توی این شهر غریب بی کسی...
شاید یک روز به اینجا برسی
باید این غصه هارو تو دک کنی
شاید این ساز منو از بهر کنی
باید این فاصله هارو بشکنی
حرفی از مهرو صفا باز بزنی
وقتی دستات توی سرما میده، دست
باید این قلب یخی رو زود شکست
این زمستون، داره بارون میدونم
برف و کولاک و تگرگ هست،میدونم
اما داستان اینه که زمستونه
شاه قصه توی داستان
... دیدن ادامه ››
میمونه
آدمای شهر اون عاشق شدن
می خوان این سرمارو آواز بخونن
......................................
تقدیم به همه ی زمستونی ها
www.tiwall.com
http://www.facebook.com/events/179101338898657/
از: دست نوشته های خط خطی(شادی)