در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | احسان تفضلی درباره فیلم فروشنده: فروشنده فیلم خوبی نیست. به جرات میتوانم بگویم که با اینکه خیلی اصغر فر
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 14:45:41
فروشنده فیلم خوبی نیست. به جرات میتوانم بگویم که با اینکه خیلی اصغر فرهادی را دوست دارم، میتوانم به جرات این فیلم را بدترین فیلم فرهادی بنامم. سئوالهای زیادی در ذهن آدم می ماند که اگر بشود به یکی از آنها جواب داد اتفاق خوبی افتاده است. چراهایی که برای تماشاگر به جا می ماند. از اسم فیلم فروشنده گرفت که با توجه به داستان فیلم چندان دلیلی ندارد، تا حقنه کردن نمایشنامه مرگ فروشنده که ما هیچ تناسبی بین ویلی لومن و عماد نیست. تا اینکه چطور پیرمردی اینقدر فرز میتواند به خانه ای بیاید و فرار کند. تا اینکه وقتی فهمیده خانه ی طرف نیست چرا پول گذاشته. و خیلی خیلی چیزهای دیگر. اما چیزی که بیشتر آدم را آزار می دهد این جنس تعلیقهای فرهادی است. حذف مهمترین سکانس فیلم برای ایجاد تعلیق. هم حذف سکانس باز شدن در و هم حذف سکانس سرنوشت پیرمرد. در نهایت اینکه احساس میکنم جایزه فیلمنامه به این فیلم یکی از عجیب ترین جوایز کن بوده و امیدوارم فرهادی باز به سبک اجتماعی دوست داشتنی همه ما با یک رگه کوچک تعلیق برگردد. همان کاری که با درباره الی کرد. و اینقدر فیلمهایش به سمت درامهای جنایی و پلیسی نرود که گمان میکنم خیلی از پسش بر نمی آید. ضمنا از فرهادی بعید است که تئاتر ایران را نشناسد، مگر اینکه صحنه های تمرین و اجرای تئاترش را برای تئاتر آمریکا کار کرده باشد.
خوشحال میشم سوالاتونو یکی یکی بپرسید تا بتونیم با همفکری همدیگه شاید براش جوابی پیدا کنیم.
۰۹ مهر ۱۳۹۵
متاسفانه من کامنت شما رو امروز دیدم. خوشحالم که نوشتید آقای تفضلی.
قاعدتا جواب هایی که دارم، ممکنه راضی کننده نباشه چون دیدگاه شخصی من نسبت به فیلم هست.
اسم فیلم برای نمایش در کشور فرانسه به "مشتری" تغییر پیدا کرده، و قبل از نهایی شدن هم اسمش "برسد به دست آهو" بوده. عقیده من اینه نیازی نیست اسم فیلم ارتباط دقیقی با متن فیلم داشته باشه. همین که بی ارتباط نباشه کافیه. مثلا شما نمیتونید مستندی در مورد زندگی مورچه ها بسازید و اسمش رو بذارید "اتوبوسی به نام هوس".
من نمایشنامه فروشنده رو کامل نخوندم. و باز هم به نظرم نیازی نیست ادای دینی به این نمایش باشه یا حتی در همین حد که اشاراتی داره اشاره ... دیدن ادامه ›› بکنه. حتی اگر فیلمساز معتقده ادای دینی به آرتور میلر، غلامحسین ساعدی و ... بوده، نظر شخصیش رو گفته و نبود نشانه ای از این ها ارزشی از فیلم برای من کم نمیکنه. اگر دقت داشتید حتما تصویر استاد سمندریان رو در بک گراند یکی از پلان ها دیدید، به نظرم این یک جور قدر دانی و احترام از تمام کسانی که مستقیم یا غیرمستقیم ازشون یادی میشه به حساب میاد.
در شرایط بحرانی خیلی از معادلات زندگی طبیعی بهم میریزه. اصلا تعجبی نداره یک پیرمرد با قلبی مریض مثل موشک توی اون موقعیت بدوه و فرار کنه. شما تصور کنید نیروی غریزه اش فعاله، ابروش در خطره و حتما حاضره بمیره به جای اینکه لو بره بنابرین مسلما میتونه اونقدر تند فرار کنه که خودش رو هم سورپرایز کنه. (فکر میکنم در این حد به فکر اصغر فرهادی اعتقاد دارید که اگر توی این مسئله تونستن یا نتونستن پیرمرد شکی داشت دلیلی برای قرار دادن آپارتمان عماد و رعنا توی بالاترین طبقه وجود نداشت، مثلا میذاشتشون توی طبقه دوم )
طفره میره چون یادآوریش براش کشنده است. اتفاقا یکی از ضعف های فیلم اینه که رعنا به قدر کافی نترسیده. خودش میگه یکی از پشت موها گرفت فکر کردم تویی! تصور کنید توی این موقعیت وقتی میفهمه شوهرش نیست و پیرمرده، چقدر میتونه ترسیده باشه؟ میشه تصورش کرد؟ و نکته جالب و روانشناسیش هم همینه که توی شرایط بحرانی خیلی طبیعیه که خیلی از بدیهیات رو انسان فراموش کنه.
قبل از جواب سوال اخرتون من این سوال رو به موازاتش مطرح کنم، شما تصور می کنید پیرمرد چند دقیقه توی اون خونه بوده؟
بله این همه جامپ کات برای تعلیق، مشکلش چیه؟
۱۶ مهر ۱۳۹۵
مهرزاد دانش منتقد فیلم در ماهنامه سینمایی فیلم در مقاله ای به بررسی این سوالات پرداخته،

آقای تفضلی پیشنهاد میکنم حتما بخوانید و حداقل یکبار دیگه فیلم را "با دقت و بدون پیش فرض ذهنی خارج از فیلم" ببینید.مطمئنا جواب سوالهایتان را خواهیدگرفت و نظرتان در مورد فیلم تغییر خواهد کرد

http://www.film-magazine.com/reviews/iran/1160/
۱۸ مهر ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید