من هیچوقت مثل تو ایمان نداشتم
کوهی ستبر در دل توفان نداشتم
لرزان و بیقرار دلم سست میتپید
دریای خون گرم و خروشان نداشتم
ذهنم پر از تناقض و تردید و ترس بود
قطعیتی مناسب دوران نداشتم
در جیب خود جواب معمای کائنات
یا نسخهی سعادت انسان نداشتم
چشمم به نیم خالی تاریک خیره بود
کاری به
... دیدن ادامه ››
نیمهی پر لیوان نداشتم
مار امید پاشنهام را گزیده بود
جز حب یاس چاره و درمان نداشتم
هر بار دور تازهی عصیان، سپس شکست
دیگر توان خون و خیابان نداشتم
میخواستم نفس بکشم خاک در گلو
میخواستم که جان بدهم، جان نداشتم
#سمانه_کهرباییان