در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | میترا زارعی نیا: سقوط تو بر آستانه ی سینه ام سرنوشتی است محتوم، و دستانی که می خزن
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:31:35

سقوط تو بر آستانه ی سینه ام
سرنوشتی است محتوم،
و دستانی که می خزند بر لطافت احساس نداشته ام...
چرا تو،
فقط تو،
از میان تمام مردان جهان،
جغرافیای بودن مرا به تشویش میکشی؟!
کدام جای جهان،
نقشه هایش،
راهشان را گم کرده اند،
که تو اینچنین سر راه من می ایستی!
که من اینچنین
از ... دیدن ادامه ›› میان تمام زنان،
تنها، یک تنه،
تو را دوست می دارم؟!
از میان تمام مردان دنیا،
تو اینگونه معنای هبوط را میدانی!
آویزان گیسوان ابری قافیه هایم میشوی
و محکم بند دلم را پاره میکنی
با اولین نشست!
و من از بلندای قله ی پر ابهت شعر سقوط میکنم
هر بار که تو می آیی
هر بار که تو...

میترا نوشت : مدارا کردم که ننویسم، نگذاشتی، پا گذاشته ای روی حواسم،
این روزهای آغازین سال نو بودنم ، تلخ تر از همیشه
آغاز که نه، انگار همین اول راه با ضربه ای مهلک
پایان یافت!!!


از: میترا
..
تو اینگونه معنای هبوط را میدانی!
..
ممنونم
۰۸ مرداد ۱۳۹۱
"که من اینچنین
از میان تمام زنان،
تنها، یک تنه،
تو را دوست می دارم؟!"

خیلی خوب بود.

سپاس
۰۸ مرداد ۱۳۹۱

فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی / فیروز روز آن که تو بر وی گذر کنی
آزاد بنده‌ای که بود در رکاب تو / خرم ولایتی که تو آن جا سفر کنی
ای آفتاب روش و ای سایه همای / ما را نگاهی از تو تمامست اگر کنی
مقدور من سریست که در پایت افکنم / گر زان که التفات بدین مختصر کنی
دانی که رویم از همه عالم به روی توست / زنهار اگر تو روی به رویی دگر کنی
شرطست سعدیا که به میدان عشق دوست / خود را به پیش تیر ملامت سپر کنی


۰۸ مرداد ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید