در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | امیرمسعود فدائی: شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش خواج
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 10:06:43
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

خواجه شمس‌الدین محمد، حافظ شیرازی ملقب به لسان‌الغیب شاعر و عارف نامدار ایرانی قرن هشتم است. تولد او را ۷۲۶ یا ۷۲۷ هجری قمری نوشته‌اند. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. حافظ جز یکی دو سفر کوتاه، تمام عمر را در شیراز گذرانده و به سال ۷۹۲ هجری قمری در این شهر درگذشته است.

مشهور است که در خانهٔ هر ایرانی یک جلد از دیوان حافظ وجود دارد. اقبال ایرانیان به شعر حافظ نه فقط به سبب استواری و ارزش ادبی اشعار او که به این سبب است که هر کدام از ما، در هر شرایط و حال روحی که به سراغ دیوان او رفتیم کم و بیش مقصود خویش را در این کتاب یافته‌ایم. شاید اطلاق لقب لسان‌الغیب به حافظ نیز به همین جهت باشد. واقعیت این است که گرچه کلام خواجه بسیار شیرین و دلپذیر است اما استفادهٔ بی‌شمار از ایهام و استعاره که خود از چیره‌دستی ... دیدن ادامه ›› شاعر حکایت دارد باعث این هم‌ذات‌پنداری، یافتن پاسخ روحی و نیل به مقصد و مقصود شخصی است. وقتی ایهام و استعاره در متنی زیاد باشد هر کس از ظنّ خود یار آن متن می‌گردد و مقصود خویش را در آن می‌یابد.

حافظ در قلّهٔ کمال شعر پارسی ایستاده است. زیرکی و کاردانی این مرد به حدی است که چنان معانی، واژگان و ابیات وام‌ستانده شده از گذشتگان خویش را در کلام و شعر خود ممزوج می‌کند که جز با تحقیق و پژوهش نمی‌توان به عمق این معنا پی برد. حال آنکه همگان متّفقند که شعری که حافظ برساخته برتر از گذشتگان اوست. در دیوان خواجه مضامین و ابیات بی‌شماری وجود دارد که عیناً یا با اندکی تغییر از بزرگانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، سعدی، خواجوی کرمانی، سلمان ساوجی و دیگرانی که پیش از حافظ می‌زیسته‌اند نقل شده ولی چیره دستی خواجه در بازآفرینی ادبی این ابیات و مضامین چنان است که گویی پیش از او هیچگاه چنان کلماتی به کار نرفته است. به قول تی اس الیوت نویسنده و شاعر امریکایی: «شاعران تازه‌کار تقلید می‌کنند؛ شاعران باتجربه می‌دزدند. شاعران بد آنچه را می‌گیرند خراب می‌کنند و شاعران خوب آن را به چیزی بهتر یا حداقل چیزی متفاوت تبدیل می‌کنند.»

اگر از منظر تاریخ زبان و ادبیات پارسی بنگریم باید گفت شعر پارسی از قرن سوم و چهارم هجری با مدیحه و قصیده آغاز شد. امّا همان مدایح و قصاید نیز با ابیاتی تغزّلی، عاطفی و شورانگیز شروع می‌شد و سپس به مدح سلطان و پادشاه می‌پرداخت. از لطیف‌ترین تغزّلات دوره‌های ابتدایی شعر پارسی می‌توان به اشعار رودکی، فرخی و منوچهری اشاره کرد. این جریان مدیحه‌سرایی تا دو سه قرن بعد ادامه داشت اما حملهٔ مغول و ضعف پیاپی حکومت‌ها باعث افول آن شد. چه، وقتی پادشاه مقتدر و متموّلی وجود نداشته باشد که صله و پاداش برای سرودن مدح به شاعران بدهد کم‌کم مدیحه‌سرایی نیز بر خواهد افتاد! اما تغزّلات در غالب غزل‌ها توسط بزرگانی چون عراقی، سعدی، امیرخسرو دهلوی، سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی به اوج خود رسیدند. از دیگر سو با شدت‌گیری مصائب و مشکلات و فقر و تنگدستی عمومی در جامعه یک نمود دیگر در ادبیات پارسی پدید آمد که آن، نمودِ عرفان، تصوف، گوشه‌نشینی و عزلت بود. سرسلسلهٔ این جریان سنائی و ابوسعید ابوالخیر بودند و پس از این دو عطار و مولوی عرفان در شعر فارسی را به کمال رساندند. رندی و هوش سرشار حافظ این بود که این هر دو جریان را در قالب چهارصد تا پانصد غزل به اوج و کمال رساند چنان که کسی را یارای مقابله با آن نیست.

نقل است که در سمینار هزارهٔ حافظ که پیش از انقلاب برگزار شده استاد دکتر مجتبی مینوی جمله‌ای گفتند که باعث تعجب همگان گردیده است! ایشان فرموده بودند: خیانتی که حافظ به ادبیات فارسی کرده را هیچ‌کس انجام نداده! و چند لحظهٔ بعد در میان بهت و حیرت تمام حاضران که از بزرگترین ادیبان و پژوهشگران دوران خود بوده‌اند ادامه دادند: این مرد شعر فارسی را به چنان قلّه‌ای رسانده که پس از او هیچ‌کس حتی به دامنهٔ این قلّه هم نرسیده و عملاً شعر کهن فارسی با حافظ پایان یافته و دیگر مجالی برای عرض‌اندام سایرین باقی نمانده است.

سخنم رو در همینجا با بیتی از خواجه به پایان می‌برم:

صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند
چقدر این بیت آخری که نوشتی رو با صدای شهرام شعرباف ( گروه اوهام ) دوست دارم
۲۰ مهر ۱۳۹۹
آفرین امیرمسعود جان، چقدر خوب و جامع نوشتی.
۲۰ مهر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید