش اخلاق و متواضع و سالنی منظم و اجرایی سروقت؛
همه چیز به غایت نرمال و دلنشین؛
دکوری ساده و آرامبخش و البته زیبا؛
مرز واقعی تیپ و شخصیت در نمایش بصورت پرکتیکال معین می شود و نوای دلنشین نت خوانی استاد بهبودی که او را در عوالم خود فرو می برد...
سپاس از کورش سلیمانی عزیز و گروه بیستون و استادان عشق جناب بهبودی و خانم اقبال نژاد و مترجم نمایشنامه خانم دکتر شهلا حائری با ترجمه ای روان و شیرین و تشکر وافر از سایر عوامل نمایش و سالن محترم سایه-تئاتر شهر
سپاس از حضور و لطف شما دوست عزیز ...
۲۰ آذر
ارادتمندم دوست خوب
۲۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بر اساس داشته های ذهنیم از نمایش های قند خون و خواب زمستانی، در این اثر شاهد ایده و متنی بسط یافته از دغدغه های نویسنده و کارگردان محترم هستیم؛ متنی اگرچه کلیشه ای ولی هدفدار و حاوی حقایق اجتماعی تلخ و عریان سرزمینمان از شهرهای مختلف این مرز و بوم که فوق العاده نوشته اند و جزئیات بطور کامل از قلم نویسنده پنهان نمانده است آنقدر زیبا که گویی پشت این قلم تجربه زیستی و عینی پنهان است؛ مونولوگها و واگویه ها موجز و خط روایت به غایت درست و ارتباط بین پرده ها چون خواب زمستانی میسر و منطقی؛
بازی ها در هر چهار پرده بی نظیر و بدون نقص، که تقدیر و تشکر ویژه ای برای بازیگران قائلم؛
تنها ٢ نکته آزاردهنده وجود داشت که صرفاً بواسطه بهبود در کیفیت اجرا و سالن بیان می کنم : اول آنکه تأخیر حدود ٣٠ دقیقه ای آن هم تؤامان با انتظار در راه پله های مهرگان عذاب آور است ... دیدن ادامه » و دوم آنکه ابرکمپانی نیکون فکری به حال صدای شاتر در دوربین های خود بکند چون بنده که عاجزم از این عکاسان محترم صحنه و واقعاً این تک کلیک های صوتی روی تمرکز تماشاگر تئاتر تأثیر نامطلوب می گذارد؛
البته این ٢ مورد باعث نشد که از امتیاز کامل برای این اثر لذت بخش پرهیز کنم؛
به کلیه عوامل اجرایی و بازیگران و نویسنده -کارگردان فهیم و توانا سرکار خانم لیلی عاج هم تبریک و خسته نباشید می گویم ، همواره در اوج باشید.
بنظرم تلفیقی از واگویه های تلخ اجتماعی در ٣ پرده مستقل با فرمی استندآپ کمدی در قامت مونودرام های مستقل؛
شخصیت پرده دوم بازی خوب و شیرینی ارائه دادند و بر خلاف انتظار بازی خانم در پرده اول متوسط و حتا پایین تر از متوسط بود و تپق های فراوانی که سعی داشتند آن را بخشی از متن اثر جلوه دهند!! و البته بازی بی کیفیت و کم اثر بازیگر پرده سوم؛
متنی پراکنده و شاید مدلی از یک کولاژ انتزاعی ناهمگن که در پرده اول و دوم مبتنی بر کلیشه های رایج اجتماعی بنا نهاده شده که به نوعی در همذات پنداری با مخاطب تقلا می کند و متن پرده سوم که بر پایه تاریخ معاصر ایران و قصه ای پیوند خورده تصنعی با آن سعی در راضی نگاه داشتن مخاطب دارد که حداقل برای من بخش پاشنه آشیل اثر بود؛
ایده اثر با تم "هذیان" نیز نمی تواند حلقه اتصالی مناسبی برای ارتباط پرده ها باشد؛
در کل این نمایش ... دیدن ادامه » با تمام احترام به عوامل اثر مورد سلیقه و پسند این حقیر نبود؛
علاوه بر تأخیر در اجرا ، متأسفانه تا ١٠ دقیقه بعد از اجرا ، تماشاگر به سالن می آمد که مشخصن می تواند در برهم زدن تمرکز بازیگر پرده اول مؤثر باشد و صدای زنگ برخی موبایلها که وسط اجرا به صدا در می آمد و البته شخص مسؤولی هم این مورد را ابتدای نمایش متذکر نشد!! و در کل نظم سالن اصلن مناسب نبود؛
تشکر از کلیه عوامل اجرایی و بازیگران و کارگردان این اثر نمایشی؛ موفق باشید.
ممنون از نقد و نظر شما ...
امیدواریم با همراهی سالن بتونیم در اجراهای پیش رو این نواقص رو برطرف کنیم ...
۱۸ آذر
ارادتمندم جناب داغستانی عزیز و بسیار خوشوقتم برای مطالعه نظریات بنده ؛ پایدار و موفق باشید.
۱۸ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی سپاسگذارم جناب استاد آقاخانی که بنده را به عنوان مهمان دعوت فرمودید؛
خلاصه عرض می کنم بازی خانم بلوکات بسیار خوب و بازی خانم متخصص عزیز ستودنی و البته بازی استاد سجادی حسینی نازنین دلنشین، بنظرم لختی انرژی بازی جناب دانایی کم بود.
دکور صحنه جالب بود ولی با ٢ کاراکتر اضافه شده در این اثر نسبت به نمایشنامه اصلی تنسی ویلیامز یک کم مشکل داشتم و البته نوع اقتباس از نسخه اصلی؛
شب خوبی بود و خسته نباشید می گویم به تیم اجرایی و کلیه عوامل و شما جناب آقاخانی دوست داشتنی.
Negin Fooladi، امیر و میترا این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارد
با سلام و احترام
ممنون از حضورتون و ممنون از اینکه نظرتون رو به اشتراک گذاشتید.
(روابط عمومی نمایش شیروانی داغ)
۱۵ آذر
خانم شعبانی،این نمایش با توجه به همه ویژگیهاش(مهم‌تر لز همه متن اصلی و شهرت فیلم اقتباسی) پتانسیل این رو داره که در همه اجراها بدون حتی یه صندلی خالی باشه و کلی خارج از ظرفیت و سانس فوق العاده....بشرطی که به مخاطبان بالقوه معرفی بشه،حالا سوالم اینه که ... دیدن ادامه » چرا یه تیزر تشکیل شده از بخشهایی از نمایش (حتی میشه با یه موبایل یک دقیقه فیلم گرفت و..) به سیاق تیزرهای سینمایی منتشر نمیکنین تا در شبکههای اجتماعی پخش شه و مخاطب بفهمه با یه تاتر رئال و قضه‌گو طرف هست که علاقه‌مندان زیادی داره و اطمینان داشته باشه در سالن به شکل دردناکی سورپرایز نمیشه....
۱۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرفورمنس آرت کامل با رویکردی فلسفی که می توان از منظر روایت آن را همسو با نوعی خاص از کمدی دارک و یا سیاه دانست؛
کارگردانی اثر بی نظیر و بازی ها درخشان؛ عواملی چون نور ، طراحی لباس ، موزیک و مالتی مدیا کاملاً در خدمت اثر؛
ریتم اثر با توجه به حوصله و سلیقه مخاطب عام(کلاسیک)، کُند ولی برای مخاطبین خاص(گرایشی) نرمال؛
فرایند تکامل ذهنیتی موضوع در مخاطب بر پایه برداشت از میزانسن ها کاملاً منظم؛
ایده اثر درخشان و فرم ارائه محتوا خوب؛
به کانسپت اثر اشاره ای نمی کنم تا اسپویل نکنم کار روی صحنه را ولی صرفاً این نشانه را خواهم داد که از زیباترین مضامین فلسفی البته از نظر من به شمار می رود؛
درود به تمام عوامل اجرایی و کارگردان اثر و بازیگرانی که به اعتقاد من می توانند اگر اراده ای حاکم باشد که هست این فرم را در سالنهای برادوی هم اجرا کنند؛
تنها نکته ای ... دیدن ادامه » که در پایان متذکر می شوم آن است که این اثر هنری یک نمایش خاص است و به مخاطب کلاسیک و بدنه اصلی تئاتر که به دنبال دیالوگ و مونولوگ صرف است توصیه نمی شود.
درود
تعریف و اصولا تقسیم مخاطب به عام و خاص خیلی امر سهلی نیست و از همه این‌ها دشوارتر این‌که تشخیص داده باشیم چه ریتمی برای چه مخاطبی مناسب است. چه بسا تعریفی که از تناسب ریتم و مخاطب ارا‌ئه فرمودید در این اجرا کاملا برعکس باشد. یعنی افرادی که هم در ... دیدن ادامه » تئاتر فعالیت مستمر دارند و هم مخاطب جدی تئاتر هستند و خمیازه‌ها و چرت‌های فراوان در حین اجرا و در انتظار گشایش درب‌های سالن.
و البته یک نکته پایانی این‌که به تعداد هر انسان در کره زمین، می‌تواند دیدگاه و خوشایند و بدآیند وجود داشته باشد اما این‌که نظرات خود را بسیار قطعی در مورد افراد (به فرموده شما عام و خاص) تعمیم دهیم نیاز به داده‌های آماری بسیار دقیق و بالایی دارد. و به شخصه خیلی با این تقسیم‌بندی‌های عام و خاص موافق نیستم. اثر خودش باید راه خود را باز کرده باشد.
۱۴ آذر
جناب بهکام به شخصه عرضم بدون کنایه و تهاجم ؟! بود ، چون اینجور کارها در سلیقه من قرار نمیگیره و تکلیف من باهاش روشن شد ، همین
۱۴ آذر
جناب خورشیدی بنده نظرم را اعلام کرده ام و جای بحث این مقوله در این محدوده میسر نیست ولی اگر خالصانه سؤال فرمودید می توانید به رفرنس ها و منابع موجود رجوع کنید و یا به کلیدواژه ها در وب قناعت کنید؛
با احترام.
۱۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نشانه ها و نمادها...زندگی طبقه کارگری، فلاکت ها و رنج ها...
تعمیم ابر سیاه ناامیدی و خُرد شدن هویت ها و شخصیت ها لابلای
چرخ دنده های جامعه ماشینیسم؛
تبریک به خانم شجاعی فرد ، تئاتر جسورانه ای بود؛
و روایتی حقیقی از نسل زیرپا له شده امروز ما و فردایی گنگ و ابتر...
بازی جناب مهدی کوشکی مانند همیشه درخشان و بازی خانم رؤیا بختیاری ستودنی و همچنین بازی آقایان محمد حسین صفری و توماج دانش بهزادی عالی؛
تلفیق دیجیتالی تصاویر و اجرای گیتار کیارش اعتماد سیفی مؤثر بر هدایت دراماتیک اثر ؛
دیالوگ ها و مونولوگهای بیان شده توسط بازیگران به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کند این را میشد از ریکشن های مخاطبین متوجه شد؛
ریتم اثر بر پایه ٧٥ دقیقه اجرا مناسب و بدون اُفت تا پایان؛
استفاده حداکثری از اکسسوار اندک صحنه و القاء خلاقانه مفاهیم در ذهن مخاطب؛
اثری دراماتیک ... دیدن ادامه » با نقبی بر چهره ای عریان جامعه بی دفاع امروزی...
و نگاه هوشمندانه و نمادین نویسنده متن به ٤ دهه خودکامگی اقلیتی و فروپاشی های اخلاقی نسل نو و گسست های بنیانی در خانواده و بیان تلخ بسیاری از پیامدهای حال حاضر رادیکالیسم...
سپاس از کلیه عوامل اجرایی و کلیه بازیگران و کارگردان خوش فکر اثر...بدرود
جناب بهکام گرامی
مثل میشه نظرات جنابعالی دقیق و نکته سنج است.
اما بواسطه حضور آقای کوشکی که بسیار ارادتمندش هستم، توقع زیادی از نمایش داشتم، که به دلایلی این نمایش باب پسند بنده قرار نگرفت.
۱۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده اجرایی اثر جذاب و هوشمندانه است ، کارگردانی خلاق و قابل تحسین آقای رسول کاهانی همواره ستودنیست؛
٢ شقه شدن بازی ها و خلق یک کاراکتر با دو Persona اگر چه که روند لمس و آزادی بازیگرها را راحت می کند ولی مفاهیم تازه ایی مانند الگوپردازی از مکتب یونگ برپایه آنیما و آنیموس شخصیتی کاراکترها را نیز در ذهن به بازی می گیرد و البته همذات پنداری با بازیگرها را نیز تقویت می کند.
بازی ها خوب ، خصوصاً بازی خانم ها و تکنیک نورپردازی در اوج سادگی جذاب و مورد توجه هست و البته استفاده از صحنه ی دارک و یا تیره که حس مخاطب را متمرکز می کند؛
متن اثر نیز بواسطه هوشمندی در تعلیق و سیستم قطره چکانی تزریق اطلاعات به مخاطب کارکرد درستی دارد و انتخاب جنس دیالوگها براساس فرهنگ موجود در متن حساب شده است و مشخصاً تجربه زیستی در جغرافیای ذکر شده در نمایش را برای نویسنده بنظرم ... دیدن ادامه » در خود مستتر دارد که می تواند چه از نظر خلق طنز در صحنه و چه از نظر فضای دراماتیک در تماشاگر رخنه کند.
از جناب آقای کاهانی و کلیه عوامل اجرایی تئاتر تحت تأثیر نهایت تشکر را دارم.
متن اثر به قلم آقای پیام لاریان که رگه هایی از سبک سوررئال را فضاسازی می کند ، و الگویی از رنه ماگریت نقاش بلژیکی را به ذهن متبادر می کند و البته از این منظر به یاد نمایش این یک پیپ نیست محمد مساوات افتادم.
تسلسل زمانی و برش های عطف شده در اجرا نیز بر زیبایی اثر و کارکرد ذهنی بیشتر مخاطب می افزاید و از این نگاه نیز به یاد تئاتر چشم بر هم زدن به قلم محمد زارعی و کارگردانی محمدحسین زیکساری افتادم و البته حذفیات متنی و اضافات بر تکرارهای گفتاری در اجرا نیز از ویژگی های اثر هست که ریتم اجرا را منظم تر و مرور مفاهیم را منبسط می کند مانند تئاتر حذفیات به نویسندگی و اجرای مهدی ضیا چمنی.
در کل بازی ها تحت تأثیر متن بود و اگر سایه متن را از نمایش حذف کنیم بازی ها متوسط می نمود؛ طراحی صحنه هوشمندانه بود و جایی برای بهتر شدن دارد؛
از کلیه عوامل اجرایی این اثر ... دیدن ادامه » و بازیگران و کارگردان نمایش سپاسگذارم برای خلق یک اثر خوب و متفکرانه.