ابزارهای گفتگو برای موفقیت در مذاکرات سرنوشتساز
اثر کری پترسون (Kerry Patterson), جوزف گرنی (Joseph Grenny), ال سویتزلر (Al Switzler), ران مکمیلان (Ron McMillan)
چطور بدون برانگیختن واکنشهای تند، در مورد موضوعات حساس صحبت کنید.
همهی ما در موقعیتی بودهایم که بخواهیم درباره موضوع مهمی، مکالمهای منطقی داشته باشیم، اما ناگهان همه چیز به هم بریزد. میبینیم که چهره طرف مقابلمان سرخ شده است و یک کلمه دیگر هم نمیتوان به او گفت. حتی ممکن است خودمان نیز تحت فشار خشم قرار بگیریم و بلند
... دیدن ادامه ››
فریاد بزنیم.
چطور میشود که دو آدم منطقی و قابل احترام درگیر چنین موقعیتی میشوند، در حالی که هر دوی آنها اهداف مشترکی دنبال میکنند؟
کتاب مذاکرات سرنوشتساز (Crucial Conversations) این سؤال را مورد بررسی قرار داده است و چهارچوبی مؤثر برای مکالماتی سالم، مفید و سرنوشتساز تعریف میکند. علاوه بر این پیشنهادهایی برای بازگرداندن یک مکالمه به مسیر اصلیاش ارائه میکند.
واکنشهای غیرمنطقی و فوقالعاده احساسی
تا به حال در این موقعیت بودهاید که بخواهید با طرف مقابلتان راجع به موضوعی صحبت کنید و در نهایت دریابید که در میانه یک دعوا هستید؟
این مذاکرات اغلب سرنوشتساز هستند. این مذاکرات میتوانند بسیار پرتنش و احساسی باشند، عدم توانایی در مدیریتشان منجر به دعوا شود و ما را به دردسر بیندازند.
یکی از دلایل این مسئله این است که تفکر منطقی در برابر چنین مکالماتی دشوار است. وقتی احساسات اوج میگیرد، میزان هورمون آدرنالین در بدن بالا میرود تا بتواند حواس پنجگانه ما را تقویت کند. بدن ما نمیتواند فرق میان یک بحث داغ و یک خطر واقعی را تشخیص دهد، درنتیجه خود را برای «جنگ یا گریز» آماده میکند. این تصمیمگیری لحظهای، به تفکر عمیق و منطقی آسیب میزند.
از طرف دیگر مذاکرات سرنوشتساز معمولاً ناگهان اوج گرفته و فرصت آماده شدن را به شما نمیدهند.
مثلاً تصور کنید شریک زندگی شما میگوید که میخواهد رابطه بینتان را تمام کند. احتمالاً شما انتظار چنین حرفی را نداشتهاید و عکسالعملتان کاملاً ناگهانی و غیرارادی خواهد بود. به جای بحثی منطقی درباره مزایا و معایب تمام کردن رابطه، غرایز بر شما فائق میآیند و آن مکالمه به فریاد کشیدن بر سر همدیگر ختم میشود.
دلایل زیادی برای کسب مهارت در مذاکرات سرنوشتساز وجود دارد، زیرا افرادی که توانایی بالایی در این زمینه دارند، در زندگی خصوصی و اجتماعی خود موفقتر هستند.
بر اساس یک نظرسنجی از ۲۰۰۰۰ کارمند در شرکتهای مختلف کسانی که در مذاکره تبحر داشتند بهتر از پس چالشها برآمده و در نتیجه در سازمانشان تبدیل به افراد صاحب نظر و الگوهای بقیه می شدند.
همچنین زوجهایی که توانایی برقراری چنین مکالماتی را در میان خود داشته باشند، روابط طولانیتری دارند. در واقع، آنها میتوانند احتمال به هم خوردن رابطه را تا ۵۰ درصد کاهش دهند!
اشتراک بی قید و شرط اطلاعات
وقتی حس میکنیم که به موضوعی بحثبرانگیز و جنجالی در یک مذاکره سرنوشتساز نزدیک میشویم، اغلب میترسیم نظر خود را بیان کنیم یا نقدمان را به زبان بیاوریم، چون نمیخواهیم احساسات طرف مقابل را جریحهدار کنیم. این کار کاملاً اشتباه است.
از آنجایی که یک مکالمه موفق، بر اساس ارائه اطلاعات بین طرفین شکل میگیرد، به اشتراکگذاری مسائل سبب رسیدن به راهحلهایی بهتر و هوشمندانهتر میشود. حتی باهوشترین افراد، زمانی که به همه اطلاعات مرتبط با موضوعی دسترسی نداشته باشند، در معرض خطا و اشتباه قرار میگیرند.
