آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش مارکس و کوکاکولا
S3 : 22:36:08 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۶ دی تا ۲۱ بهمن ۱۳۹۵
۱۷:۳۰
۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

- بی هم نرویم
حرکتی برای بیشتر باهم‌دیدن تیاتر.

هرچه با دوستان بیشتری تیاتر " مارکس و کوکاکولا " را ببینید، امکان دیدن تیاترهای بیشتری برایتان فراهم می‌شود.
شرایط: انتشار عکس یا اسکرین شات از بلیت، پس از دیدن نمایش در اینستاگرام و درج #بیهمنرویم و @pezhvakartgroup در زیر آن.
جوایز گروه هنری پژواک:
جایزه همراهی: یک بلیت مهمان مجموعه تیاتر شهر در اسفند ماه، برای سه نفر. سه برنده ی جایزه همراهی تماشاگرانی هستند که در هر یک از سه شب نخست نمایش مارکس و کوکاکولا (۲۶ و ٢٧ و ٢٨ دی ماه) بیشترین تعداد بلیت را خریداری کرده باشند.
جایزه بزرگ: هفت بلیت مهمان برای مجموعه تیاتر شهر (١بلیت)، ایرانشهر (٢ بلیت)، مولوی (٢ بلیت) ، پالیز (٢بلیت) در اسفند ماه، برای یک نفر. برنده ی نهایی جایزه بزرگ تماشاگری است که بیشترین تعداد بلیت را در مجموع این سه شب خریداری کرده باشد.
توجه: در صورت تساوی تعداد بلیت، برنده تماشاگری است که بلیت خود را زودتر خریداری کرده باشد.
تذکر: برای جلوگیری از سوء استفاده احتمالی، حتما پس از دیدن نمایش اقدام به انتشار تصویر بلیت خود نمایید.
تلفن رزرو: ٠٩٣۵۵۶٢٩٨٢۲

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

سبک
کمدی

گزارش تصویری تیوال از نمایش مارکس و کوکاکولا / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

ویدیوها

آواها

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خرید بلیت بیرون از ظرفیت برای سانس پایانی این نمایش (پنج‌شنبه ۲۱ بهمن‌ماه) آغاز شد.
مریم شریعتی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
٤ اجرا مانده تا پایان ...
Marillion و رضا تهوری این را دوست دارند
درود، مدت زمان این اجرا کمتر از یک ماه بود، کاش امکان تمدید میافت
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آیدا و مورتن

نمایش "مارکس و کوکا کولا" به نویسندگی نیل اسکو و کارگردانی کیانوش اخباری قصه خود را بر پایه دیالکتیکی شکل گرفته بین زن و مردی روایت میکند. این نمایش شش پرده ای با روایت عقب گردی(move back) که دارد میخواهد شخصیت های پردازش شده اولین صحنه نمایش را به نقطه کارسازی شده شان در پرده آخر ببرد. تماشاگر در این برگشت به عقب زمانی، چرایی و چگونی تحول شخصیت های شناخته شده را درک میکند. شخصیت هایی که به فراخور موقعیت های مواجهه در حال ستیز و مجادله با گفتگو هایشان هستند. گفتگوهایی که مبنای آنها بیشتر از آنکه در پی کشف حقیقت باشد، سرمنشاء خود را از در حال تغییر بودن و گذرا بودن همه چیز ( دیالکتیک هگلی ) باز می یابد. نمایش در پی این موضوع می باشد که رویکردهای انسانی، مطابق با ماهیت وجودی زمان که گذرا و محدود است، مدام در حال تغییر است، چه این تغییر دایره وار باشد ( نفی نفی ) و چه به صورت نیرویی بر ضد خود ( برابر نهاد ).
در نمایش، آیدا و مورتن هر کدام میتوانند به نوبه خود، نمایندگی کوکولا را در زیر یک سقف ( جامعه دو نفره ) برای دیگر داشته باشند. کوکاکولایی که هم میتواند نماد استعمار باشد، و هم میتواند سمبل آزادی. کوکاکولا حلقه واسط و تقارب ثبات شخصیت این جمع دو نفره با شرایط جامعه بی ثبات سال 1968 فرانسه که درگیر اعتراضات و مبارزات دانشجویی بوده است میباشد. به نظر میرسد که مورتن با نوشیدن کوکاکولا به آزادی ( با نگاه سبملیک ) اعتقاد دارد، ولیکن در ادامه به نوعی به دنبال سهم خواهی و تصاحب آیدا می باشد. همین طور آیدا، مورتن را بخشی از سرمایه به تاراج رفته اش میبیند، که حتی حاضر است از او فرزندی داشته باشد، بدون اینکه حق پدری برای او قائل شود. کوکاکولا به عنوان ... دیدن ادامه ›› نماینده نظام سرمایه داری هیچگاه نمیتواند با ورود به نظام کمونیستی شوروی برای خود سود رسانی به ارمغان آورد. آیدا و مورتن، جوانان دانشجوی دیروز که در سال 1968 برای آزادی و بالندگی سعی در ابراز عقاید خود در تظاهرات خیابانی کرده بودند، در امروز خود یعنی سال 1972 گذشته های انقلابی خود را فراموش کرده و غوغاهای سال های نه چندان دور خود را کارناوالی عوامانه می بینند. هر دو در پی معنای نامفهوم زندگی مدنی، در گنگی و بطالت روابط انسانی خود در مانده و از خود بیگانه اند و نمیتواند مرز میان کمونیسم و کاپیتالیسم را بین خود مشخص کنند. به راستی کدام یک از این دو، دیگری را با داعیه نهضت های آزادی خواهانه جزء مایملک خود میداند؟ چه کسی میخواهد جرعه جرعه از دیگری را بنوشد، بی آنکه سکه ای برای آن بپردازد؟ تعدد بطری های خالی نوشابه در گذر زمان نشان دهنده این است که دو کارکتر دیگر چیزی از بلعیدن دیگری باقی نگذارده اند.
نمایش در بستر پردازش به روابط زنانشویی، حاکمیت جنسیتی آیدا و مورتن را واکاوی میکند. آیا این آیدا است که میخواهد مورتن را همچون یکی از مراجعه کنندگانش درمان کند و برابری حقوق زنان را از تمامیت حق بدنی گرفته تا همجنس گرایی به او بقبولاند و یا این مورتن است که میخواهد معماری ذهن آیدا را در دست بگیرد و چیدمان مقاوم هزارتوی عقیدتی فمینیسم او را بشکند؟ نمایش با دیالکتیکی که در پیش گرفته است، به طور ناخودآگاه ضدیت ها و تناقضات دیدگاه فردی اجتماعی را که مشخصا نمیداند آزادی را از چه نوع و به چه میزان میخواهد، به روی تضادها و مخالفت های جنسیتی می آورد. جدال مورتن و آیدا را با توجه به شخصیت پردازی آنها، میتوان به عناصر آب و آتش مرتبط دانست که در آن، آب آتش را به خود جذب میکند و آتش میتواند آب را نابود میکند و البته که قدرت هر دو از حرکت است.

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Page/1384/16/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/177415/%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D9%88%D8%BA%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87!
خرید سانس های تازه از پنج‌شنبه ۱۴ بهمن‌ماه ساعت ۱۲ ظهر آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آیدا: تو نمی فهمی من از اینکه مردها به همه جام زل بزن، خسته شدم. از مردهایی که تو آسانسور خود شدند به من میچسبونن. مردهایی که تو شهر دنبالم می افتن؛ مردهایی که سعی میکنن هر طور شده یه چیزی به من قالب کنن که به عنوان ابزار جنسی کشش بیشتری پیدا کنم.
مورتن: یادت میاد یه وقتی تو اون روزهای خوب گذشته، تو سال ۶۸، یه اصطلاحی بود که میگفت «مشت، عکس العمل طبیعی، در برابر سیاست موجود است!» فکرشو بکن، امروز مردم اصلا نمیفهمن منظور آدم چیه. و اگر هم بفهمند، آدم رو وسط میدون کنکورد اعدام میکنن.
هرگز به بالای سی ساله‌ها اعتماد نکنید!!
اردوان تراکمه

مارکس و کوکاکولا نمایشنامه‌ای است که از منظری متفاوت به ماجراهای مه و ژوئن 68 و پیامدهای آن پرداخته است. در اینجا با زوج جوانی طرفیم(آیدا و مورتن) که انگار از همان بچه‌های نسل 68 هستند، همان‌ها که آرام‌آرام در دهه طلایی 60 گرد هم آمدند و با وجود تمام اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک‌شان در نهایت و تنها در همان دو ماه مه و ژوئن متحد شدند و بدنی واحد را شکل دادند و در گام بعد توانستند کارگرانِ بریده از حزب کمونیست و سندیکایی چون «س.ژ.ت»(CGT) را هم با خود همراه کنند و لرزه‌ای واقعی بر اندام حکومت گُلیست وقت وارد آورند. اما در ابتدا و فارغ از آن چه که بعدها رخ داد ما در عمل با چه نسلی مواجه بودیم؟
این نسل، نسلی بود که تجربه دو جنگ جهانی را پشت سر خود داشت، جنگی که تمام مبانی اعتقادی و اخلاقی جوانان غربی را نابود کرد؛ نسلی که کل پروژه روشنگری و مدرنیسم و شعارهای انقلاب فرانسه در قرن نوزده در دیدش از اعتبار ساقط شده بود؛ نسلی عاصی و پوچ‌گرا که بهترین بازنمایی آن را می‌توانیم در کاراکترهای ادبی‌ای چون آنتوان روکانتن در تهوع سارتر و یا مورسوی بیگانه‌ی کامو مشاهده کنیم و یا حتی شمایلی از آن را در سیمای ژان-پل بلموندو در نقش میشل پواکار در از نفس افتاده گدار دیده‌ایم؛ نسلی بی‌اعتماد و بدبین، نسلی که اینک به پرسش‌های هستی‌شناختی رسیده بود. در سوی دیگر در لاین چپ‌گرای این نسل نیز بی‌اعتمادی فزاینده‌ای به چپ اردوگاهی شوروی پیش آمد(از دلایلش ... دیدن ادامه ›› می‌توان به افشاگری‌های خروشچف و یا خیانت شوروی استالینیست به مبارزان جنگ داخلی اسپانیا و سرانجام سرکوبی انقلاب 1956 مجارستان اشاره کرد) و آن‌ها در عوض به انقلاب‌های آزادی بخش جهان سوم(کوبا-الجزایر-چین)، به مارکس جوان، به سیتواسیونیست‌ها، به مارکوزه و... توجه نشان دادند. مجموع این‌ها باعث پدید آمدن نسلی شد که طاغی بود و از تمام قید و بندهای جهان سرمایه‌داریِ فوردیستی بیزار. آن‌ها در پی ساخت آلترناتیو خود بودند که فراتر از الگوهای استالینیستی در شرق و سوسیال دموکراسی در غرب می‌رفت. چپ آن‌ها همانطور که مالی نکس در تعریف سنت مارکسیستی واقعی می‌گوید سه شاخصه داشت: 1.هدف معطوف به دگرگونی انقلابی 2.روش علمی 3.رویکردی که نظریه و عمل را پیوند می‌دهد یا همانطور که پری اندرسون می‌گوید در پی ترکیب «تصمیم سیاسی» با «تخیل نظری» است.
اما پس از شورش/انقلاب 68 (که فراتر از پاریس تقریباً تمام جهان را از آمریکای جنوبی تا نیویورک تا پکن و شانگهای در برگرفت) به راستی چه شد؟ در نتیجه‌ی ساقط نشدن قطعی حکومت دوگل در فرانسه، جنبش‌های گوناگونی که ذیل اتحاد کارگر-دانشجو گرد هم آمده بودند دوباره پراکنده شدند و تمام آن‌ها بدل به جنبش‌هایی «تک موضوعه» شدند(محیط زیست، زنان، همجنسگراها، حقوق حیوانات و ...) و سیاست یونیورسال و امر کلی آن‌ها(نبرد با سرمایه!!) بدل به سیاست‌هایی «هویتی» و رفرمیستی شده بود. آن‌هایی که واقع‌بینی را در خواست ناممکن می‌دیدند(حمله‌ای سخت به رئال پولیتیک) حالا به «واقعیت» تن داده بودند و روش «درست» سیاسی را در کنار گذاشتن رؤیاها و آرمان‌ها و پذیرش جهان همانطور که هست دیدند.
این سرخوردگی و تفرقه فرصتی به سرمایه‌داری جهانی داد تا خود را بازساماندهی کند و طبق رویه همیشگی‌اش بتواند تمام این ایده‌های مخالف را در یک فرایند «حذف ادغامی» قرار دهد و جذب خود کند. نتیجه‌ی این شکست، سرمایه‌داری‌ای بود که اینک منعطف‌تر و بازتر شده بود؛ نظامی که حالا ورود همجنسگراها را به ارتش مجاز می‌داند(همان ارتشی که به جهان سوم می‌رود و بمب می‌اندازد)؛ سیاه‌پوستان را رئیس جمهور می‌کند و خلاصه همه چیز را تغییر می‌دهد تا هیچ چیز تغییر نکند، نتیجه کاپیتالیسمی قوی‌تر و جهانی‌تر با بازارهای بیشتر شد. هیپی‌ها همانطور که مورتن در «مارکس و کوکاکولا» می‌گوید بدل به جذابیتی توریستی شدند و چه‌گوارا به روی اجناس و لباس‌ها رفت برای فروش بیشتر. اینچنین رؤیا و تخیل بدل به کالاهایی جدید شدند تا سرانجام با جامعه‌ای مصرف‌زده مواجه باشیم که دیگر چیزی برای تخیل ندارد؛ و وقتی تخیل از میان برود آنگاه می‌توان حاکمیت پول، مصرف، سکس و دموکراسیِ پارلمانی همراه با بمب را ابدی ساخت و برای همین بود که در دهه 80 تاچر در بریتانیا و ریگان در آمریکا مجهز به دکترین مکتب شیکاگو(نئولیبرالیسم)، جهان را به دوزخی بدل کردند(البته برای مردم چرا که برای کار آفرینان و سرمایه‌داران این جهان پسا دهه80 بهشتی برین است) که تا به امروز ادامه دارد.
در چنین بستری است که نیل اسکو «آیدا» و «مورتن» را به عنوان دو رؤیابین ِشصت و هشتی در دهه 70 روایت می‌کند. متن از بهار 68 آغاز می‌شود و صحنه به صحنه ما شاهد گذران سال‌های جوانی آن‌ها در روزگار خاکستری دهه 70 هستیم. جایی که انقلاب و جشن تمام شده است و آن‌ها که عشقشان را چونان «رخدادی» همپای انقلاب می‌دیدند حالا ذره‌ذره درگیر روزمرگی، واقعیت زندگی یا همان واقعیت سرمایه شده‌اند. به تعبیری این متن درباره ترمیدور انقلاب است در زندگی‌های روزمره؛ انقلابی که می‌خواست خودِ روزمرگی را از اساس دگرگون کند(همان شعار «امر شخصی، امر سیاسی است») خود بدل به روزمرگی شد(تصویر تظاهرات هم امروزه از جذابیت‌های توریستی شهری چون پاریس است). زمانی آنری لوفِور معتقد بود که کاپیتالیسم زندگی روزمره را مستعمره خویش ساخته است و مارکس و کوکاکولا به درستی درباره همین است؛ این که چرا و چگونه هر انقلابی ترمیدور خود را تولید می‌کند و این که چرا سوژه‌های هر انقلابی(که سوژگی خود را از شرکت و آری گفتن به خطابِ انقلاب به دست آورده‌اند) در نهایت سوژگی را رها می‌کنند و به سعادت خود می‌چسبند(و باز فراموش می‌کنند که سعادت همواره جمعی است). نیل اسکو در اینجا زوجی را نشان می‌دهد که هر چه زمان می‌گذرد(بر این گذر زمان تأکید می‌شود) بیشتر به آدم‌هایی منفعت جو، فردگرا و بدون رؤیا بدل می‌شوند و این داستان نسلی است که درگیر پارادوکسی بنیادی است(همان مارکس و کوکا): از سویی وجدان معذبی از آرمان‌های 68 را با خود تا هنگام مرگ حمل می‌کند و از سوی دیگر به فکر بچه، کار، پول، خانواده، انتخابات و ساختن زندگی فردی خود در جهان سرمایه است، زندگی‌ای بر پایه سود و منفعت. خلاصه آن‌ها با اینکه هنوز به سی سالگی نرسیده‌اند، خود اما به بالای سی سال بدل شده‌اند، همان بالای سی سالی که جری روبین معتقد بود هرگز نباید به آن‌ها اعتماد کرد.
اما نیل اسکو که از منظری رو به پس و از زاویه دید دو زوج، می‌خواهد 68 را روایت کند در نهایت، در نگاهی لیبرالی باقی می‌ماند چرا که او در فرمی هنجارین، نرمال و کلاسیک و تنها به میانجی «دیالوگ»، 68 را روایت می‌کند: دو شخصیت تیپیک که در نوسانی بین کاراکتر و تیپ «گیر» کرده‌اند. نوع روایت و پرداخت اسکو از متن نشان می‌دهد که او همدلی زیادی با انقلاب 68 ندارد چه اگر داشت در تلاش بود تا خودِ دیالوگ، فرم و کاراکترپردازی‌اش را بحرانی کند، یا این که طنزی سیاه و ابزورد را در دیالوگ‌ها جاری کند و نه شکلی از کمدی در گفتار که می‌توانست در مورد هر زوجی در هر موقعیتی رخ دهد. فارغ از این‌ها، مارکس و کوکاکولا جدای از یادآوری آن چه بر سر انقلاب‌ها و زایش ترمیدور آن می‌گوید در نهایت چیزی جز واکنشی نوستالژیک به آخرین رخداد حقیقی قرن بیستم نیست.
در ستایش کوکاکولا
مارکس و کوکا کولا را به لطف خانم شریعتی، روابط عمومی فعال نمایش، دیدم. یک کار حدودا 90 دقیقه ای. با متن درخشان نیل اسکو. تئاتری با حال و هوای فضای سیاسی دهه هفتاد و هشتاد. در دوران اوج جنبش های سوسیالیستی و فمینیستی در اروپای غربی و البته فرانسه که محل تلاقی همه این افکار بود و ... زن و مردی که وسط این بازی های سیاسی و روابط خصوصی ونقش های اجتماعی و جنسیتی شان گیر کرده اند. میتینگ ها و شلوغ کاری های جوانان پرشور آمریکایی و اروپایی گرچه به تحول و انقلاب سیاسی خاصی نینجامید (و خوب شد که نینجامید) ولیکن از دو جهت حایز اهمیت است. یکی اینکه نحله فکری - فرهنگی مترقی ایجاد کرد که پایه گذار اروپای نوین شدند. دیگر اینکه الگویی برای تلاقی افکار در شدیدترین شکل خود شد که باعث رشد و تعالی می شود.
اجرای تئاتری با این مدت زمان نسبتا طولانی با دو بازیگر دستمایه وحشت هر کارگردانی می تواند باشد و به تبع نیازمند وسواس بیشتری در میزانسن و کارگردانی است. ولی همه چیز آن قدر خوب چیده شده بود که سرتاسرش برای من لذت بود.
بهرام تشکر را پیش تر در اجرای قبلی دختر یانکی دیده بودم و سبک بازی و فیزیکش را دوست دارم. ولی این نسرین درخشان با آن صدای منحصربه فرد آسمانی والبته ایفای نقش مسلطش انقدر خوب بود که تاسف خوردم چرا اولین کاری از اوست که می بینم!
تبریک می گویم به آقای اخباری با انتخاب های خوبی که کرده اند و فرصت لذت بردن از این کار عالی را نصیبمان کردند. دیدن مارکس و کوکا کولا را به همگان توصیه می کنم.
مریم شریعتی، ذوق زده، بنیامین بهادران و حسن نوران این را خواندند
گالنا این را دوست دارد
سلام جناب رسولی. ممنون میشم اگر حضور ذهن دارید ساعت شروع(از نظر تاخیرهای احتمالی) و ساعت پایان نمایش رو هم بفرمایید.
۲۸ دی ۱۳۹۵
سپاس از لطف شما
۲۸ دی ۱۳۹۵
از لطف شما ممنونم
۲۸ دی ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سپاس فراوان از برنده ى جایزه همراهى #بیهمنرویم اجراى شب اول نمایش (یکشنبه ٢٦ دى ماه ٩٥) مارکس و کوکاکولا : خانم عارفه صنوبرى با ٥ بلیط خریدارى شده
یک بلیط انتخابى براى اجراهاى آتى مجموعه تئاتر شهر تقدیم حضورشان مى شود.

بنیامین بهادران این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
| بی هم نرویم |
حرکتی برای بیشتر باهم‌دیدن تئاتر.
.
هرچه با دوستان بیشتری تئاتر " مارکس و کوکاکولا " را ببینید، امکان دیدن تئاترهای بیشتری برایتان فراهم می‌شود.
.
شرایط: انتشار عکس یا اسکرین شات از بلیط، پس از دیدن نمایش در اینستاگرام و درج #بیهمنرویم و @pezhvakartgroup در زیر آن.

جوایز گروه هنری پژواک:
جایزه همراهی: یک بلیط مهمان مجموعه تئاتر شهر در اسفند ماه، برای سه نفر. سه برنده ی جایزه همراهی تماشاگرانی هستند که در هر یک ... دیدن ادامه ›› از سه شب نخست نمایش مارکس و کوکاکولا ( ٢٦ و ٢٧ و ٢٨ دی ماه ) بیشترین تعداد بلیط را خریداری کرده باشند.
.
جایزه بزرگ: هفت بلیط مهمان برای مجموعه تئاتر شهر(١بلیط)، ایرانشهر( ٢ بلیط)، مولوی (٢ بلیط) ، پالیز(٢بلیط) در اسفند ماه، برای یک نفر. برنده ی نهایی جایزه بزرگ تماشاگری است که بیشترین تعداد بلیط را در مجموع این سه شب خریداری کرده باشد.
.
توجه: در صورت تساوی تعداد بلیط، برنده تماشاگری است که بلیط خود را زودتر خریداری کرده باشد.
تذکر: برای جلوگیری از سوء استفاده احتمالی، حتما پس از دیدن نمایش اقدام به انتشار تصویر بلیط خود نمایید.
———————

"مارکس و کوکاکولا"
از ٢٦ دیماه ۱۳۹۵ || سالن پالیز
ساعت ۱۷:۳۰
فروش بلیت در سایت تیوال

@pezhvakartgroup
وحید هوبخت و بنیامین بهادران این را خواندند
مهرنوش بیانی، رضا تهوری و ذوق زده این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت کارگردانی
شورای تئاتروگرافی که در سال 92 با حرکت از اجرا به تمرین و از صحنه به پلاتو شکل گرفت در ادامه حرکت خود به «مارکس و کوکاکولا» رسید. برای این شورا که کار خود را با پژوهش و تمرین بر روی نمایشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نو در سنگواره‌های دوره بیست و پنجم زمین‌شناسی و یا چهاردهم، بیستم و غیره؛ فرقی نمی‌کند» آغاز کرد و یک نمایشنامه‌خوانیِ رادیویی نیز از آن ارائه داد و سپس در تیرماه 94 مونولوگ «نامه‌های شبانه» و در سال 95 مونولوگ «روایت ناتمام یک مربع خالی» را به روی صحنه برد، انتخاب «مارکس و کوکاکولا» انتخابی غیرمتعارف و کمی انحراف از خطوط اصلی بود. «مارکس و کوکاکولا» نوشته نیل اسکو نویسنده دانمارکی‌ست که اگرچه در بدو امر نمایشنامه‌ای گیرا جلوه می‌کند اما در واکاوی عناصرش چیزی عمیق نهفته نیست. کلیشه‌ها در تمام سطوح در این نمایش وجود دارند و روابط دو شخصیت این نمایشنامه یعنی آیدا و مورتن بازنمای همان جدال‌های قدیمی «زن و شوهری»ست. شخصیت‌ها پیچیده نیستند، آدم‌هایی معمولی‌اند که اگرچه باسواد و تحصیل‌کرده‌اند اما ترکیب دقیقی از «خیابان» و «دانشگاه» نیستند، آن‌ها نسل مارکس و کوکاکولایند، نسلی که در رابطه عشق و نفرت نسبت به آمریکا و کاپیتالیسم گرفتار شده‌اند. در چشم برهم زدنی تمام رؤیاهایشان بر باد می‌رود و خود بدل به همان چیزی می‌شوند که با آن جنگیده بودند. موضع نیل اسکو موضعی شفاف نیست، او اصلا دست به موضع‌گیری نمی‌زند، بلکه از رویدادهای سیاسی تنها یک بسترسازیِ ساده می‌کند. «خیابان» و به طور کل جهان بیرون مداخله‌ای جدی در روابط نمی‌کنند، ارجاعی سیاسی یا برآشوبنده وجود ندارد و انگیزه‌های نمایشی، پیش‌پاافتاده و دمِ دستی‌اند.
اجرای این نمایش یک آزمون و خطا برای شورای تئاتروگرافی‌ست. حرکتی اینچنین به سمت یک نمایش پاپ آمیخته به انواع کلیشه‌ها یک بازنگری در سیاست‌های اجرایی شوراست. یک نوع تمرین در برقراری ارتباط با تماشاگر جوان، با تماشاگری که امکان پیداکردن ردپاهایی از زوال را در زندگی خود دارد و هنوز به بالای سی سال بدل نشده است، هنوز پخته و عاقل و باتجربه نشده است، در واقع هنوز خرفت نشده است؛ بلکه هنوز خام است، کله‌اش بوی قرمه‌سبزی می‌دهد، و ناپخته و آماتور است. بهرام تشکر و نسرین درخشان که سبک بازیگری ... دیدن ادامه ›› متفاوتی از هم دارند و پیش از این در نمایش‌هایی به غایت متفاوت ظاهر شده‌اند، نقش مورتن و آیدا را ایفا می‌کنند. گروه اجرایی مسیری پر پیچ و خم را برای دستیابی به نقش‌ها و اتمسفر موجود در روابط دو شخصیت پشت سر گذاشت. سیاست بازنمایی بر مدار اصرارورزی بر کلیشه‌ها استوار گشت و تلاش برای «نه کاری متفاوت کردن، بلکه همان کار را متفاوت کردن» صورت گرفت. بازفعال‌سازی کلیشه‌ها از طریق بحرانی‌کردن برخی لحظه‌ها و تأکید و آکسان‌گذاری بر مفاصل ارتباطی، یک ریسک پرخطر برای اجرا بود. بحث بر سر این نیست که اجرایی قابل قبول ارائه گردد، درست برعکس، سعی شده است که شکل اجرا غیرقابل قبول باشد، نمایشی باشد، مبتنی بر میزآن‌سن‌های حداقلی بوده و تصویری تخت و بدون عمق ارائه دهد. در این شکل از اجرا بازیگران به بدن‌هایی بدل می‌شوند که مدام در حال وراجی‌اند و سر در نمی‌آورند که دقیقا چرا اینگونه شده‌اند. هربار که پرسشی بدین صورت پیش می‌آید که :«چرا ما این‌گونه شدیم؟»، سریع به جواب‌های کوته‌نظرانه و سطحی می‌رسند. آنچه روابط عاشقانه‌ی آن‌ها را دچار اختلال کرده است رفورمیسم است، فراموشی رؤیای رهایی‌ست و در مجموع یک شکست سیاسی‌ست. در جهانی که مناسبات سرمایه‌داری الفبای تمامی روابط را تعیین و تبیین می‌کند، در جهانی که امر سیاسی این اندازه شکننده شده است و در جهانی که اقتصاد میل اینچنین مصرف‌زده است، هر گونه کنش عاشقانه کنشی از پیش شکست‌خورده است. به قول آلن بدیو: «... تنها مقاوم‌ترین افراد می‌توانند از این آزمون دشوار رهایی یابند، تنها آن‌هایی که تغییرِ تفکرشان را در استمرارِ آزموده‌شده‌ی نافرمانی‌شان بلدند. تنها یک عده‌ی کوچک.» آیدا و مورتن از آن عده کوچک نیستند؛ آن‌ها همان بیشمارهایی هستند که توانایی تغییر تفکرشان را ندارند، آن‌هایی که هنوز نیاموخته‌اند تداوم نافرمانی‌شان که بارها و بارها در صحنه‌های گوناگون بکار بستند تنها به میانجی تغییر تفکرشان و نه اصلاح آن‌ها در وضعیت‌ها ممکن شده است. آن‌ها از ایده‌هایشان دست می‌کشند، به جمع «ای، زندگی این است» می‌پیوندند و با تعدیل و اصلاح ایده‌هایشان، واقعیت را می‌پذیرند. آن‌ها تمام آن رؤیابین‌هایی هستند که دیگر رؤیایی ندارند. آن‌ها شاید با کمی اغماض چیزی نظیر «ما» هستند.
کیانوش اخباری
15 دی‌ماه 1395
نمایش واقعا خوبی بود
با نمایشنامه ای که تکراری نخواهد شد
ازون مهمتر همین پمفلت و نوشته های داخل اون بود که با خوندنش کاملا به مفهوم نمایش مسلط میشی
من واقعا لذت بردم
۰۷ بهمن ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید