۱۶ مهر ساعت ۲۲:۱۷
از هماهنگی بالای دوستان سر صحنه های فرم و طراحی صحنه های پرفورمنس لذت بردم واقعا، دم همگیتون گرم
۳۰ تیر ساعت ۰۰:۱۶
درود، چرا نمیشه این فیلم تئاتررو خرید و تماشا کرد؟
۰۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۰۷
درود فراوان، من به این نمایش ۴.۵ میدم از ۵
امیدوارم که گروه همینقدر پرشور و عالی مسیرشون رو پرقدرت ادامه بدن. با این که به سانس دوم نمایش رسیدم و سانس اول یک ساعت پیش تموم شده بود و با یک اجرای سنگین فیزیکی روبهرو بودیم، ولی گروه و اقای رامین علیزاده که نویسنده کارگردان اثر هم بودن از پسش بر اومدن و آمادگی بدنی بالایی داشتن. هماهنگی و دقت توی حرکات یکدست گروهی واقعا خوب بود. چیزی که جالب توجه هست اینه که گمان می کنم بیشتر اعضای گروه ۲۰ نفره تو بازه ۱۷ تا ۲۲ سال بوده باشن و این که از شهر خمین اراک چنین گروه بزرگ، جوون و کاردرستی شکل گرفته خیلی ارزشمنده. جدای از حرکات بدنی زیبا، تسلط بازیگر ها روی مونولوگ های سختی که می گفتن به چشم میومد. طراحی لباس جالبی داشتن و اون دستمال پارچه ای که به سمت چپ شلوار دوخته شده بود هم در عین سادگی، زیبایی لباس رو بیشتر کرده بود. من متاسفانه جاهای زیادی از نمایش رو متوجه نشدم و گمان می کنم که از اون جنس نمایش هاییه که برای بیشتر فهمیدنش نیاز به دوباره دیدن نمایش هست. یه پیشنهادی که به جناب علیزاده دارم، اینه که از یه جایی به بعد، روند یکی در میون بودن حرکات بدنی گروهی و مونولوگی که یکی از اعضا میگه شاید تکراری و قابل حدس بشه و برای جلب تمرکز تماشاگر نیاز به غافلگیری یا یه تغییر در نحوه روایت کردن یا خود روایت به وجود بیاد. البته که من مخاطب حرفه ای و با دانش عمیق از تئاتر نیستم و به عنوان یه مخاطب نیمه حرفه ای اونقدر حق اظهار نظر یا نقد ندارم.
در کل که امیدوارم باز هم توی تهران اجرا برن و این دفعه بتونم به همراه دوستام به تماشای اجراشون بشینم. دم همشون گرم
۲۷ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۵۰
من این رو نمیدونستم که یکی از پر اجرا ترین نمایشنامه های جهان، همین نمایشنامه هست. و با روزگار ما هم خیلی جوره.
دم همه اعضای نمایش گرم ، بازی ها بسیار عالی بودن. من یکم وسط نمایش خسته شدم، ولی مفهوم کلی نمایش فوقالعاده هست. انتظاری که پوچه و انگار هیچ وقت قرار نیست به پایان برسه. ما سانس دانشجویی رفتیم و این فرصت که بعد از نمایش با جناب رحیمی(بازیگر نقش دی دی) و جناب جوانی(کارگردان) جلسه پرسش و پاسخ داشته باشیم خیلی کمک کننده بود. اگه اون پرسش و پاسخ نمی بود خیلی جاها تو ذهن من گنگ می موند. البته اگه کسی بره درباره شخصیت ساموئل بکت و این که این نمایشنامه در فضای اروپای نابود شده بعداز جنگ جهانی دوم نوشته شده بخونه ، خیلی براش همه چیز واضح تر میشه. و باید نمایش رو با دقت نگاه کرد، جزئیات جالبی هم داره. نماد های جالبی هم داره.
۲۴ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۶:۳۵
سلام وقتتون بخیر
میخواستم بدونم اجرا برای بعد از سی بهمن دوباره تمدید میشه؟
۱۰ بهمن ۱۴۰۲ ساعت ۰۲:۴۸
سلام، خداقوت میگم بهشون. ولی من واقعا خوشم نیومد.بعضی بازی ها
به شدت خام و اماتور بود و گاهی دیالوگ ها به نظرم خیلی بی مفهوم. غیر واقعی بودن. سبک تئاتر ابزورد هم با مذاق من جور نیست خیلی. من به شخصه با شوخی ها خندم نمی گرفت. از نظر مفهومی آخرش تلاش شده بود تا از دل یه موضوع کمدی، یه مفهوم عمیق بیرون کشیده بشه، که به نطرم تلاش الکی بود. چون وقتی ۸۰ درصد از مدت نمایش هیچ ربطی به اون موضوع عمیق نداره،نمیتونی اخرش یهو یه نتیجه گیری فلسفی ازش بکنی درباره تنهایی و...
این گروه گروه جوانی بودن، و امیدوارم خیلی خیلی موفق باشند. ولی خب این نظر من بود و من از انتخاب این تئاتر پشیمون هستم.