اشاره هایی به موسیقی در شعرِ حافظ:
نکته ی نخست اینکه بیشتر شاعران و اندیشمندان کهن ما حداقل اگر با موسیقی عملی آشنا نبودند و سازی نمی نواختند یا آوازی نمی خواندند ولی با موسیقی علمی که بخصوص در قرنهای طلایی فرهنگ و تمدن ایران زمین یعنی از قرن سوم تا هشتم از علوم مهم بشمار می آمده آشنا بودند ولی اگر اهل موسیقی دستگاهی باشیم با ا ندکی تامّل در اشعار حافظ می توانیم بدرستی درک کنیم که اینگونه از موسیقی و فرمهای آن سخن گفتن و آفرینش تصویر آنگونه که حافظ سخن می گوید.لارمۀ آن دانش موسیقی و نه تنها موسیقی علمی بلکه عملی ست و این در حالی است که واژه ی *حافظ* در گذشته و حتی امروز در میان اهل فنِّ موسیقی نه تنها به معنای حافظ قرآن بلکه به معنای خواننده و آواز خوان خوش صدا و خوش آلحان بکار می رفته و می رود و خود حافظ هم بدین هنر خود اشاره دارد.لازم می دانم به ذکر خاطره ای از استاد، ردیف شناس، محقق و آهنگساز و نوازنده ی بزرگ موسیقی دستگاهی روانشاد علی تجویدی بپردازم.در محضر استاد تجویدی در برنامه ای بودیم استاد ویولن به دست بروی صحنه رفت و دو بیت از حافظ را خواند و به این نکته اشاره کرد که طبق تحقیقات ایشان گوشه ی *دشت ارژنی* که در دستگاه دشتی است و قدمت آن در موسیقیِ محلی شیراز بسیار کهن است بی شک مورد توجه حافظ در این دو بیت بوده و وزن و فضای معنوی این دو بیت چنان با گوشه ی دشت ارژنی درهم تنیده و سازگار است که شک ندارد حافظ در مجلسی که نوای موسیقی نواخته شد و شاید خود حافظ هم می نواخته این ابیات را سروده و چنان نوای موسیقی در او اثر گذارده که زبان خود را پیش زبان بی زبانیِ نِی شایسته ی خاموشی می دانسته.خلاصه استاد تجویدی این دو بیت را در گوشه ی دشت ارژنی بصورت آواز خواند و با ویولن جواب
... دیدن ادامه ››
آواز داد:
بزن در پرده،چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی
زبانت درکش ای حافظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نِی
حافظ در بیت زیر به حافظ بودن و آواز خوان و خوش الحان بودن خود اشاره دارد:
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
قول و غزل..راه...طریق..مانند امروزه که ترکیبهایی چون درآمد و پیش درآمد و چهارمضراب، گوشه و... وجود دارند، واژگانی هستند که در سیر تکاملی موسیقیِ ایرانی در مکتبهای مختلف مانند مکتب خراسان،مکتب دستانیِ غرب ایران(اراک،عراق)، مکتیب اسکولاستیک بغداد، مکتب سیستماتیست بغداد و مکتب آندلس و..به عنوان فرمهای خاص در فضاهای خاص مطرح بوده اند برای نمونه *قول و غزل* دو فرم موسیقی بوده اند که قول را با شعر عربی و غزل را حتما با شعر پارسی می خوانده اند و عبدالقادر مراغی موسیقی دان بزرگ ایرانی و هم عصر حافظ آهنگهای فراوانی در این زمینه ساخته است:
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
قول و غزل به ساز و نوا میفرستمت
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
راه دل عشاق زد آن چشم خماری
پیداست از این شیوه که مست است شرابت
بلبل از فیضِ گل آموخت سخن ورنه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بیگه
کز آن راه گران قاصد خبر دشوار میآورد
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب
گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و نی
زمانه هیچ نبخشد که بازنستاند
مغنی نوای طرب ساز کن
به قول وغزل قصه آغاز کن
همچنین نام گوشه ها و مقامات در شعر و اگر موسیقی شناس باشیم ارتباط این نغمات هنگام اجرای موسیقی می تواند مارا به این نکته که بی شک حافظ موسیقی دان و آوازخوان بوده هدایت کند پرده های موسیقی مانند عراق،حجاز،خسروانی،بوسلیک،و..
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
میخواند دوش درس مقامات معنوی
مغنی کجایی به گلبانگ رود
به یاد آور آن خسروانی سرود
که تا وجد را کارسازی کنم
به رقص آیم و خرقهبازی کنم
در مجموع در مورد حافظ می توان با یقین بیشتری نسبت به دیگر شاعران به موسیقی دان بودن و خواننده و آواز خوان بودن اشاره کرد.