نمایشنامه لاموزیکا دومین اثر مارگریت دوراس به عنوان یک متن نمایی کمی مفصل است، بگونه ای که هنگام خواندنش احساس می شود با دفتر کارگردان نمایش روبرو هستیم. بر خلاف چهارچوب نمایشنامه، دوراس تمام حس ها و توضیحات صحنه را با جزئیات می نویسد که متن را برای اجرا خلاقانه کمی دشوار می کند.
نمایشنامه پیرامون دیدار زن و مردی ( آن ماری و میشل ) است که در گذشته دلداده یکدیگر بودند و ردپای آن مهر هنوز در وجودشان مانده. این روایت به ابزورد پهلو می زند و و با کمترین کنش داستانی مسیرش را پیش میبرد. تنها عنصر پیش برنده داستان دیالوگهاست که همچون ورق زدن آلبوم خاطرات ما را در درک شخصیت و شرایط کنونی نمایش یاری می کند.
آن ماری و میشل نمونه انسان های تنوع طلب مدرن هستند که برای فرار از روزمرگی دائم در حال تعویض محل زندگی ، اوقات فراغت هستند. گویا زندگی مدرن دائم نیاز به نو شدن دارد. این دو شخصیت در در چرخه نو شدن از یکدیگر فاصله میگیرند اما گذر زمان تنهایی و بی همزبانی را به آنان بخشید تا حدی که هر دو میل بازگشت به یکدیگر را دارند.
لاموزیکا دومین تکمیل شده نمایشنامه لاموزیکاست ، اما نمایش لاموزیکا سوم دراماتورژی این نمایشنامه است و تا حدود بسیاری به آن وفادار مانده لذا تغییر نام بیهوده بوده. دکور مختصر و بازی های سرد و کم کنش با وفاداری به متن اصلی ذهن مخاطب را برای تاکید بر بی هدفی انسان در زندگی مدرن آماده می کند.