به عنوان مثال، جراحی که برای حفظ سلامت یکی از بیمارانش باید یک پای او را قطع میکرد، اشتباهاً عمل قطع پا را بر روی پای سالم او اجرا کرد. بدتر اینکه بقیه پزشکان حاضر در اتاق در سکوت این مسئله را تماشا کردند، با اینکه میدانستند جراح در حال ارتکاب چه اشتباه بزرگی است. دلیل این موضوع آن بود که از جایگاه این جراح و ابهت او میترسیدند و نمیتوانستند این مسئله را به او گوشزد کنند.
از طرف دیگر، افراد به راهحلهایی که درنتیجه یک مکالمه صادقانه و اشتراک آزادانه اطلاعات به دست میآیند، بیشتر متعهد میمانند.
وقتی در جریان چگونگی شکل گیری یک راه حل بر اساس ایده های در دسترس باشیم بهتر قانع میشویم که راه درست همین است.
ما از تن دادن به راهحلهایی که در انتخاب آنها مشارکتی نداشتهایم، خودداری میکنیم. حتی ممکن است با ایدههایی که مخالف نظر ما هستند موافقت کنیم، فقط به خاطر اینکه بتوانیم در مذاکره و بحث منتهی به آن تصمیم حضور داشته باشیم.
تصور کنید که عضو یک تیم فوتبال هستید. در میانه بازی کاپیتان، اعضای تیمتان را به دور هم جمع میکند تا برای استراتژی بعدی تصمیم بگیرید. همه اعضای تیم نظر خود را به وضوح بیان میکنند و در نهایت یکی از این ایدهها انتخاب میشود؛ نظری که شما اطمینان دارید منجر به باخت تیمتان خواهد شد.
اما برخلاف شکی که نسبت به این انتخاب دارید احتمالاً تمام تلاشتان را به کار خواهید بست تا این نقشه را به موفقیت برسانید، چون در فرآیند تصمیمگیری برای آن حضور داشتید. اما اگر کاپیتان تیمتان بدون هیچ توضیحی، تنها استراتژی را به شما اعلام کرده بود و هیچ نظرسنجی یا مشورتی وجود نداشت، احتمالاً شما هم برای اجرای آن دستورات تمام تلاش خود را به کار نمیبستید.
حال که به اهمیت حضور در فرایندِ تصمیمگیریِ جمعی پی بردید،.
تمرکز بر اهداف در طی یک مذاکره سرنوشتساز
درباره آخرین باری که کسی به شدت نظرات شما را نقد کرد، فکر کنید. آیا به راحتی انتقادات او را پذیرفتید و برای حل مسئله اقدام کردید؟
چنین امری بعید به نظر میرسد. حتی ممکن است عصبانی شده و اتاق را ترک کرده باشید. اما این راه چندان مناسبی برای پایان بخشیدن به یک مکالمه نیست؛ پس چه کار دیگری میتوانستید انجام دهید؟
هرگاه تحت حمله ی نظری مخالف قرار میگیرید باید بلافاصله زمانی را به تمرکز بر روی اهدافتان اختصاص دهید؛ اگر عصبانی شوید در پایانبحث راه حلی به دست نمی آید.
برای مقابله با عصبانی شدن، به این فکر کنید که از این مکالمه چه میخواهید. از خودتان چنین سؤالاتی بپرسید: «هدف من در اینجا چیست؟ من میخواهم چه اطلاعاتی را بهوضوح به طرف صحبتم انتقال دهم؟»
پس از آنکه توانستید بهوضوح مشخص کنید که از این مکالمه چه میخواهید، میتوانید تمرکزتان را روی چیزهایی که اصلاً نمیخواهید بگذارید. به بیان دیگر، آن چیزی که میخواهید در این مکالمه اصلاً پیش نیاید چیست؟
شما مسئولیت نتیجهبخش بودن این مکالمه را بر عهده دارید و این یعنی نمیخواهید در انتها بدون هیچ نتیجهای به بحث خاتمه دهید. در غیر این صورت اصلاً دلیلی برای شروع این مکالمه وجود نداشت!
حال که بهوضوح میدانید چه چیزهایی میخواهید و چه چیزهایی نمیخواهید، میتوانید شیوه و دیدگاهی منطقیتر در مورد مکالمه داشته باشید.
عمل سادهای که میتواند به شما کمک کند احساسات خود را تحت کنترل درآورید این است که پیش از جواب دادن به یک اعتراض و یا نظر، اندکی تأمل کرده و به جواب خود فکر کنید.مثلاً اگر میخواهید چیزی به شریکتان بگویید که ممکن است او را ناراحت کند، با خود فکر کنید که: «بالاخره چه میخواهم؟ از چه چیزی میخواهم اجتناب کنم؟»
این تمرین ساده به شما کمک میکند اطلاعات را به شکلی منطقی منتقل کنید و طرفین مکالمه را آرام نگه دارید. در نتیجه میتوانید حرفهایتان را بهخوبی و بدون درگیری و تنش بیان کنید.