تیوال رضا بهکام | دیوار
S3 : 07:40:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
رضا بهکام
درباره نمایش سقراط i
به تعبیر گروتفسکی(کارگردان فقید لهستانی و افسانه ای تئاتر) بازیگر مانند شهیدی بی هویت است که لحظه قربانی شدن او هدیه ایست به تماشاگر و او می تواند فقط شاهد دلیری این قهرمان باشد
که به موازات این تعبیر ، نظریه آرتو و بکت نیز در نوع خود جالب است

و آرتو می گوید : بازیگر یک قربانی بسته شده به چوبه مرگ است که از دل شعله های آتش با تقلای فراوان نشانه هایی را به دنیای پیرامون خود عرضه می کند

و بکت می گوید : او (بازیگر) بسان یک کشتی در حال غرق شدن در نزدیکی ساحل است که تماشاگران در پس بلندی ها و صخره ها ایستاده اند و شاهد غرق شدن کشتی هستند و کاری از دستشان بر نمی آید؛

[من در آن بین بازیگری را دیدم که به شهیدی بی هویت و قربانی در کشتی سوخته در آتشی می مانست میان ژرفای آبهای ساحلی که تماشاگری چون من شاهد غرق شدنش بود و دم برنیاوردم و فقط گریستم.]

بازی هایی درخشان برگرفته از باوری درونی ، طراحی صحنه و لباس در تلاش برای پیوند عصر باستان و جهان مدرن ، محتوایی غنی در خدمت فرم ، عناصر نور و دود بخشی جدایی ناپذیر مبتنی بر تصویرسازی کارت پستالی و در گرو زیبایی شناسی اثر ، ریتم مناسبی که ١٢٠ دقیقه مخاطب را با خود همراه و در خیالاتی شیرین غوطه ور می کند ، متن نمایشنامه عطف هوشمندانه ایی از جهان داستان با فضای روز و سیاسی حاکم ، دکوری منسجم که تحرک بخش هایی از آن در خدمت لایه های متن نمایش ، دیالوگهایی ماندگار مبتنی بر زیرمتنهایی برای حکاکی بر ذهن مخاطبین و بینندگان این تئاتر ، اجرایی بدون تأخیر و شریف و کارگردانی بسیار برجسته و جسور و عمود بر کار خود و البته بسیار فروتن و شجاع دل که صادقانه حرف دل مردم را در رورانس بیان کرد؛

موسیقی اجرایی در قالب اپرا و یا ترانه های زنده چون عضوی مادرزادی از کالبد نمایش ، افسانه باستانی مده آ با بهره مندی از فضای مدرن و حرکات موزون و هماهنگ گروه اجرایی مرتبط با آن خود بخشی از پیکان جهت دهنده فرمی اثر که بر شناور بودن و تاختن خود در روح نمایش می بالد؛

روایتی شیرین و گاهی طنزآلود سقراط اندیشمند یونان باستان و فلسفه چرایی او با همراهی شاگردان و مریدانش و جهان دراماتیکی (بواسطه حضور تئودوته و سافو) که در پس دیالکتیک او بر مخاطبین گشوده می شود تا خود را بشناسد و "بداند که هیچ نداند" ... و تئاتر که همواره مهمترین رسانه برای سیر در درون است و این موهبتی ناب در این مرز و بوم است برای لختی رهایی از ماشینیسم بی رحم کلان شهری و غرق شدن در درون خود؛

اسفند ... دیدن ادامه » متلاطم را با منقش کردن این نمایش در دل و روح و ذهن خود سهمناک و خاطره ساز کنید؛

امتیاز کامل برای این اجرا و قلب ناچیز من برای این گروه قدرتمند.
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩و کلی اشک شوق
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
جناب راد ، متوجهم ، و این آلترنانیویست که رخ می دهد و گاهی ناخالصی در بطن ارکان هنر متأسفانه وجود دارد ولی در مسیر تئاتر این اتفاق متعاقباً کمتر است تا رسانه هایی چون تلویزیون و سینما اما هیچگاه به صفر نمی رسد چون گاهاً و تحقیقاً پای پول و روابط در میان ... دیدن ادامه » است البته اگر به بیان ضد حقیقت متهم نشویم :):)
بنظرم تئاترهای دانشجویی در این بین "مقدس" ترین و پاک ترین اند و لذت ناب اجراهایشان ماندنی
۲۳ اسفند ۱۳۹۷
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تثبیت کشف و شهودی شیرین؛
طی الارضی فــراتر از مــرز ثـــنویت؛
میل به اغنای ناخودآگاه بر پایه خودآگاهی غیرمتمرکز در پس فقدانها و حضور سایه مرگ اندیشی؛
شکستهای زمانی متوالی و سفر در زمان که مرا به سمت نظریه "پاس" و نظریه "ریسمانها" و تلفیق آن با نسبیت عام منتج بر سفر در زمان از بُعد پنجم سوق می داد که خود مسیری لذت بخش است.
متن خوب و روان اثر از خانم مونا احمدی با بازی خوب خودشان که نشان می دهد کسب رتبه برتر از جشنواره تئاتر فجر این دوره را به شایستگی از آن خود کرده اند؛
طراحی ساده و پویای صحنه که به عهده کارگردان اثر سرکار خانم شیما عرب می باشد نیز به خوبی مخاطب را برای ورود به مرز خیال و پروازهای ذهنی و نورد زمانهای رخدادها متمایل می کند؛
استفاده مناسب از مالتی مدیا نیز به مخاطب در فهم این گسستها و متمرکز شدن روی خط روایی پلات اثر کمک ... دیدن ادامه » شایانی می کند؛
و در نهایت استفاده ترکیبی از رنگهای آبی و بنفش ویولت مات از خانواده رنگ پانتونها در طراحی لباس و پوستر که خود استفاده ای هوشمندانه و چندمنظوره بواسطه سیر در زمان از سویی و سردی روابط و نوستالژی خاطرات زنده شده یک خانواده است؛
کاری لذت بخش و به یادماندنی در اسفندی که خود متلاطم و طربناک است؛
سپاس از گروه خوب بوهمی و بازیگران این نمایش و کارگردان اثر خانم شیما عرب و همچنین تشکری ویژه از محمد بحرانی دوست داشتنی برای حمایت و تهیه کنندگی این اثر شیرین.
تبریک فراوان به دوست گران سنگ سعدی محمدی عبد برای کسب عنوان کارگردانی برتر جشنواره تئاتر فجر برای نمایش "مقدس"

❤️❤️❤️❤️❤️
به نظرم از حوزه تئاتر تجربی و آوانگارد خارج است؛

حتیٰ اگر با فرضیه گفتاری ٤ بازیگر اثر که در پس پرسونای کارگردان شعار می دهند این کار را یک "پیشگفتار" بنامیم در بیان ، اثر حتیٰ شعار تکراری خود را در حکم یک سیاه مشق تجربی نیز اجرا نکرده است؛
به فکتی در زیر قناعت می کنم و این هجویه را در مصداق یک ضد تئاتر قلمداد می کنم؛

چیستا یثربی (نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر) نمایشی را که در نوع خود پیشرو و آوانگارد باشد و خلاقیت آن در حدی باشد که گویی این سبکها و شیوه ها برای نخستین بار پدید آمده باشند، یک کار تجربی می داند و می افزاید: هدف این تئاتر هم باید این باشد که با استفاده از آن شیوه های جدیدی برای بیان و ارتباط با مخاطب پیدا شود، نه برای بی بیانی!
یثربی با انتقاد از برخی تئاترهای موجود می افزاید: تئاتر تجربی در کشور ما به تازگی تبدیل به ضد تئاتر ... دیدن ادامه » شده است. تعبیر معمول هم این است که اگر تماشاگر از سالن فرار کرد و گفت، دیگر تئاتر نمی بینم آن وقت معلوم می شود که یک کار تجربی دیده است و من فکر می کنم این وضعیت برای تئاتر تجربی خیلی اسفناک است.
وی می گوید: البته ما در میان آثارمان کارهای خوب تجربی هم داریم که بعضی از آنها به طور خصوصی و برخی دیگر در شهرستانها اجرا می شوند، اما تئاتر ضد تئاتر هم کم نداریم. معمولاً تماشاگر از این دست آثار گریزان است و این شیوه ممکن است مخاطب را برای همیشه از تئاتر دلزده کند. متأسفانه روی برخی از این آثار نام تجربی می گذارند و در کارگاه تجربه هم به اجرا در می آورند، اما به نظر من اجرای بسیاری از این آثار اشتباه محض است.(منبع : روزنامه قدس گردآورنده : مهدی نصیری)
آقای بهکام عزیز
دفاعی از کار نیس ولی مطلبی که آوردید درست نیسش
یک اینکه این کار تجربی نیس اصلا
دو اینکه از قضا "ضدتیاتر" هست و نه به تعبیر منفی

اینکه دوست نداشتید یا نداشتم بحث دیگه‌ایه البته :)
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
ارادتمندم علی جان؛
حضور شما در تیوال همواره مفید و سرشار از صمیمیت هست،
اگر بنده در جایی اگرسیو بودم عذرخواهی میکنم.
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
مخلصم :)
خواهش می‌کنم نفرمایید :) دیگه بحثه یه جاهاییش جدل می‌شه وقتی موافقت نباشه طبیعیه :)
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[سینما جایی برای خیال کردن است]

سینمایی برآمده از فرم؛
خوش ساخت با جزئیاتی ریزبینی شده و دقیق؛
شخصیت پردازی های بسیار ماهرانه؛
محتوایی در خدمت فرم...
فیلمنامه از منظر پلات درونی دارای کارکرد و روایت قصه اثر که بی هیچ باگ فنی نرم و خوب می تازد؛
بدون احتساب فرم در ریشه های اثر ، فیلمنامه دارای منظر روان شناختی عمیق شخصیتی می باشد؛
عجیب بودم که نزدیک به ١٢٠ دقیقه تمامی تماشاگران با ولع فیلم را دنبال می کردند و پچپچه ها مبتنی بر رضایت کامل...
واقعاً در مقاطعی احساس می کردم روح اجرایی پاولو سورنتینو و گاهی تارانتینو در برخی پلانها حضور دارد؛
مضامین شعاری در برخی پلانها که شاید رسالت آرمانی در محوریت دیالوگها قلمداد شود و محتمل صدای خسته مردمش را با جسارت فریاد می زند؛
خدا را شکر که پرچم تئاتر در سینما نیز در اهتزاز و برافراشته و با شکوهی خاص جلوه ... دیدن ادامه » گر است.
لذت بردم و آفرین بر همایون غنی زاده عزیز و تیم اجرای او و بازیگرانش.
چه خوب :)
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
سرکار خانم مینا ارادتمندم،
اینکه یک کارگردان و نویسنده بتونه ٢ ساعت در فضایی محدود به یک مغازه سلمانی مخاطبین را مرعوب خود کند بنظرم اثر کار خودش را کرده و این میزانسن محدود که با فرم به پرواز ذهنی متمایل می شود خود نقاط برون رفت از یکنواختی است و داوران ... دیدن ادامه » جشنواره هم خود قطعاً می دانند که آفتاب همیشه از شرق طلوع می کند و ریشه ها در تئاتر سر بر آرند.
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
رضا جان یزدانی موافقم؛
قطعاً پارودی ها و ارجاعات میزانسنی در مسلخ سینمای پست مدرن یک اصل غیر قابل انکار است و بیننده را به خیال کردن و لذت بردن نزدیک می کند و این بخشی از تعریف هنر است که در کل دنیا و در قامت سینمای پست مدرن از اساس در حوزه تعریف قابل استناد ... دیدن ادامه » و به هر حال امید میرود که منتقدین فرهیخته ای هم در آن وسط باشند که فرافکنانه کار نکنند و از دانش فنی و آکادمیک خود مایه بگذارند...
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[هویت...........هویتی گمشده.....تعمدها...... و خلق جهانی لاینحل]

مستند روحی در جستجوی حقایق وجودی خود
داستانهایی موازی و به شدت تلخ ولی واقعی و تکان دهنده
جنایاتی که در مسیر تولید درامی سنگین گام بر می دارند و درام زمانی خلق می شود که ما خوابیم؛
اگرچه که روایت ساختاری مستند دارد ولی بطرز شگفت انگیزی از قواعد یک اثر فیلمنامه ای کلاسیک سه پرده ای تبعیت می کند(حادثه محرک،عطف اول و دوم و نقطه اوج تا نتیجه گیری و پایان) و بطور بسیار مشهودی علاوه بر پلات بیرونی شاهد بازنمایی پیرنگ درونی و اثر گذاری آن بر ٣ پرده بصورت مستمر خواهیم بود؛
عواملی که از جان مایه گذاشته اند.....
هیچ لذتی در ایران با سینمای تجربه برابری نخواهد کرد..
امتیاز ٥ از ٥
ف کیوان و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[واگویه های شخصیتی بزرگ بر پایه تأثرات از ستونی محکم در زندگی، گاهی این ستون شما را کج می کند و تا انتهای حیات این کجی بر قامت وجودیتان و اندیشه هایتان استوار باقی می ماند : آری پدر ، این من هستم کـــافکـا، وجودی انکار نشدنی و همواره در هراس]

پرواز بر فراز اعترافات و نامه به پدر کافکا و فرازی بر دیگر نوول ها و رمانهایی چون مسخ و محاکمه و غیره این نویسنده شهیر که همواره روحش بر فراز ادبیات جهان سایه ساری مهیب است.

دو قطبی شخصیتی(معکوس شدن نقش ها) و ترس از همنوع که بنیان بحث کشمکش روان رنجورانه را ابقاء می کند و سایه آن بر تمامی ارتباطات کافکا تأثیر مستقیم می گذارد و در بسیاری از موارد ارتباطات او را ابتر می کند و از سویی او را به درونش و تخلیه ذهنی اش بواسطه نوشتن رهنمون می سازد.

بازی هایی درخشان و تعظیمی که باید در برابر نوید نوروزی داشت؛
دکوری زیبا و خاطره ساز؛
نویسنده و کارگردان اثر جناب دکتر قطب الدین صادقی که سایه اشان همواره بر سر تئاتر ایران زمین مستدام باد.
پرداختی از صفات بغض و حرص و خشم در بازیگری مدرن؛
تعلیقی ظریف و زیبا در پایان اثر که روایت را به سوی درکی تراژیک متمایل می کند؛

((تنها نکات قابل ذکر از دید من حجم بالایی از منولوگ و واگویه با شدت صدایی بالا و با شتابی برق آسا که پردازش آن را برای ذهن مخاطب و حتیٰ کافکا دوستان سخت می کند و شاید نیاز بود در مقاطعی از زمان نقاط تخلیه ذهنی را چاره ای می اندیشیدند و نکته دیگر استقاده بیشتر از دکور خصوصاً درهای تعبیه شده در صفحات صحنه بود که می توانست لایه های بیشتری به روایت بدهد و میزانس های متنوع تری را ایجاد کند.))

سپاس از تماشاخانه شانو بواسطه عدم تأخیر در اجرا و نظم و تمیزی مثال زدنی که مصداق یک مدیریت کامل و با لیاقت در دفاع از حیثیت تئاتر این مرز و بوم است.
و ... دیدن ادامه » تشکر وافر از تیم بازیگران و کارگردان فرهیخته اثر و کلیه تیم اجرایی و تدارکاتی گروه هنر؛
به شخصه لذت بردم ولی تصور می کنم باید این اثر را حداقل ٢ بار به تماشا نشست تا درک بهتری از آن جست.
درود و سپاس آقای بهکام عزیز از نکات درست وخوبی که اشاره کردید اما به زعم من اجرا بسیار ضعف داشت وکارگردانی در حقیقت دراین اجرا از موارد گم شده ای بود که کاملا مشهود بود
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
سلام سرکار خانم ثانی گرانقدر ، سپاس از خوانش متن بنده؛ البته مواردی در داخل گیومه از این حیث بیان کردم ولی خب جناب دکتر صادقی استاد هستند و اجرای ایشان قابل احترام و تأمل.
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا بهکام
درباره نمایش تابستان i
از منظر جهان فلسفی و هرمنوتیکی اثر یک پرفورمنس بی نظیر و تلخ؛
و از نقطه نظر پلات بیرونی که ما را به جهان درون خود فرو می چکاند (چون یک مغناطیس خشمناک) یک تئاتر لذت بخش تؤام با تنیدگی سکوت که دائم فضایی بزرگتر را در خود تولید می کند.

[ کشمکش اید و ایگویی درونی که بصورت تجسد شده بر چهره زندگی فردی هویدا می شود.]

این اثر چون یک بمب ساعتی پس از پایان به کار می افتد و پردازش های ذهنی و تأویل های فراوانی را در هسته مغزی آدمی ایجاد می کند؛
امیدوارم آقای سعدی محمدی عبد نظریاتشون رو موشکافانه طی گفتگوی با تیوال مطرح کنند(بی صبرانه منتظر خواهم بود)؛
اثری قابل تأمل و بی بدیل از نظر محتوا و قالب فرم و اجرا و دکوری که خود برشی از یک واقعیت رخدادی است و شخصیت اثر که مدتها بر ذهن مخاطب حک می شود؛
تبریک به کارگردان اثر و بازی خوب و دقیق آقایان حجت زینالی و سعدی محمدی ... دیدن ادامه » و سایر عوامل تهیه و اجرا.

مو کوتاه کردنه چی بود؟
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
با تعبیر شخصی من به خلسه رسیدن در رفتارهای وسواس گونه و فروکش کردن خشم پس از درگیری را در شخصیت اصلی منجر می شود
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[ به باور رسیدن در نقش
زندگی عینی در تئاتـــر ]
خارج از فضای متنی داریو فـــو و هجویه سیاسی اش و فضای کمیک و ساختار خنده در تار و پود این شاهکار ادبیات نمایشی ، در اینجا شاهد بازی های درخشانی هستیم که ٧٥ دقیقه را برای شما به ١٥ دقیقه مبدل می کند، و چقدر هماهنگ و دریغ از یک تپق؛
بازی ویران کننده ایمان اصفهانی عزیز و دوستانش احسان ، امیر ، پوریا ، آرمین و مهسا...
به باور رسیدن در نقش مثل یک خون تازه هست در رگهای تئاتر....
وقتی بهنام عزیز از مشکلات در اجرات و اون شنبه کذایی حرف زدی بغضم گرفت
خدا میدونه که کارت خیلی خوبه و من برای کار درخشانت میخوام بگم دروازه تئاتر از خود تو و تیم جونت شروع میشن...واقعاً مرسی که انقدر برای عالی در اومدن این اثر به این خوبی تلاش میکنی و البته تیم خوب بازیت و کلیه عواملت؛

بارها و بارها دیوارم چهارم رو جسورانه شکستی ... دیدن ادامه » و تماشگران و از جمله خود من با این صمیمیت و دیالوگها خندیدیم و کیف کردیم

به شدت توصیه میکنم این نمایش رو از دست ندید؛
پایداری و موفقیت برای تو و تیم خوبت
ایمان اصفهانی واقعا بازیگر تواناییه
۲۶ دی ۱۳۹۷
فقط ای کاش تیوال پوسترشون رو پایین نمی آورد (اگرچه که به نظرم دستوری هست و ظاهراً ناچار بودن) ولی یک کار با پوسترش متمایز میشه
۲۶ دی ۱۳۹۷
آره دیدم پوستر نداره منم، نمی‌دونسم تیوال باعثش شده!
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرمی زیبا و مسحور کننده که دست نویسنده و بیشتر کارگردان که خوشبختانه یکی هستند را در گسست های زمانی باز می گذارد ، مضاف بر آن این نوع از فرم تعلیق های ظریفی را در محتوا جا می دهد...
اثری لذت بخش با بازی های درخشان هامون سیدی و غزال حسینی که الان من داره بدنم جای اونا درد میگیره...
ایده هوشمندانه استفاده از درهای متحرک و اون شال (یا پرده) آویزان بسیار عالی بود و حتا اون دایره انتهایی نارنجی که صحنه را تا حد ممکن مینیمالیستی می کند؛
خانم غزال حسینی تبریک میگم فرم خیلی دشواری از این محتوا که در حالت خطی به ورطه کلیشه می رفت رو به بهترین شکل عرضه کردید واقعاً خسته نباشید و امیدوارم سالنتون همیشه پر باشه؛
و چقدر خوب از موزیک و ادوات موسیقی بهره مند شدید ، موزیکی که به ریتم اثر انسجام خاصی می داد؛
و خسته نباشید به سایر بازیگران و عوامل اجرایی و تهیه و آن ... دیدن ادامه » دوست هنرمند نوازنده متبحر.
هر چقدر فکر کردم در مسیر بازگشت به منزل نتونستم ایرادی از این کار در بیارم.
موفقیت و پایداری
رضا بهکام
درباره نمایش نگهبانان i
متنی انتزاعی و قدرتمند(نویسنده ای دقیق <راجیو جوزف نمایشنامه نویس آمریکایی که پیشتر نمایش زخم های وحشتناک زمین بازی او در ایران به اجرا گذاشته شد> از این منظر که هر آنچه را که در ١٥ دقیقه اول متن کاشت در نیمه دوم نمایش به نحو احسن از آن بهره جست)؛
یک اثر دراماتیک با زیرمتنهایی فوق العاده با تأثرات فلسفی و معنایی فراوان؛
بازیها روان و بسیار خوب و مسلط(متنی مبتنی بر دیالوگ های فراوان)؛
اجرا در فضایی مینیمالیستی(دکور و صحنه-صدای محیطی و نور)؛
بهره مندی از افکتهای صوتی و امبینت مؤثر که نیاز بود در برخی از قسمتهای روایت گسترده تر باشد(به جهت احتمال افشای داستان از توضیحات بیشتر حذر میکنم)؛
بنظرم جزئیات صحنه می توانست بیشتر باشد و حتا از مالتی مدیا برای بهره مندی از تصویر تاج محل (در نیمه دوم نمایش) و یا در بخش های دیگری بهره جست(استفاده از ظرفیتهای ... دیدن ادامه » تصویری بیشتر که در عمق دادن به فاجعه کمک کند // البته این یک نظر شخصی است)؛
موسیقی سنتی هند و استفاده از ظرفیت سازهای محلی که با جغرافیای متن مرتبط باشد قطعاً در دراماتیزه کردن برخی از فضاها مؤثر تر خواهد بود و می توانست در قسمتهایی از اجرا حضور داشته باشد؛
در کل نمایش لذت بخشی بود و بموقع و بدون تأخیر اجرا رفت و تنها عکاس محترمی در ردیف ٢ با صدای شاتر دوربین خود تمرکز را از تماشاگر سلب می کرد(به جهت دیالوگهای فراوان که نیاز به تمرکز بالایی داشت)؛
سپاس از کارگردان محترم و کلیه عوامل اجرایی این اثر؛
این نمایش خوب نیاز به حمایت دوستان علاقه مند و مخاطبین تئاتر دارد و واقعاً حیف است که سالنی با این کیفیت بالا و بازی های درخشان آقایان پدرام شریفی و وحید راد سالن خالی باشد.
مرسی تشریف آوردین و مرسی از نظرتون
۱۷ دی ۱۳۹۷
ارادتمندم خانم آرام نیا، موفق باشید.
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ورنوسفادرانی تنها و آقای پدر دلم براتون تنگ میشه...
زندگی های معمولی؛
جهانی ساده؛
حذفیات؛
تغییرات؛
دور و برم پر از چیزای بیخودی...
و پروازهای ذهنی که به حیاط خانه مأوایی پدری باز می گردد
یک جای خلوت و دنج که دلم می خواد اونجا باشم؛
مرسی امین و رضای عزیز و همه یارانتون❤️
پرواز و پرواز و دور شدن و بالا رفتن تا ابرهایی که بتونه این خونه و این محله رو حذف کنه...مثلن یه جای دیگه تو این نقشه کره زمین ولی ولی همین خونه باشه...

[حذف اصالت و هویت غیر ممکن است پس فرار برای چه...کهنسالی سرت و کمرت را خم خواهد کرد و به درون خواهی نشست و به اعماق وجودت خواهی رسید ، شاید شبیه کف یک اقیانوس با ساده ترین موجودات زیستی]

تلفیق تصادفی 'مواجهه با ورنوسفادرانی' و دست نوشته های یاسمینا رضا تحت عنوان Nulle part در کتابی با ترجمه ماریا تابع بردبار با نام 'هیچستان' نشر افراز اکسیریست برای رهایی از بند این شهر یاغی...شاید به قدرت یک روز رهایی و یا بیشتر.


١٢ موقعیت دراماتیک از کاراکترهای مسخ شده شهری صنعتی؛
١٢ رویدادگاه مشترک درون یا برون هسته ای آهنی بسان خورشیدی تابنده بر اثر؛
١٢ ماه متوالی چون زنجیری تنیده بر سیر زندگی های بی روح شهری به تاراج رفته؛
و دوربین چون روحی ناظر بر حقایق روایتهای تلخ انسانهای بریده بالی در کام روزمرگی و تنهایی؛
میزانسن هایی محدود که وام دار صحنه تئاتر است و دیالوگهایی برخواسته از کالبد زندگی های کلان شهری جنون زده و ویرانه؛
و پوریا کاکاوند که از جنس صحنه است و همواره درخشان و جسارتش در حضورت بر پرده نقره ای ستودنی؛
هنوز آن میزانسن ساده از نمایش رولور با بازی های درخشان علی باقری و فربد فرهنگ در ذهن من حک شده باقی مانده است؛
قدردانی و سپاس بی کران از مرد بزرگ حسن فتحی برای حمایتهایش در برافراشته نگاه داشتن سینمای تجربه و جوانانی که هنوز قلبی در سینه دارند و بالی ... دیدن ادامه » برای پرواز.
[هویت فردی ، هسته ای که با تأثرات اجتماعی به فرمی فرا پیوندی و بسط یافته بدل می گردد، ...هویتی که با پروازهای ذهنی شکل می گیرد یا رنگ می بازد ؛ رفتارهایی که آینه وار تصویری از تو در خلق گونه های تکثر یافته ات به نمایش می گذارند و آونگ زمان که همواره در نوسان است همه در ظرف مکانی قراردادی به مثابه یک آرمان شهر که حتیٰ خود به قوانین وضعیش احترام نمی گذارد و گاهاً آنها را نقض می کند.]

تبریک بسیار ویژه به جناب آریو راقب کیانی برای درک درست از نمایشنامه و ریسک صحیح حاصل از اندک تغییرات در اثر خلق شده نسبت به متن اصلی ( ریتم افزایشی اجرا و خارج کردن ٢ تن از کاراکترها از حالت انفعال نسبت به متن اصلی نمایشنامه که به بار فلسفی و معنایی اثر کمک شایانی می کند.)
بازی هایی قدرتمند و بازیگرانی کاملاً در نقش خود فرو رفته تا جایی که با جاذبه ای سنگین خود مرا هم به مکانیت ... دیدن ادامه » ذهنی اثر ثقل می دادند؛
میزانسن هایی کاملاً سنجیده و دقیق بود که بار معنایی بارزی را در ذهن مخاطب متبادر می کند؛
دکور و طراحی لباس ها عالی و سایر عوامل از جمله نور و گریم ها بسیار حساب شده و دقیق.
این نمایش تأخیری در اجرا نداشت و رأس ساعت ١٩ شروع شد که در نوع خود از نقطه نظر وقت شناسی و عدم اتلاف وقت مخاطبین بسیار درخور تحسین هست.
این اثر فوق العاده نیاز به حمایت من و شما مخاطب خوب تئاتر دارد لذا ٣ شب اجرای پایانی امیدوارم مملو از تماشاگر باشد.
پایداری و موفقیت.
یک آرمان شهر که حتیٰ خود به قوانین وضعیش احترام نمی گذارد ....

قدردان محبت و مهر شما هستم جناب بهکام عزیز و مرسی از این حمایت دلگرم کننده
۰۴ دی ۱۳۹۷
جناب کیانی بهتون تبریک می گم خیلی خوب تونستید کار به این سختی رو به نمایش در بیارید ، فوق العاده بود، خسته نباشید به شما و کلیه بازیگران خوب و عوامل اجرایی و تدارکاتی اثرتون❤️
۰۴ دی ۱۳۹۷
خوشحالم که حاصل زحمات یک گروه، اینچنین به بار نشسته است که رضایتتان حاصل شده ... درود بر شما
۰۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در میان این ٦ اثر ، فیلم کوتاه نسبت خونی حال و هوای دیگری داشت؛
بازی ها، دیالوگها، کارگردانی مشترک آقایان امیری و پور امیری و موضوع و البته پایان اثر...فوق العاده بود.
عباس الهی و لیلى شجاعى این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
حتما میبینم .. گزینش های جذابی هستند این فیلم کوتاه ها ..
۲۹ آذر ۱۳۹۷
قطعن بانو و البته بواسطه کوتاه شدن دقایق هدف متمرکز تر خواهد بود.
۲۹ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا بهکام
درباره نمایش اوبو i
[خودکامگی و حرص و آز پادشاهی بی ریشه و بی کفایت ، مثال خوبی برای پدیده های معاصر است...]

از جمله نمایش هایی که قطعن سختی در اجرای آن بسیار است؛
به قلم کمیک و تراژیک آلفرد ژاری که از پایه گذاران مکتب ابزورد به شمار می آید ؛

[ ذکر یک نکته خالی از لطف نیست که اولین اجرای این نمایشنامه ١٢٢ سال قبل در پاریس درست در همین ماه دسامبر به واسطه آشوب تماشاگران متوقف شد ؛ نمایشی سبعانه ، غریب و کمیک! ، در واقع در اوج مکتب کلاسیک ، این اثر آنتی ریتمی بود که اولین پله های مکتب دادائیسم که بعدها به ابزورد بسط یافت را پایه ریزی می کرد...]

تلاش کارگردان در خلق صحنه های کمدی چشمگیر است و البته شاه اوبوی این روایت که در نوع ایرانیزه آن عجیب و خاص می نمایاند!(صرفن کاراکتر شاه اوبو نه متن اثر)
زحمات زیادی برای طراحی لباس ، اکسسوار ، طراحی صحنه و دکور ، نور ، گرافیک بصری ... دیدن ادامه » ، طراحی لوگو و استفاده تعاملی از مالتی مدیا در صحنه کشیده شده است که نمی توان از آن تقدیر نکرد ولی به نظر می آید که نیاز به هماهنگی بیشتری بین عوامل وجود خواهد داشت که امیدوارم رفته رفته به انسجام کامل برسند؛
بازیهایی متوسط که نیاز به تلاش بیشتر در بین اعضاء تیم خواهد بود؛
البته بنده قرار بود روز یکشنبه این اثر را به تماشا بنشینم که به تأخیر افتاد! و امشب شب آغازین آن بود که آن را به فال نیک می گیرم؛
متأسفانه بروشوری برای توضیحات بیشتر در مورد تیم اجرایی در اختیار تماشاگر قرار نگرفت که فکر می کنم با توجه به درجه کیفی سالن نمایش و تدارکات چشمگیر و نظم دار عوامل از فقدان های این کار محسوب می شود؛
متأسفانه در ردیف ٢ که بنده نشسته بودم کنار بنده عکاس محترمی حضور داشتند که تا پایان نمایش با صدای شاتر دوربین خود در سکوت های مقطعی از نمایش ، سمفونی برای خود ایجاد کرده بود که تمرکز مخاطب را تحت الشعاع قرار می داد؛
تأخیر نزدیک به ٣٠ دقیقه برای اولین اجرا وجود داشت که امیدوارم برای شب های آتی کمتر شود؛
با تشکر از کارگردان محترم اثر و کلیه عوامل اجرایی.
موفق باشید.
جناب بهکام، ممنون از نوشتهٔ شما. من نمایش را هنوز تماشا نکرده‌ام، اما سؤالی برایم پیش آمد: آیا «ایرانیزه»شدن نمایش را به این معنی می‌گویید که متن از بستر اصلی‌اش خارج شده و در اجرا، جهانی با عناصر ایرانی داریم؟
۲۸ آذر ۱۳۹۷
عرضم چیز دیگری بود عزیزجان، بگذریم؛ موفق باشید.
۱۰ دی ۱۳۹۷
نمایش معمولی با بازی های ضعیف و مشکل رسیدن صدای بازیگران به ردیف های بالایی،ایده اجرایی و کارگردانی جالب بود و میتوانست جذاب باشد اما گویی پرداخت درست نشده بود حضور بی دلیل چند بازیگر در میان تماشاچیان که میتوانست با پخش صدای ضبط شده آنان از اتاق فرمان ... دیدن ادامه » حتی جذاب تر باشد.و عدم هماهنگی بازیگران در صحنه با یکدیگر کاملا مشهود بود
۱۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروپاشی عینی دو بازیگر حرفه ای تئاتر(٢ کاراکتر رابرت و جانی از نمایشنامه)

حکمرانی حجم سهمگینی از صحنه و اجرا تا آغاز تراژدی کاراکترها از نقش ها و رسیدن به قالب تهی شده معنایی محض؛

رسیدن به لایه های عریان انسانی ، خود زیستی و تراشیدن نقشهایی که بر پیکره او مانسته و ویراسته اند؛

و متن های ممت همواره رقص کلماتیست که مخاطب را به پرواز در می آورد؛
و این حجم از فحاشی در نمایشنامه که از صداقت اوست(ممت) و صداقت کاراکترهای خلق شده چیزی شبیه به نقاط سیاه چاله ای برای فروکش فوران انرژی های ویران کننده بر بازیگر و مخاطب حین اجرا؛
(البته در اجرای ایرانی این نسخه با اندکی بداهه و لحنی جدی تر از فضای نسبتاً کمدی اثر اصلی و قرارداد تعاملی با مخاطبین برای لحظاتی کوتاه.)
طوفانی از دیالوگهای ابزورد مبتنی بر جهان زیستی نویسنده با رگه های ظریف فلسفی که در لایه بیرونی اثر خنده ها و گاهاً جیغ های مخاطب را تؤامان می کند و در لایه درونی رسیدن به فلسفه ی پوچ و تلخ زندگی و تکرار؛

نکته بسیار مهم و ستودنی : همترازی قدرت متن و بازی کاراکترهاست که بدرستی در هیچ جایی از اجرا یکی بر دیگری (متن و بازیگر) ارجح نیست؛

کارگردانی هوشمندانه و با اقتدار و بازی ها کاملاً بر پایه متن اصلی درست و مورد ستایش؛
و ترجمه مؤثر و شیرین جناب مؤدبیان عزیز؛
سپاس ... دیدن ادامه » بی کرانه برای همه عوامل گروه.
موجز بنویسم : یک شاهکار؛

" و خدایی که ما را می آزارد ، خدایگان زئوس ، اویی که زوالش را پرومته خدای آتش و دوست آدمیان نوید می دهد. "

[تنیدگی معناگرای جسورانه زیرمتن های آوایی با حکام زورگو و فاسد از رستنگاه آشیلِ یونان باستان با بالهای پرگشوده کاموی مبارز در عصر مدرن و خواستگاهی برآمده در دیار آریایی.]

گروه بِین در بروشور یا دفترچه نمایش خود همه چیز را به خوبی نشانه گذاری کرده اند؛
بازی هایی درخشان و خیره کننده با انرژی فراتر از کالبد انسانی؛
تلفیق سمبلیک و همگرایی معنایی فلسفه وجودی پرومته خدای آتش یونان باستان با روح انقلابی و مبارزه گر کاموی فرانسوی و البته موسیقی و آوایی که چون زنجیری تنومند در ارائه فرمیک اثر حکمرانی می کند و جنگ بین تضاد عقل و زور با ساختار سمبلیک پرومتئوس و زئوس را به زبان موسیقی ملل و فرهنگ های آئینی ایران به زیبایی ... دیدن ادامه » بیان می کند؛
از معدود آثاری که حداقل ٢ بار باید به تماشا نشست؛ با بهای بلیطی بسیار بسیار منصفانه و البته استودیو زیرزمین که در ساخت دکور و آکسسوار صحنه افسانه ای عمل کرده اند؛
سپاس بی کران از گروه مؤلف بِین و بازیگرانی که از جان مایه گذاشتند و کلیه عوامل اجرایی برای این نمایش باشکوه و قدرتمند؛
پایداری و جاودانگی...
امتیاز من ٥ از ٥
چه خوب :)
سپاس از نظرتون
۲۱ آذر ۱۳۹۷
چقدر زیبا گفتید ... سپاس
۲۱ آذر ۱۳۹۷
لطف دارید جناب سیف
۲۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا بهکام
درباره نمایش سایکوتیک i
اجرای نمایش که ٢٥ دقیقه شد و من منتظر ٢٠ دقیقه باقیمانده بودم که اجرا به اتمام رسید!(بر اساس زمان نمایش که در تیوال مشخص شده یعنی ٤٥ دقیقه)؛
بازی در قالب نقش یک شخصیت سایکو برای بازیگری که در این حس فرو رفته بود خوب بود ؛
نمایشی که به فرم نرسیده است، و بنظر می آید خط روایت نواقصی دارد و نیاز به بازنویسی دارد و دلیلی که برای نظرم دارم این است که در طول ٢٥ دقیقه نمایش غالباً بازیگر سعی در بازشناسایی خود به تماشاگران از طریق تعامل با آنان و عوامل صحنه دارد که این صرفاً نمی تواند برای یک اجرای ٤٥ دقیقه ای راضی کننده و کامل کننده باشد و اصطلاحاً بتواند نمایش را به فرم برساند؛
حتیٰ اگر بخواهیم قالب پرفورمنس را برای کار در نظر بگیریم باز هم اثر در ایده خود خام مانده است و چند جمله فلسفی از داروین یا برشت نمی تواند بدنه نمایش را نگاه دارد، از ابراز نظر مستقیم ... دیدن ادامه » عذرخواهی می کنم؛
موفق باشید.
ممنونم از نظرات شما آقای بهکام،اجرا 35 دقیقه بود و اینکه بعضی اوقات نباید دنبال جملات آنچنانی بگردیم در تئاتر،بعضی اوقات باید ساده فهماند،درکل ممنونم از اینکه تماشا کردین و نظر دادین،بدرود
۲۰ آذر ۱۳۹۷
موفق باشی امیدجان
۲۰ آذر ۱۳۹۷
فداتشم رضاجانم
۲۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا بهکام
درباره نمایش خرده نان i
اجرایی شریف با اساتید بازیگری ؛ گویی بخشی از خانه پدریست که برایمان نوستالژی خلق می کند؛
کارگردانی خوش اخلاق و متواضع و سالنی منظم و اجرایی سروقت؛
همه چیز به غایت نرمال و دلنشین؛
دکوری ساده و آرامبخش و البته زیبا؛
مرز واقعی تیپ و شخصیت در نمایش بصورت پرکتیکال معین می شود و نوای دلنشین نت خوانی استاد بهبودی که او را در عوالم خود فرو می برد...
سپاس از کورش سلیمانی عزیز و گروه بیستون و استادان عشق جناب بهبودی و خانم اقبال نژاد و مترجم نمایشنامه خانم دکتر شهلا حائری با ترجمه ای روان و شیرین و تشکر وافر از سایر عوامل نمایش و سالن محترم سایه-تئاتر شهر
سپاس از حضور و لطف شما دوست عزیز ...
۲۰ آذر ۱۳۹۷
ارادتمندم دوست خوب
۲۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید