.
حدود پَر زدنم را به من نشان داده ست
همان که بال نداده است و آسمان داده است
همان که در شب یلدا به رسم دلسوزی
چراغ خانهٔ ما را به دیگران داده است
به چیست دلخوشی مردمی که در همه عمر
به هر معاملهای هر دو سر زیان داده است
کدام طالع نحس است غیر بیعاری؟
که رنج کِشت به من، ماحصل
... دیدن ادامه ››
به خان داده است
به خان، که مرگ عزیزان و گریههای مرا
شنیده است و مکرّر سری تکان داده است
همان که غیرتمان را گرفته و جایش
به قدر آن که نمیریم آب و نان داده است
به نالهای و به خطّی بگوی دردت را
بسا هنر که طبیعت به خیزران داده است
ز خون پای من و توست در سراسر دشت
که هر چه بوتهٔ خار است زعفران داده است
اگر بناست نمیریم، جان برای چه بود؟
و گر بناست ببندم، چرا دهان داده است؟
«بکوش خواجه و از عشق بینصیب نباش»
که این صفا به غزلهای من همان داده است
#حسین_جنتی