در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | پوریا گل شناس: "سینما 5" فیلم شماره 42: "مش" فیلمی از رابرت آلتمن" تا به امروز فیلم
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:01:04
"سینما 5"
فیلم شماره 42: "مش" فیلمی از رابرت آلتمن"
تا به امروز فیلم های بسیار زیادی در مورد جنگ ساخته شده است. جنگ جهانی همواره دستمایه ی بسیاری از هنر مندان متعهد جهان بوده است و البته سوژه بسیاری از فیلم سازان هالیوودی نیز که از برخورد های اکشن جنگ برای ساخت فیلم های بی محتوای سرگرم کننده ی شان بهره می برند. گاه جنگ گاهی از نظر خنده آور و طنز گونه نگریسته شده است هم چون فیلم دکتر استرنج لاو (نک به فیلم ش23 ) و گاهی نیز بسیار مهیج و عاطفی (هم چون فیلم نجات سرباز رایان) به هر صورت جنگ به عنوان یک فاجعه یکی از مهم ترین مسایل روز سینما بوده است. همه فیلم های جنگی صرفا روایت گر خود جنگ نیستند بلکه گاهی ممکن است تاثیر جنگ بر روند زندگی مردم را مورد بررسی قرار دهند، بنا براین هر چه سینما در مورد این فاجعه بشری بیشتر دقیق شد دستاورد های بهتری را به ارمغان آورد.
اما رابرت آلتمن که یکی از بزرگ ترین سینما گران هالیوود قلمداد می شود و در عین حال یکی ارز بزرگ ترین منتقدان سینمای بی محتوا ی هالیوود است(او فیلم بازیگر{نک به فیلم ش18 } را در انتقاد به وضعیت اسفبار هالوود ساخت) به سراغ قسمتی از محدوده ی جنگ می رود که شاید می توان بدترین و وحشتناک ترین صحنه های جنگ را در آنجا دید: درمانگاه جنگ! جایی که سربازان زخمی را برای درمان به آنجا می فرستند. پزشکان و پرستاران در آنجا جمع اند و جان جنگجویان آسیب دیده را نجات می دهند. سرتاسر این فیلم بر زمینه ی یک طنز تلخ و سیاه بنا شده است. این قسمت از جنگ در واقع تنها جایی است که زن ها در آن حظور دارند و این به خودی خود دستمایه آلتمن است برای ساختن سکانش های خنده آور.همه ی این آدم ها در واقع جزوی از جنگ اند و به مملکت خود خدمت می کنند اما آن ها تقریبا از گزند ... دیدن ادامه ›› های جنگی در امان اند چون از خط مقدم جبهه فاصله دارند. به هر حال در میان این آدم ها که کم کم به این گونه زندگی عادت کرده اند روابطی وجود دارد. آن ها واقعا یک جامعه اند، یک جامعه کوچک با تمام دغدغه هایش. به خونریزی ها ی جنگ عادت کرده اند و جراحی های وحشتناک برای شان هم چون اعمال روزانه است. زن ها در میان هستند و شادی های جامعه تکمیل شده است. همه با هم روابط پنهانی دارند و هر شب یک پرستار در چادر فلان پزشک دیده می شود. همه دغدغه های این جامعه که نمادی از یک جامعه آمریکایی است به همین مسایل پوچ محدود می شود. آن ها در کنار هم خوش می گذرانند در حالی ما از دیدن برخی از صحنه ی عذاب آور فیلم و جان کندن سرباز ها حالت تهوع می گیریم. این درمانگرها همگی به این زندگی عادت کرده اند و همه ی هم و غم شان زنبارگی شان است. جنگ برای آن ها زندگی تازه ای ساخته است، به گونه ای که به کلی فراموش کرده اند که مثلا در شهر زن یا شوهری دارند و حتی فراموش کرده اند که جنگ چیز وحشتناکی است. همه این آدم ها فرو رفته در این شهوت بارگی و لذت های پوچ شان در یک فراموشی فراگیر که هم چون یک بیماری واگیر دار به جان شان افتاده غرق اند. آن ها ممکن است در همین حالت های شان ناراحت بشوند و تا مرز افسردگی های نیست انگارانه پیش بروند و تصمیم بگیرند دست به خود کشی بزنند اما با این همه، همه ی هم و غم شان برگرفته از همین زندگی پوچ شان است بی آنکه ذره ای به حقیقت نزدیک شوند و وضعیت واقعی و اسف بار خود را دریابند. بی آنکه دیگر حتی به سربازی فکر کنند که از بدنش خون بیرون می زند. آن ها مداوای انسانی که در حال مرگ است را به همان راحتی انجام میدهند که غذا خوردن را!
آنچه در سینمای آلتمن بسیار اساسی و مهم است این است که فیلم سازی بسیار توانا است که با سبک واقع گرایانه اش که نوعی زیبایی شناسی ویژه ی خود او را نیز دارد بر طبق اصول سینمایی اش که تقریبا از سینمای کلاسیک متاثر است فیلم را پیش می برد. این واقع گرایی شدید به روشنی برای بیننده در هنگام تماشای فیلم های قابل مشاهده است. این واقع گرایی شاید برای کسی که برای نخستین بار به سراغ سینمای او می رود کمی کسل کنند باشد اما من باید بگویم که این روند که او با شجاعت برای فیلم هایش که از نظر ساختار بسیار قدرتمند اند انتخاب کرده است نشان از تعهد به جای او دارد. او خودش را درگیر سینمای پر زرق و برق و دروغین عصرش نمی کند بلکه با نما بندی های بسیار اندیشمندانه اش فیلم می سازد. به گونه ای که کاملا پیداست برای همه ی دکوپاژ های فیلمش بسیار تامل کرده و شاید برای همه پلان ها استوری برد کشیده است. بر این اساس اگر کمی دقیق تر به فیلم های او نگاه گنیم هیچ گاه برای مان خسته کننده نخواهد بود و به سواد بالای سینمایی او پی خواهیم برد.
به حضور و فعالیت شما افتخار می‌کنیم پوریای عزیز.
۰۸ مهر ۱۳۹۰
با مهرداد موافقم . بخصوص که با هاله ای از تقدس بخشی به هرچیز امکان هرگونه نقد و انتقادی را از دیگران گرفته و تابوئی درست کنیم واجازه نزدیک شدن هیچ کس را به ان ندهیم و اگر کسی بخواهد با سلیقه ای متفاوت به ان بپردازد انرا از گردونه خارج کنیم .نگاه کنیم به بسیاری از اثاری ( از داستان و رمان و فیلم و تئاتر و...) که در باره همین موضوع جنگ ساخته شده و ممنوع گشته اند.
۱۰ مهر ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید